تحقیق رایگان با موضوع علوم طبیعی، مفهوم خدا، اعتقاد دینی، نظریه بنیادی

دانلود پایان نامه ارشد

انسان، یعنی احساس، رابطه عمیق و گستردهای دارد. حال میتوان پرسید آیا احساس هیچ نقشی در معرفت ندارد؟ آیا دین میتواند برای شکاف بین نظر و عمل- ذهنیت و عینیت و… پاسخی بیابد و ارائه دهد؟ همانطور که میبینیم با وجود تمام انتقاداتی که الاهیدانان به فلسفه وارد کردهاند این نکته اصلی مغفول مانده است؛ بیشتر ناسازگاری فلسفه و الاهیات برخاسته از این شکافهاست و پیشفرضهای جانشین به جای پیشفرضهای اشتباه فلسفی ارائه نگردیده است. دینداران در بدترین شرایط به انکار فلسفه پرداختند و در بهترین شرایط فلسفه و دین را دو مسیر جدا از هم دانستند.
از طرفی اساسیترین مسأله الاهیات و دین که همان اثبات وجود خداست، هنوز بیپاسخ و مورد اختلاف است. مسألهای که اگر اثبات شود، بسیاری از مسائل دیگر برای مخاطب بیمورد خواهند بود. دین باید با هر ابزاری که میتواند عقلانی- غیرعقلانی- تجربی- علمی و … وجود خدا را اثبات کند و اگر نمیتواند پس دینداران به اندازه یک تاریخ از آغاز جهان تاکنون باخود دروغ گفتهاند و خود را با امری موهوم که خدا نام دارد، فریفتهاند. بیشک اگر خدا قادر و عالم مطلق است، ابزار اثبات وجودش را برای انسان فراهم کرده است. ابزاری که انسان هنوز بدان دست نیافته و یا بدان توجه نکرده است.
آلدوس هاکسلی میگوید: «معرفتی که محبت و معرفت خدا همراهی و تکمیلش کند چیزی است یکسره متفاوت با ,پرهیزکاری کاتبان و فریسیان، که ,به نظر مسیح، از جملهی بدترین شرور اخلاقی بود.(ملکیان، 1381، ص158).

منابع
الف. فارسی
1- آلوین پلنتینگا،(1384). خدا، اختیار و شر. ترجمه محمد سعیدی مهر. قم: مؤسسه فرهنگی طه
2- پترسون، مایکل و دیگران.(1376). عقل و اعتقاد دینی. ترجمه احمد نراقی،ابراهیم سلطانی. تهران: انتشارات طرح نو.
3- کویئین، فیلیپ ال و دیگران.(1387). صفات خدا، مقالاتی از: راهنمای فلسفه دین. ترجمه رضا بخشایش. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
4- یزدانی، عباس. “ارزیابی پاسخ پلنتینگا به«مسأله شر به مثابه دلیلی علیه وجود خدا»”. (1388). قبستان. سال چهاردهم. 1-22
5- مشارکت نندگان ویکی پدیا،«برهان شر»، دانشنامه آزاد(بازیابی 4 آوریل 2010).
6- ملکیان، مصطفی . (1387). سیری در سپهر جان: مقالات و مقولاتی در معنویت، تهران:نشر شور.

ب. انگلیسی
1- Dostoveski, Fyodor,1976, The Brothers Karamazove, trance. Constance Garnet, New Yourk: Norton, 1976
2- Flew, A, 1995, “Divine Omnipotence and Human Freedom”, in New Essay in philosophical Theology (London SCM) “Adam
3- Gifford, Adam. ” The Dictionary of National Biography, Volume VII Finch-Gloucester(1886)
4- Hume, David, The Natural History of Religion, ed,H. E. Root (Stanford University Press, 1957),
5- Jake, Stanley. L, Lord Gifford and His Lectures: A Centenary Retrospct, (Edinburgh: Scottish Academic Press, 1986)
6- John Polkinghorne, Belief in God in an Age of Science(2003)
7- Mackie, J. L. 1995, “Evil and Omnipotence” , in The Philosophy of Religion, ed, Basil Mitchell, London: Oxford University Press.
8- McCloskey, H. J, “God and Evil”, American Philosophical Quarterly, (October 1978) : 290-300
9- Plantinga, Alvin, The Nature of Necessity, (Oxford, Clorendon Press, 1974)
10- Stuart Mill. John, Three Essay on Religion,(New Yourk: Henry Hold and Company, 1878)

فهرست تفصیلی
فصل 1. مسأله شر و برهان بر مبنای شر
در این بخش از رویکردم به مسأله شر دفاع میکنم: تصمیم من برای توجه به مسأله شر از طریق بررسی برهان شر است. من بین چندین “مسأله شر” متفاوت و چندین “برهان شر” متفاوت تمایز قائل میشوم. و این عقیده را که یک مسأله فراگیر1 شر وجود دارد، بررسی میکنم، مسألهای که هم در مقابل خداباوران قرار میگیرد و هم ملحدان و نتیجه میگیرم که این عقیده کاملاً اشتباه است.

فصل 2. تصور خدا
من یک فهرست کم و بیش سنتی از “صفات الهی” ارائه میدهم و نتیجه میگیرم که این لیست نشاندهندهی تلاشی است برای بیان تفصیلیِ عقیده آنسلمی در خصوص “چیزی که بزرگتر از آن قابل تصور نیست”. من معتقدم مفهوم خدا باید به این معنای آنسلمی استنباط شود و معقول نیست فرض کرد که “چیزی که بزرگتر از آن قابل تصور نیست” باید فاقد همه صفات موجود در لیست سنتی باشد. من این سؤال را مطرح میکنم و سعی دارم بدان پاسخ دهم: تا چه حدی ممکن است لیست سنتی صفات الهی را بازنگری کرد بیآنکه بدین طریق مفهوم دیگری را به جای مفهوم خدا قرار دهیم؟

فصل 3. اشکال فلسفی
نظر من در این سخنرانیها آنست که استدلال شر مخدوش است. اما معنی اشکال یک برهان فلسفی چیست؟ نظر من آنست که اگر یک برهان فلسفی نتواند از آزمون مشخصی بگذرد، اشکال دارد. این آزمون، قدرتی است که این برهان از موافقت اعضای بیطرفی که به نمایش آرمانی گوش دادهاند، به دست میآورد. این برهان توسط یک مدافع آرمانی برهان در حضور مخاطبین آرمانیی که اعضای آن در آغاز هیچ تمایلی به پذیرش یا ردّ نتایج آن ندارند مطرح میشود؛ مدافع، برهان را به منتقد آرمانی عرضه میکند، {منتقدی} که وظیفه او نشان دادن همهی ضعفهای احتمالی برهان به مخاطبان آگنوستیک آرمانی خواهد بود. اگر -با در نظر داشتن مکان و زمان کافی- مدافع برهان نتواند آن را برای متقاعد کردن حضاری که باید نتایج آن را بپذیرند، بکار برد، این برهان مخدوش است.
فصل 4. برهان فراگیر شر
برهان فراگیر شر بر اساس مقدمهای در باب کلیت شر آغاز میشود (در اصل رنج) که واقعاً وجود دارد. در اینجا این اعتقاد عامیانه که برهان شر را به عنوان “چیزی بیش از یک برهان فلسفی” فرض کنیم چیزی اخلاقاً قابل اعتراض وجود دارد، بررسی و رد کردهام. من ارائه این برهان را در حضور آگنوستیکهای آرمانی ترسیم میکنم و در آغاز مشاجره میان ملحدی که مدافع آرمانی برهان است و موحدی که منتقد آرمانی برهان است را به تصویر میکشم. ابتدا نظریه “دفاعیه” مطرح میشود: یعنی اعتقاد به داستانی که هم شامل خداست و هم همهی شروری که واقعاً وجود دارد، داستانی که گرچه به عنوان {امری} صادق مطرح نیست اما “برای همه کسانی که آن را میشناسند صادق است”. من موحدی را مثال میزنم که تعبیر “دفاعیه آزاد” را به عنوان داستانی که بر اساس آن شرور جهان نتیجه سوءاستفاده مخلوقات از اراده آزاد است به کار میبرد.

فصل اول
مسأله شر2و برهان بر مبنای شر3

مانند اکثر سخنرانان گیفورد من زمانی را صرف وصیتنامه گیفورد وسخنرانیهای پیشین لرد گیفورد کردهام. موضوع سخنرانیها که ارث لرد گیفورد از آن حمایت میکند، قرار بود چنین باشد:
الاهیات طبیعی درگستردهترین معنای آن، به عبارت دیگر معرفت به خدا، نامتناهی4، مطلق5، علت نخستین ویگانه علت، جوهر واحد و مجرد6، موجود صرف7، واقعیت صرف، وجود صرف، شناخت ذات و صفات او، شناخت نسبتهایی که بشر و تمام مخلوقات جهان با او دارند، شناخت سرشت و بنیاد اخلاق و اخلاقیات و الزامات و وظایف برخاسته از آنها. [1]
افزون بر این
آرزو دارم سخنرانان دربارهی موضوعشان، برترین همهی علوم ممکن، به عبارت دیگر دربارهی تنها علم یعنی موجود نامتناهی به عنوان یک علم صرفاً طبیعی بحث کنند بیآنکه به مفروض استثنایی خاصی یا وحی8 معجزهآمیزی ارجاع دهد یا متکی باشد. ای کاش {این علم} درست مثل نجوم یا شیمی در نظر گرفته شود. [2]
من در میان سخنرانان گیفورد از اینکه خودم را از پرداختن به این اصطلاحات ناتوان مییابم، استثنا نیستم.
اینکه نمیتوانم به آنها بپردازم بدان علت نیست که فکر نمیکنم الاهیات طبیعی وجود ندارد؛ دست کم اگر الاهیات طبیعی را علمی بدانیم که درخصوص یک موجود نامتناهی، یک جوهر9 کامل، یک علت نخستین و تنها علت همه اشیاء، نتایجی را از داده های حسی استنتاج میکند و به این نتایج با همان میزان اطمینانی میرسد که علوم طبیعی از طریق این دادههای حسی به نتایجی درباره ستارگان قرمز رنگ10 و فتوسنتزها میرسند. من نظری چون کانت ندارم که دلایل عام نظری برای تفکر وجود دارد که الاهیات طبیعی برحسب تعریف، غیرممکن است. فقط چون تاکنون ندیدهام که چنین کاری با موفقیت انجام یافته باشد اینطور فکر نمیکنم و میدانم که چگونگی انجام آن را نمیدانم. البته با در نظر داشتنِ یک معیارِ آموزش فلسفی، براهین زیادی را دیدهام که اگر به همان اندازه قاطع باشند که براهین علوم طبیعی گاهی هستند، الاهیات طبیعی به عنوان یک کار پررونق تثبیت خواهد شد. اما با بررسی جداگانه این براهین و با در نظر گرفتن شایستگی هر یک از آنها، باید بگویم فهمیدهام هیچکدام به آن نتیجه مطلوبی نمیرسند که گاهی – در واقع غالباً- در براهین منجمان و شیمیدانان تأیید میشود. و این مطلب چیزی بیش از مورد خاصی از یک حقیقت عام یأسآور نیست که درباره آن در بخش سوم بحث خواهم کرد: هر برهان فلسفی که تاکنون به سود هر نظریه بنیادینی اقامه شده است قادر نیست به همان نتایجی که غالباً حاصلِ براهین علمی است، منجر شود. (الاهیات طبیعی هرچیز دیگری که بتواند باشد، بخشی از فلسفه است.)
اگر این سخنرانیها صرفاً نقضِ تعابیری نیست که به خواست لرد گیفورد وضع می شوند پس من دربارهی چه میخواهم بحث کنم؟ شاید درباره دلایلی که به آنها اشاره کردهام. (فرضاً برهان وجود شناختی11 یا برهان کیهان شناختی12) و سعی دارم بگویم نظر من دربارهی نقاط قوت و ضعف آنها چیست. (زیرا به زعم من همانطور که نقطه قوت دارند نقطه ضعف نیز دارند). اگر این کار را میکردم باید مانند اکثر سخنرانان گیفورد به شرایط لرد گیفورد وفادار بمانم. اما قصد من این بود که به چیز دیگری اهتمام کنم. قصد دارم درخصوص برهان شر، مهمترین برهان به سود عدم وجود موجودی که گفته میشود وجود و صفاتش به حوزه الاهیات طبیعی تعلق دارد، بحث کنم. بنابراین موضوع عام من همان چیزی است که احتمالاً الحاد طبیعی نام دارد. (و نامیده شده -من معتقدم این واژه توسط آلوین پلنتینگا13 وضع شده است). من مثل یک متخصّص الحاد طبیعی سخن نمیگویم بلکه در مقام یکی از منتقدانش بحث میکنم. اینجا یک شباهت ابتدایی با بیان نتیجهگیری نهایی من یعنی برهان شر مخدوش است، وجود دارد. شباهت ابتدایی خواندم زیرا وقتی فردی میگوید استدلالی مخدوش است ممکن است معانی گوناگونی از{آن گفته} در نظر داشته باشد. مقصود من از بیان اینکه استدلالی مخدوش است آنقدر پیچیده است که یک سخنرانی کامل (سومین) را به شرح آن اختصاص دادهام.
آنچه به عنوان شباهت ابتدایی روش این سخنرانیها، میتوانم بگویم مایلم تنها منابع عقل طبیعی را بکار برم و چیزی که وحی خاصی را پیشفرض قرار دهد بیان نمی کنم. بدین ترتیب فکر نمی کنم گفتن این دور از حقیقت باشد که موضوع این سخنرانیها به الاهیات طبیعی متعلق است هرچند نه الاهیات طبیعی به معنای مورد نظر لرد گیفورد. سعی ندارم هیچ نتیجه بنیادینی را دربارهی خدا اثبات کنم؛ تنها هدف من اینست که برهان خاصی را برای عدم وجود خدا مورد ارزیابی قرار دهم، و البته موجودی ممکن است واقعاً وجود نداشته باشد، گرچه برهان خاصی برای عدمِ وجودِ آن خفتبارترین ناکامی قابل تصور باشد. به همین دلیل مایل نیستم در مورد خدا نتیجهای را اثبات کنم که نتوانم ادعا کنم این سخنرانیها به الاهیات طبیعی مورد نظر لرد گیفورد تعلق دارد. به علاوه هر قدر هم متواضعانه وغیرمستقیم نمیتوانم ادعا کنم که براهین من در تشکیل علم الاهیات طبیعی نقشی دارد. سعی دارم نشان دهم که {عبارت} برهان شر مخدوش است آن نوع تضمین را ایجاد نمیکند -ادعا ندارم که ایجاد کند- که مثلاً اثبات اشتباهِ غیرقابلاجتنابِ یک ریاضیدان در برهانی مفروض به این نظر منجر میشود که آن برهان مخدوش است.
با این حال جنبههایی در این سخنرانیها هست که نمیتواند به عنوان الاهیات طبیعی حتی به معنای ضعیفتر این واژه توصیف شود. من در چند موضوع این سؤال را مطرح میکنم که آنچه درباره برهان شر میگویم از نگاه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع اراده آزاد، فلسفه دین، فلسفه یونان، کتاب مقدس Next Entries تحقیق رایگان با موضوع هیأت منصفه، انتخاب طبیعی، آثار تاریخی، لایب نیتس