تحقیق رایگان با موضوع عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، منابع سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

دارند.

3-2) پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
پياده سازي يک سيستم ERP از فعاليت هايي است که عموماً چالش برانگيز است. از يکسو بازه زماني فرآيند پياده سازي ممکن است از يک تا پنج سال بطول بيانجامد و از سويي ديگر سازمان در اين فرآيند با عوامل متعددي مواجه شود که اگر نتواند بدرستي آن ها را هماهنگ سازد، ممکن است به وضعيت عملکرديِ بدتري نسبت به وضعيت قبلي خود دچار شود. تحقيقات متعددي در حوزه ERP ها صورت گرفته است که تراکم عمده آن ها معطوف به عوامل حياتي موفقيت پياده سازي است. دليل اصلي اين توجه اين است که کنترل و مديريت اين عوامل، تاثير بسزايي در موفقيت پياده سازي ERP دارد.

1-3-2) چرخه حيات سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
براي پياده سازي يک سيستم ERP لازم است تا سازمان درگير فرآيندي موسوم به فرآيند پياده سازي شود. فرآيندي که متشکل از يکسري مراحل و فازهاي اجرايي است که از آن به عنوان چرخه حيات ERP ياد مي شود. پيش از آن که سازمان بتواند فازهاي پياده سازي يک سيستم ERPرا پشت سر بگذارد؛ ممکن است درگير موانع و مقاومت هايي گردد که خاص آن مرحله ي مربوطه باشد. محققين و پژوهشگران مختلف، مراحل متفاوتي را براي پياده سازي يک سيستم ERP برشمرده اند. بَنکرافت و همکاران (1998) پنج مرحله را براي پياده سازي پيشنهاد داده اند. اين پنج مرحله و فعاليت هاي مربوط به آن ها عبارتند از:
* تمرکز: شامل استقرار کميته راهبري، انتخاب و تشکيل تيم پروژه، توسعه اصول راهنماي پروژه و طرح ريزي پروژه.
* وضعيت موجود: شامل تحليل وضعيت فعلي فرآيندهاي کسب و کار، نصب سيستم ERP، نگاشت12 به فرآيندهاي کسب و کار و کارآموزي تيم پروژه.
* وضعيت مطلوب: شامل طراحي سطح بالا و تفصيلي بمنظور پذيرش کاربران، نمونه سازي تعاملي13 و برقراري ارتباط پايدار با کاربران.
* ساخت و آزمايش: شامل توسعه پيکره بندي فراگير، آزمايش نمونه با داده هاي واقعي، ساخت و آزمايش واسط کاربري، ثبت و آزمايش گزارشات و کاربرد کاربران.
* پياده سازي واقعي: شامل ساخت شبکه ها، نصب بر سيستم هاي کاربران14 ، مديريت آموزش و حمايت از کاربران.
راس (1999) مسير پياده سازي را مشتمل بر پنج مرحله مي داند.
* طراحي: اين مرحله از نگاه راس، به تصميم سازيِ سازمان پيرامون تغيير فرآيندهاي کسب و کار يا سفارشي سازي بسته ERP منجر مي شود. اگر چه وي اشاره مي کند که درجه اي از تغيير فرآيند در پياده سازي ERP اجتناب ناپذير است.
* پياده سازي: اين مرحله به تعهد پايدار و مستمر سازمان در انجام فرآيندهاي کسب و کار اشاره دارد. از نيازمندي هاي ضروري اين مرحله؛ آموزش و کارآموزي در اين زمينه است که ERP چگونه فرآيندهاي کسب و کار را تغيير مي دهد. تعيين نوع استراتژي پياده سازي، از تصميمات اساسي اي است که سازمان بايد در اين مرحله اتخاذ کند. پياده سازي مرحله به مرحله (phased) و پياده سازي کل سيستم به يکباره (big bang) از مشهورترين استراتژي هايي است که سازمان ها براي پياده سازي در نظر مي گيرند. البته راس (1999) تاکيد مي کند اين که چه راهبرد پياده سازي اي مناسب سازمان است؛ بايد بر اساس اندازه سازمان، پيچيدگي، ساختار، منابع و نگرش کارکنان به تغيير ؛ تعيين شود.
* تثبيت15: در اين مرحله که ممکن است تا دوازده ماه پس از استقرار سيستم بطول بيانجامد؛ سيستم و فرآيندهاي جديد سازمان مورد استفاده قرار مي گيرند. طي اين مرحله ضروري است که تيم پياده سازي ضمن پشتيباني از کاربران؛ ارتباط و تعامل نزديکي با عرضه کننده و مشاور سازمان برقرار نمايد تا اشکالات احتمالي در زمان اجراي سيستم را برطرف کند.
* بهبود مستمر: اين مرحله پس از کسب منافع حاصل از عمليات سازمان آغاز مي شود و شامل افزايش ماژول هايي است که بخش کارکردي سيستم را توسعه مي دهد. علاوه بر اين، برخي اقدامات اصلاحي همچون خودکار سازي فروش، پيش بيني فروش و تبادل الکترونيکي داده، جزء اين فاز از چرخه حيات ERP محسوب مي شوند.
* تحول16 : اين مرحله شامل تغييرات پايدار در مورد سازمان هايي است که از فرصت بوجود آمده از ERP استفاده مي کنند. اين فرصت شامل تغيير مرزهاي سازماني، بازتعريفي فرآيندهاي تصميم سازي سازمان، افزايش سطح مشتري محوري، فرآيند گرايي بيشتر و ارتقاء سطح ارتباطي و پيوند بين مشتريان، شرکاء و تامين کنندگان با سازمان است. اگر چه بسياري از شرکت ها برنامه ريزي چنين تحولي را انجام مي دهند، ليکن تعداد کمي از آن ها به اين تحول دست مي يابند.
مارکوس و تَنيس (2000) چهار مرحله را براي پياده سازي ERP برمي شمارند:
* تصميم به شروع17: در اين مرحله سازمان در خصوص پذيرش يا عدم پذيرش ERP تصميم مي گيرد. در صورت پذيرش؛ سازمان بايد فرآيندهاي انتخاب در حوزه تيم پياده سازي، قهرمانان پروژه، نرم افزار، شرکاي پياده سازي را عملياتي کرده و طرح ريزي پروژه به همراه برنامه زمان بندي آن را تدوين نمايد.
* پروژه: در اين مرحله سيستم اجرايي شده و مورد استفاده کاربران نهايي قرار مي گيرد. فعاليت هاي کليدي اين مرحله شامل پيکره بندي و يکپارچه سازي سيستم، آزمايش، تبديل اطلاعات، آموزش و کارآموزي و در نهايت Roll out کردن سيستم است.
* افت18: در اين فاز، سازمان ضمن برطرف سازي اشکالات بسته نرم افزاري؛ تمهيدات لازم را انجام مي دهد تا سيستم کارکرد طبيعي عمليات خود را در پيداکرده و تثبيت شود. اين مرحله، فاصله زماني بين اجراي سيستم و عمليات طبيعي19 (کاربرد عادي) سيستم را در بر مي گيرد. بازآموزي از ديگر مواردي است که ممکن است در اين مقطع به آن نياز باشد.
* پيشرفت20 : اين مرحله شامل نگهداشت سيستم، پشتيباني از کاربران، اکتساب نتايج، بروزرساني و توسعه سيستم مي باشد. در راستاي انطباق با نيازهاي در حال رشد کسب و کار؛ سازمان در اين مرحله به ارتقاء سيستم ERP و فراگردهاي کسب و کار خود مي پردازد.
استوس و پاستور (1999) ضمن بررسي سيستم هاي ERP، چرخه حيات 6 مرحله اي زير را پيشنهاد کردند(شکل 1-2). از آن جا که چرخه حيات پيشنهادي استوس و پاسور (1999) مراحل پس از پياده سازي را نيز دربر مي گيرد؛ بايد مدل پيشنهادي آن ها را مدلي دانست که از جامعيت بيشتري نسبت به ساير چرخه ها برخوردار است. اين مراحل عبارتند از:
* تصميم به انطباق: در اين مرحله، مديريت با توجه به چالش هاي کسب و کار و راهبرد سازماني؛ در مورد پياده سازي يا عدم پياده سازي يک سيستم ERP تصميم گيري مي کند. اين تصميم تعريف نيازمندي ها، اهداف و منافع سيستم به همراه تحليل تاثير پذيرش ERP در سطوح کسب و کار و سازمان؛ را در بر مي گيرد.
* اکتساب21 : اکتساب شامل انتخاب محصولي است که بيشترين تناسب را با سازمان داشته باشد، بنحوي که نياز به کمترين سطح سفارشي سازي در سيستم ايجاد کند. در اين مرحله ضروري است سازمان يک شرکت مشاور مناسب را انتخاب نمايد تا سازمان را در پست سر نهادن ساير مراحل چرخه حيات ERP -بويژه مرحله پياده سازي- ياري کند. فاکتورهايي چون قيمت، آموزش و خدمات نگهداري از مؤلفه هايي است که در اين انتخاب سهيم هستند. تحليل بازگشت سرمايه (ROI) و تنظيم قرارداد از ديگر اقدامات مرحله اکتساب هستند.
* پياده سازي : در اين مرحله سازمان درگير سفارشي سازي،پارامتري کردن و پذيرش سيستم؛ مطابق با نيازهاي خود مي شود.
* کاربرد و نگهداري : شامل کاربرد سيستم جديد و حصول منافع مورد انتظار سازمان است. توجه به جنبه هاي کارکردي، رفع اشکالات، بهينه سازي و بهبود سيستم هاي عمومي از ديگر اقدامات اين مرحله است.
* تکامل22: شامل يکپارچه سازي توانايي هاي بيشتر در سيستم ERP است. اين توانايي ها ممکن است در برگيرنده طرح ريزي و برنامه زمانبندي پيشرفته، مديريت زنجيره تامين، مديريت ارتباط با مشتري، گردش کار و توسعه همکاري با شرکاي خارجي؛ گردد.
* بازنشستگي: با ظهور فناوري هاي نوين، توسعه نيازهاي سازمان و ناکارآمد بودن ERPفعلي؛ ممکن است مديريت تصميم بگيرد که سيستم ERPفعلي را جايگزين نمايد.

شکل 1-2) چرخه حيات سيستم هاي ERP (استوس و پاستور، 1999)
استوس و پاستور (1999) همچنين از 4 فاکتور محصول، فرآيند، افراد و مديريت تغيير بعنوان ابعاد چرخه حيات ياد مي کنند. اين ابعاد نقاط ديدي هستند که بايد در مراحل مختلف چرخه حيات مورد توجه و تحليل قرار گيرند.
شنکس و همکاران (2000) با ترکيب مدل راس (1999) و مدل مارکوس و تنيس (2000) به يک مدل پياده سازي چهار مرحله اي رسيدند. مراحل اين مدل بترتيب عبارتند از:
* برنامه ريزي: اين مرحله شامل تمرکز بر کسب و کار (برگرفته از فاز “تصميم به شروع” مدل مارکوس و تنيس (2000) ) و تاکيد بر جنبه هاي فني (برگرفته از فاز “طراحي” از مدل راس (1999) ) است.
* پياده سازي: اين مرحله همان مرحله “پياده سازي” از مدل راس (1999) را در بر مي گيرد.
* تثبيت : اين مرحله نيز مشابه مرحله تثبيت از مدل راس (1999) است. همکاري مبتني بر رفع اشکال از فعاليت هاي حائز اهميت اين مرحله است.
* بهبود : اين مرحله شامل اعمال هر دو نوع تغيير جزئي و راديکال به فرآيندهاي کسب و کار مطابق با مرحله پيشرفت مدل مارکوس و تنيس (2000) است.

2-3-2) موفقيت پياده سازي ERP
در پيشينه تحقيقات صورت گرفته، تعاريف متعددي از موفقيت پياده سازي يک سيستم اطلاعاتي ارائه شده است. برخي از اين تحقيقات، مؤلفه هاي عملکردي؛ برخي رضايت کاربران و برخي ديگر ابعاد مديريت پروژه را بعنوان شاخص هاي موفقيت پياده سازي يک سيستم ERP تعريف کرده اند. اين ابعاد شامل ميزان تناسب و انطباق زمان و هزينه صرف شده پروژه با زمان و هزينه برنامه ريزي شده مي شود. دلون و مک لين (1992) در مطالعه خود اشاره مي کنند که نمي توان يک سنجه واحد را براي موفقيت پياده سازي يک سيستم اطلاعاتي به کار برد. آن ها در يک مدل، 6 عامل مختلف را توسعه دادند. کيفيت سيستم، کيفيت اطلاعات، کاربرد، رضايت خاطر کاربران، تاثير فردي23 و سازماني24. کيفيت سيستم به مشخصات سيستم که توليد کننده اطلاعات محسوب مي شود، اشاره دارد. کيفيت اطلاعات بر مشخصات و قالب مطلوب اطلاعات تاکيد دارد. کاربرد و رضايت کاربران، وضعيت تعامل کاربران با سيستم را تحليل مي کند. تاثير انفرادي، تاثير سيستم در تصميم سازي هاي سازماني را مورد ارزيابي قرار مي دهد و تاثير سازماني نيز اين تاثير را بر عملکرد سازمان مي سنجد. دلون و مک لين (1992) نشان دادند که عوامل کيفيت سيستم و اطلاعات بر کاربرد و رضايت خاطر کاربران تاثير دارد. آن ها نشان دادند که فاکتورهاي کاربرد و رضايت کاربران در ارتباط با يکديگر بوده و از طريق تاثير فردي بر عملکرد سازماني تاثير گذارند. ويکسوم و واتسون (2001) ميان مفهوم موفقيت پياده سازي يک سيستم اطلاعاتي در سه حوزه تمايز قائل مي شوند:
1) موفقيت سازماني پياده سازي.
2) موفقيت پروژه اي پياده سازي و
3) موفقيت فني پياده سازي
موفقيت سازماني اشاره به سطح پذيرش سيستم توسط کاربران و يکپارچه سازي آن با فرآيندهاي کسب و کار دارد (مارکوس و همکاران، 2000). موفقيت پروژه اي شامل تحقق اهداف کارکردي، برنامه ريزي و بودجه اي پياده سازي (فينچ، 2003؛ اولسون، 2004) بوده و موفقيت فني نيز شکست موانع فني در راه پياده سازي را در بر مي گيرد (ويکسوم و واتسون، 2001). از آن جا که ERP ها نيز از انواع سيستم هاي اطلاعاتي محسوب مي شوند؛ بنابراين تعاريف ارائه شده از موفقيت پياده سازي در مورد آن ها هم صدق مي کند. ژنگ و همکاران (2005) هفت سنجه موفقيت مختلف را در پيشينه تحقيق مربوط به حوزه ERP شناسايي و به شرح زير طبقه بندي کردند:
1) رضايت کاربران (يوسف و همکاران، 2004؛ المشعري و همکاران، 2003؛ مندل و گاناسکاران، 2002؛ انگ و همکاران، 1995 و1994؛ بِرنز و تِرنيپ سيد، 1991؛ وايت ، 1984).
2) بهبود عملکرد کسب و کار مورد انتظار (يوسف و همکاران، 2004؛ المشعري و همکاران، 2003؛ مندل و گاناسکاران، 2002؛ مارکوس و همکاران، 2000؛ ).
3) طرح طبقه بندي ABCD اوليور وايت (بِرنز و تِرنيپ سيد، 1991؛ ويلسون و همکاران، 1994).
4)

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع منابع سازمان، بهبود عملکرد، عملکرد کسب وکار Next Entries تحقیق رایگان با موضوع پياده، سازي، ERP