تحقیق رایگان با موضوع عقد نکاح، فقه امامیه، اخلاق گرایی، حکمت و فلسفه

دانلود پایان نامه ارشد

…اين گروه تعداد بسيار اندکي از مجردين سنين بالا را تشکيل مي دهند.اما با کمال تأسف خيل عظيمي از مجردين مسن را این افراد تشکيل داده اند. بعضاًخصوصيات زيراز آنها قابل مشاهده و حتي تحقيق علمي است:
کينه توزي،تندخويي،عدم مدارا با مردم،ضعف در ارتباطات اجتماعي،حسادت،تنبلي،ضعف درمسئوليت پذيري،انزوا،چاقي مفرط يا لاغري مفرط،ترديد دائم درمورد وفاداري مردان يا زنان،عقايد تعصب آميز،زود رنجي،ناتواني ازاحساس آرامش،عواطف محدود،چشم چراني،طبيعت سرد و ضعف درابرازاحساسات،کمبود احساسات لطيف و ملايم،حالت عقده اي داشتن و…
مردي به نام عکاف زن نمي گرفت.روزي به محضر رسول اکرم(ص)شرفياب شد.حضرت پس از اين که از تمکن مالي و سلامت جسمي او پرسش هايي کرد و اوجواب داد،درکمال صراحت فرمود:
«تزوّج و الّا فأنت من المذنبين»70ازدواج کن و گرنه از گناهکاران به حساب مي آيي.
با حفظ عفت،آدمي براي ارضاي غريزه ناچار نمي شود عزت نفس،شخصيت و مناعت خود را دست خوش ذلت کند و با نگاه هاي آلوده و خيانت ها که همراه با دلهره ها و ترس ها مي باشد،امنيت خود رابه خطراندازد.رسول خدا(ص)به زيد بن حارثه فرمود:
«تَزَوَّج تستعفَّ مع عِفَّتِکَ»71
ازدواج کن تا با پاکدامني زندگي کني.
در سخن ديگري فرمود: مردان را زن دهيد تا اخلاقشان را نيکو و ارزاقشان را وسيع و جوان مردي شان را زياد فرمايد.72
بدون شک هنگامي که تن به ازدواج دهد از چشم چراني و بوالهوسي نجات مي يابد ودرباره ي زنان ديگر همان گونه رفتارخواهد کردکه انتظار دارد با همسراو رفتار نمايند.براين اساس به صورت خواسته يا ناخواسته،خود را ملزم به حفظ عفت و رعايت جوانمردي مي کند.

گفتارششم :توليد نسل
انسان به دليل حب ذات،فطرتاً ميل دارد مانند خود را توليد کندو داشتن فرزندهم باعث ادامه ي نسل او خواهد شد .انسان سالم علي رغم تحمل سختي و رنج، مبادرت به امر ازدواج و بچه دار شدن مي نمايد و نيک مي داند رشد و تکامل شخصيت واقعي،مديون تلاش ها و مجاهدت هاي مستمراو در صحنه ي زندگي خواهد بود.اين خواست فطري انسان موجب حفظ و بقاي جامعه ي انساني به صورت پاک و سالم مي شود،چرا که با ارضاي غريزه ي جنسي به صورت غيرمشروع نيزتکثيرنسل ممکن است ولي دراسلام توصيه به برجاي گذاردن نسلي پاک و طاهر شده است تا پرورش چنين نسلي برعهده ي پدرو مادرمعين بوده و اصل و نسب انسان ها مشخص باشد.
حضرت يعقوب (ع)به فرزندش دستورداد:زن بگيربدان اميد که خداوند از او نسلي پديد آورد که زمين را با تسبيح خدا گران بار کند.73

گفتارهفتم: تربیت انسان
نقش هدف را در زندگاني بشر،به مانند قطب نما براي کشتي هاي اقيانوس پيما درنظرآوريم.همان گونه که در دل آب هاي بي کران،وجود قطب نما جهت و مقصد را به ناخداي کشتي نشان مي دهد،هدف هاي زندگي هم موجب جهت گيري صحيح انسان ها شده و آنان را از سرگرداني و پوچي باز مي دارد.به ويژه درزندگي مشترک که هريک از زوجين به اميد يکديگر اين مرحله را آغازمي کنند،نقش هدف ها در زندگي،تعيين کننده و زيربنايي است.هدف در زندگي مشترک علاوه برجنبه ي انگيزشي آن،عاملي باز دارنده از روزمرگي،درون تهي شدن و پوچي است.
چون ازدواج اولين قدمي است که انسان ازخود پرستي و خود دوستي به سوي غير دوستي برمي دارد.قبل از ازدواج،فقط يک «من»وجود داشت و همه چيز براي «من»بود.اولين مرحله اي که اين حصار شکسته مي شود، يعني يک موجود ديگري هم در کنار اين «من»قرارمي گيرد و براي او معني پيدا مي کند،زحمت مي کشد،خدمت مي کند،درازدواج است.بعد که داراي فرزندان مي شود،ديگر«او»تبديل به «آن ها»مي شود.تجربه هاي قطعي نشان داده است افراد پاک مجردي که به بهانه اصلاح نفس به ازدواج تن نداده اند،اولاً اغلب درآخرعمر پشيمان شده اند و ديگران را توصيه به ازدواج نموده اند و ثانياً علي رغم تحصيلات عالي درفقه و اصول يا حکمت و فلسفه و رسيدن به مقامات عرفاني،درسنين بالا هنوز حالت خامي و بچگي را از دست نداده و به تکامل و تعادل روحي و شخصيتي نرسيده بودند.
استاد شهيد مطهري صراحتاً مي گويد:پيامبراني که ازدواج نکرده اند،تفاوت هاي چشم گيري با پيامبراني که ازدواج کرده اند،دارند.(ايشان پيامبران مزدوج را کامل ترمي دانند.)تشکيل خانواده يک عامل اخلاقي است و اين يکي از علل تقدس ازدواج دراسلام است که جانشين نمي پذيرد.74

مبحث دوم : ازدواج درآرا فقهی
پیرامون آثار و احکام نکاح کتاب ها نوشته اند و قلم ها فرسوده؛ اما کمتر به ماهیت قراردادی پرداخته اند که همه این آثار و عوارض، معلول آن است. ماهیت عقد نکاح کمتر با نگاهی تحلیلی و موشکافانه در معرض مطالعه قرار گرفته و اگر هم ایده ای پرداخته شده، تنها در حد نظر شخصی بوده و کمتر با مقررات و آراء متقن همراه شده است.
ضرورت دارد با مطالعه ای استقرا(جزء به کل) گونه در مقررات موجود حقوق خانواده، ابتدا به تحلیل ماهیت عقد ازدواج در چارچوب نظام حقوقی فعلی کشور پرداخت. بی گفتگو بر آنم که نظام فعلی، نگاهی معاوضه گونه به نکاح دارد : «مرد هزینه می کند و زن تمکین». این چکیده اندیشه حاکم بر مقررات موجود است. در همین چارچوب است که حق حبس زن معنا پیدا می کند؛ در همین نظریه است که می توان از وظیفه زن نسبت به تمکین یاد کرد؛ در همین اندیشه است که زوجه جز تمکین، تکلیفی بر عهده ندارد و می تواند برای هر گونه همکاری در خانواده، مطالبه اجرت کند.
جای آن دارد که با مطالعه آراء معارض در فقه امامیه و بها دادن به اندیشه های در اقلیت مانده در معرکه «عمل به نظر مشهور»، دیدگاه همکاری جویانه را جانشین دیدگاه معاوضی کرد. چه می شود اگر به ازدواج، به دیده یک عقد همکاری و معاضدت بنگریم و نه به دیده معاوضه بضع (حق تمتع جنسی) با نفقه و مهر؟ آیا نمی توان با تغییر در یک کلّی ( ماهیت نکاح) ، آثار و احکامی یکسره متفاوت را استخراج نمود و هم چنان، پا از حدود شرع و شریعت خارج نگذارد؟ چه می شود اگر به دیدگاه های در اقلیت مانده موجود در ادبیات فقهی بها دهیم و به جای وصله و پینه کردن فرع فقهی، اصل مشکل را حل کنیم؟ آیا نمی توان با غوص در قواعد و اصول اخلاقی اسلام و نیز توجه به فلسفه فقه به جای تعبد در فقه، نظام حقوق خانواده ای برانداخت که فلک اندیشه و اخلاق را سقف بشکافد و هم چنان که در صدر اسلام، فقه خانواده، پرچم دار اخلاق گرایی و اعتدال بوده، کماکان بتوان دم از کمال اخلاقی زد؟ 
رعایت شوون متناسب با زندگی خانوادگی و اجتماعی انسان‌ها، در بسیاری از ابواب فقه اسلامی مانند قصاص، خمس، زکات، حج و نیز نکاح آمده است، اما این واژه در غیر از کتاب نکاح و قصاص، کمتر معنای اصطلاحی به خود گرفته و غالبا معنای عرفی آن اراده شده و توسعه یا تضییقی در معنای آن، توسط شارع صورت نگرفته است. فقها نیز در غیر از این دو باب، لزوم به واکاوی درباره آن، کمتر دیده‌اند و در دو باب دیگر و به ویژه در بخش‌های باب نکاح ـ‌و به طور شاخص، درباره ویژگی‌های همسر مناسب‌ـ به بحث مستقل درباره کفویت پرداخته‌اند. این ویژگی موجب شده است، تا اثر پیش‌رو به بررسی کفویت در نکاح (ازدواج) اختصاص یابد .75
این قالب، اگرچه در روند تحقیقی فقه امامیه و اهل سنت یک‌سان است، اما ویژگی مهم کفویت در فقه اهل سنت آن است که اولاً؛ غالب فرق اهل سنت، همان اثری که بر هم‌کفوی به عنوان شرط صحت یا لزوم عقد نکاح بار کرده‌اند، بر هم‌کفوی به عنوان خصال زوج مناسب نیز منطبق کرده‌اند. ثانیاً؛ دامنه شرایط و ویژگی‌های همسر مناسب را از آن چه امامیه مقید کرده‌اند، فراخ‌تر دانسته و بر سایر معیارهای عرفی، مانند حرفه، شغل، دارایی، حسب و نسب و مانند این‌ها، صحه گذاشته و آنها را در تحقیق عقد نکاح، دخیل دانسته‌اند.76
«ازدواج در اسلام، جنبه اخلاقي دارد، با اين كه يك امر شهواني است، و اين تنها امري است كه با وجود اين كه پايه طبيعي و شهواني دارد، جنبه اخلاقي نيز دارد؛ يعني مثلا هيچ وقت خوردن جنبه اخلاقي پيدا نمي كند، ولي ازدواج خودش جنبه اخلاقي دارد، و در ميان غرايز شهواني انسان، هر غريزه اي كه اشباع شود، اشباع آن تأثيري در معنويت انسان ندارد، جز غريزه جنسي. لذا ازدواج از نظر اسلام، سنت و مستحب تعبير شده است. يكي از علل آن، اين است كه ازدواج، اولين قدمي است كه انسان از خودپرستي و خوددوستي به سوي غيردوستي برمي دارد. تا قبل از ازدواج، فقط يك «من» وجود داشت و همه چيز براي «من» بود. اولين مرحله اي كه اين حصار شكسته مي شود، يعني يك موجود ديگري در كنار اين «من» قرار مي گيرد و براي او معنا پيدا مي كند، كار مي كند، زحمت مي كشد، خدمت مي كند و نه براي من، بلكه براي او، در ازدواج است.بعد كه داراي فرزنداني مي شود، ديگر «او»، «او»ها مي شود و اينها قدم هاي اولي است كه انسان از حالت مني و خودخواهي خارج مي شود و به سوي غيردوستي مي رود، و «او» هم مورد توجهش قرار مي گيرد.77

اسلام در پرتو تشریع ازدواج، اهداف و انتظاراتی را تعقیب می نماید از مردان و زنانی که با هم پیمان همسری می بندند، می خواهد در مسیر این پیمان الهی و آسمانی، به این مقاصد و اهداف لباس تحقق بپوشانند.

از دیدگاه فقه پویای شیعه با فراهم آمدن این اهداف، هم زمینه ی شکوفایی توان نهفته و استعداد بالقوه در نهاد انسان مهیا می شود و هم ذخیره ای گران و سرمایه ای بی پایان و جاودان ‍ (مانند تربیت نسل پاک و فرزند صالح) به بشریت ارزانی می شود. لذا اگر ازدواجی به اهداف بیان شده نرسد یا مسلمانان مزدوج، این اهداف را فراهم نیاورند، نه تنها زمینه ی شکوفایی استعداد به ودیعه نهاده را تباه کرده اند، بلکه سرمایه ای جاودان را برباد داده اند؛ در حالی که اسلام به هیچ یک از این دو خسران رضایت نمی دهد. بر ایـن اسـاس مشاهده می شـود، اسـلام در شـرایط انتخاب همسـر، آیین ازدواج و…، توصیه هایی را ارائه می نماید که تمام این دستورات و توصیه ها به منظور رسیدن به این اهداف بیان شده اند. شدت اهتمام اسلام به رعایت این دستورات وتوصیه ها نشانه ی آن است که اسلام هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمی دهد و نمی پسندد که ازدواجی انجام پذیرد، ولی اهدافش تأمین نشود. تذکر این نکته خالی از فایده نیست که اسلام با بیان اهداف تعریف شده برای ازدواج، مسلمانان را از برخی اهداف نابجا و ناپسند برحذر می دارد و سخت هشدار می دهد که مبادا برای رسیدن به اهدافی غیر از آن چه بیان شد یا به غرض نیل به اهدافی که با فلسفه و جایگاه ازدواج در تعارض است، به سراغ ازدواج بروند. پس اسلام از ازدواج، اولاً اهدافی خاص و معین را تعقیب می نماید و برای نیل به اهداف مطلوب در مراحل مختلف انجام ازدواج تدابیری را اندیشیده است و با توجه به شدت اهتمام به این تدابیر و توصیه ها هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمی دهد. ثانیاً، اهداف ناثواب و نابجا را مردود می شمارد و مسلمانان را از این گونه ازدواج ها که به این نوع اهداف ختم می شود، منع می کند.78

در فقه و در فهم عرفي غير علمي و غير تخصصي، نيز ماهيت نكاح و تمايز آن از ديگر روابط جنسي، براي هر مردم و هر جامعه (اعم از مسلمان و غير مسلمان) به طور روشن و واضح شناخته شده و «معروف» است كه «لكلّ قوم نكاح». بنابر اين ماهيت برخي (بل اكثريت) روابط جنسي كه با عنوان مقدس «نكاح متعه» انجام مي‌شود، بر همگان ـ حتي براي خود عاملين آن ـ روشن و مشخص است كه قرآن کریم همین دیدگاه را تایید می کند:

«بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ـ وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ»(قیامت/14-15)«انسان به انگيزه‌هاي كرداري خود، در درون نفسش آگاه است گرچه توجيهاتي را براي خود القاء مي‌كند.»
القاء: وقتي كه اين لفظ در موارد منفي به كار مي‌رود، معني آن «سوء استفاده از جهل طرف مقابل و نفوذ دادن يك امر غلط به ناخود آگاه او»، خواه يك فرد از جهل فرد ديگر سوء استفاده كند و خواه يك فرد از جهل خودش بر عليه خودش استفاده كند و امر غلطي را به خورد خودش بدهد (زيرا هر فرد انسان، دو شخصيت و دو «من» و دو كانون انگيزش، در درون

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع رسول اکرم (ص)، انتخاب همسر Next Entries تحقیق رایگان با موضوع ازدواج مجدد، تعدد زوجات، نهاد خانواده، افراد مبتلا