تحقیق رایگان با موضوع قرآن کریم، کنترل اجتماعی، جامعه اسلامی، کدگذاری محوری

دانلود پایان نامه ارشد

در ارتباط با اشخاص دیگر (بر اساس شأن نزول آیه)
و [نيز] بر آن سه تن كه بر جاى مانده بودند [و قبول توبه آنان به تعويق افتاد] تا آنجا كه زمين با همه فراخى‏اش بر آنان تنگ شد و از خود به تنگ آمدند و دانستند كه پناهى از خدا جز به سوى او نيست. پس [خدا] به آنان [توفيق] توبه داد تا توبه كنند. بىترديد خدا همان توبه‏پذير مهربان است877.
4-17-2- کدگذاری محوری
پس از انجام كدگذاري باز، در مرحله كدگذاري محوري، مفاهيم مشابه و همجنس از نظر معنايي در قالب مقولههای مهم طبقهبندي ميشود. اين مقولهها، سطح بالاتري از انتزاع دارد و دومين مرحله در جهت «رويش نظريه» است که در جدول شماره 2، آورده شده است:
جدول شماره 2: کدگذاری محوری
تعداد
مؤلفه
مقولهها
19
کشتن، آویختن بر دار، قصاص نفس
سلب حیات
7
شلاق زدن، آزار دادن، قطع کردن دست، قصاص عضو، قطع کردن دست و پا عکس هم
تنبیه بدنی
18
زندان، حصر، حبس خانگی، به خدمت صاحب حق درآمدن، محرومیت از ارتباط آزادنه با دیگران، تبعید (نفی و جلاء)
سلب آزادی

در ايجاد مقولههاي مهم، سعي شده است كه هركدام از مقولهها به لحاظ نظري، انسجام قابل قبولي داشته باشد. اينك توضيح مختصري درباره هر يك از اين مقولههای مهم بیان خواهد شد.
4-17-2- 1- سلب حیات:
مجازات سلب حیات که به طور معمول از آن به اعدام تعبیر میشود، به معنای کشتن و گرفتن حق حیات از انسان است. این مجازات به سکل های گوناگونی انجام میشود. قرآن کریم، عناوین مختلفی را برای اشاره به این راهکار به کار برده است. این عناوین عبارت است از:
قتل (کشتن): در ده آیه از قرآن، برای بیانِ اعدام کجروها، مطلق مفهوم کشتن به کار رفته است.
تصلیب (به دار آویختن): صَلب در لغت، به معنای دار زدن براى کشتن است. این روش، در میان اقوام دیگر، به ویژه رومیها رایج بوده است. در پنج آیه از آیات قرآن، اشاره به این مفهوم بر اساس گزارش وجود مجازاتِ «به دار آویختن» در دوران گذشته است. مواردی مانند اینکه فرعون، ساحرانِ ایمان آورنده به حضرت موسی را تهدید به این گونه مرگ کرد، یا اینکه همزندانی حضرت یوسف، به این نوعِ از مجازات محکوم شد. همچنین در آیة دیگر، به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی(ع) نفی شده است. صلیب شکلهای گوناگونی دارد؛ اما بیشتر دو چوب عمودی و افقی است که همدیگر را در وسط چوب عمودی یا در بالای آن قطع میکنند. در وسط آن، میخی وجود دارد که مصلوب را با طناب به آن میبندند و نیز دستهای او را با میخ به چوب افقی میبندند (قرشی، 1371، ج4، ص139-140؛ مصطفوی، 1360، ج‏6، ص263-264).
فقط در یکی از آیات قرآن، تصلیب به عنوان يكى از چهار مجازاتِ محارب محسوب شده است. محارب، كسى است كه امنيّت عمومى را به هم زده و ايجاد ناامنى و سلب آسايش كند. با توجه به روايات، اگر حاكم صلاح بداند، او را سه روز به دار ميآويزند، پس از آن بزير آورده و بر او نماز ميخواند و دفن ميكند.
در معنای «به صلیب کشیدن» در این آیه نیز اختلاف است که آیا به این معناست که ابتدا، فرد کشته میشود و بعد به دار آویخته میشود، یا اینکه او را به صورت زنده دار میزنند تا مرگ او فرا رسد. در روایات آمده است که محارب سه روز بر دار باقی میماند و روز چهارم پایین آورده میشود (حر عاملی، 1409، ج28، ص318).
ملاحظۀ اين احاديث نشان ميدهد كه اول محارب را ميكشند، سپس مرده‌اش را به دار مى‌زنند؛ چنانكه شيخ طوسى آيه را حمل بر ترتيب كرده و فتوى داده كه پيش از قتل، «صلب» جايز نيست؛ ولى شيخ مفيد و ابن ادريس، آيه را حمل بر تخيير كرده و گفته‌اند زنده به دار زده ميشود( منتظری، 1408، ص 14). دار زدن در صورت صلاح ديدن حاكم، براى آن است كه مردم او را مصلوب ديده، متنبه شوند و ايجاد ناامنى نكنند (قرشی، 1371، ج4، ص139-140).
اما اینکه «تصلیب»، به معنای حلقآویز کردن و کشتن او به واسطه خفه شدن باشد، این آیه بر آن دلالت ندارد؛ زیرا تصلیب به معنای بسته شدن به شکل صلیب و ماندن او به همان شکل به مدت چند روز است و هیچ اشارهای به خفه کردن مجرم ندارد.
«قصاص» (مقابله به مثل در جنايت عمدى): قصاص را به آن دلیل «قصاص» میگويند كه در تعقيب جنايت و به دنبال آن است. اینکه قرآن کریم با کلمه‏ «يا أُولِي الْأَلْبابِ»، عاقلان را خطاب قرار میدهد -و میگوید: براى شما در قصاص، زندگى است- به این معناست که هر انسان که بداند در صورت كشتن دیگری، او را خواهند كشت، كسى را نميكشد. در واقع، این حکم مانع ارتکاب قتل و در نتیجه، سبب حیات و زنده ماندن مردم میشود (همان، ج‏6، ص12). به بیان دیگر، حکم قصاص، حکمی عقلایی است که صاحبان عقل و انديشه از هر دین و مذهب خواهند دانست كه حكم قصاص به صلاح جامعه و سبب حفظ حيات جامعه است.
4-17-2- 2-تنبیه بدنی:
عناوینی که برای اشاره به این مفهوم در قرآن آمده، عبارت است از :
اذی (آزار دادن): در یک آیه، این عنوان آمده که نوع تنبیه، به شکل مطلق بیان شده و به حالت خاصی از آن اشاره نشده است. در کتابهای لغت، اذی به معنای «ما يتكرّه و ما لايلائم» آمده است؛ بنابراین، ايذاء به معنای «إيصال ما يكرهه» (رساندن چیزی به شخص که سبب ناراحتی او میشود) است (مصطفوی، 1360، ص65-66). در مفردات راغب آمده است: «الْأَذَى‏: ما يصل الى الحيوان من الضرر إمّا في نفسه أو جسمه أو تبعاته دنيويّا كان أو اخرويّا‏» (راغب اصفهانى، 1412، ص 71 ).
جَلد (شلاق زدن): در دو آیه، به مفهوم «جلد» (شلاق زدن) اشاره شده است. در آیه اول، مجازاتی برای تنبیه کجروهای جنسی تعیین شده است. در آیه دیگر، مجازات اشخاصی است که تهمت زنا به زنان شوهردار میزنند. در این آیات، نوع تنبیه (شلاق زدن) مشخص شده است.
قطع کردن دست: در یک آیه و درباره مجازات دزد مطرح شده است.
قصاص عضو: در یک آیه از قرآن به صورت کلی بیان شده است که اگر شخصی به عمد جراحتی بر دیگری وارد کند، یا اینکه عضوی را از بین برد، این حق برای قربانی وجود دارد که به همان میزان، جراحت بر کجرو وارد کند.
قطع کردن دست و پا از خلاف: در دو آیه به این گونه از تنبیه اشاره شده است. مورد اول، گزارشی از این نوع تنبیه است که فرعون با آن، ساحران ایمانآورنده به حضرت موسی را تهدید کرد. در یک آیه هم این تنبیه را یکی از مجازاتهای تعیین شده برای «محارب» و «مفسد فی الارض» است.
4-17-2- 3- سلب آزادی:
یکی از راههای تنبیه و مجازات کجروها و در نتیجه، جلوگیری از کجروی، سلب آزادی کجرو است. در قرآن کریم، 14 آیه با عناوین گوناگون دربارة مجازاتهای سالب آزادی آمده است:
* سجن (زندان): این مفهومی است که به زندان مصطلح امروزی اشاره دارد؛ یعنی «مکانی اختصاصی برای نگهداری کجروها»؛ به همین دلیل، در ترجمة آن به زبان فارسی از لغت «زندان» استفاده شده است. هشت آیه از قرآن کریم به این مفهوم اشاره دارد که گزارشی از وجود زندان در ادوار گذشتة تاریخ است و هیچ موردی از آن، به عنوان مجازات نوعی خاص از کجروی در جامعه اسلامی نیست. به بیان دیگر، در قرآن کریم، مجازات زندان به شکل امروزی و با سازمانی مشخص به عنوان یکی از حدود شرعی معین شده برای کجروها مطرح نشده است. 878 اما این به معنای مشروع نبودن زندان نیست، زیرا در روایات اسلامی به زندان کردن برخی از کجروها تصریح شده است.
* حبس (بازداشت): این مفهوم، در یک آیه از قرآن بیان شده است. این آیه به نگهداری شاهدان برای قسم خوردن و ادای شهادت تا بعد از نماز عصر اشاره دارد. مفهوم برداشت شده از این آیه، به معنای «بازداشت موقت» است.
* امساک (نگهداری و حبس ابد): این مفهوم نیز در یک آیه از قرآن آمده و آن دربارة حکم زنانی است که مرتکب فحشاء شده بودند و چهار شاهد بر ارتکاب جرم از طرف آنان اقامه شده بود. البته همانطور که در پاورقی آیه در مرحله کدگذاری اولیه گذشت« مجازات حبس ابد برای زنان بدکار، یک حکم موقت در اسلام بود و شاهد موقت بودن ان در خود آیه وجود دارد که می فرماید: یا اینکه خدا راهی برای آنان قرار دهد؛ راه جدید پس از آماده شدن محیط و افکار عمومی جامعه قرار داده شد(همان گونه که در برخی از روایات از امام صادق(ع)نیز حکایت شده است) و آن حکم سنگسار کردن زنان شوهردار و نیز حکم تازیانه ی زنان غیر شوهردار است که در آیات نخست سورة نور نازل شد(رضایی اصفهانی، ص 159).
این اشخاص باید بر اساس حکم اولیه، به مانند حکم رایج در زمان جاهلیت، تا پایان مرگ در خانه زندانی میشدند. مفهوم برداشت شده از این آیه «حبس خانگی» است.
* حصر (بازداشت کردن): مفهوم حصر در یک آیه آمده که حکم دربارة مشرکان است و قرآن به دستگیری و در حصر قرار دادن آنها دستور داده است.
* نفی به معنای زندانی شدن: فقها و مفسران با استفاده از روایات، یکی از معانی و مصادیق نفی را زندان در نظر گرفتهاند. به گفته این محققان، زندان میتواند یکی از مصادیق نفی از بلد (شهر و خانه) باشد.
* گرو گرفته شدن کجرو: یکی از مجازاتهای رایج در کنعان در زمان حضرت یعقوب این بود که «خود شخص» در برابر تخلف دزدی در اختیار فردی قرار میگرفت که کالای او دزدیده شده بود. قرآن در یک آیه به این مفهوم اشاره دارد.
* ایجاد محدودیت در ارتباط با دیگران: در دو آیه به این مفهوم اشاره شده است. یک آیه در باب حکمی است که حضرت موسی برای مجازات سامری صادر کرد. مورد دوم نیز آیه ای است که در آن به قطع ارتباط با سه نفری که در جهاد شرکت نکرده بودند اشاره دارد. که سرانجام این سه نفر با این روش از کار خود پشیمان می شوند و توبه می کنند.
* تبعید: از جمله مفاهیمی که در قرآن کریم برای اشاره به عنوان تبعید به کار رفته، «نفی» (تبعید شدن) است. یک آیه به این مفهوم اشاره دارد و آن هم یکی از مجازاتهای تعیین شده برای کجروهایی است که «محارب» یا «مفسد در زمین» هستند. در صورتی که جرم این اشخاص در حد اعدام نباشد، تبعید میشوند.
* جلاء: این مفهوم، به معنای خروج از شهر يا اخراج از آن است و در دو آیه به آن اشاره شده است. این آیات بر این مطلب دلالت دارد که تبعید درباره گروهی خاص انجام گرفته و برای گروهی هم پذیرفتن آن مشکل بوده است.

نمودار شماره 16: راهکارهای کنترل فیزیکی
نتایج
مؤلفه ها
فرایندها
پیشگیری از بازگشت کجرو به کجروی
بازگرداندن کجرو از کجروی
حذف کجروان خطرناک از جامعه
تأمین امنیت اجتماعی
سلب حیات
تنبیه بدنی
سلب آزادی
کنترل اجتماعی رسمی (مجازات فیزیکی)

فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری

مسالة مورد پژوهش در اين تحقيق، « کنترل اجتماعی از دیدگاه آموزه های قرآن» بود. زيرا بر اساس آنچه در فصل اول، تحت عنوانِ: «بيان مساله» مطرح شد، شيوع تأمل‏برانگيز رفتارهاي نابهنجار در شکل های گوناگون، عواطف جامعه اسلامي ايران را جريحه‏دار کرده و موضوعِ صيانت از كيان ديني جامعه و ارزشهاي حاكم بر آن را به يك «مسئله اجتماعي» تبدیل كرده است. از طرف ديگر، به لحاظ نظري، نیز هنوز نظریة ای اسلامی برای کنترل اجتماعی بر اساس نگاه جامع به منابع اسلامی (آیات و روایات) ارائه نشده است. بنابراین، یکی از مسائل مورد نیاز برای کنترل و پیشگیری از کجروی در جامعه اسلامی ایران، ارائه راهکارهای قابل قبول در این باره از دیدگاه اسلام است. از آنجا که ریشة تعالیم اسلام در قرآن قرار دارد، متناسب با موضوعِ تحقیق، در این پژوهش به دیدگاه آموزه های قرآن در بارة راهکارهای کنترل کجروی پرداخته شده است.
در اين فصل سعي شده است به سوالات تحقيق، به نحوي مختصر پاسخ داده شود تا ضمن فراهم شدن امكان مرور سريع نتايج تحقيق براي خوانندگان، آمادگي لازم جهت بحث و نتيجه گيري ِ نهايي پيرامون موضوع مورد بررسي، حاصل گردد. در نهایت الگوی نظری از راهکارهای کنترل کجروی از دیدگاه آموزه های قرآن بر اساس سه عنصر: زمینه ها، فرایندها و نتایج ارائه شده است. در پرسش های تحقیق دو محور اصلی وجود دارد: 1. انواع کنترل اجتماعی و راهکارهای اجرایی آنها از دیدگاه آموزه های قرآن،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع بازداشت موقت، ادای شهادت Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی روش پژوهش، دانشگاه تهران، عرفان اسلامی، تحلیل ساختاری