تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، چشم انداز سازمان، راهبرد مناسب

دانلود پایان نامه ارشد

* مديريت عوامل نگرشي کارکنان

?

?

* مشارکت کارکنان
?
?
?
?

?
?

* مديريت فرهنگ (براي تغيير)

?
?
?
?
?
?
7
ارتباطات برون سازماني و درون سازماني
?
?
?
?
?
?
?
8
زيرساختارهاي سازماني و مديريت آن

* سيستم هاي قديمي موجود

?
?

?
?
?

* مديريت کيفيت اطلاعات
?
?
?

?
?
9
مشخصات سازمان

?
?

10
آموزش و کارآموزي
?
?
?
?
?
?
?
11
نظارت، بازخور و ارزيابي عملکرد

?
?
?
?

12
توسعه، تست و اشکال يابي نرم افزار

?
?
?

?

13
انتخاب عرضه کننده مناسب ERP
?

?

?
?
14
انتخاب مشاور مناسب

?
?

?
?
?
15
مديريت زنجيره تامين

?

?

جدول 2-2) وضعيت پوشش عوامل مختلف حياتي موفقيت در مطالعات پيشين (ادامه)

5-2) مدل هاي طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت:
در حوزه طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت پياده سازي يک سيستم ERP مطالعات مختلفي صورت گرفته و چارچوب ها و مدل هاي متنوعي نيز توسعه يافته اند. جايگاه يک مدل طبقه بندي در فرآيند ارزيابي آمادگي سازمان از اين رو حائز اهميت است که ابعاد و چشم انداز هاي مختلف ارزيابي را در رويکردي واحد تجميع مي نمايد. هر چند در پيشينه تحقيقات صورت گرفته جايگاه چنين ارتباطي (ارتباط بين مدل طبقه بندي و ساخت محورهاي ارزيابي آمادگي سازمان) چندان برجسته نيست و اصولا ما بين وضعيت ارزيابي و راهبردهاي اجرايي قابل اخذ براي آماده سازي؛ پيوند مناسبي وجود ندارد. در زير برخي از مهمترين چارچوب ها و مدل هاي طبقه بندي عوامل موثر در موفقيت پياده سازي ERP ارائه شده است.
عامل حياتي موفقيت
صفات عامل
مديريت/سازمان
تعهد، يادگيري، درگير شدن(مشارکت)، انتخاب تيم پروژه، آموزش، مسئوليت ها و نقش ها
فرآيند
همترازسازي، مستندسازي، يکپارچه سازي، بازطراحي فراگرد
فناوري
سخت افزار، نرم افزار، مديريت سيستم، واسط کاربري
داده/اطلاعات
فايل هاي اصلي، فايل هاي تراکنشي، ساختارداده/اطلاعات، نگهداري و يکپارچگي
افراد
يادگيري، آموزش، توسعه مهارت ها، مديريت دانش
جدول 3-2) چارچوب پياده سازي عوامل حياتي موفقيت (کنشو، 1999)
کنشو (1999) ضمن توسعه چارچوب پياده سازي ERP، عوامل حياتي موفقيت را به پنج عامل مديريت/سازمان، فرآيند، فناوري، داده/اطلاعات و افراد طبقه بندي و براي هر عامل مشخصات و صفاتي را توصيف مي کند (جدول3-2). در اين تحقيق که در ميان 20 شرکت کوچک توليدي انجام شد، مشخص گرديد که بالغ بر 70 درصد شرکت هاي پاسخ دهنده، مشخصاتي را بعنوان عوامل اصلي حياتي موفقيت خود عنوان کردند که يا مستقيماً با مؤلفه هاي سازماني و مديريتي در ارتباط بود و يا اين که بطور غير مستقيم مرتبط با مشخصات زيرساختاري و ساختاري آن بود. بنظر مي رسد بخش عمده اي از مشخصات اين چارچوب را مي توان در بخش سازماني- مديريتي تجميع نمود؛ بعنوان نمونه برخي از عوامل عنوان شده در اين چارچوب مانند عامل افراد (عامل پنجم) عمدتاً به بخش سازماني باز مي گردند تا اين که مطابق با توضيحات ارائه شده در بخش 1-6-3-2 ناظر به بخش نگرشي يا ادراکي کارکنان باشند. علاوه بر اين، برخي از مشخصات و صفات اشاره شده در اين مدل را نيز مي توان در طبقه اي مبتني بر چشم انداز کسب و کار سازماني تجميع کرد؛ از آن جمله مي توان به همترازي، يکپارچگي و بازطراحي فرآيندها اشاره کرد. اين چارچوب توجه کمتري به فرهنگ سازماني و مؤلفه هاي نگرشي کارکنان داشته و عمده تمرکز خود را بر عوامل سازماني و زيرساختاري (اعم از فني يا سازماني) معطوف کرده است. زنجيره تامين و مديريت تامين کنندگان؛ از ديگر عوامل مديريتي است که خلأ آن در بخش صفات عامل مديريت مشهود است.
هلند و لايت (1999) ضمن بررسي دو مطالعه موردي، با تکيه بر عوامل حياتي موفقيت شناسايي شده در پيشينه تحقيقات و بهره گيري از مدل اسلوين و پينتو (1987)؛ مدلي را پيشنهاد کردند که به مديران کمک مي کند تا يک راهبرد پياده سازي ERP را توسعه دهند. اين مدل عوامل حياتي موفقيت را به عوامل تاکتيکي و استراتژيکي طبقه بندي مي کرد (شکل5-2). عوامل راهبردي در ارتباط با هدف گذاري و برنامه ريزي نيل به اهداف تعيين شده هستند. اين دسته از عوامل در مراحل ابتدايي چرخه حيات پياده سازي از اهميت بالاتري برخوردارند.عوامل تاکتيکي عواملي اند که در ارتباط با پياده سازي عوامل راهبردي بوده و برخلاف عوامل راهبردي در مراحل بعدي چرخه حيات داراي اهميت بالاتري مي باشند.

شکل 5-2 ) مدل عوامل حياتي موفقيت براي پياده سازي ERP(هلند و لايت، 1999)
جارار و همکاران (2000) ضمن بررسي برخي از عوامل حياتي موفقيت، آن ها را در چهار دسته طبقه بندي کردند. آن ها مفهوم پياده سازي موفق يک سيستم ERPرا از دو جنبه مهم (1) پيکره بندي و اجراي سيستم ERP در سازمان و (2) تحقق اهداف پروژه اي پياده سازي-از نظر زمان و هزينه- مورد توجه قرار دادند. جارار و همکاران (2000) به اين نتيجه رسيدند که عوامل مختلف حياتي موفقيت را مي توان متناسب با سطوح مديريت سازماني )از سطح راهبردي/ارشد تا سطح عملياتي) بعنوان زيرمجموعه اي از چهار عامل اصلي مطرح کرد. اين چهار گروه عبارتند از: حمايت مديريت ارشد، مديريت تغيير، زيرساختار فناوري اطلاعات و بازمهندسي فرآيندهاي کسب و کار (شکل 6-2). آن ها با توجه به دو جنبه اشاره شده از مفهوم پياده سازي، تاکيد مي کنند که برخي از اين عوامل همچون حمايت مديريت ارشد، محدود به راه اندازي پروژه و فراهم آوري تسهيلات اجراي آن نمي شوند بلکه شامل نظارت مستمر و هدايت تيم پروژه پياده سازي نيز مي گردند.

شکل 6-2 ) طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت پياده سازي ERP( جارار و همکاران، 2000 )

استوس و پاستور (2000) بحث مي کنند که طبيعت مسائل حوزه پياده سازي ERP شامل چشم اندازهاي سازماني، فني، راهبردي و تاکتيکي است. چشم انداز سازماني به ساختار، فرهنگ و فرآيندهاي کسب و کار سازمان مي پردازد. چشم انداز فني بر جنبه هاي مرتبط با يک محصول خاص ERP و مسائل فني ديگري چون سخت افزارها و نيازهاي مبتني بر نرم افزار تمرکز دارد. چشم انداز راهبردي در ارتباط با شايستگي هاي محوري64 که به تحقق ماموريت سازمان و اهداف بلند مدت آن کمک مي کند؛ است، در حالي که چشم انداز تاکتيکي بر فعاليت هاي کسب و کار با اهداف کوتاه مدت تطبيق دارد. استوس و پاستور (2000) ضمن تعريف اين مفاهيم؛ عوامل حياتي موفقيت مطالعات پيشين را در قالب يک مدل ماتريسي يکپارچه طبقه بندي کردند (شکل 7-2). آن ها نشان دادند که با توجه به حجم و دامنه عوامل ذکر شده در تحقيقات صورت گرفته؛ عوامل راهبردي و تاکتيکيِ حوزه سازماني از اهميت بيشتري نسبت به حوزه فني برخوردارند. آن ها همچنين نتيجه گرفتند که عامل حمايت مديريت ارشد از بيشترين اهميت در مقايسه با ساير عوامل برخوردار است.

راهبردي
تاکتيکي

* مديريت موثر تغيير سازماني
* مديريت خوب دامنه پروژه
* بازمهندسي جامع فراگردهاي کسب و کار
* ترکيب مناسب تيم پروژه
* درگير شدن و مشارکت کارکنان
* اعتماد بين شرکا
* نقش مناسب قهرمانان پروژه
* اختصاص کارکنان و مشاورين
* ارتباطات قوي درون سازماني و برون سازماني
* رسميت بخشيدن به طرح/ برنامه زمان بندي پروژه
* رفع اشکال پيشگيرانه
* استفاده مناسب از مشاورين
* توانمندسازي تصميم-سازان
سازماني
* راهبرد مناسب پياده سازي سيستم ERP
* اجتناب از سفارشي سازي
* نسخه مناسب ERP
* پيکره بندي مناسب نرم افزار
* دانش سيستم هاي قديمي
فني
شکل 7-2) چارچوب پياده سازي عوامل حياتي موفقيت (استوس و پاستور، 2000)

اولِري (2000) در قالب يک چارچوب عوامل حياتي موفقيت را بر اساس نوع مخاطراتي که در چرخه حيات ERP بهمراه خواهند داشت، طبقه بندي مي کند. وي در کتاب خود مخاطرات محتمل در چرخه حيات ERP را به سه گروه دسته بندي مي کند: مخاطرات فني، کسب وکار و سازماني. شکل 8-2 چارچوب طبقه بندي اولري (2000) را نمايش مي دهد.
نوع مخاطرات

مراحل چرخه حيات
فني
کسب و کار
سازماني
تصميم به پياده سازي ERP

خريد ERP

طراحي

پياده سازي

پس از پياده سازي (تثبيت)

آموزش

شکل 8-2) چارچوب تحليل عوامل حياتي موفقيت مبتني بر مخاطرات احتمالي و چرخه حيات (اولري، 2000)
مخاطرات فني عبارتند از مخاطراتي که برخاسته از فناوري پردازش اطلاعات اند. بعنوان نمونه مخاطراتي که ناشي از سيستم عامل، بانک هاي اطلاعاتي رابطه اي، فناوري سرويس دهنده و مخدوم 65 ، نيازمندي هاي شبکه و نرم افزار باشند در اين طبقه جاي مي گيرند. بطور واضح برخي از CSF ها همچون سيستم هاي قديمي و سازگاري زيرساختارهاي فني سازماني در ارتباط با اين مخاطرات مي باشند.
مخاطرات کسب و کار مخاطراتي هستند که ناشي از پردازش ها و مدل هايي اند که بعنوان بخشي از فراگرد پياده سازي ERP انتخاب مي شوند. اين مخاطرات برگرفته از مجموعه نقشه هاي پياده سازي سازماني در ارتباط با هماهنگي دروني و تناسب بيروني آن ها با شرکاي کسب و کار مطرح مي شوند. بعبارت بهتر اين مخاطرات برخاسته از اين است که 1) سازمان چه مدل ها، نقشه ها و فرآيندهايي را بر مي گزيند، 2) آن نقشه ها چگونه در سازمان مورد استفاده قرار مي گيرند، 3) چگونه آن ها تعامل با ديگر شرکاي شرکت را تسهيل مي کنند (عرضه کننده ها و تامين کنندگان). داشتن منابع کافي براي پياده سازي و تقويت ارتباط با مشتريان و تامين کنندگان از عواملي است که مرتبط با مخاطرات کسب و کار است. بعبارت بهتر در صورتي که پروژه از نظر زمان و هزينه مطابق با برنامه پيش نرود و سازمان متحمل زمان و هزينه اضافي شود به نوعي با مخاطره کسب و کار (از دست دادن مشتريان و تنزل جايگاه رقابتي ) مواجه خواهد بود. بنابراين عواملي چون آمادگي تامين کنندگان؛ از عواملي است که ممکن است به مخاطرات کسب و کار منجر شود. توجه شود که اين دسته از مخاطرات ممکن است در محيط هاي غير دولتي، به تضعيف جايگاه رقابتي سازمان منتهي شود و در محيط هاي دولتي تضعيف جايگاه مأموريتي سازمان را به همراه داشته باشد.
در نهايت مخاطرات سازماني ناشي از محيط – شامل پرسنل و ساختار سازماني- مي باشد. اولري (2000) از فقدان “حمايت اجرايي” بعنوان يکي از دلايل شکست پياده سازي ERPدر دولت فدرال امريکا در دهه 70 ياد مي کند. عوامل مرتبط با پيامدهاي انساني همچون انتخاب مشاور، پيامدهاي فرهنگي و مديريت تغيير در توليد اين دسته از مخاطرات تاثيرگذارند.
از آن جا که مخاطرات اشاره شده توسط اولري (2000) ممکن است به شکست يک پروژه پياده سازي ERP منجر شوند؛ در ارزيابي آمادگي سازماني مي توان با تکيه بر محورهاي سه گانه تحليل واقع بينانه اي از وضعيت عوامل حياتي موفقيت و مخاطرات محتمل آن ها در سازمان بدست آورد.

ناه و همکاران (2001) با بررسي پيشينه تحقيقات صورت گرفته در حوزه CSFها، ضمن شناسايي 11 عامل کليدي؛ اين عوامل را در چرخه حيات مارکوس و تَنيس (2000) طبقه بندي کردند. آن ها ضمن ارائه چارچوب فوق به اين نتيجه رسيدند که تشکيل تيم پروژه و کار تيمي در همکاري سازمان-عرضه کننده-مشاور از اساسي ترين عوامل حياتي موفقيت محسوب مي گردد. شکل 9-2 يک نماي شماتيکي از اين چارچوب طبقه بندي را نمايش مي دهد.

شکل 9-2 ) طبقه بندي عوامل حياتي موفقيت در چرخه حيات پروژه ERP( ناه و همکاران، 2001 )

هوانگ و پالويا (2001) ضمن شناسايي 10 عامل حياتي موفقيت، آن ها را در دو دسته عوامل سازماني/داخلي و عوامل ملي/محيطي طبقه بندي کردند (شکل 10-2). نقطه قوت اين مدل در مقايسه با مدل هاي پيشين، توجه به عوامل مهم محيطي است که نقشي بي بديل در پياده سازي موفق سيستم ERP دارند. اين عوامل بويژه در حوزه مديريت فرهنگ براي تغيير، حائز اهميت اند. يکي از ضعف هاي اين مدل، عدم توجه به چرخه حيات پروژه ERPو ابعاد مديريت پروژه در فرآيند پياده سازي ERP است.
هنگ و کيم (2002) به بررسي عوامل حياتي موفقيت پياده سازيERP

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، پردازش اطلاعات، انتقال دانش Next Entries تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، چشم انداز سازمان، عرضه کنندگان