تحقیق رایگان با موضوع عرضه کنندگان، عرضه کننده، داده ها و اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

“انتخاب سيستم متناسب و سفارشي سازي سيستم” است که در بخش 1-5-3-2 توضيح داده شد. جنبه دوم نيز شامل آماده سازي، تبديل، ورود و يکپارچه سازي داده ها/ اطلاعات سازماني در قالبي سازگار با ساختار سيستم جديد مي شود و بايستي در طرح پروژه پياده سازي از تعريف و جايگاهي مشخص برخوردار باشد (لانگن والتر، 2000؛ ائي تاو و همکاران، 2002). در اين مرحله داده ها و اطلاعات قديمي سازمان جمع آوري (يوسف و همکاران، 2004) و به همراه سيستم هاي قديمي از چرخه اطلاعات سازمان حذف مي گردند. ايجاد تعهد و ارائه آموزش هاي لازم به کاربران در خصوص کاربرد سيستم جديد؛ مي تواند از تبعات ناشي از چالش هاي اشاره شده در سازمان بکاهد. علاوه بر اين، نوع متدولوژي راه اندازي سيستم نيز ممکن است بر کاربرد سيستم جديد تاثير گذارد؛ بنحوي که مجاب کردن کارکنان در استفاده از سيستم جديدي که بطور موازي با سيستم قبلي راه اندازي مي شود، چالش هاي خاص خود را دارد (هاچينز، 1999).

9-4-2) مشخصات سازماني
شکي وجود ندارد که مشخصات يک سازمان بر موفقيت پياده سازي سيستم پياده سازي سيستم ERP آن تاثير معناداري دارد. سازمان هايي که در پروژه هاي فناوري اطلاعات مشابهي درگير شده اند، و يا پروژه تغيير سازماني را تجربه کرده اند؛ راحت تر مي توانند پياده سازي ERP را دنبال کنند (مارش، 2000؛ آلن و همکاران، 2002). ابعاد مرتبط با ساختار سازماني از جمله سايز، رسميت، تمرکز يا عدم تمرکز در تصميم سازي و سبک هاي مختلف مديريتي ممکن است بر موفقيت يا شکست يک سيستم اطلاعاتي تاثير گذار باشند.
ابدينور-هلم و همکاران (2003) نشان دادند که متغيرهاي مربوط به جمعيت شناسي58 سازماني، عامل مهمي در تعيين نگرش هاي کارکنان به پياده سازي سيستم هاي ERP است. در تحقيق آن ها مشخص شد که ميان سنوات خدمتي و پذيرش فناوري هاي اطلاعاتي جديد، ارتباط معناداري وجود دارد؛ بنحوي که کارکنان با سابقه کمتر تمايل بيشتري در پذيرش و تطبيق با فناوري هاي اطلاعاتي جديدتر همچون ERP ها داشتند. اين نشان مي داد که سازمان هايي متشکل از نيروي انساني جوان تر آمادگي بيشتري جهت پذيرش ERP ها داشتند؛ از اين رو سازمان هايي با منابع انساني نوسازي نشده، احتمالاً نياز به برنامه هاي آماده سازي ويژه اي براي تطبيق کارکنان خود با تکنولوژي هاي جديدتر دارند.
برخي از اين مشخصات سهم بسزايي در موفقيت يا شکست پروژه پياده سازي دارند. احتمال موفقيت يک سازمان با مديريت و تجربه کافي در حوزه عوامل حياتي موفقيت و جنبه هاي مختلف پياده سازي يک سيستم اطلاعاتي؛ مي تواند به مراتب بيشتر از يک سازماني باشد که از چنين تجربه اي برخوردار نيست. مشخصات يک سازمان خوب براي پياده سازي ERP محدود به فرآيند پياده سازي نيست بلکه در کنترل و مديريت مخاطرات ناشي از مراحل پس از پياده سازي؛ نيز مي تواند موفق باشد. پِنگ و نانز (2009) ضمن بررسي و طبقه بندي عوامل مخاطره انگيز مرحله پس از پياده سازي ERP در سازمان، به طبقه بندي اين عوامل در قالب مخاطرات عملياتي، تحليلي، سازماني و فني پرداختند. طي اين بررسي بخشي از زير-عوامل مخاطرات که مربوط به عامل سازماني بودند- در بين 10 مخاطره اول مرحله پس از پياده سازي ERP ها قرار گرفتند. اين ترتيب بر مبناي احتمال وقوع، ميزان تاثير و نوع تصوري که افراد از اين عوامل بعنوان مخاطره دارند؛ صورت گرفته بود.
علاوه بر موارد اشاره شده، ماهيت يک سازمان نيز، ممکن است بر ماهيت پياده سازي تاثيرگذار باشد. يک سازمان خدماتي در مقايسه با سازمان هاي توليدي از حساسيت هاي خاص مديريتي و منابع انساني برخوردار است. تکيه اين دسته از سازمان ها بر نيروي انساني بعنوان محور توليد خدمت، آن ها را متمايز از ساير سازمان ها مي کند. از اين رو در اين سازمان ها عوامل حياتي موفقيت مرتبط با سرمايه انساني از جايگاه ويژه اي در فراگرد پياده سازي ERP برخوردارند.

10-4-2) آموزش و کارآموزي
يکي ديگر از عوامل حياتي موفقيت که به دفعات در مطالعات پيشين به آن اشاره شده، “آموزش و کارآموزي”59 است. آموزش و کارآموزي به فرآيند آماده سازي مديران و کارکنان سازمان با مفهوم کلي و منطقي ERPاشاره دارد (سام و همکاران، 1997؛ مندل و گاناسکاران، 2003؛ يوسف و همکاران، 2004). برخي از محققين اظهار کرده اند که ارائه سطح مطلوب و کافي آموزش و کارآموزي بر موفقيت پياده سازي ERP تاثير دارد (ناه و همکاران، 2003؛ آميل وهمکاران، 2003؛ وو، 2007). عمده پژوهشگران بر کاربران نهايي بعنوان حوزه اجرايي آموزش و کارآموزي تاکيد داشته (بينگي و همکاران، 1999؛ روبِي و همکاران، 2002؛ تريمر و همکاران، 2002؛ مندل و گاناسکاران، 2003؛ ناه و همکاران، 2003؛ آميل وهمکاران، 2003) منتهي برخي از محققين اين فرآيند را شامل اعضاء تيم پروژه پياده سازي نيز مي دانند (کومار و همکاران، 2002).
اگر چه تحقيقات صورت گرفته تنها به جنبه هاي منفرد و خاصي از آموزش توجه داشته اند، ولي فرآيند آموزش و کارآموزي از وضعيتي چندوجهي برخوردار است. جنبه اول از آموزش و کارآموزي در بافت مديريت تغيير سازمان – از ديگر عوامل مهم و حياتي موفقيت پياده سازي ERP- شکل مي گيرد. تا زماني که کارکنان سازمان درک روشني از منافعي که ERP براي آنان ايجاد مي کند؛ پيدا نکنند نسبت به پذيرش و کاربرد سيستم جديد از خود مقاومت نشان مي دهند. از اين رو هدف عمده در اين جنبه از فرآيند، ايجاد تصويري مناسب از سيستم ERP و منافع آن براي کاربران و ذينفعان سازماني؛ است. جنبه دوم به حوزه فرآيندي سازمان باز مي گردد. همانطور که پيشتر نيز اشاره شد، پياده سازي يک سيستم ERP مستلزم بازمهندسي فرآيندهاي کسب و کار است. حمايت کليه اعضاء سازمان از فرآيندهاي مهندسي مجدد شده، در گرو آموزش و ارتباط سازمان در خصوص اهداف و چشم اندازهاي بلند-مدت مربوط به اين حوزه است (مارر، 1999). کارکنان بايستي تصوير واضحي از اثربخشي بازمهندسي صورت گرفته، مشخصات فرآيندهاي جديد و بازتعريف نقش ها و وظايف کاري شان داشته باشند. علاوه بر موارد گفته شده، نقش مشارکتي کارکنان در فرآيند بازمهندسي فرآيندهاي کسب وکار غير قابل انکار است. در آخر، جنبه سوم آموزش و کارآموزي در ارتباط با حوزه کاربري سيستم ، نقش ها، مسئوليت ها، سطح دسترسي ها و ابعاد کارکردي سيستم مي باشد. اين جنبه از آموزش و کارآموزي، موجب مي شود تا افراد درک روشن تري از يکپارچگي، و تاثيري که فعاليت هاي کاري آنان بر حوزه هاي کارکردي ديگر سازمان مي گذارد؛ پيدا کنند. اين جنبه از آموزش و کارآموزي در ارتباط با عامل مديريت کيفيت اطلاعات – که پيش تر به آن اشاره شد، مي باشد. کارکنان افرادي هستند که نتايج را توليد مي کنند و از اين رو مسئوليت مستقيم اجراي سيستم در برآورد انتظارات را برعهده دارند. نتايج حاصل از فعاليت هاي کاري افراد بر نتايج و کارکردهاي واحدهاي ديگر سازمان و نهايتاً عملکرد کل سازمان تاثير مي گذارد. منافع کامل ERP در سازمان محقق نمي شود مگر آن که کاربران نهايي بنحو مقتضي از سيستم جديد استفاده کنند و رويه هاي رسمي لازم براي ارتباط با آن ها، کشف مسائل حوزه کاري و سيستم جديد و ارائه راه حل هاي مناسب توسط مشاورين و عرضه کنندگان نرم افزار؛ در سازمان تعريف شده باشد (آميل و همکاران، 2003) . در اين فراگرد مشاورين با توجه به تجربيات متعددي که در پياده سازي ERP ها دارند؛ به ارائه آموزش هاي تجربي و کاربردي لازم به کارکنان پرداخته و مهارت آنان را در کاربرد کارکردهاي مختلف سيستم ارتقاء مي دهند (ژنگ و همکاران، 2005).
توصيه مي شود کارآموزي شامل توسعه مهارت هاي فناوري اطلاعات کارکنان باشد (استرات من و راث، 2002؛ وورديج و همکاران، 2003 ؛ طرفدار و روي، 2003) و عملي باشد (العدواني، 2001). نياز سازمان به تدوين يک برنامه جامع جهت تسهيل آموزش، از ديگر ملاحظاتي است که در پياده سازي ERP از اهميت زيادي برخوردار است. اگر چه سامرز و نلسون (2004) با توجه به تعريفي که از آموزش و کارآموزي ارائه مي کنند- و آن را به حوزه مديريت تغيير (جنبه اول) محدود مي کنند- اهميت آن را در ابتداي چرخه حيات ERP برجسته تر مي دانند؛ منتهي با توجه به ابعاد سه گانه اي که در بالا به آن اشاره شد، واضح است که اهميت اين فرآيند در مراحل پس از پياده سازي کمتر از مراحل اوليه چرخه حيات ERP نيست.

11-4-2) نظارت، بازخور و ارزيابي عملکرد
نظارت و ارزيابي عملکرد يک فاکتور حياتي براي موفقيت هر سيستم مبتني بر فناوري اطلاعات از جمله سيستم ERP ها هست (المشعري، 2003). براي کنترل اثربخش و کارآيي پياده سازي، ميزان پيشرفت پروژه بايد بطور منظم مورد اندازه گيري قرار گيرد (ولتي، 1999؛ مي برت و همکاران، 2000). نظارت و بازخور از يک سو جهت حصول اطمينان از اين که پروژه مطابق با برنامه ريزي هاي انجام شده در حال پيشرفت است؛ ضروري است (هلند و لايت، 1999) و از سويي ديگر، جهت حصول اطمينان از اين که آيا سيستم در حال دستيابي به اهداف و مقاصد کسب و کار هست (ان گي و همکاران، 2008) حائز اهميت است. فراگرد نظارت و ارزيابي عملکرد داراي پيش نيازهايي است که بايستي در ابتداي تعريف پروژه و مراحل اوليه چرخه حيات سيستم تبيين شوند. بعنوان نمونه مي توان به تعريف سنجه هاي ارزيابي پياده سازي موفق (آميل و همکاران، 2003) و طراحي نظام هاي پرداخت و پاداش مرتبط با آن اشاره کرد (فالکوفسکي، 1998؛ آميل و همکاران، 2003).

12-4-2) توسعه، تست و اشکال يابي نرم افزار
يکي از پيامدهاي پياده سازي ERP در سازمان، شرايط غير منتظره اي است که سازمان ممکن است با آن مواجه شود. سازمان بايد از آمادگي لازم براي مديريت چنين شرايطي برخوردار باشد (مندل و گاناسکاران، 2003). اين شرايط ممکن است شامل معايب نرم افزاري، خطاهاي سيستم و مسائل فني اي باشد که سازمان در حوزه يکپارچگي فرآيندهاي بازمهندسي شده و سيستمERP درگير آن شده باشد. در اين فرآيند که همگام با فرآيند بازمهندسي فرآيندهاي کسب و کار آغاز مي گردد، ابتدا سيستم پيکره بندي شده و تغييرات احتمالي به آن اعمال مي گردد. در ادامه سيستم به سکوي60 جديد انتقال مي يابد و سازمان بايد مجموعه استراتژي هايي را براي رفع معايب نرم افزاري تعيين نمايد (فرانسايس و هماکران، 2009). تيم پروژه بايد در طي آخرين مراحل پياده سازي، مجموعه اقدامات آزمايشي سيستم جديد را عملياتي کند (کومار و همکاران، 2002؛ ناه و همکاران، 2001؛ المشعري و همکاران، 2003). اين اقدامات بايد به خوبيِ فرآيند شبيه سازي سيستم در مراحل اوليه پيش از پياده سازي انجام گيرد (يوسف و همکاران، 2004).
فرآيند آزمايش و رفع اشکال از موضوعات ضروري پياده سازي يک سيستم ERP است که سازمان بايد در ارتباطي نزديک با مشاورين نسبت به رفع آن اقدام نمايد (هلند و لايت، 1999) تا اين اطمينان حاصل شود کارکردهاي نرم افزار مطابق با برنامه عمل مي کنند (ان گي و همکاران، 2008). از اين رو مهارت هاي اشکال زدايي از نيازمندي هايي است که سازمان در فراگرد پياده سازي، پيوسته به آن نياز دارد (هلند و لايت، 1999؛ ناه و همکاران، 2001؛ المشعري و همکاران، 2003). مجموعه اقدامات تست و اشکال زدايي سيستم ERP با چالش هايي در عمل مواجه است؛ چرا که از يک سو کارکنان سازمان از خبرگي فني در خصوص تست و رفع اشکال سيستم برخوردار نيستند و از سويي ديگر مشاورين خارجي سازمان فاقد خبرگي کافي در زمينه کسب وکار سازمان اند (اسنايدر و همکاران، 2009). فراگرد تست و رفع اشکال سيستم در مراحل انتهايي چرخه حيات از اهميت بسزايي برخوردار است.

13-4-2) انتخاب عرضه کننده مناسب ERP
علاوه بر ارزيابي مشخصات نرم افزاري؛ يکي از فراگردهاي کليدي اي که در تضمين تناسب ERP و سازمان حائز اهميت است؛ انتخاب بسته اي است که فروشنده آن از ويژگي هاي کيفي مناسبي برخوردار باشد. عرضه کنندگان زيادي براي ERP در بازار وجود دارند. انتخاب يک عرضه کننده مناسب از عوامل حياتي اي است که تاثير بسزايي در موفقيت پياده سازي دارد. بخش عمده اي از عوامل حياتي موفقيت همچون: پيکره بندي و سفارشي سازي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع داده ها و اطلاعات، چشم انداز سازمان، کنترل ادراک شده Next Entries تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، پردازش اطلاعات، انتقال دانش