تحقیق رایگان با موضوع سفارتخانه، وزارت خارجه، فعال نمودن

دانلود پایان نامه ارشد

شرق و غرب آنها را وا مي‌داشت تا بسياري از پيام‌ها را از طريق رسانه‌ها به يكديگر منتقل سازند. رسانه‌هايي كه كنترل آنها در اختيار دولت‌ها بود.
اما شيوه دوم، همگامي و همراهي رسانه‌ها با اهداف و سياست‌هاي خارجي يك كشور است. در اين شيوه هر چند كه رسانه‌ها دستورات خاصي از طرف حكومت دريافت نمي‌كنند ولي به علت بلوغ حرفه‌اي و همچنين مسئوليت پذيري حرفه‌اي در جهت سياست‌هاي كلان نظام خود در سطح جهان عمل مي‌كنند و چون مستقل از دولت و حاكميت هستند تأثيرگذاري آنها بيشتر است.

3-3- حوزه سايبر ديپلماسي
رشد سريع تكنولوژي‌هاي ارتباطي اعم از انواع تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و كابلي، فيبر نوري و ارتباطات بي سيم و ناتواني دستگاه‌هاي رسمي ديپلماتيك در رقابت با رسانه‌ها، دولت‌ها را با اين حقيقت رو به رو كرده است كه شكل نويني از ديپلماسي با استفاده از فضاهاي مجازي وارد عرصه معادلات روابط بين‌الملل شده است و فضاهاي مجازي به واسطه ماهيت غير قابل كنترل آن، پديده‌اي است كه به خوبي مي‌توان از آن به عنوان عنصري استراتژيك و تعيين كننده ياد كرد. پديده‌اي كه هر روز صفحه جديدي به آن اضافه مي‌شود و همه عرصه‌هاي زندگي بشري را تحت تأثير قرار مي‌دهد. در چنين شرايط ارتقاي سطح اطلاع رساني دولت‌ها در هزاره سوم، روش‌هاي متعددي را مي‌طلبد كه يكي از آن‌ها، استفاده از امكانات موجود در فضاي مجازي است.
سايبر ديپلماسي مفهومي است كه به اين تلاش دولت‌ها اشاره دارد. اين واژه در ذات خود بحث برانگيز بوده و افزوده شدن كاركردها و كاربردهاي رسانه‌ها در سياست خارجي و روابط بين‌المللي، بر دشواري‌هاي درك اين واژه مي‌افزايد. اما در ساده‌ترين تعريف مي‌توان گفت كه سايبر ديپلماسي عبارت است از استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطي به روز جهت تبيين، گسترش و ارتقاي سطح اثر بخشي دستگاه ديپلماسي يك كشور در فضاي مجازي. در سايبر ديپلماسي، مخاطبان چه داخلي و چه خارجي، همه از اعضاي جامعه اطلاعاتي هزاره سوم هستند. سايبر ديپلماسي بخشي از فرآيند تحقق دولت الكترونيك است كه در آن با تمركز بر فضاي مجازي و با استفاده از دستاوردهاي فناوري اطلاعات تلاش مي‌شود تا مديريت ارتباطات و اطلاع رساني چه در درون ساختارهاي حاكميتي و چه در ارتباط با ساير بخش‌هاي جامعه از طريق شبكه‌هاي ارتباطي انجام پذيرد. به اين ترتيب بخشي از ديپلماسي رسانه‌اي تلاشي است براي افزايش توان و كارايي شبكه‌هاي ارتباطي ميان هيئت‌هاي ديپلماتيك و وزارت خارجه‌ها كه منجر به افزايش سرعت انتقال داده‌ها و اطلاعات و افزايش امنيت آنها مي‌گردد و از سوي ديگر بخشي از آن، فعاليتي رسانه‌اي براي ارتباط با مخاطب در فضاي مجازي است.
هم اينك تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات، روساي سياست خارجي را قادر ساخته است تا به رايزني منظم‌تر با ديپلمات‌هاي خود در ساير كشورها مبادرت بورزند و هر دو گروه روساي سياست خارجي در داخل و ديپلمات‌هاي خارج از كشور را قادر ساخته است تا به طور برابر و شانه به شانه، موجبات پيشرفت همديگر را فراهم آورند. به اين معنا كه هر گروه، گروه ديگر را از جريان «زمان واقعي»31 در امور ملي، منطقه‌اي بين‌المللي و جهاني جاري آن هم در زمان واقعي آگاه مي‌سازد. از اين طريق همديگر را از نيازها، فرصت‌ها و تهديدهاي جديد آگاه ساخته و اين آگاهي بر توسعه و پيشرفت هر دو كشور مي‌تواند تأثيرگذار باشد. اين شيوه انتقال متقابل آگاهي، موجب افزايش بهره‌وري دستگاه ديپلماسي و مؤثر ساختن انواع رويه‌هاي ديپلماتيك خواهد شد.
از ديگر ويژگي‌هاي سايبر ديپلماسي، برقراري سفارتخانه‌ها و مأموريت‌هاي ديپلماتيك مجازي است. استقرار سفارت به شيوه‌ سنتي و ايجاد مأموريت‌هاي جديد ديپلماتيك امري زمان بر بوده به همين جهت است كه بهره‌گيري از تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات، زمينه ايجاد سفارتخانه‌هاي ميكرو – مأموريت32 و سفارت خانه‌هاي مجازي به عنوان راه حلي جانشين فراهم آمده است. ساختار تشكلاتي اين سفارتخانه‌ها شامل تعداد محدودي از ديپلمات‌ها و كارمندان محلي است. اين سفارتخانه‌هاي كوچك اما با توان بالا براي انجام انواع مأموريت‌ها مي‌توانند به ميزان بسياري از هزينه‌هاي مأموريت‌هاي ديپلماتيك بكاهد و در كنار اين امر سرعت عمل دستگاه ديپلماسي را در افزايش ارتباط با جهان بالا برند. نمونه‌اي از اين ساختارها مي‌توان در حضور ديپلماتيك كانادا در جمهوري تازه استقلال يافته اوكراين مشاهده كرد.
از ديگر امكاناتي كه ورود دستاوردهاي فناوري به عرصه‌ي ديپلماسي به ارمغان آورده مي‌توان به امكان انجام مذاكرات از راه دور، تسهيل در فرآيند گفتگوها و مذاكرات ديپلماتيك و كمك به انجام اين امور اشاره كرد. در نهايت بايد اين نكته را در نظر گرفت كه توسعه سطح اطلاع رساني ديجيتالي فعاليت‌هاي دولتي در وب، ارتقاي ضريب نفوذ ديپلماسي در رسانه‌هاي جهان، فعال نمودن بدنه دولت در حوزه بين‌المللي، فعال شدن حوزه عملكرد دولت در فضاي ديجيتالي داخلي و جهاني، تقويت ارگان‌هاي ديجيتالي خصوصي، تنظيم سياست‌هاي دولت در زمينه گسترش تجارت و بانكداري الكترونيك33 در سطوح بين‌المللي از جمله ويژگي‌ها و نتايج سايبر ديپلماسي به شمار مي‌روند.
4-3- روابط فرهنگي در عصر نو
روابط فرهنگي در واقع تمامي مبادلات فرهنگي و هنري شامل توليدات هنري را در بر مي‌گيرد كه از ساليان دور در ميان اقوام گوناگون بشر مرسوم بوده است. هر چند كه اين شيوه از برخورد و تعامل ميان جوامع از گذشته‌هاي بسيار وجود داشته اما ورود فناوري‌هاي نو آن را دگرگون نموده است. نكته محوري در روابط فرهنگي اين است كه در اين نوع رابطه طرفين اغلب به دنبال شناخت هستند و نه تأثيرگذاري بر يكديگر، اما چگونگي اين شناخت و ابزار آن در دهه‌هاي اخير تغييرات فراواني را به خود ديده است. پايان هزاره‌ دوم ميلادي، همزمان با گسترش عمومي و تجاري شدن و در دسترس قرار گرفتن دستاوردها و ساخته‌هاي تكنولوژي‌هاي نوين در حوزه فناوري اطلاعات – ارتباطات است. امواج انقلاب اطلاعات و تأثير رسانه‌هاي نوين بر زندگي افراد موجب گشت تا جوامع گوناگون به ميزان آزادي آنها در دريافت، انتقال و عرضه‌ اطلاعات از پيامدهاي ‌آن اثر پذيرفته و عمق تحولات ناشي از انقلاب ارتباطات به ميزاني بوده كه توسعه‌ رسانه‌ها، ماهيت ارتباطات را در جوامع كنوني به شكلي عميق و بازگشت ناپذيري تغيير شكل داده‌اند. رسانه‌هاي نوين تا آن حد پيش رفته‌اند كه امكان كسب تجربه از ديگر جوامع را براي مخاطبان خود پديده آورده‌اند. همين امكان موجب شده كه اين مجموعه شامل راديو، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي با توان پخش بين‌المللي،‌ سينما و شبكه‌ي جهاني اينترنت در گسترش فرهنگ جوامع به عنوان عواملي مهم، نقشي جدي را ايفا نمايند.
روابط فرهنگي شامل «مشاركت دادن» بيشتر مخاطبان خارجي در عرصه اطلاع رساني است تا اينكه صرفاً پيام‌هايي به آن‌ها ارسال گردد. در اين گونه روابط، اصل بر ايجاد ساختي پايدار و متقابل است و به اين جهت است كه به تبادلات عرصه ديپلماتيك محدود نمي‌شود. اين روابط در بلند مدت موثر بوده و براي اثرگذاري بر روابط ميان كشورها به زمان نياز دارد. جي. ام. مايكل34 روابط فرهنگي را تشويق روابط مشترك ميان نهادهاي فرهنگي و آموزشي و افراد كه موجب پيوند فكري ، هنري و اجتماعي ميان ملت‌ها مي‌شود تعريف مي‌كند. او قائل به لزوم تفكيك ميان دو اصطلاح روابط فرهنگي و ديپلماسي فرهنگي است زيرا ديپلماسي فرهنگي را صرفاً وارد نمودن فرهنگ در توافق‌نامه‌هاي بين‌المللي و استفاده از فرهنگ براي پشتيباني مستقيم از ديپلماسي يك كشور مي‌داند.
نه تنها از نگاه وي كه از ديد بسياري چنين تفكيكي ضروري است زيرا در ديپلماسي فرهنگي روند سياست گذاري و اجرا عمدتاً توسط ارگان‌ها و مؤسسات حكومتي دنبال مي‌شود، حال آن كه روابط فرهنگي هم زمان به وسيله دولت، اشخاص و موسسات خصوصي پيگيري مي‌شود. به اين ترتيب ديپلماسي فرهنگي تنها بخشي از روابط فرهنگي است كه با حمايت و هدايت دولت انجام مي‌گيرد. همچنين لازم است تا ميان فعاليت‌هاي فرهنگي و اطلاع رساني تفاوت قائل گشت. تبادلات فرهنگي نه تنها شامل تبادل هنر و فرهنگ بلكه شامل مرتبط ساختن افكار، تحقيقات و بحث‌هاي ملي كشورها به يكديگر است. بر اين اساس تبادلات فرهنگي سنتي به بخشي از نوع جديد ارتباطات بين‌المللي تبديل شده است و رشد ديپلماسي عمومي در واقع واكنشي به ارتباط نزديك ميان فرهنگ، مطبوعات و فعاليت‌هاي اطلاع رساني است كه نتيجه واقعيت‌هاي جديد اجتماعي، اقتصادي و سياسي است. 35
نكته‌اي كه در اين ميان جاي توجه بسيار دارد، تشابهات و تمايزات ميان روابط فرهنگي و ديپلماسي عمومي است. آن چه از داده‌هاي موجود بر مي‌آيد اين است كه به صورت غالب تلقي مثبتي از روابط فرهنگي ميان دولتمردان و مردم وجود دارد. اگر چه ديپلماسي عمومي نيز با نگاهي مثبت مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد، اين نگاه با احتياط همراه است چرا كه در ديپلماسي، طراحي، هدايت و گاه اجرا در اختيار دولت است، دولتي كه اهداف خاصي را دنبال مي‌كند. در روابط فرهنگي نيز اگر چه دولت‌ها مي‌توانند نقشي را ايفا نمايند به گونه‌اي كه مي‌تواند به تسهيل اين روابط كمك كند و يا حتي مانع برقراري و استحكام آن شود اما تا حدود زيادي اين روابط مستقل از دولت شكل مي‌گيرد و به حيات خود ادامه مي‌دهد.
شيوه‌هاي برقراري اين روابط نيز به گونه‌اي است كه در تميز آن از ديپلماسي عمومي موثر است. در كل مي‌توان گفت ابزارهاي به كار گرفته شده در ديپلماسي عمومي و ديپلماسي فرهنگي شبيه به يكديگرند، با اين تفاوت كه در ديپلماسي عمومي گستره و نوع ابزارها براي تأثيرگذاري و برقراري ارتباط به مخاطبان بيشتري است اما در روابط فرهنگي دامنه و نوع ابزارها محدودتر ولي عمق رابطه از اهميت بيشتري برخوردار است. هر چند، هم ديپلماسي عمومي و هم ديپلماسي فرهنگي نگاهي دراز مدت دارند، اما روابط فرهنگي بيشتر در بلند مدت نتيجه بخش است.
آنچه وجه تمايز بارزتر ميان اين دو شيوه از اجراي سياست خارجي است، موضوع مخاطبان آنها است. در روابط فرهنگي به صورت معمول مخاطبان قشر تحصيل كرده و فرهيخته‌ي جامعه مي‌باشند، اما در ديپلماسي عمومي، مخاطبان بيشتر و طيف وسيعي از افراد مختلف را شامل مي‌شوند. مجريان روابط فرهنگي نيز غالباً اشخاص اهل فرهنگ و فرهيخته جامعه بوده و اين در حالي است كه دولت بيشتر نقش تسهيل كننده دارد، اما در ديپلماسي عمومي كارگزاران دولت‌ها هستند كه با قشرهاي ذي نفوذ جوامع همكاري دارند. در نهايت عمده‌ترين وجه تفاوت ميان اين دو در هدف از انجام آنها است. هدف در روابط فرهنگي، فهم و شناخت عميق از فرهنگ ديگر كشورها است بدون اينكه تأثيرگذاري خاصي مد نظر باشد. اما در ديپلماسي عمومي فهم و درك از كشورهاي ديگر به منظور تأثيرگذاري بر افكار عمومي و نهايتاً تصميم گيران است. 36
با توجه به مجموعه‌ي تحولاتي كه از آنها مي‌توان به عنوان تغييرات محيط ديپلماسي در عصر دانش و ارتباطات ياد كرد، اكنون مي‌توان به تصويري روشن از شرايط عمل ديپلماسي دست يافت. نكته‌ي نخست درباره‌ آن چه رخ داده اين است كه فناوري‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات و ظهور رسانه‌هايي با گستره جهاني، موجب از ميان رفتن كاركردهاي سنتي ديپلماسي و به نوعي تعطيلي وزارتخانه‌هاي امور خارجه در جهان نخواهد شد. بر خلاف اين تصور انفجار اطلاعات نياز جوامع به منابع داراي اعتبار اطلاعاتي را افزايش مي‌دهد. بنابراين، مأموريت‌هاي ديپلماتيك با نقشي كليدي در توليد اطلاعات معتبر براي تصميم گيران داخلي ادامه خواهند يافت. دومين نكته اين است كه اين فناوري‌ها، توسط دولت‌ها به كار گرفته مي‌شوند تا به نيازهاي نويني كه در نتيجه‌ ورود اين فناوري‌ها پديد آمده پاسخ گفته شود. سوم اين كه رسانه‌هاي نوين با اتكا به اينترنت و سازمان‌هاي جهاني رسانه‌اي، به گونه‌اي جدي، تعادل قدرت ميان رسانه‌ها و دولت‌ها را دچار تحول كرده‌اند. دولت‌ها با از دست دادن كنترل خود بر سياست گذاري خبري و رسانه‌اي، نوعي تمرين را آغاز مي‌كنند كه طي آن رهبري با قدرت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع حل و فصل اختلافات، وزارت خارجه، عصر اطلاعات Next Entries تحقیق رایگان با موضوع عصر اطلاعات، محیط زیست، خطوط تلفن