تحقیق رایگان با موضوع صنایع دستی، ارزش افزوده، نام تجاری، در بازارهای جهانی

دانلود پایان نامه ارشد

تجربه و سرمایه کافی، اگر حرف تازهای برای گفتن در بازار نداشته باشند، نه تنها موفق نخواهند شد بلکه به سرعت نابود خواهند شد و بدون استفاده از بستهبندی مناسب برای کالاهای خود، محکوم به فنا میباشند. بستهبندی یک حوزه میانبخشی به شمار میآید. بهاین صورت که در بخشهایی که طرح، رنگ و فرمهای زیبا به لحاظ بصری هماهنگ با مواد و امکانات ساخت در تولید انبوه نباشد امکان اجرا نخواهد داشت، با موضوع زیباییشناسی و فرهنگی پیوند میخورد و در بخشهایی کاملا به حوزه صنعتی مربوط میشود و به عنوان یک تولید صنعتی نیز بدون برخورداری از زیبایی های بصری در بازار فروش موفق نخواهد داشت. (باربر و دیگران، 2006)
«متأسفانه صنعتگران هنرهای دستی کمتر به مقوله بستهبندی محصولات خود توجه میکنند و 96 درصد از تولیدات صنایع دستی فاقد بستهبندی مناسب میباشد. این در شرایطی است که بستهبندی جدا از بحث نگهدارندگی، نقش مهمی در ارزش افزوده و بازاریابی دارد. بسیاری از صنعتگران معتقدند که بسیاری از تولیدات آنها در هنگام حمل و نقل به محل فروش یا نمایشگاهها، به دلیل نبود بستهبندی مناسب آسیب میبیند و به همین دلیل از نظر اقتصادی به آنها ضرر وارد میشود. در نمایشگاهی که در ماداگاسکار توسط 10 تولید کننده برگزار شده بود 149 نمونه مختلف را در کیسههای پلاستیکی بزرگ به نمایش گذاشتند که متأسفانه به دلیل استاندارد نبودن بستهها (کیسههای نرم دوطرفه) بسیاری از نمونهها آسیب دیدند. اما بستهها این امکان را به تولیدکنندگان داد که نمونههای خود را به نمایش بگذارند.» (اورسینی، 4،2005).
مشکل بسیاری از صنعتگران این است که نمیتوانند شخصا اقدام به طراحی بستهبندی محصولات خود نمایند و تنها فعالیت آنها سفارش به شرکتهای بستهبندی است که آنها نیز بستهبندیهایی معمولی و بدون در نظر گرفتن شکل و ابعاد صنایع دستی تولید میکنند زیرا شرکتهایی که به صورت تخصصی در این حوزه فعالیت داشته باشند، وجود ندارد.
«یکی دیگر از مشکلات، سنتی بودن تجارت بازار صنایع دستی است بدین معنی که صنعتگران هنوز به اهمیت بازاریابی و بستهبندی کالاهای خود پی نبردهاند. هر محصول صنایع دستی دارای تنوع بسیاری در فرم و … میباشند و هر محصول بستهبندی و برچسب خاص خود را خواستار است. این در شرایطی است که بستهبندی صنایع دستی مقولهای است که اگر به تعداد و تیراژ لازم تولید نشود، مقرون به صرفه نیست و در غیر این صورت ممکن است قیمت بستهبندی از محصول بیشتر خواهد شد.» (اورسینی، 21،2005).
بستهبندی مبحثی است که در کشورهای پیشرفته، ارزش افزوده بالایی برای یک کالا دارد، در کشور ما جای خالی شرکتهای تخصصی طراحی بستهبندی صنایع دستی کاملا مشهود است. همانگونه که بیان شد بستهبندی مناسب میتوان تا حدود 90 درصد سبب ایجاد ارزش افزوده گردد. حال آن که توجه نکردن به این موضوع سبب میشود که قسمت اعظم ارزش افزوده همان کالا با بستهبندی مناسب در بازارهای جهانی اعمال شود. (اورسینی، 2005).
2-8-1شاخصهای بستهبندی محصولات صنایع دستی
شاخصهای یک بستهبندی مناسب برای محصولات صنایع دستی در ذیل بیان شده است: (اورسینی، 2005).
• اطلاعرسانی پویا و اعتمادپذیر به مشتری در کنار هویت ایرانی، ملی و سنتی.
• ترغیب و تکرار به خرید در مشتری به عنوان یک پارامتر تبلیغاتی در عرصه تجارت جهانی.
• داشتن مشخصات یک بستهبندی صادراتی (برچسب، بارکد، قیمت و …).
• سهولت در حمل و نقل، انبارداری و توزیع در نمایشگاهها و بازارهای جهانی.
• ایجاد رقابت در بازارهای جهانی با توجه به شاخصهای تعیین کننده مصرف (الگوی مصرف، فرهنگ، اقتصاد، زیباشناسی و شرایط اقلیمی بازار)
• مطابقت با بحثهای زیست محیطی در بازارهای جهانی.
• مطابق با قوانین مورد درخواست هر بازار.
• کمک به افزایش کالاهای غیرنفتی براساس مزیتهای نسبی و رقابت.
2-8-2 چالشهای بستهبندی صنایع دستی
• تنوع رشتهها در امر بستهبندی صنایع دستی.
• عدم توجه صنعتگر به بازاریابی و بیتمایلی به نیازهای روز بازار.
• زیان مالی به دلیل عدم بستهبندی مناسب (هدر رفتن مقادیر قابل توجهی ارز).
• بالا بودن هزینههای بستهبندی به دلیل وجود تعرفهها و حقوق گمرکی بالا برای مواد اولیه بستهبندی.
• صادرات تک محصولی کالاهای صنایع دستی به دلیل بستهبندی نامناسب.
• نامناسب بودن کیفیت بستهبندی برای رقابت در بازارهای صادراتی.
2- 10 برند
احتمالاشما بارها و بارها به اين واژه برخورد كرده ايد و حتي خود بارها از آن استفاده كرده ايد، اما آيا واقعا مي دانيد معني و مفهوم «برند» چيست و آيا مطمئن هستيد كه اين واژه را غلط يا نابه جا مورد استفاده قرار ندادهايد؟ عاميانهترين تعريف ممكن براي واژه «برند» اين است: نامي كه مستقيما در فروش كالاها يا استفاده از خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد. اما مشخص است كه برند فقط يك نام نيست، بلكه يك نشانه يا سمبل يا آرم گرافيكي نيز دارد كه منحصربه فرد است، بنابراين مي توان اين مفهوم را براي «برند» ارائه داد: برند نام يا نمادي است كه با هدف فروش كالاها يا ارائه خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد. اما قطعا اگر اندكي تامل كنيد متوجه مي شويد كه هدف از ايجاد يك برند، چيزي فراتر از فروش كالايا ارائه خدمات هدف است. برند علاوه بر اينكه سهم بازار را زير تسلط خود نگه مي دارد، براي رشد كسب و كار هم راه هايي را مطرح مي كند و كاركنان ماهر و مستعد را جذب و حفظ مي كند و ارزش خود را نزد سهامداران مجموعه هم ارتقا مي بخشد. اين گونه است كه جان ميلير و ديويد مور اين تعريف را براي برند ارائه مي دهند: «برند نام يا نمادي است كه سازمان آن را با هدف ارزش آفريني براي محصولات خود مورد استفاده قرار مي دهد.»    اما مساله اينجا است كه حالابرند صرفا يك نام يا نماد نيست، بلكه عناصر ديگري چون تجربه ها، شنيده ها، روايات و خاطره هاي ذهن افراد، ويژگي هاي خاص افراد مصرف كننده از آن و حتي موقعيت مكاني مراكز فروش يا ارائه محصولات و قيمت آنها هم در اين مجموعه در هم تنيده شده و همه آنها با هم مفهوم برند را به وجود آورده اند. در مجموع يكي از بهترين تعريف هاي برند توسط گارتنر و لوي در سال 1955 ارائه شده است: برند نمادي پيچيده است كه دامنه متنوعي از ايده ها و ويژگي ها را در بر مي گيرد. برند نه تنها با استفاده از آهنگ خود (و نيز معني و مفهوم لغوي خود) بلكه مهم تر از آن با استفاده از هر عاملي كه در طول زمان با آن آميخته اند و در جامعه به صورت هويتي شناخته شده و نموديافته است، با مشتري سخن مي گويد. برند تنها در ذهن ها است. برخي از مديران اين واقعيت مسلم را كه اين انسان ها هستند كه به برندها حيات مي بخشند نه سازمان، آنها را ناديده مي گيرند.هيچ كس نمي تواند برند را در كارخانه يا محل فعاليت خود يا در تراز مالي موسسه خود پيدا كند، بلكه بايد آن را در ذهن مصرف كننده ها، كاركنان، تامين كننده ها، مواد مورد نياز و ساير افراد مرتبط با موسسه بجويد.به بيان ديگر برند داراي ماهيتي اجتماعي است و قدرتمندترين برندها آنهايي هستند كه همه افراد مرتبط با آنها نسبت به آن حس مالكيت داشته و آن را متعلق به خود مي دانند و در مورد آن مي گويند: «اسم برند دلخواه من است». يك مثال ساده براي تشريح اين وجه برند، يك روزنامه است. يك روزنامه حاصل فرآيند رفتاري يا به عبارت ساده تر حاصل انتخاب مقالات، تيترها و عكس ها و موارد مشابه است كه اين عناصر حاصل فعاليت هاي روزانه روزنامه نگاران و سردبيران است. اما افراد مختلف از هر روزنامه برداشت و تصوير ذهني خاص خود را دارند و حتي كساني كه هيچ وقت روزنامه نخوانده اند، تصويري از آن و خوانندگان دارند، اما تنها طرفداران همیشگی كه هر روز اين روزنامه را مي خرند هستند كه باور دارند «اين روزنامه من است.» يك روزنامه، نويسندگان و خوانندگان خود را به هم پيوند مي زند. انتشار روزنامه يك سيستم پيچيده از قضاوت ها، ارزش گذاري ها، اظهارنظرها و … را شكل مي دهد و در نهايت همه اين مسائل در نام روزنامه متبلور مي شود. اين نام به نويسندگان و كاركنان و خوانندگان اين امكان را مي دهد كه درك مشتركي از موضع گيري ها و رويكردهاي روزنامه نسبت به اخبار و مخاطبان خود داشته باشند، اين همان مفهوم حضور برند در ذهن افراد است.(ریجر،2003). 
تعریف انجمن بازاریابی آمریکا (AMA) برای برند چنین است: ” یک نام تجاری(اصطلاح حقوقی بکار رفته برای Brand) یک نام ، اصطلاح ، علامت ، نشان یا طرح یا ترکیبی از این هاست که برای شناسایی کالاها یا خدمات فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود .” به طور خلاصه نام تجاری سبب شناسایی فروشنده یا سازنده می شود. یک نام تجاری در حقیقت تعهد دائمی یک فروشنده برای ارائه مجموعه ای از ویژگی ها ، مزایا و خدمات خاصی به خریداران است. به هر روی تا زمانی که یک محصول یا خدمت دارای وجه ممیزه مشخصی نباشد، نمی توان به سادگی آن را برند نمود و این برند را به گونه ای پایدار پاسداشت. این تمایزها می تواند کارکردی منطقی یا ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد . بیشتر نام های تجاری ضامن سطح معینی از کیفیت اند. اما یک نام تجاری می تواند سمبل موارد پیچیده تری هم باشد مانند : ماهیت محصول، شخصیت محصول، فرهنگ استفاده ازمحصول و شخصیت استفاده کننده از محصول. برندها دارایی های نامشهود شرکت ها هستند که باعث افزوده شدن ارزش نهایی محصول نزد مشتریان شده و برای سهامداران ایجاد ارزش افزوده سهام می کند و باعث افزایش درآمد شرکت می شود. یک برند در واقع به شدت متاثر از هویت بصری محصولات ،خدمات ، محل ارائه و چگونگی ارائه می باشد.
2-10-1 نام برند
نام برند یکی از انتخابهای بنیادین است، زیرا اغلب، نقش اصلی را در میان عناصر برند بازی میکند و تداعیات قدرتمندی را در زمینه محصول به صورت فشرده، مختصر و مفید ارائه میدارد. «نامها در زمره مؤثرترین ابزارهای ارتباط برند با مخاطبان به شمار میآیند. آگهیهای تبلیغاتی معمولا حداکثر به مدت پنجاه ثانیه نمایش داده میشوند. در حالی که مشتریان به سادگی تنها در مدت چند ثانیه نام برند را مورد توجه قرار میدهند و مفهوم آن را در ذهن ثبت میکنند یا آن را به حافظه خود میسپارند». (ریجر، 2003، 60)
2-10-2 عناصر برند
عناصر برند که گاهی اوقات تحت عنوان هویتهای برند نامگذاری میشوند، ابزارهایی برخوردار از قابلیت تجاریسازی هستند که میتوانند برند را معرفی کرده و آن را متمایز سازند.« انجمن بینالمللی هویت سازمانی در سال 2000 میلادی، جمعبندی آنچه که امروزه به عنوان المانهای اصلی جهت یکپارچهسازی بصری شناخته میشوند را ارائه نمود. در این مدل ارائه شده انجمن بینالمللی هویت سازمانی این مفهوم را در قالب زبان بازاریابی که برای سازمانها ملموستر است، ارائه کرده است.» (Melewar and Saunders، 2000، 543).
2-10-3چالشهای برندسازی در ایران
ضعف شدید برندهای داخلی را در درون سازمان، عموماً میتوان ناشی از نوع نگرش و ساختار دانست و عواملی که منجر به این ضعف در درون سیستم شرکتها شده را در موارد زیر تقسیمبندی نمود: (امیرشاهی، 1386).
1. تولید محوری اکثر سازمانها به جای مشتری محور بودن
2. نداشتن آرمان و ایدهآل برای خلق برند مشتریمدار
3. نبود ثبات و انسجام در راهبردهای سازمانی در راستای شکلگیری بند
4. نبود باور، اعتقاد و نگرش یکسان میان مدیران ارشد سازمان در زمینه خلق و مدیریت برند
5. نبود متولی و رهبر برند در مجموعهها
6. نداشتن محصول متمایز در بازار
7. نداشتن توالی مالی مناسب برای خلق برند
8. رضات نداشتن کارکنان و عدم همکاری آنها در خلق برند
9. نبود دیدگاه و نگرش علمی در زمینه خلق برند
2-10-4مفهوم برند ملی
برند ملی، مفهومی است که در بر دارنده طیف وسیعی از فعالیت‌های یک ملت است که شامل صادرات، سرمایه‌گذاری خارجی، فرهنگ و میراث فرهنگی، مردم، حاکمیت و گردشگری است. در واقع، برند ملی نشان‌دهنده هویت یک ملت از ابعاد گوناگون است. برندسازی ملی درباره ساختن افرادی است که می‌خواهند به

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع صنایع دستی، مصرف کننده، در بازارهای جهانی، انتقال اطلاعات Next Entries تحقیق رایگان با موضوع دوران اسلامی، کتابخانه ملی، هنرمندان ایرانی، عصر سلجوقی