تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ عامه، علوم اجتماعی، ادبیات شفاهی، فارسی زبان

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان فرهنگ و از فرهنگ به معنای تمدن یاد می شود .به این دلیل فرهنگ به تمدن بسیار شبیه است و حتی گاهی قابل جایگزینی با هم نیز بوده اند در حالی که در سنت آلمانی مفهوم فرهنگ با مفهوم تمدن متفاوت است .لدا مفهوم فرهنگ در این سنت در مقابل تمدن قرار می گیرد .
در قرن بیستم رقابت ملی گرایان فرانسوی و آلمانی و رویارویی خشونتن آمیز آنان در جنگ 1918-1914مناظره ایدئ.لوژیک بر سر دو تصور متفاوت از فرهنگ به جنگ هم رفتند .فرانسوی هااز فرهنگ دفاع می کردند و آلمانی ها مدافع ملیت بودند .این دو تصویر متفاوت از فرهنگ مبنای دو رویکرد متضاد در علوم اجتماعی معاصر بوده است .
می توان گفت نخستین تعریف نسبتا کامل و ارزنده از فرهنگ را ادواردتایلور انسان شناس معروف انگلیسی و بنیان گذار انسان شناسی فرهنگی به دست داد .وی در سال 1871 در کتاب معروفش ” فرهنگ ابتدایی” به تعریف رسمی و جامع از فرهنگ پرداخت و این تعریف را در نخستین جملات کتابش چنین بازگو کرد: فرهنگ یا تمدن ؛مجموعه ی پیچیده ای است که در برگیرنده ی دانستنی ها ؛اعتقادات ؛هنرها ؛اخلاقیات ؛قوانین ؛عادات و هر گونه چیز دیگری است که به وسیله انسان به عنوان عضو جامعه سبک شده است .وضع فرهنگ میان جوامع گوناگون بشری تا جایی که در اصول کلی قابل تحقیق باشند موضوعی است مناسب برای بررسی قوانین اندیشه و کنش انسانی “( بیهقی ؛ص9)
استوارت هال یکی از چهره های اصلی مطالعات فرهنگی است که تعریف جدیدی از فرهنگ ارائه داده است : فرهنگ : کارهای زیست شده ای است که مشخصه جامعه ؛طبقه یا گروه خاصی در دوره ای خاص از تاریخ است .
تفاوت میان جهان های غربی و جهان شرقی :کشف جهان جدید: تحول معنای فرهنگ از معنای واقعی خود (پرورش اندیشه و استعداد)به معنای مجازی آن (عمل وضعیت و حالت اندیشه )باعث شد که حتی مردم شناسان به جای اینکه توضیح بدهند فرهنگ چه باید باشد به این بپردازند که چه عملی فرهنگی است .لذا از قرن هجدهم به بعد مردم شناسان و مورخان از جوامع مختلف با جهانی خارج از جهان غربی و با عبارت هایی چون “جهان بدوی” “جهان شرقی ” جهان عقب افتاده و غیره رو به رو شدند و ماهیت رابطه میان این جهان ها دغدغه اصلی و بحث آن ها شد.
کوش در این باره می گوید: مفهوم فرهنگ جز جدایی ناپذیر تفکر در علوم اجتماعی است .می توان گفت که برای تفکر درباره ی وحدت همراه با تنوع بشریت به صورتی متفاوت با زیست شناسی این مفهوم مورد نیاز علوم اجتماعی است .به نظر می رسد که این مفهوم رضایت بخش ترین پاسخ را در برابر پرسشی ارئه می کند که درباره تفاوت موجود میان ملت ها مطرح است زیرا همگام با پیشرفت هایی که در شناخت ویژگی های ژنتیک جمعیت های انسانی و پاسخ نژادی بیش از پیش و به تدریج بی اعتبار به نظر می رسد .انسان اساسا مجودی فرهنگی است( بهار ص5-7)
شیوه های اصلی تعریف فرهنگ : شیوه تعریف فرهنگ که تاکنون در علوم اجتماعی طی شده است .شیوه های طولانی در بسیاری از مواقع موجب صرف وقت و انرژی گزافی بوده است .بنابر این یافتن راه حلی مناسب برای رسیدن به معنای مناسب درباره فرهنگ ضروری است .
در تعریف فرهنگ دو تلاش عمده صورت گرفته است :1- تلاش سنتی در تعریف فرهنگ . 2- تلاش مدرن در تعریف فرهنگ .
در تعریف سنتی از فرهنگ همسانی مشخص میان جامعه و فرهنگ وجود دارد .در این تعریف بیشتر به توصیف ویژگی های فرهنگ مانند پویایی ؛سازمان یافتگی ؛فرهنگ آموختگی ؛جامعه عام و وابسته بودن فرهنگ به نماد ها می پردازد.
می توان گفت در این جا مفهوم فرهنگ و جامعه متقابلا قابل جایگزینی با یکدیگر به کار برده ایم .اما در جامعه شناسی و مردم شناسی تمایزهای مهمی میان این دو وجود دارد .یکی از دلایل ارتباط بین جامعه و فرهنگ آن است که بحث فرهنگ بحث کلی است و تمامی رفتارهای انسانی را در بر می گیرد .بلینگتون از زبان داگلاس معتقد است که کوشش های مردم شناسان فرهنگی برای جدا کردن فرهنگ از بقیه ی رفتار انسانی تا اندازه ای ناموفق بوده است .در عین حال فرهنگ از اجزای متفاوت تشکیل می شود .فرهنگ پویا و سازمان یافته است و وسیله ای است که با آن افراد خود را با زندگی اجتماعی تطبیق می دهند و بیان خلاق را فرا می گیرند .
اما در تعریف مدرن از فرهنگ بیشتر منظر فرهنگ زندگی روزمره و فرهنگ به معنای شیوه و مرام زندگی دنبال شده است .تعریف جدید از فرهنگ به گاه فرهنگی جامعه بر می گردد.برای مثال حتی مردم شناسان جدید نیز از کسانی اند که به روی آرمان فرهنگ به عنوان یک کل و شیوه زندگی تاکید می ورزند .بیلینگتون ضمن تقسیم فرهنگ به آشکار و پنهان معتقد است که فرهنگ ها طرح هایی برای زندگی کردن اند که در جریان عمل شکل می گیرند دانشمندان جامعه لازم است که هم فرهنگ آشکار را که مستقیما قابل مشاهده است و تا اندازه ی زیادی نیز از جانب کسانی که در آن سهیم اند و آگاهانه قابل درک است مشاهده کنند و هم فرهنگ پنهان را که کلوکهان آن را انتزاع رده دوم می داند .این طور به نظر می رسد که منظور او چیزی شبیه نظر “شوتز” پدیده شناس است .یعنی تفاوت میان مفاهیم حکمت عامیانه –درک آشکاری که همگان از فرهنگ دارند – و مفاهیم انتزاعی تر فرهنگ که توسط دانشمندان اجتماعی برای درک معانی نمادین و معناهای دیگر آن به وجود آمده است(همان ص 26)
3-2-1-مفاهیم و وویژگی ها ی فرهنگ عامه
فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم جست .اصولا فرهنگ در متن زندگی جریان دارد.ما زمانی می توانیم به حریم فرهنگ راه پیدا کنیم که آن را به صورت جزئی از زندگی ببینیم .باید فرهنگ در زندگی روزانه مان حضور داشته باشد آنچه را با عنوان فرهنگ مردم می شناسیم دقیقا بیانگر زندگی توده مردم است و بررسی و شناخت آن برای تدوین تاریخ و جامعه شناسی ما ضرورت کامل دارند.ارزش بخشیدن به فرهنگ مردم در واقع ارج نهادن به مردم است .به این خاطر که مردم از فرهنگ شان جدا نیستند و این فرهنگ آن هاست که آن ها را می سازد و به آن ارزش می بخشد.
با آنکه بیش از یک قرن از آشنایی با واژه و مفهوم فرهنگ می گذرد هنوز تعریفی در خور آن به دست نیامده است .تعریف ها همه ناقص اند و هیچ کدام به اصطلاح جامع و مانع نیستند .
فرهنگ مردم ترجمه کلمه “فولکولور”22 است. این کلمه را نخستین بار ویلیام جی تامس23 باستان شناس انگلیسی (1885.م)وضع کرده و آن را طی نامه ای با امضای مستعار آمبرزو مرتون درنشریه ی لندن در تاریخ 22 اوت 1846 به چاپ رساند .وی در توضیح این اصطلاح تاکید داشت که مطلب و موضوعاتی از قبیل عادات و مشاهدات و خرافات و ترانه ها و اصطلاحات و غیر از این ها باید از ادوار قدیم تدوین شود.تا هم در آینده پژوهشگران بتوانند از این طریق به اطلاعات مورد علاقه ی خود دست یابند و همچنین بدین وسیله بتوان زوال و فنای آثار و اندیشه ها و ادبیات عامه جلوگیری کرد.
کلمه فولکولور مرکب از دو جزء فولک و لور که جزء اول را در فارسی به مردم غتوده ؛عامه ؛خلق و عوام ترجمه کرده اند و بخش دوم را به دانش ؛آگاهی ؛دانستنی ؛معلومات ؛حکمت و کلماتی از این گونه برگردانده اند.
روی هم رفته مترجمان فارسی زبان در برابر فولکولور اصطلاحات فرهنگ مردم، فرهنگ توده ،دانش عوام ؛حکمت عامیانه ؛ فلسفه عوام ؛معرفت عامه ؛دانستنی های عوام ؛فرهنگ عامه ؛فرهنگ قومی ؛آداب و رسوم و اعتقادات عامه ؛اخلاق عامیانه ؛توده شناسی و عباراتی ازاین قبیل آورده اند.هنوز بین این مترجمان نوافقی دیده نشده که تنها یک اصطلاح را برگزینند و به این اختلاف آراء خاتمه دهند.همچنین مترجمان و پژوهشگران فارسی زبان برای فولکولوریت یعنی کسی که به تحقیق پیرامون این علم می پردازد و در این طریق صاحب نظر است ؛هنوز نام و عنوان مورد قبولی ارائه نکرده اند.از مسائلی که باعث اختلاف نظر و تنوع در تعریف این اصطلاح شده خود کلمه فولک یا مردم است که در این مورد فولکولور شناسان نظریات نارسا و متفاوتی ابراز داشته اند.برخی از محققان ؛فرهنگ ایلات و عشایر و مردم کوهپایه نشین و روستاهای دو از شهر را فولکولور دانسته اند.گروهی به فرهنگ جوامع و قدیم و مردم ابتدایی توجه کرده و فرهنگ آن ها دارد شمار فرهنگ توده آورده اند.در حالی که باید گفت فولکولور در بین تمام جوامع هست.مردم شهر ها مانند روستا نشین ها از فولکولور بهره ورند.حتی مردم شهر های صنعتی و کشورهایی که از تاریخ کهنی برخوردار نیستنددارای فرهنگ عامه هستند.
کارگران کارخانه ها و مراکز صنعتی ایالات متحده آمریکا برای خود ترانه ها و هزلیات و مراسمی دارندکه جزء فولکولور ؛نامی بر آن نمی توان نهاد.حتی اگر در جایی یک خانواده که کوچک ترین واحد اجتماع است به سر برد آن خانواده هم دارای فرهنگ عامه خواهد بود . بسیاری از محققین ؛فولکولور را تمام موضوع هایی می دانند که به طور شفاهی و دهان به دهان نقل و نشر می یابد و به طور سینه به سینه از گذشتگان به آیندگان می رسد این تعریف ؛طرفداران زیادی بین مردم شناسان دارد.با این همه تعریفی ناقص است زیرا جوامعی که از سواد و نوشتن بی بهره اند تمام موضوعات را به صورت شفاهی می آموزند.مثل یاد گرفتن زبان؛شیوه پیدا کردن خوراک ؛استفاده از پوشاک ؛روش مسواک زدن و اشتغال به حرفه و کار و جزآن .دیگر بعضی کارهاست که با دیدن و مشاهده مستقیم و دقت کردن و شرکت در مراسم می توان آموخت و انتقال داد و از آن هاست آموختن کارهای دستی ؛بازی؛رقص و بعضی ادا و اطوار که احتیاج به فراگیری از طریق زبان ندارد و با نگریستن و تقلید کردن می توان فوت و فن آن ها را یاد گرفت و به عمل در آورد.
ضمنا در بعضی از قسمت های فرهنگ عامه احتیاج به نوشتن و کتابت احساس می شود که نمونه آن را در نگارش یادگاری ها می بینیم که نگارندگان به خاطر اینکه نقشی از آن ها باز ماند به نوشتن آن اقدام کرده اند.زیرا در نظام هستی پایداری و بقایی نمی دیدند.از نمونه های دیگر که نیاز به نگاشتن در آن حتمی است می توان از سنگ قبرها؛نقش و نگارها؛ثبت و ظبط زمان تولد کودک پشت جلد قران ها ؛اذکار ؛ادعیه و طلسمات نام برد.
گروهی فقط ادبیات شفاهی را که شمال ترانه ها؛قصه ها ؛چیستان ها ؛هزلیات ؛متکلک ها؛شوخی ؛لطیفه ها؛پندارها؛باورها؛داوری ها و…می شود فولکولور می دانند.ادبیات شفاهی سینه به سینه از پدران و مادران به فرزندان می رسد.و رها از قید وثبت ثبت و ظبط نگارش است که خود یکی از ویژگی های فرهنگ عامه محسوب می شود.جمعی از محققین فرهنگ عامه از جمله “وان ژنیب”24فرانسوی(متوفی 1975)معتقدات و اعمالی را که بدون فلسفه در نظریه انجام می شود فولکولور خوانده اند و معتقد است هر چیزی که عادت آدمی است می تواند جزء فرهنگ مردم به شمار آید .آن ها برای نمونه از غذا خوردن ؛خوابیدن و عادتی این گونه یاد کرده اند.
گروهی عادت و رفتاری را فولکولور می نامند که در مواقعی که مصداق پیدا کند تکرار می شود.مثلا بین ترانه های عامه ؛ترانه های مبارک باد و لالایی را فولکولور می دانند.به لحاظ اینکه هر وقت عروسی برپا شودیا هر وقت بچه را بخوابانند این ترانه ها تداعی شده و خوانده می شود.و مربوط به یکی دوبار نیست بلکه در میان نسل ها بای می ماند و ادامه می یابد.مرحوم هدایت از قول “سن تیو” تعریفی نقل می کند بدین مضمون که ” فولکولور به مطالعه زندگی توده عوام در کشورهای متمدن می پردازدبه معنی که موارد فولکولور در نزد ملل یافت می شود که که دارای دو پرورش باشند .یکی مربوط به طبقه تحصیل کرده و یکی مربوط به طبقه عوام .بلاخره هدایت نتیجه می گیرد ” به طور اجمال ؛فولکلور آشنایی به رورش معنوی اکثریت است و در مقابل مردمان تحصیل کرده در میان یک ملت متمدن.
با این همه نمی توان تعریفی که “سی اس برن”25در فولکلور به دست داده ندیده گرفت .او در مقاله ای با عنوان “فوکلور چیست” آن را چنین تعریف کرده است : فولکلور در واقع نحوه جهان بینی و روان شناسی انسان عامی و اندیشه او در باب فلسفه ؛دین ؛علوم ؛نهادهای اجتماعی ؛تشریفات و جشن ها ؛اشعار و ترانه ها ؛هنر های عامیانه و ادبیات شفاهی است “
برای دریافت زمینه و قلمرو فرهنگ مردم به جاست به نظریه “سی اس برن ” در همان مقاله یاد شده اشاره شود.وی معتقد است “

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ عامه، علوم انسانی، علوم اجتماعی، واژه نامه Next Entries تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ عامه، آداب و رسوم، ادبیات شفاهی، اساطیر ایران