تحقیق رایگان با موضوع علامه طباطبایی، حیات اجتماعی، شهید مطهری، تعریف دین

دانلود پایان نامه ارشد

تعریف کند دیگر نمی تواند بگوید کسی است که تولید کننده و نو آوری نیز می کند بلکه باید گفت انسان معاصر مصرف کننده خوبی است .در دوره جدید باید گفت انسان معاصر مصرف کننده است تا تولید کننده .هرکسی به جریان مصرف به عنوان فضای کلی حیات اجتماعی توجه داشته باشد انسانیت بهتری دارد .به گونه ای رفاقت و رقابت نیز در این دوره جریان جریان مصرف او رقم می خورد (همان ص176-181).
3-6-تبیین دین و تبیین ساختارها ؛نقش و قلمرو آن در حوزه های فردی و اجتماعی
دین به صورت پدیده عام و جهان شمول ،ریشه در سرشت انسان دارد و او همواره از درون،خود را نیازمند نیرویی متعالی می یابد .بررسی تاریخی نشان می دهد دین همزاد انسان بوده و بشر از آغاز زندگی اش بر روی زمین به فرمان فطرت ؛پیوسته به دین و دین داری گرایش داشته است .
هنری لوکاس 53 در کتاب تاریخ تمدن از کهن ترین روزگار تا سده ما در این زمینه می نویسد:
“دین پیچیده ترین عنصر فرهنگ ابتدایی است …پیداست که همه مردم اولیه به گونه ای اعتقاد دینی داشته اند ..انسان نخستین مانند بازماندگان کنونی اش به نیروی رازآلودی که نگاه دارنده زمین،آسمان و سراسر زندگی است ،عمیقا احساس وابستگی می کرد .انسان های نخستین عموما به نیروهای فراطبیعی باور داشته و بسیاری از عادات های فرهنگی آنان از این گونه گرایش های ماوراء الطبیعی سرچشمه گرفته است “(لوکاس (بی تا)ج1 ص 30)
از این رو جامعه شناسان و مردم شناسان با اینکه در قرون گذشته از انسان به موجودی ابزارساز و یا سیاست ورز تعبیر می کردند اما امروزه از او به عنوان موجودی دین ورز سخن می گویند.
انسان از روزی که خود و محیط خویش را می یابد در صدد است تا موقعیت خود را در مجموعه بزرگ و بی انتهای هستی تفسیر کند و در نهایت خود را در برابر سوال های بسیاری درباره انسان و هستی می بیند که به یافتن پاسخ قانع کننده ای برای بسیاری از آن ها توانا نیست .به عنوان مثال انسان از خود می پرسد:چه کسی جهان و انسان را آفریده است ؟به کجا می رود ؟زندگی سعادتمندانه کدام است ؟و هزاران سوال دیگر.
دین یک عامل بسیار مهم درپیدایش و تداوم بسیاری از فرآیندها و رویدادهای فرهنگی،اجتماعی اقتصادی و سیاسی بوده و می باشد .از این رو ادیان سازنده تمدن های بزرگ بوده اند و دین همواره مورد توجه دانشمندان رشته های مختلف علمی قرار گرفته و پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده است .
ماهیت و تعریف دین
به گفته میرچا الیاده54 (1907-1988) “در غرب در طی روزگاران آن قدر تعریف های فراوان از دین پدید آمده که حتی ارایه فهرست ناقصی از آن ممکن نیست “(خرمشاهی1372:185)
تردیدی نیست اگر بتوانیم یک تعریف ماهوی جامع و مانعی از دین ارایه دهیم کمک بسیار بزرگی به شناخت دین انجام داده و قدم نخست و لازم را در تحقیقات برداشته ایم .اما به رغم تلاش های انجام شده از سوی دین شناسان غربی و ضمن ارایه تعاریف متعدد و گوناگون،تاکنون هیچ تعریف ماهوی ای که برای همگان تا حدی قابل قبول باشد ارایه نشده است.
تعریف دین از منظر علامه طباطبایی
مرحوم علامه طباطبایی دین را چنین تعریف می کند :
” دین روش ویژه ای برای زندگی دنیوی است که مصلحت دنیوی انسان را در جهت کمال اخروی و حیات ابدی او تامین می کند .از این رو لازم است شریعت،در برگیرنده قوانینی باشد که به نیازهای دنیوی نیز پاسخ می گویید”(علامه طباطبایی؛1372:130)
و یا در جایی دیگر می فرماید: “دین عبارت است از مرکب از معارف مربوط به مبدا و معاد و قوانین اجتماعی یعنی عبادات و معاملات که از طریق وحی و نبوت اخذ می شود .(علامه طباطبایی1372:431)
ساختار دین اسلام از نگاه شهید مطهری
ایشان اسلام را به سه بخش عقاید،اخلاق و احکام تعریف می کند
شهید مطهری معتقدند:
“اصول عقاید یعنی چیزهایی که وظیفه ی هر فرد کوشش درباره ی تحصیل عقیده درباره ی آن هاست .کاری که در ان زمینه بر عهده ی انسان است ،از نوع کار تحقیقی و علمی است .اخلاقیات یعنی خصلت هایی که وظیفه یک فرد مسلمان این است که خویشتن را به آن خصلت ها و خوی ها بیاراید و از اضداد آن ها خویش را دور نگه دارد.کاری که در این زمینه بر عهده انسان است ،از نوع مراقبت نفس و خود سازی است .احکام یعنی دستورهایی که مربوط است به فعالیت های خارجی و عینی انسان ،اعم از فعالیت های معاشی و معادی،دنیوی و اخروی ؛فردی و اجتماعی (شهید مطهری ،1375:63)
عقاید :عقاید گزاره هایی هستند که وضعیت انسان را در جهان مشخص می کندند و هر مسلمانی باید به آن گزاره ها شناخت و اعتقاد داشته باشد .اینکه آیا جهان را آفریدگاری هست یا نه؟آفریدگار جهان کیست؟آیا آفرینش انسان در این جهان بیهوده بوده یا آفریدگار انسان ازآفرینش او هدفی را تعقیب می کرده است ؟سرانجام انسان چیست؟انسان در مقابل خدا و دیگران وظیفه ای دار یا نه ؟و…پرسش هایی است در باب وضعیت جهان و انسان که پاسخ بسیاری از آن ها در عقاید اسلامی است.
در بین عقاید اسلامی ،پنج اعتقاد از دیگر عقاید مهم تر و به اصول اعتقاد معروف هستند “توحید ،نبوت عدل،امامت,معاد
اخلاق
مجموعه گزاره هایی که نحوه تعامل مسمانان با خود و دیگران را در زندگی مشخص می کند ؛اخلاق اسلامی را تشکیل می دهد .صفاتی مانند صداقت ،پشتکار،اخلاص ،خیرخواهی ،محبت و…معیارهایی هستند که مسلمانان باید آن ها را در خصوص دیگران رعایت کنند.اخلاق گاه به دسته های کوچکتری تقسیم می شود مانند اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی و گاه نیز بر حسب حیطه و قلمرو به دسته هایی مانند اخلاق خانوادگی ،اخلاق تحصیلی ،اخلاق سیاسی و…تقسیم بندی می شوند.
احکام
احکام بخشی از معارف اسلامی است که در قالب واجب ،مستحب،مباح،مکروه،حرام یا صحیح و باطل بیان می شود .برای مثال ،بر هر مسلمان واجب است در شبانه روز پنج بار نماز بخواند.
احکام اسلامی به دو دسته عبادات و معاملات تقسیم می شود:عبادت بخشی از احکام است که انواع عبادت های اسلامی و کیفیت آن ها را بیان می کند.عبادت مهم در اسلام عبارت از نماز ،روزه،خمس ،زکات ،حج و….
معاملات ،بخشی از احکام است که ناظر به امور سیاسی ,اجتماعی ،اقتصادی ،تجاری و..است.
حدود و قلمرو دین اسلام :
در بحث قلمرو دین ضروری است که ابتدا به این سوال پاسخ داده شود که منظور از قلمرو دین چیست ؟در پاسخ باید گفت منظور از قلمرو دین همان حدود و مرز هایی است که دین در آنان ادعای سرپرستی دارد.یعنی شریعت در آن حوزه ها برنامه هایی را برای فرد و جامعه ارایه کرده و تخلف از آن را تخلف از فرامین شارع مقدس مس داند .
آیت الله جوادی عاملی در این زمینه می گوید:
معنای قلمرو دین همانا تجدید و تعیین مرزهای ره آورد انبیاء است.به این معنا که آیا ارمغان پیامبران فقط تکالیف عبادی،دستورهای اخلاقی،وظایف حقوقی و بیان حد و تعزیر مختلف از تکالیف و حقوق است و درباره مسایل علمی و جهان شناختی و فنون سیاسی،نظامی،اقتصادی،جامعه شناسی و مانند مبنایی ندارد یا آن که دین مجموعه وظایف و اصول علمی و عملی است که هم ارزش ها و دانش های مورد نیاز بشر را به همراه داشته و حداکثر پیام را آورده است (جوادی عاملی 1380:26)

قلمرو دین از نگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی بر اساس تعریف،ضرورت و اهداف دین ،برای آن قلمرو ویژه ای را قائل است .از نظر ایشان دین همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی انسان را در بر می گیرد .اسلام دینی است جامع که در همه زمینه های زندگی فردی و اجتماعی انسان به وضع قانون پرداخته است .به بیان دیگر معارف و احکام اسلام شامل همه ابعاد وجود انسان و شئون مختلف زندگی می شود .
در جای جای المیزان از دین تعاریفی ارائه شده است ،که از جمله می توان تعریف زیر را ارایه داد:”آن روش مخصوصی است در زندگی که صلاح دنیا را به طوری که موافق کمال تخروی و حیات دائمی حقیقی باشد تامین می نماید..پس در شریعت باید قانون هایی وجود داشته باشد که روش زندگانی را به اندازه احتباج روشن سازد.( طباطبایی1372:187).
طبق این تعریف دین باید هم به دنیا و هم به آخرت بپردازد.دین باید برای دنیای مردم قوانینی را ارائه دهد که تامین کننده کمال اخروی آن ها باشد .
علامه طباطبایی در این خصوص به اهداف دین اشاره دارند و می فرمایند:دین الهی تنها راه سعادت و اصلاح امور حیاتی است .دین است که فطرت را با فطرت اصلاح می کند،و قوای مختلفه را هنگام طغیان به حال اعتدال بر می گرداند و رشته،زندگانی دنیوی و اخروی،مادی و معنوی انسان را به نظم در می آورد.(همان ، ص159).
ایشان هدف دین را شناساندن خلقت انسان از آغاز تا انجام می داند .دین آمده تا انسان را با این حقیقت آشنا سازد که چگونه زیست کند تابرای حیات جاوید سودمند باشد .اگر کسی به حیات اخروی اعتقاد دارد بای طبق موازین دین عمل کند .در مجموع اهداف دین از منظر علامه طباطبایی عبارتند از :
1-سعادت انسان
2- اصلاح فطرت با فطرت
3- تعادل قوای انسان
4- هماهنگی میان دنیا و آخرت و ماده و معنا
در آیات قران به این نکته اشاره شده که اعتقاد و التزام به دین موجب می شود تا انسان از یک زندگی حقیقی برخوردا شود .
“یا ایها الذین آمنوا استجیبواالله و للرسول تذا دعاکم لما یحییکم “
ای مومنان دعوت خدا و رسول را که شما برای زنده شدن فرا می خوانند استجابت کنید (سوره ی مبارکه انفال آیه 24)
علامه طباطبایی هدف اصلی دین را در اصل اصلاح حیات اجتماعی می داند و به تبع آن سعادت فردی انسان ها را مطرح می کند .
“حقیقت دین تعدیل اجتماع انسان در سیر حیاتی آن می باشد ،و به تبع تعدیل حیات فرد انسان را هم در بر دارد ،دین ؛اجتماع انسانی را در راه فطرت و آفرینش وارد ساخته ،و به آن موهبت حریت و سعادت فطری را چنانکه مقتضی عدل است می بخشد .همچنین به یک فرد حریت مطلقه داده ،در انفاع بردن از جهات حیات چنانکه فکر و اراده اش او را رهبری می کند – تا جایی که ضرری به حیات اجتماع نرساند – آزاد می گذارد.(همان ،ص 97).
علامه طباطبایی دین را امری فردی نمی داند.او دین را نه در حاشیه که در صحنه جامعه می پذیرد.از همین جاست که ایشان بر بعد اجتماعی اسلام تاکید بسیار دارد و آیاتی را که نشانگر توجه اسلام به حیات اجتماعی است همواره مورد توجه قرار می دهد. “یا ایها الذین آمنوا اصبِروا و صابروا و رابِطٍوُا واتّقواالله لعِّلکم تُفلحون ” ای مومنان صبر فردی و تحمل اجتماعی ورزید و با یکدیگر همکاری کنیدو از خداوند پروا کنید باشد که رستگار شوید “(آل عمران آیه 200)
همکاری اجتماعی انسان افراد موجب نیل انسان به سعادت دنیوی و اخروی می شود.سعادت واقعی و کامل هم جز در ظرف اجتماع سالم تحقق نمی پذیرد.از همین جاست که اسلام مبانی خود را بر پایه اجتماع بنا نهاده است “اسلام دینی است که اساس آیین خود را خیلی صریح و روشن بر پایه اجتماع قرار داده است و در هیچ شأنی از شئون خود نسبت به اجتماع بی اعتنا نبوده است “( طباطبایی:158 1372)
اسلام برای همه امور انسانی ؛احکامی را مقرر داشته و این احکام نیز به طور عموم دارای روح اجتماعی هستند.علامه طباطبایی با توجه به وجود احکام اجتماعی در اسلام به ضرورت حکومت اسلامی اعتقاد دارد .احکامی از قبیل حج،نماز،جهاد،انفاق؛دعوت به خیر ،امر به معروف نهی از منکر،اجرای حدود و قصاص را نشانه ضرورت تحقق یک جامعه اسلامی می داند.به زعم استناد نه تنها احکام اجتماعی ؛که مجموعه معارف الهی جز در پرتو یک اجتماع شایسته تحقق پیدا نمی کند “این معارف جز در پرتو یک زندگی اجتماعی شایسته میسر نیست ،آن چنان زندگی که مبتنی بر عبادت خدا و خضوع در مقابل او و مبتنی بر اساس عدالت اجتماعی بوده باشد .به این جهات است که اسلام عامل تکون اجتماعات بشر و ملاک وحدت آن ها را دین توحید و یکتاپرستی قرار داده و وضع قانون را نیز بر همین اساس توحید قرار گذارده است ،و در مرحله قانون گذاری تنها به تعدیل اراده ها،در اعمال و افعال مردم اکتفا ننموده ،بلکه آن را با با یک سلسله وظایف عبادی و معارف حقه و اخلاق فاضله تعمیم و تکمیل فرموده است و ضمانت اجراء آن را نیز از یک طرف به عهده حکومت اسلامی و از طرف دیگر به عهده خود افراد اجتماع

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع مصرف کننده، فرهنگ مصرف، جامعه شناسی، اوقات فراغت Next Entries تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ دینی، اجتماعی و فرهنگی، تداوم ارتباط، نهی از منکر