تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، چشم انداز سازمان، عرضه کنندگان

دانلود پایان نامه ارشد

در بين 34 شرکت پرداختند. در اين پژوهش، پياده سازي موفق يک سيستمERP در قالب ميزان انحراف از اهداف مورد انتظار پروژه همچون انحراف هزينه و زمان پروژه از هزينه و زمان مورد انتظار، شکاف عملکرد سيستم از عملکرد مورد انتظار و شکست در حصول منافع مورد انتظار؛ تعريف گرديد. آن ها ضمن طبقه بندي و تجميع عوامل حياتي موفقيت از منظر تناسب سازماني، در سه حوزه داده، فرآيند و واسط کاربري66؛ سعي کردند تأثير اين عوامل را بر پياده سازي موفق ERPها ارزيابي کنند.

شکل 10-2 ) چارچوب طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت براي پياده سازي ERP (هوانگ و پالويا، 2001)

در بخش داده، اين تناسب ارزيابي مي کرد که تا چه ميزاني قالب (فرمت)، فرم ها، اقلام اطلاعاتي و خروجي هاي ERP با آن چه در سازمان موجود است، هماهنگي دارد. در بخش فراگردها، اين تناسب ارزيابي مي کرد که تا چه ميزاني سيستم ERP با فرآيندها و گردش فرآيندهاي سازماني مطابقت دارد و از جنبه تغييرپذيري مطلوب سازمان، انعطاف پذير است. بخش نهايي نيز ارزيابي مي کرد که تا چه ميزاني طراحي واسط کاربري ERP متناسب با نيازهاي سازماني و توانمندي کاربر بوده و از ساختار تطبيق پذيري نسبت به ساختار کار شرکت برخوردار است. اين مدل که در 25 شرکت توليدي و 9 شرکت غير توليدي اجرا شد؛ علاوه بر عوامل مرتبط با تناسب سازماني، برخي متغيرهاي واسطه همچون مقاومت سازماني و سطح تطبيق پذيري (پذيرش) سازماني را نيز در بر مي گرفت. شکل 11-2 چارچوب اين تحقيق را نمايش مي دهد. اين مطالعه ضمن تأييد تاثير معنادار تناسب سازماني بر پياده سازي موفق ERP ها، نشان داد که ميزان تلاش و زماني که بايستي صرف شود تا سازمان از نظر فراگردي و اطلاعات با سيستم ERP پياده سازي شده تطبيق يابد، بر ارتباط فوق تاثير معناداري دارد. نقطه قوت مدل هنگ و کيم (2002) تعريف جامعي است که از مفهوم موفقيت پياده سازي ارائه کرده است. با اين وجود عليرغم اين که اين مطالعه از ساختاري نظام مند در بررسي عوامل تاثيرگذار سازماني بر موفقيت پروژه پياده سازي ERPبرخوردار است؛ منتهي عوامل حياتي موفقيت سازماني متعددي – همچون جنبه هاي مديريت پروژه، مديريت تغيير، کارکنان و فرهنگ سازماني- را در بر نمي گيرد.

شکل 11-2) مدل عوامل حياتي موفقيت سازماني براي پياده سازي ERP از چشم انداز سازماني ( هنگ و کيم، 2002 )
المشعري و همکاران (2003) با استفاده از تجربيات سازماني و بررسي مطالعات پيشين، يک رده بندي67 از عوامل حياتي موفقيت پياده سازي سيستم ERP ارائه کردند. اين مطالعه 12 عامل حياتي موفقيت را در سه فاز راه اندازي، پياده سازي و ارزيابي از چرخه حيات يک پروژه پياده سازيERP طبقه بندي نمود (جدول4-2). اين رده بندي تاکيد مي کند که نياز به يک چشم انداز روشن، و راهبرِ کسب و کار براي موفقيت پياده سازي ERP بنيادي است. همچنين اين مطالعه نقش حمايت مديريت ارشد (رهبري و مديريت) را با توجه به مراحل سه گانه ذکر شده از ساير عوامل با اهميت تر مي دانند، چرا که در مديريت تغيير، مديريت پروژه و بخش عمده اي از عوامل دوازده گانه شناسايي شده از نقشي کليدي برخوردار است.
فاز پروژه
عوامل حياتي موفقيت
راه اندازي
رهبري و مديريت، ترسيم چشم انداز و برنامه ريزي
پياده سازي
انتخاب بسته ERP ، ارتباطات، مديريت فراگرد، آموزش و يادگيري، مديريت پروژه، مديريت سيستم هاي قديمي، يکپارچه سازي سيستم ها، آزمايش سيستم ها، تغييرات ساختاري و فرهنگي
ارزيابي
ارزيابي و مديريت عملکرد
جدول 4-2) چارچوب طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت پياده سازي ERP(المشعري و همکاران، 2003)
سامرز و نلسون (2004) با بررسي پيشينه تحقيقات صورت گرفته، يک ليست از 22 عامل حياتي موفقيت را شناسايي و اهميت هر يک را در مراحل ششگانه چرخه حيات پياده سازي سيستم ERP ارزيابي کردند. عوامل حياتي اشاره شده در اين چارچوب مشتمل بر هشت بازيگر کليدي و چهارده فعاليت اساسي پياده سازي است. اين مطالعه در ادامه در يک بررسي ميداني به ارزيابي اهميت مشاهده شده هر عامل در 116 شرکت -اعم از شرکت هاي توليدي ، خدماتي و دولتي- پرداخته و به تحليل شکاف اهميت مشاهده شده (تجربي) و اهميت مورد انتظار (نظري) هر عامل در چرخه حيات سيستم منتج مي شود. با توجه به محاسبه اهميت هر CSF در مراحل مختلف پياده سازي و تعيين مهمترين عامل در هر مرحله؛ اين رويکرد از جامعيت و انعطاف پذيري بهتري نسبت به ساير مدل ها و چارچوب هاي ارائه شده برخوردار است.
ژنگ و همکاران (2005) با بررسي تحقيقات پيشين و الگو گرفتن از مدل آيوز و همکاران (1980) در خصوص انواع متغيرها و فرآيندهاي درگير فراگرد پياده سازي يک سيستم اطلاعاتي؛ ضمن ارائه چارچوب عوامل تاثيرگذار بر پياده سازي ERP به ارزيابيِ تاثير عوامل محيط هاي چهارگانه آيوز و همکاران (1980) بر پياده سازي موفق ERP پرداختند (شکل 12-2). آن ها با بررسي سه مطالعه موردي در چين ضمن تاييد موضوعيت عوامل حياتي موفقيت کشورهاي غربي در بافت فرهنگ و کسب و کار کشورهاي شرقي؛ نتيجه گرفتند که عوامل هر سه محيط بر موفقيت پياده سازي ERP تاثير گذارند. ژنگ و همکاران (2005) در اين مدل تعريف متفاوتي از موفقيت پياده سازي ERP ارائه مي دهند. آن ها تاثير پياده سازي و کاربرد ERP بر رفتار و عملکرد فرد و سازمان را بعنوان دو شاخص موفقيت پياده سازي تلقي مي کنند. تاثيري که اين پياده سازي بر افراد مي گذارد از طريق سنجش برخي ابعاد همچون: ميزان تأثيرگذاري ERP و کاربرد آن بر بهره وري فردي، بهبود عملکرد فعاليت، کيفيت و اثربخشي تصميمات و زمان تصميم سازي قابل ارزيابي مي باشد. تاثير سازماني نيز از طريق سنجش ميزان تأثيرگذاري ERP و کاربرد آن بر هزينه عملياتي سازمان، کسب بهره وري کلي، سطح خدمت مشتري و تحقق اهداف خاص پياده سازي ERP قابل ارزيابي است. در ادامه ژنگ و همکاران (2005) يک مدل طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت را ارائه مي کنند که اين عوامل را بر اساس سه مرحله اصلي پياده سازي يک سيستم ERP طبقه بندي مي کند (جدول 5-2).
کينگ و برگز (2006) ضمن بررسي مهمترين عوامل حياتي موفقيت پياده سازي يک سيستم اطلاعاتي بزرگ بطور عام و سيستم ERP بطور خاص؛ يک مدل پويا از عوامل و فراگردهاي تاثيرگذار بر موفقيت پياده سازي ERP ارائه کردند . اين مدل از جنبه تفکيک عوامل تاثيرگذار و فعاليت هاي تاثيرگذار در موفقيت پياده سازي شباهت زيادي به مدل سامرز و نلسون (2004) دارد. ويژگي ديگر اين مدل در مقايسه با مدل ها و چارچوب هاي پيشين، تلفيق پوياي عوامل حياتي موفقيت در يک زنجيره علي68 است (شکل 13-2).

مراحل

عوامل
انتخاب
(شراکت، راه حل، توافق)
پياده سازي
(مدل اوليه، راه حل نهايي و سيستم عملياتي)
بهينه سازي
(عمليات پيشرفته، کنترل پيشرفته، عملکرد کسب و کار پيشرفته)
تناسب نرم افزاري ERP
?

باز مهندسي فرآيندهاي کسب وکار

?
?
کيفيت اطلاعات

?
?
مشخصات کاربر(ي)

?
?
کيفيت عرضه کننده سيستم
?
?

مديريت پروژه اثربخش
?
?

فرهنگ سازماني
?
?

آموزش و کارآموزي
?
?

دلايل پذيرش يک سيستم ERP
?
?

حمايت مديريت ارشد
?
?
?
حمايت گسترده سازمان
?
?
?
مشارکت کارکنان
?
?
?
کيفيت سيستم
?
?
?
جدول 5-2) طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت مطابق با مراحل اصلي پياده سازي (ژنگ و همکاران، 2005)
شکل 12-2 ) مدل عوامل حياتي موفقيت سازماني براي پياده سازي ERP ( ژنگ و همکاران، 2005 )

شکل 13-2 ) مدل پوياي موفقيت ERP ( کينگ و برگز، 2006 )

اِن گي و همکاران (2008) ضمن بررسي جامع عوامل حياتي موفقيت در پياده سازي ERP ها در بين بالغ بر 48 مورد مطالعاتي – اعم از مقالات، کنفرانس ها و تزهاي دانشگاهي- در 10 حوزه جغرافيايي، 18 عامل را بعنوان عوامل اصلي حياتي موفقيت که مشتمل بر 80 زير-عامل بودند؛ شناسايي کردند. مطالعه آن ها عوامل حياتي موفقيت را به سه گروه عرضه کننده سيستم، سازماني و ملي تفکيک کرد. اين مدل طبقه بندي از ارتباط بين-متغيري اين عوامل صرفنظر کرده منتهي اشاره مي کند که از ميان عوامل مختلف اشاره شده، بالغ بر 15 عامل بطور مستقيم مرتبط با سازمان و مولفه هاي مديريتي آن است. برخي از اين عوامل عبارتند از: اهداف و چشم انداز کسب وکار، مديريت تغيير، بازمهندسي فرآيندهاي کسب وکار، ارتباطات، استراتژي ERP و متدولوژي پياده سازي، مشخصات سازماني، قهرمان پروژه، مديريت پروژه، نظارت وارزيابي عملکرد، توسعه، آزمايش و رفع خطاهاي نرم افزاري، حمايت مديريت ارشد، تناسب ميان سيستمERP و فراگردهاي کاري سازمان و غيره. شکل 14-2 مهمترين عوامل اين چارچوب را نمايش مي دهد.

شکل 14-2 ) مدل عوامل حياتي موفقيت براي پياده سازي ERP( اِن گي و همکاران، 2008 )

بردلي (2008) در حاشيه مطالعه خود درخصوص تاثير کارکردهاي مديريتي در موفقيت پياده سازي سيستم ERP؛ با استفاده از تئوري مديريت سنتي اقدام به طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت پياده سازي ERP عنوان شده در پيشينه تحقيقات صورت گرفته، نمود. وي ضمن تفکيک حوزه کارکردي مديريت به مراحل برنامه ريزي، سازماندهي، کارمنديابي (پرسنل)69، راهبري و کنترل؛ عوامل حياتي موفقيت شناسايي شده در تحقيقات پيشين را در اين قالب دسته بندي کرد. جدول 6-2 چارچوب طبقه بندي بردلي و مهمترين عوامل حياتي آن را نشان مي دهد.

حوزه کارکردي مديريت
عوامل حياتي موفقيت
برنامه ريزي
برنامه رسمي تفصيلي با فعاليت ها و وظايف تعريف شده، پيوند کسب و کار با ERP، اهداف شفاف پروژه
سازماندهي
مدير پروژه تمام وقت، زمان، بودجه و حجم کار قابل مديريت
کارگماري
آموزش مديريت و کاربران، تشکيل تيم و انجام کار تيمي ، مهارت هاي فني تيم پروژه،
جنبه هاي انگيزشي براي موفقيت، همکاري در جهت حل مسئله با عرضه کنندگان سيستم، نقش کارکنان مجرب سازمان بعنوان راهبران پروژه، اعضاء تيم و تصميم سازان
راهبري
حمايت مديريت ارشد، فرهنگ ارزش هاي مشترک، ERPبعنوان اولويت اول سازمان ، قهرمانان پروژه، ارتباطات،يادگيري و انتظارات مديريت، استقرار مکانيزم رفع اشکال، مديريت تغيير با همکاري مديريت پروژه
کنترل
کنترل برآمده از مديريت ارشد، تشکيل کميته راهبري با جلسات منظم ماهيانه، نظارت و بازخورد
ساير کارکردها
بازطراحي فراگردهاي کسب و کار، سفارشي سازي حداقل و تمايل به تطبيق پذيري فراگردهاي کسب و کار، انتخاب کارکرد و عامليت کامل سيستم هاي جديد
جدول 6-2) چارچوب طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت مبتني بر تئوري مديريت سنتي (بردلي، 2008)

دزدار و سليمان (2009) با توجه به ابعاد درون سازماني و برون سازماني، عوامل حياتي موفقيت پياده سازي را طبقه بندي کردند. تفاوت اين مدل نسبت به ساير مدل ها در توجه به ابعاد برون سازماني از دو جنبه خبرگي و فناوري است (شکل 15-2). ويژگي ديگر اين مدل، تمرکز غير مستقيم بخشي از آن بر توليد ارزش افزوده در سازمان است. اين ويژگي در نوع طبقه بندي اين مدل مستتر است. طبقه بندي بر اساس دانش (خبرگي) و شايستگي (که بايد در سازمان با همکاري تيم پروژه، تيم مشاور و عرضه کننده سيستم ايجاد شود) تاکيد بر چنين اصلي دارد.

شکل 15-2) چارچوب طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت (دزدار و سليمان، 2009)
.
همان طور که اشاره شد، مدل طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت از جايگاه ممتازي در فرآيند ارزيابي آمادگي برخوردار است. يک مدل طبقه بندي مناسب بعنوان محور چارچوب ارزيابي، تبيين کننده رويکردهاي مورد تاکيد سازمان در ارزيابي آمادگي پيش از پياده سازي است. اگر چه غالب تحقيقات اشاره شده در بالا فاقد هرگونه پيوند روشن و متمايز ميان مدل هاي طبقه بندي ارائه شده و چارچوب ارزيابي آمادگي سازمان بود؛ تحقيق حاضر تلاش دارد ضمن بازتعريف يک مدل طبقه بندي مناسب پيوند مناسبي بين اين مدل و چارچوبارزيابي آمادگي سازمان برقرار ساخته و از منظر چنين پيوندي، سازمان را به راهبردهاي اجرايي و اقتضائي آماده سازي رهنمون سازد. اين که کدام مدل طبقه بندي مناسب است، بسته به سازمان و چشم اندازهاي مورد تاکيد آن در پروژه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، چشم انداز سازمان، راهبرد مناسب Next Entries تحقیق رایگان با موضوع منابع سازمان، مدل EFQM، شرکت برق