تحقیق رایگان با موضوع مرتبه سازی، مجتمع های مسکونی، مکتب شیکاگو

دانلود پایان نامه ارشد

تبصرهاي نماده تعيين خواهد شد كمتر نباشد و طبق ضوابط و قيمتهاي تعيين شده از طرف وزارت دارايي و وزارت آباداني و مسكن ظرف مدت 10سال از تاريخ تصويب اين قانون احداث ميكنند ،از پرداخت ماليات معاف هستند مشروط بر اينكه مدت اقساط كمتر از 8 سال نباشد.” همچنين براي اولين بار واژه بلند مرتبه سازي و آپارتمان سازي و احداث مسكن دسته جمعي در برنامه 5 ساله چهارم عمراني رژيم سابق(51-1347 ) مطرح گرديد(فصلنامه آبادی، 1374: 11-9).
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و طي شدن دوران ركود بلندمرتبه سازي ،شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران با توجه به گرايش بلند مرتبه سازي در تهران و شهرهاي بزرگ د رجلسه مورخ 24/10/1369″ضوابط و مقررات افزايش تراكم و بلند مرتبه سازي” را تصويب نمود . اهداف اين مصوبه عبارتند از(سلطانی آزاد،1376:231-219):
-استفاده بيشتر و بهتر از سطح زمين د رشهرها براي اسكان جمعيت
-تامين فضاي باز و محيط زيست بهتر
این مصوبه درهماهنگي با مصوبه مورخ1/7/ 1369شوراي اقتصاد در خصوص تقليل سطح زيربناي واحدهاي مسكوني،خط مشي هاي زيررا موردتوجه قرارداد:
-تشويق بلندمرتبه سازي
-تطبيق الگوي تفكيك با مقتضيات بلند مرتبه سازي
– تشويق به تجميع قطعات درمناطق نوسازي
– استفاده از ظرفيتهاي افزايش تراكم جمعيتي و ساختماني
-انبوه سازي و بكارگيري روشهاي صنعتي در ساختمان سازي
همچنين شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران در جلسه مورخ14/2/1371، ضوابط و مقررات منطقه بندی شهرها به مجتمع آپارتماني،چندخانواري وتك واحدي راتصويب نمود . اين مصوبه نتايج زير را دنبال می کرد :
1-منطقه بندي مجتمعهاي آپارتماني و ساختمانهاي بلند يا چند خانواري و تك واحدي متفاوت بوده و نميتوان لابلاي گسترهاي از شهر كه تك واحدي و عمدتا چند خانواري است ،مجتمع هاي آپارتماني بنا نمود.
2- كاهش سطح اشغال و همچنين استفاده از زمينهاي بزرگتر و تجميع و عدم تفكيك مورد تاكيد قرار گرفته است.
3- ارتفاع اين ساختمانها نا محدود ولي مشروط به رعايت تراكم مجاز و حقوق ساختمانهاي مجاور ميباشد.
4- طراحان اين مجموعه بايد گزارش امكان سنجي مربوط به تامين نور آفتاب وعدم اشراف را به تاييد مراجع صدور پروانه ساختمان(شهرداري) برسانند.
دركنارضوابط و مقررات فوق، گذري بر طرح ساماندهي تهران خالي از فايده نخواهدبود . طرح ساماندهي تهران در ارتباط با بلندمرتبه سازي راهبردهايي دارد كه به آنها اشاره مينماييم : “درجهت تامين بخشي از سطوح خدماتي موردنياز،لازم است ضمن تغيير كاربري قسمتي ازاراضي مسكوني در مورد افزايش تراكم ساختماني هم اقدام شود . بر اين اساس افزايش تراكم ساختماني در مقياسهاي عملي،منجر به اتخاذ سياست بلندمرتبه سازي در بخشي از اراضي مسكوني ميشود و اصولا از بلندمرتبه سازي نخست نسبت به سهم زمين مشترك و سطح اشغال ثابت زيربنا يبيشتري دست مي يابد و در زمينه دوم درصورت كاهش سطح اشغال و تثبيت زيربنا،به فضاي عمومي و فضاي باز بيشتري دسترسي پيدا ميكند”در قسمت ديگري از طرح يا شده آمده است : “تفكيك اراضي به قطعات كوچك طي ساليان متمادي باعث شده است كه فضاهاي باز شهري تدریجا بسيار كوچك، خرد و از وضعيت مطلوب و قابل بهره برداري خارج شوند و اين فضاهاي كوچك عملكرد خود را د رزمينه هاي ديگر نيز به علت اشراف اين ويژگي از دست بدهند . درهمين خصوص براي جلوگيري از خردشدن اراضي به قطعات كوچك و آزاد شدن فضاهاي كوچك براي بهره وري بيشتر ،سياستهاي تشويقي براي تجميع قطعات وعدم تفكيك قطعات بزرگ فعلي پيشنهاد ميشود . اينا ستراتژي كه مكمل استراتژي بلندمرتبه سازي است،به كمك روش تجميع،از كم شدن فضاهاي باز شهري از طريق ايجاد مجموعه هاي بلند مرتبه جلوگيري ميكند” (مهندسین مشاور زیستا، 1383).
با توجه به مشکلاتی که در اراستای اجرای این برنامه ها به وجود امد ، طرح مسکن مهر از سال 87 از سوی دولت بر مبنای سه اصل تخصیص زمین به هزینه صفر، اعطای تسهیلات ساخت، تبدیل واسطه مالکیتی به مدیریتی در راستای سیاست افزایش تولید و عرضه مسکن طراحی شدو عملیات اجرایی ان از سال 89 به صورت جدی وارد فاز اجرا و ساخت شد..
بلندمرتبه سازی در مسکن مهر نخستین موضوعی بود که مرد انتقاد قرار گرفت و کوتاه مرتبه سازی جایگزین ساخت برج های بلند در مسکن مهر شد. در همین راستا ، تأمین زمین باید جایگزین بلندمرتبه سازی در مسکن مهر شود و حداکثر طبقات در طرح مسکن مهر پنج طقه می باشد (maskannews.ir).

2-4- مفاهیم و نظرات مرتبط با مجتمع های مسکونی
شناخت تعاریف مربوط به مجتمع های مسکونی و بررسی سیر تحول تاریخی آنها در تجزیه تحلیل مسائل مربوط اهمیت بسزایی دارد. مسکن شهری را می توان به طور کلی به دو الگوی تک خانواری و آپارتمانی تقسیم کرد.
آپارتمان ها را می توان به دو گروه اصلی تقسیم نمود که در آن، ساختمانهای متعارف یا کوتاه مرتبه تا 8 طبقه، و بیش از آن بلند مرتبه یا برج نامیده می شوند (Chiara etal, 1995, p.659).مجتمع های مسکونی را نیز می توان شامل تعدادی بلوک ساختمانی در نظر گرفت که می تواند شامل گونه های مختلف مسکن (تک خانواری، آپارتمان های کوتاه و بلند مرتبه) باشند. در این مجتمع ها، بلوک های آپارتمانی در یک قطعه زمین و بر اساس طرحی از پیش تعیین شده قرار گیرند. بلوک ها می تواننددر اشکال مختلفی با یکدیگر ترکیب شوند و فضای باز در ارتباطی معنی دار با ساختمان ها قرار گیرد. از خصوصیات دیگر مجتمع های مسکونی می توان به حریم و محدوده مشخص و تفکیک شده آنها از بافت پیرامون شهری اشاره کرد که در برخی موارد می تواند آنها را به صورت جزیره ای کالبدی – اجتماعی در شهر مشخص گرداند (عینی فر، 1384: 31).
منشأ مجتمع های مسکونی به فرم امروزی را می توان در دوران پس از انقلاب صنعتی یافت. در نیمه دوم قرن نوزدهم، از دست رفتن سلامت و بهداشت و بحران های مداوم و برخوردهای اجتماعی فراوان، متفکرین اجتماعی را وادار به اندیشیدن برای انتظام بخشی به وضعیت نامطلوب شهرها نمود. به عقیده این افراد، ایجاد تغییر و رسیدن به نظمی جدید
در مقابل هرج و مرج موجود بر اساس شرایط جدید اجتماعی- اقتصادی ضروری بود و برای ایجاد این تغییر، تئوری های این افراد بر مبنای نظم دادن به اسکان افراد به عنوان مهم ترین اصل مورد توجه قرار گرفت. در این راستا، تفکر ایجاد چندین کانون یا اجتماعات الگو که هدف اصلی آنها تأمین بهداشت، سادگی، سلامت و ایمنی برای ساکنان بود، مورد توجه قرار گرفت (شوای، 1384: 96-93).
در سالهای اولیه قرن بیستم گروهی از متفکران اروپایی تلاش کردند مسایل شهری را بدون احتیاج به تغییرات اساسی اجتماعی حل نمایند. در کنار انتشار اثر هاوارد در مورد باغشهر ها، تونی گارنیه شروع به مطالعه ایده شهر صنعتی نمود. پیش بینی بلوک های آپارتمانی مجهز به خدمات عمومی بود که منعکس کننده نظریه “مجتمع مسکونی مجهز به خدمات عمومی اولیه” است. علاوه بر این، تفکرات لوکوربوزیه نیز تأثیرات فراوانی بر تکامل مجتمع های مسکونی گذارده است. به عقیده او، الگوی مسکن کم طبقه که به معنی زندگی در خانه و زمین شخصی بود، باعث هدر رفتن زمین میشد، در حالی که زندگی در ساختمانهای بلندمرتبه ای که در میان فضای سبز پراکنده شده اند، راه حلی کاراتر و بهتر در برنامه ریزی کاربری زمین می باشد (Schoenauer,2000:437).
بعد از جنگ جهانی دوم، نیازهای فوری سالهای بعد از جنگ و توسعه تکنولوژی در اروپا منجر به آن شد که فرصت تعمق و بررسی دقیق در الگوی مسکن مناسب شهری وجود نداشته باشد. در این میان، اختصاص زمین به فضای باز و سبز و تأمین خدمات کافی برای ساکنان مجموعه های آپارتمانی کاهش یافت و احداث مساکن بلند مرتبه با حداکثر تراکم شدت گرفت. در دهه 1970، با افول مکتب مدرنیسم، سبک جدیدی در شهرسازی و معماری ایجاد گردید که نقطه اوج این تفکرات نو در بیانیه کنگره جهانی معماران در سال 1976 در ونکوور کاندا منعکس شد که برخلاف منشور آتن با اختصاص دادن محور کار خود به طراحی مسکن و فضای باز به موارد ذیل اتکا نمود (دلال پور محمدی، 1375: 577):
بایستی با ارتفاع کم تراکم بالا به وجود آورد.
بایستی در طراحی مسکن به تأمین فضای باز و سبز مناسب و مطلوب اهمیت بیشتری داد.
با پیدایش مفهوم توسعه پایدار و شهر پایدار، امروزه نظریاتی نظیر شهر فشرده، سیاست های تحکیم شهری و عدم تمرکز متمرکز در کنار رویکردهایی نظیر ایجاد واحدهای همسایگی مطرح گردیده اند؛ به طوریکه در عصر حاضر، توسعه مسکونی در شهرها به معنای ایجاد محیطی مناسب برای سکونت بوده و دیگر صرفاً به مفهوم تولید سقف و سرپناه نیست (عزیزی و ملک محمد نژاد، 1386: 29).
از آنجایی که بلند مرتبه سازی یکی از الگوهای رایج زندگی شهری است جهت تنظیم چهارچوب نظری، از نظریات مکتب شیکاگو، مدرنیسم، فن گرایی، امایش انسانی، پست مدرنیسم، توسعه پایدار شهری و رویکرد پایداری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت.

2-4-1-مکتب شیکاگو:
اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دوره رشد و شکوفایی اقتصادی امریکا و رقابت ان با کشورهای اروپایی بر
سر تصاحب ثروت های جهانی است.رشد سریع اقتصادی و تمرکزسرمایه از یک سو و قدرت گرفتن تفکر اکولوژی اجتماعی از سوی دیگر، زمینه ساز رقابت بین شرکت های تجاری و خانواده ها برای دستیابی به نقاط
مطلوب شهر بودند.
در کنار عوامل فوق افزایش استفاده از اهن و فولاد، اختراع اسانسور و افزایش استفاده از برق ابی از جمله عواملی بودند که زمینه توسعه عمودی بخش مرکزی شهر شیکاگو و احداث ساختمان های بلند مرتبه در ان فراهم اوردند و به ظهور مکتب شیکاگو کمک کردند. از اصول ان می توان به بلند مرتبه سازی، اجتناب از تزیین داخل و خارج بنا او گسترش استفاده از ساختمان های بلند برای کاربری های مسکونی نام برد.(زیاری، 1379، 11 و صدوقیانزاده ،1375،12).

2- 4-2-مکتب مدرنیسم یا نوگرایی:
این مکتب بیش از سایر جنبش های فکری در شکل گیری و رشد عمودی بافت شهرها در قرن بیستم موثر بوده است. از مشهورترین نظریه پردازان این مکتب می توان به تونی گارنیه، لوکوبورزیه و والتر گروبیوس اشاره کرد.
از اصول این مکتب،””کلیت گرایی در طراحی شهری، تفکیک فضایی عملکردها در شهر، تأکید بر توسعه عمودی شهرها جهت ازاد کردن سطح زمین برای ضای سبز، اتأکید بر بلند مرتبه سازی در تأمین مسکن به منظور دستیابی به نور، هوا، تابش افتاب و فضای سبز، اهمیت دادن به اتومبیل در حمل ونقل شهری و تولید انبوه جهت صرفه اقتصادی است” (مدنی پور،1380: 9-288).
منشور اتن میثاق مشترک پیروان این مکتب است که در رابطه با نگرش بلندمرتبه سازی نکات جالبی را مطرح نموده است.از جمله در ماده 29 امده است ،ساختمان های بلند که هر یک با فاصله زیاد نسبت به دیگری قرار می گیرند، می بایست زمین را برای فضای بزرگ و سبز ازاد بگذارند، ساختمان های بلند می بایست با فواصل زیاد از همدیگر ساخته شوند و گرنه ارتفاع انها به جای انکه سازنده بهبودی باشد ، تنها به وخیم کردن وضعی که در حال وجود دارد کمک خواهد کرد(فلامکی،29:1355).
اوج شکوفایی این مکتب دهه های بعد از جنگ جهانی دوم است که بعدها به علت بی توجهی به نیازهای فرهنگی – اجتماعی انسان، عدم موفقیت در تأمین مسکن محرومین، ترویج استفاده بیش از حد اتومبیل و هویت زدایی از مراکز شهری بشدت مورد انتقاد قرار گرفت.

2-4-3- مکتب ساخت گرایی:
این نظریه از دو جهت بر زندگی در تراکم های بسیار بالا تأکید دارد؛ یکی به لحاظ جوابگویی به افزایش جمعیت در اینده و دیگری به خاطر حفظ اراضی مزروعی. از امکانات تکنولوژی مدرن حد اکثر استفاده را نموده و بر این اساس باد هدف کارایی و راحتی را کاملا تأمین کرده باشد(لینچ ، 1376: 514).
پیروان این مکتب معتقدند که شهرسازی مدرن نتوانسته به طور کامل از فن استفاده نماید، باید تکنولوژی هندسه را ارتقا داده وبه طرف سازه های پیچیده و مصالح جدید، قدم بر داریم. تکنولوژی مدرن به ما این امکان را می دهد که در اینده ای نزدیک هر موقع نیاز باشد، سکونتگاه های پیشرفته ای طراحی کنیم که هم سطح

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع مرتبه سازی، سازمان ملل، مجتمع های مسکونی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع مرتبه سازی، توسعه پاید، توسعه پایدار