تحقیق رایگان با موضوع قتل شبه عمد، مجنی علیه، عنصر معنوی

دانلود پایان نامه ارشد

يَقْتُلُ مِثْلُهُ » 122 . یعنی خطای شبه عمد آن است که قصد وقوع فعل بر او را با چيزی که مثل آن کشنده نيست دارد اما قتل او را نمي‌خواهد.
علامه حلی شبه عمد را چنین تعریف می کند :
« فهو أن يكون عامدا في فعله، مخطئا في قصده، مثل: أن يضرب للتأديب فيموت، أو يقصد ضربه بما لا يقتل غالبا بقصد العدوان »123 . یعنی شبه عمد آن است که در فعلش عامد و در قصد خطاکار باشد ، مثل اینکه به جهت تادیب بزند پس بمیرد یا زدن او را قصد کند یا چیزی که غالبا کشنده نیست از روی ظلم .

صاحب جواهر مي‌گويد:
«و ضابط شبيه العمد أن يكون عامدا في فعله و هو الضرب للتأديب أو المزح أو نحوهما مما لم يرد به القتل » . 124 یعنی قتل شبيه عمد اين است كه مرتكب جرم در انجام كار خود كه زدن براي تأديب يا مزاح و مانند اين است و قصد قتل را ندارد .
قتل شبه عمد آن است که شخصی بدون قصد و با عملی که غالبا کشنده نیست دیگری را بکشد . شبه عمد به نام های دیگری مانند « عمد شبه خطا » ، « خطای شبه عمد » و « عمد الخطا » نیز بیان می گردد . قتلی که جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مانند آن که کسی را به قصد تادیب به نحوی که نوعا سبب جنایت نمی شود بزند و اتفاقا موجب جنایت گردد . 125
هرگاه شخصی کاری را انجام دهد که منجر به مرگ کسی بشود در صورتی که انجام دادن آن کار را بر آن شخص قصد کرده بود ولکن قصد قتل او را نداشت و کار هم غالبا موجب مرگ نمی شود چنین قتلی را قتل شبه عمد می گویند .
این قتل را از آن جهت شبه عمد نامیده اند که گرچه خطاست اما شبیه عمد می باشد زیرا مرتکب ، عمد در فعل دارد و از آن جهت که قصد نتیجه را ندارد شبیه خطاست . 126
عنصر قانونی :
علاوه بر ماده 291 ق . م . ا مصوب سال 92 که در باب جنایات شبه عمدی بود ، در تبصره 3 بند ج ماده 295 ق . م . ا مصوب سال 70 ذکر شده است که :
قتل يا جرح يا نقص عضو كه بطور خطاء شبيه عمد واقع مي شود ، و آن در صورتي است كه جاني قصد فعلي را كه نوعا سبب جنايت نمي شود داشته باشد و قصد جنايت را نسبت به مجني عليه نداشته باشد مانند آنكه كسي را به قصد تاديب بنحوي كه نوعا سبب جنايت نمي شود بزند و اتفاقا موجب جنايت گردد يا طبيبي مباشرتا بيماري را بطور متعارف معالجه كند و اتفاقا سبب جنایت بر او شود .
عنصر مادی :
همانطور که در قتل عمد مطرح شد وجود شخص قاتل و شخص مجنی علیه زنده و نیز وجود رابطه علیت بین فعل ارتکابی و قتل عناصر مادی این جرم به حساب می آیند لذا به دلیل تکرار از توضیح تفصیلی می پرهیزیم .
عنصر معنوی :
در واقع ملاک اصلی تمایز در قتل عمدی و غیر عمدی همانطور که در مطالب فوق ذکر شد ، تفاوت در عنصر معنوی می باشد ، لذا در این قسم که قتل در حکم شبه عمد می باشد و از مصادیق جرائم غیر عمدی است ، عنصر معنوی از نظر روانی به معنی عدم تفکر ، بی دقتی و یا عدم توجه در اقدام و اموری است که مخاطره آمیز می باشد .127 بنابر ماده 145 ق .م . ا سال 92 تحقق جرائم غیر عمدی، منوط به احراز تقصیر مرتکب است . و نیز در تبصره همین ماده مقرر می دارد : « تقصیر اعم از بی احتیاطی و بی مبالاتی است. مسامحه، غفلت، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی و مانند آنها، حسب مورد، از مصادیق بی احتیاطی یا بی مبالاتی محسوب می شود. » لذا در اینجا عنصر معنوی ، تقصیر می باشد که اعم از بی احتیاطی ، بی مبالاتی و امثال آن است که در ذیل به تعریف اجمالی این مفاهیم می پردازیم :
بی احتیاطی :
بی احتیاطی یعنی فعلی توام با خطا که شخص محتاط و عاقبت اندیش مرتکب آن نمی شود . بی احتیاطی به معنای اقدام به امری است که باید از آن دوری شود بنابراین حالت ایجابی دارد . مانند راننده وانت بار که مسافر بر روی بارها سوار می کند .128
بی احتیاط آنچنان کسی است که بدون پیش بینی های لازم و متعارف اقدام به عملی می کند که منجر به صدمه بدنی یا تضرر شخص دیگر می شود ، پس شخص بی احتیاط در یک حالت خلا ذهنی محض و در یک عالم بی خبری و نادانی اقدام به عمل ضرری ارادی می کند .129
بی مبالاتی :
بی مبالاتی به معنای ترک کاری است که باید انجام شود بنابراین حالت سلبی دارد . 130در اصطلاح حقوقی بنا به مشهور ، بی احتیاطی به صورت ترک فعل است ، بعضی ها فراموش کردن یا ترک احتیاط لازم را بی مبالاتی گویند . در واقع بی مبالاتی از اهمال ، و مسامحه و سهل انگاری و فراموشی حاصل می شود ؛ مانند بی احتیاطی در جلوگیری از سرایت بیماری مسری . برخی از حقوقدانان مانند گارسون معتقدند بی مبالاتی همان بی احتیاطی به صورت ترک فعل و خودداری از انجام فعلی است که به جا آوردن آن شرط احتیاط بوده است .
بی مبالاتی ممکن است به دو صورت محقق شود :
1 – مرتکب نتیجه وعواقب عمل خود را که صرفا و با توجه به اوضاع و احوال موجود قابل پیش بینی بوده است پیش بینی نمی کند و احتیاطات لازم را به عمل نمی آورد .
2 – با آنکه مرتکب ، آن عواقب را پیش بینی می کند ، به جهتی از جهات به آنها توجه نمی نماید و یا اشتباه و مسامحه می کند یا به علت عدم مهارت و نظایر آن چنین می انگارد که آن نتیجه قابل پیش بینی ، بوجود نخواهد آمد .131
خطا :
خطا عبارت است از انجام یا خودداری از انجام کاری است که در ارتکاب آن ، احتمال ایراد صدمه یا زیان به غیر و یا اختلال در امری از امور اجتماعی وجود دارد .
خطا دارای دو جنبه مادی و معنوی است . جنبه مادی خطا ، همان بی احتیاطی ، بی مبالاتی ، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی است ولی جنبه معنوی خطا عدم تفکر و کوتاهی در تفکر است .
غفلت :
غفلت یا فراموشی ، سهل انگاری و بی توجهی را مترادف می دانند . دید عرفی غفلت را ترک فعل می داند . حقوقدانان نیز غفلت را نوعی تخطی از جنس ترک فعل می دانند .
مسامحه و اهمال :
این دو واژه به معانی آسان گرفتن ، سهل انگاری ، کوتاهی کردن و سستی آمده است و در قوانین بسیاری در کنار هم به کار برده شده اند ( مواد 543 . 544 . 548. 550 ق . م . ا مصوب 1375. ( برای توضیحات بیشتر در مورد مسامحه به فصل اول قسمت مسئولیت کیفری مسامحه ای رجوع شود . )

با توجه به تعاریفی که از مفاهیم فوق ذکر شد ، لازمه تحقق یک قتل شبه عمد وجود یک نوع قصور و کوتاهی که در زمره مفاهیم فوق قرار گیرد ، می باشد . بنابراین در انتقال غیر عمدی بیماری منجر به مرگ ، نیز وجود یکی از این مفاهیم ضروری است ، بدین ترتیب که شخص ناقل به عنوان مثال به یک ارتباط جنسی بدون احتیاط و پیش گیری های لازم مبادرت نماید و در نهایت بیماری خود را بر اثر سهل انگاری و یک اشتباه ساده و عدم استفاده از وسایل برقراری یک رابطه جنسی مطمئن به شریک جنسی خود ولو در بسیاری از موارد همسر خود منتقل نماید . در این مثال ، انتقال این بیماری کشنده و مرگ شخص در حکم قتل شبه عمد قابل تعقیب خواهد بود .
و اما دومین قسم قتل غیر عمدی ، تحت عنوان قتل خطا در فقه و حقوق ما مطرح گردیده است و لذا قبل از بررسی مجازات قتل شبه عمد به آشنایی با قتل خطای محض پرداخته و سپس مجازات های متناسب هر دو قسم قتل شبه عمد و قتل خطا را بیان می نماییم .

2 . قتل خطای محض :
هرگاه کسی در اثر فعل شخصی کشته شود درحالی که این شخص نه تنها قصد قتل مقتول را نداشته باشد بلکه قصد ایراد فعل علیه مجنی علیه را هم نداشته است . چنین قتلی را قتل خطا محض گویند .
از امام صادق ( ع ) روایاتی به شرح زیر وارد شده است :
« وَ إِنَّمَا الْخَطَأُ أَنْ تُرِيدَ الشَّيْ‌ءَ فَتُصِيبَ غَيْرَهُ » 132.
یعنی خطا آن است که شخص چیزی را قصد کند و به غیر آن اصابت نماید .
« قُلْتُ أَرْمِي الشَّاةَ فَأُصِيبُ رَجُلًا- قَالَ هَذَا الْخَطَأُ الَّذِي لَا شَكَّ فِيهِ » 133.
یعنی به حضرت گفتم : به گوسفند می اندازم ولی به مردی اصابت می کند . فرمود : این خطائی است که هیچ گونه شکی در آن نیست .
امام راحل می فرماید :
« الخطأ المحض المعبر عنه بالخطإ الذي لا شبهة فيه هو ان لا يقصد الفعل و لا القتل كمن رمي صيداً أو ألقى حجراً فأصاب إنساناً فقتله، و منه لو رمى إنساناً مهدور الدم فأصاب إنساناً آخر فقتله »134 . یعنی خطای محض که تعبیر شده از آن به خطائی که هیچ شبهه ای در آن نیست ، آن است که نه قصد فعل وجود دارد و نه قصد قتل مثل شخصی که تیری به سوی صیدی پرتاب می کند یا به طرف سنگی نشانه گیری می کند ولی به انسانی اصابت می کند و او را می کشد و جز خطای محض است وقتی که تیری به طرف انسانی که مهدور الدم است ، پرتاب می کند و تیر به انسان دیگری اصابت می کند و او را می کشد .
بنابر تعاریف دیگر نیز ، خطاي محض آن است که شخص جاني قصد قتل ندارد و آلت نيز قتاله نيست يعني نه او در ايراد صدمه عامد است و نه در نتيجه حاصل از اين قاصد مي باشد، مانند شخصي که به قصد شکار کردن حيواني تير مي اندازد و آن تير از آن حيوان رد مي شود و انساني را مي کشد .
و نیز آن است که قاتل نه در فعل و نه در حصول نتيجه آن نسبت به شخص مقتول عمد نداشته باشد مثل اينکه کاردي براي کشتن محارب خود بياندازد و او بگريزد و کارد به شخص ديگري که دفعتاً ظاهر شود اصابت کند و او بميرد (مثال مباشرت) و يا تيري براي شکار آهو بياندازد و باد مسير آن را عوض کند و به عابري بخورد و بميرد (مثال تسبيب) .
ضابطه قتل خطای محض این است که : قاتل در هر دو ؛ یعنی هم در کاری که انجام داده و هم در نتیجه ای که از آن می خواسته اشتباه کند .
عنصر قانونی :
برای رکن قانونی می توان به بند الف ماده 295 ق . م . ا اشاره کرد :
قتل يا جرح يا نقص عضو كه بطور خطاء محض واقع مي شود و آن در صورتي است كه جاني نه قصد جنايت نسبت به مجني عليه راداشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را مانند آنكه تيري را به قصد شكاري رها كند و به شخصي برخورد نمايد .
و همچنین می توان به تبصره یک ماده ۲۹۵ قانون مذکور که در جنایت دیوانه و نابالغ است و نیز بند پ ماده 292 ق . م . ا مصوب 92 که جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنیٌ علیه را داشته باشد و نه قصد ایراد فعل واقع شده بر او را، مانند آنکه تیری به قصد شکار رها کند و به فردی برخورد نماید را از اقسام جنایت خطای محض بر شمرده ، اشاره کرد .
عنصر مادی :
مانند قتل‌های عمدی و شبه عمدی رکن مادی قتل خطاء محض شخص زنده‌ای است که حیات او به وسیله قانون حمایت شده و فعل مثبت مادی قتل خطاء محض بر روی او اتفاق افتاده است . باید توجه داشت که عمل باید مثبت و مادی باشد و ترک عمل رکن مادی چنین قتل‌هایی محسوب نمی‌شود به طور مثال همان‌طور که در حادثه ذکر شده عنوان شد باید تیری شلیک شده باشد .
عنصر معنوی :
در قتلهای خطا محض نه تنها قاتل انگیزه‌ی قتل نداشته بلکه عمل جنایت نیز با قصد و اراده او انجام نمی‌شود و در نگاهی کلی مرتکب فاقد قصد است . بنابر این خطای محض در صورتی رخ می دهد که همراه با خطای جزائی نباشد و گرنه در حکم شبه عمد خواهد بود .
لذا رکن معنوی در قتل خطا محض از دو امر سلبی تشکیل یافته است :
1- عدم قصد فعل بر مجنی علیه
2- عدم قصد قتل مجنی علیه
فقدان امر سلبی اول موجب می شود که قتل داخل در قسم قتل شبه عمد گردد و فقدان امر سلبی دوم باعث می شود که قتل تحت قتل عمد قرار نگیرد .
با توجه به توضیحات فوق ، انتقال بیماری مسری کشنده توسط ناقل چنانچه فاقد اراده و قصد و حاصل یک خطا و اشتباه محض باشد ، قتل خطای محض به شمار می آید و تنها مجازات دیه را به دنبال دارد .

بررسی فقهی حقوقی مجازات قتل غیر عمدی توسط ناقل بیماری :
از آن جا که قتل شبه عمد و خطا هر دو غیر عمدی به حساب آمده ، در این قسمت مجازات هر دو قسم را مطرح می نماییم .
در قرآن کریم این گونه آمده است :
« وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِ‌يرُ‌ رَ‌قَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَن يَصَّدَّقُوا فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع مجنی علیه، قتل شبه عمد، رابطه سببیت Next Entries تحقیق رایگان با موضوع قتل شبه عمد، قتل عمد، ضرب و جرح