تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده، منابع سازمان، انتقال دانش

دانلود پایان نامه ارشد

پيامد ممکن است در چرخه حيات پروژه پياده سازي مسئله زا باشد. مخاطرات فني (448156/1 واحد شکاف 15/28 % شکاف انواع مخاطرات ممکنه ) دومين ناحيه بحراني را تشکيل مي دهند. در مطالعه موردي حاضر، ريسک هاي مرتبط با کسب و کار، کمترين حجم مخاطرات را به خود اختصاص داده اند. اين مي تواند ناشي از تمرکز عوامل کليدي موفقيت در بخش هاي غير کسب و کار باشد (ميزان عوامل حياتي موفقيت به اين ناحيه در حدود 251/28 % انواع مخاطرات ممکنه است). نواحي بحراني و مسئله دار موجود در سازمان به ترتيب عبارتند از: 1)تاکتيکال-سازماني، 2) راهبردي-سازماني ، 3) تاکتيکال-فني، 4) تاکتيکال-کسب و کار، 5) راهبردي-فني و 6 )راهبردي-کسب و کار.
4- با توجه به جدول 14-4 مي توان دريافت که بيشترين شکاف کلي مربوط به عوامل دوازدهم، دهم و يازدهم است. اين عوامل بترتيب عبارتند از: مديريت فرهنگ (براي تغيير)، مديريت عوامل نگرشي و مشارکت کارکنان. بنابراين سازمان دقيقاً در نقاطي که نقطه تمايز سازمان هاي خدماتي دولتي است؛ داراي چالش است. اين مي تواند پياده سازي سيستم در سازمان را مخصوصا از جنبه مديريت پروژه اي با مسائل و چالش هايي همراه سازد. رد پاي اين موضوع را همچنين مي توان در نواحي تاکتيکال-سازماني و تاکتيکال-فني جستجو کرد. در اين نواحي مديريت پروژه جزء 5 عامل اول مسئله ساز سازمان است. اين پيامد با طبيعت و ماهيت سازمان مورد مطالعه انطباق زيادي دارد. هرم منابع انساني اين سازمان داراي ساختاري فرسوده است. ميانگين سني کارکنان اين سازمان 45 سال و متوسط سنوات خدمتي آنان در حدود 20 سال است. بعبارتي غالب کارکنان اين سازمان در ورود به دهه سوم خدمتي شان مي باشند. اين ساختار غير جوان منابع انساني مديريت پروژه پياده سازي سيستم هاي اطلاعاتي سازمان را با مشکلاتي مواجه ساخته است. بعنوان نمونه، زمان پياده سازي اتوماسيون تحت وب سازمان در برخي از واحدهاي تخصصي تا 5/2 ماه تاخير زماني از برنامه داشته است؛ در حالي که اين نوع پروژه ها از نظر پياده سازي جزء پروژه هاي کوتاه-مدت طبقه بندي مي شوند. از سويي ديگر حد نامناسب تراکم منابع انساني در حوزه ستاد به جاي صف (حوزه ارائه خدمت) از مواردي است که بر مؤلفه هاي انگيزشي و فرسودگي شغلي اثر گذار است. هرم سازمان مورد مطالعه با احتساب وضعيت تشکيلاتي وزارت خانه، لوزي شکل است. يک بررسي پژوهشي در سال 89 نشان داد فرسودگي شغلي کارکنان در حوزه ستاد بيشتر از حوزه صف است. بنابراين توجه به ساختار هرم سني منابع انساني، ساختار سازماني، قانون پارکينسون130 و فرسودگي شغلي از ديگر پيامدهايي است که بايستي در حوزه پياده سازي سيستم لحاظ شوند؛ چرا که عمدتا مبناي پياده سازي سيستم هاي اطلاعاتي متوجه حوزه ستادي است.
5- عوامل حياتي موفقيت اولويت دار جهت تمرکز سازمان براي آماده سازي عبارتند از: مشارکت کارکنان، مديريت فرهنگ براي تغيير، مديريت عوامل نگرشي، قهرمانان پروژه و مديريت پروژه. مشخصات سازمان، حمايت مديريت ارشد و تدوين طرح کسب و کار از ديگر نواحي مسئله دار سازمان است که بايستي مورد توجه قرار گيرند. و در نهايت در ناحيه سوم، توسعه و اشکال يابي نرم افزار، انتخاب سيستم متناسب با کسب و کار سازمان و انتخاب عرضه کننده اي که داراي خدمات پشتيباني فني و انتقال دانش مناسب باشد از عوامل اولويت دار جبهه سوم آماده سازي است. اين عوامل بعنوان محور انتخاب راهبردهاي موثر آماده سازي سازمان لحاظ مي شوند. بنظر مي رسد با توجه به ماهيت سازمان هاي خدماتي، مهمترين و موثرترين عواملي که سازمان براي آماده سازي خود بايستي روي ان ها تاکيد داشته باشد؛ جنبه هاي انساني-اجتماعي پياده سازي است. اين دسته از عوامل هم در شکاف کلي سازمان و هم در نواحي بحراني داراي بيشترين شکاف هستند.
6- اگر چه بدليل پيچيدگي ذهن انسان شناخت نگرش افراد ممکن است با مشکلاتي مواجه باشد و از اين رو اتکا به نظرات افراد خبره در خصوص عوامل نگرشي کارکنان (عامل دهم) سؤال برانگيز باشد؛ منتهي با توجه به تحقيقات صورت گرفته در سازمان، قضاوت خبرگان (وضعيت موجود: 4083/ 0 و رتبه دوم شکاف کلي) تا حدود زيادي با اين تحقيقات هماهنگ است. در تحقيقي که شاخص آمادگي فناوري يا TRI کارکنان در يک نمونه ي 160 نفري (با توجه به سهم شهرستان ها) مورد سنجش و ارزيابي قرار گرفت، سه خوشه براي کارکنان شناسايي شد. اين تحقيق نشان داد که 55% کارکنان متعلق به خوشه شکاکين، 30% افراد متعلق به خوشه پيشرو ها و تنها 15% کارکنان متعلق به خوشه کاوشگران بوده اند.
7- يکي از مسائل مهمي که سازمان در پياده سازي ERP با آن مواجه است مسئله انتخاب سيستم و عرضه کننده مناسب ERP است. با توجه به بافت و شرايط حاکم بر سازمان هاي خدماتي دولتي، اين مسئله طبيعي مي نمايد که در بين اين عوامل مهمترين دغدغه وضعيت و کيفيت تطبيق پذيري سيستم با فرآيندهاي سازماني است. نتايج ارائه شده در جداول 23-4 و 24-4 مويد اين مطلب نيز هست. اين پيامد هماهنگ با شکاف عامل مشخصات سازمان در ناحيه راهبردي-سازماني است. البته لازم بذکر است که در مقايسه با ساير عوامل حياتي موفقيت، سازمان کنترل و نظارت کمتري بر شکاف اين عوامل دارد؛ چرا که اين عوامل همچون انتخاب مشاور مناسب ناشي از موقعيت جغرافيايي سازمان و محيط کسب و کاري است که در آن مشغول به ارائه خدمت است.
8- عليرغم تفکيک بالاي ساختار سازمان مورد مطالعه، ميزان پراکندگي نظرات افراد خبره در خصوص وضعيت موجود عوامل حياتي موفقيت بسيار پايين بود (متوسط واريانس عوامل در حدود 11/0 ).
9- با توجه به عموميت غالب عوامل کليدي موفقيت ERP در ساير سيستم هاي اطلاعاتي؛ مدل طبقه بندي و چارچوب ارزيابي ارائه شده در اين تحقيق مي تواند در امکان سنجي پياده سازي ساير سيستم هاي اطلاعاتي سازمان نيز مفيد باشد.
با توجه به ماهيت تحقيق حاضر که فاقد هرگونه آزمون فرض بود؛ در زير به سؤالات طرح شده در تحقيق بطور خلاصه پاسخ مي دهيم:
1- عوامل حياتي موفقيت پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان درسازمان هاي خدماتي دولتي کدامند و چگونه با کاربرد الگوي فازي مي توان به تحليل واقع بينانه تري از وضعيت اين متغيرها دست يافت؟
همان طور که در فصل چهارم اشاره شد، تمامي عوامل حياتي موفقيت در ساير سازمان ها، در سازمان هاي خدماتي دولتي نيز حائز اهميت اند. در اين گونه سازمان ها بسته به بافت، کسب وکار و شرايط حاکم بر سازمان، ممکن است برخي عوامل از سطح اهميت کمتري نسبت به ساير عوامل برخوردار باشند. در تحقيق حاضر مطابق با تحليل چارک و ترسيم نمودار جعبه اي وضعيت مطلوب CSFها؛ مشخص شد که عوامل “سيستم هاي قديمي موجود” و “مديريت کيفيت اطلاعات” در مقايسه با ساير عوامل، از کمترين اهميت برخوردارند. توجه شود که اين موضوع نيز به شرايط زيرساختاري دولت الکترونيک در بخش کشاورزي کشور باز مي گردد. پراکندگي مراکز جهاد کشاورزي – بعنوان مراکز صف مستقر در روستاها- ، و رفع مشکلات ارتباطي و تبادلاتي آن ها با مديريت شهرستان ها و سازمان بعنوان يک پيش نياز اصلي در فرآيند طراحي سيستم هاي اطلاعاتي موجب گرديده تدوين چنين سيستم هايي با مشکلات زيادي همراه باشد؛ از اين رو وضعيت سيستم هاي اطلاعاتي در سازمان مورد مطالعه، وضعيتي نامطلوب تلقي مي گردد. با توجه به مطالب اشاره شده، تعميم اين نتيجه (ناموثر بودن عوامل “سيستم هاي قديمي موجود” و “مديريت کيفيت اطلاعات” در مقايسه با ساير عوامل) به ساير سازمان هاي خدماتي دولتي، ممکن است دقيق و متقن نباشد.
همان طور که در انتهاي فصل دوم اشاره شد، کاربرد الگوهاي فازي به تحليل واقع بينانه تري از عوامل حياتي موفقيت و وضعيت آمادگي سازمان منجر مي شود. در اين تحقيق علاوه بر وضعيت هر يک از CSF ها، نواحي بحراني سازمان نيز متمايز شدند. با تعيين اين نواحي، مشخص شد که سازمان بايستي بر روي پيامدهاي ناشي از چه مخاطراتي تمرکز کند. مزيت اخير مي تواند کاربردهاي مديريتيِ مدل را تبيين کند.

2- وضعيت موجودعوامل حياتي موفقيت شناسايي شده درسازمان جهادکشاورزي به چه صورتي است؟
وضعيت موجود سازمان مورد مطالعه با وضعيت مطلوب پياده سازي، داراي شکاف است. اين شکاف در برخي نواحي زياد و در برخي ديگر کم است. همان طور که در نتيجه 3 بحث شد، مشارکت کارکنان، مديريت فرهنگ براي تغيير، مديريت عوامل نگرشي، قهرمانان پروژه ، مديريت پروژه، مشخصات سازمان، حمايت مديريت ارشد و تدوين طرح کسب و کار از عوامل مسئله دار سازمان است که بايستي مورد توجه قرار گيرند. در نهايت توسعه و اشکال يابي نرم افزار، انتخاب سيستم متناسب با کسب و کار سازمان و انتخاب عرضه کننده اي که داراي خدمات پشتيباني فني و انتقال دانش مناسب باشد سيستم از جمله نواحي ضعف و شکاف سازمان هستند. با توجه به تمرکز شکاف عوامل حياتي موفقيت در ناحيه تاکتيکال، وضعيت آمادگي کلي سازمان براي پياده سازي ERP در شروع پروژه مناسب است؛ اگر چه بايد تمهيداتي را بيانديشد تا در مراحل ديگر چرخه حيات پروژه با مشکل مواجه نشود. اين تمهيدات با نظر به شکاف عوامل انساني-اجتماعي سازمان مورد مطالعه و نقش محوري اين عوامل در سازمان هاي خدماتي؛ مورد تاکيد است.

3- باتوجه به وضعيت ارزيابي شده، راهکارهاي موثر در آماده سازي سازمان جهت پياده سازي موفق سيستم برنامه ريزي منابع سازمان چه هستند؟
براي راهکارهاي آماده سازي دو سناريو اصلي متصور است. الف) سازمان بر روي عواملي که بطور مشترک در نواحي بحراني داراي شکاف زيادي هستند، تمرکز کند. ب) بر عوامل يک نواحي مسئله دار بترتيب ميزان بحراني بودن آن، تمرکز کرده؛ پس از بهبود يک ناحيه سراغ عوامل ناحيه بعد برود. با توجه به وضعيت ارزيابي شده سازمان مورد مطالعه، در وهله اول سازمان بايد بر روي عواملي تاکتيکالي که وضعيت موجود مناسبي ندارند و ممکن است سازمان را متحمل مخاطرات سازماني نمايند؛ تمرکز کند. در وهله بعد توصيه مي شود سازمان عوامل راهبردي اي که داراي مخاطرات سازماني هستند، را مدنظر قرار دهد. از آن جا که عوامل انساني-اجتماعي سازمان در وضعيت نامناسبي قرار دارد و با توجه به نقش محوري اي که اين عوامل در سازمان هاي خدماتي دارند؛ توصيه مي شود سبد راهبردهاي آماده سازي با مبناي عوامل فرهنگي و نگرشي کارکنان تدوين شود. بنابراين با توجه به مطالب گفته شده و از آن جا که اين دسته از عوامل هم در نواحي شکاف و هم در شکاف کلي سازمان؛ از وضعيت نامناسبي برخوردارند؛ انتخاب راهبرد دوم ارجح است.
3-5) محدوديت هاي تحقيق
اين تحقيق با محدوديت هايي مواجه بود که توجه به آن مي تواند در ميزان تعميم پذيري نتايج حاصل از آن مفيد باشد. برخي از اين محدوديت ها عبارتند از:
1- سازمان مورد مطالعه يک سازمان خدماتي دولتي با تفکيک بالا است. تنوع کارکردي و ماموريتي اين سازمان به همراه فاصله فرآيندهاي عمومي و اختصاصي آن، ممکن است موجب شود متناسب با نواحي مختلف سازماني؛ افراد خبره برداشت هاي جامع نگرانه اي نسبت به مسائل سازماني نداشته باشند. اين مسائل مي تواند ناشي از تجربيات مختلفي باشد که افراد در طي پروژه هاي فناورانه مختلف سازماني حاصل کرده اند. سيستم هاي پراکنده، محدود و جزيره اي مستقر در واحدهاي تخصصي از عواملي هستند که تاثير مستقيمي بر اين تجربه دارند. در سازمان هاي خدماتي دولتي که از تفکيک ساختاري بالايي برخوردار نيستند و ماهيت فرآيندهاي صف و ستاد با يکديگر همگن مي باشد (همانند بانک هاي دولتي يا ادارات کل ثبت اسناد) موضوعيت اين پيامد و واريانس قضاوت ها کمتر خواهد بود.
2- کاربرد روش هاي تصميم گيري چند معياره (با فرض وجود يک معيار) در برخي از مراحل تحقيق مي تواند به نتايج دقيق تري منتهي شود. بعنوان نمونه تعيين موثرترين عوامل حياتي موفقيت (رتبه بندي وضعيت مطلوب CSFها) در سازمان هاي خدماتي دولتي به کمک کاربرد روش هايي همچون Fuzzy AHP امکان پذير است؛ منتهي با توجه به محدوديت زماني افراد مصاحبه شونده، امکان استفاده از روش هاي مذکور -که نيازمند صرف زمان زيادي است- وجود نداشت. از سويي ديگر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد قانون مجازات، نقض حقوق، ثبت اختراعات Next Entries منبع تحقیق درمورد نقض حقوق، فرهنگ و تمدن، قانون مجازات