تحقیق رایگان با موضوع دیپلماسی عمومی، حقوق بین الملل، سیاست خارجی، دفاع مشروع

دانلود پایان نامه ارشد

دیگر کشورها از سوی روسیه مطرح نبوده است و آنهم بدلیل سیاستهای خارجی کمونیستی و متاثر از مکاتبی بوده که رئیس جمهور روسیه در آن آموزش دیده است. مهمتر از همه معضل دیپلماسی نوین روسیه و جایگاه آن با توجه به آمریکا ستیز بودن آن در عرصه بین المللی مطرح شده است. در پایان این فصل جایگاه دیپلماسی و قدرت نرم و فناوری ایران، اهمیت یافتن دیپلماسی عمومی و عملی در ایران، اهداف سیاسی وفناورانه آن در عصر جدید مورد بررسی قرار گرفته است. اهداف دیپلماسی ایران در عصر جدید با رویکرد قدرت نرم نیز مطرح گردیده است.
6- مفاهیم مورد استفاده :
دیپلماسی عمومی : دیپلماسی عمومی همانا تلاشهای یک دولت برای اطلاع رسانی، ایجاد درک متقابل، و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر می باشد. این تلاشها عبارتند از تبادلات علمی- دانشجویی، فرهنگی،ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، و اینترنتی، خدمت رسانی، و در نهایت، انتشارات.
با اینکه تمامی کشورها، از گذشته تا کنون، هر کدام به نوعی در امر دیپلماسی عمومی دخیل بوده اند، اما کشورهای فعال امروزی در زمینه دیپلماسی عمومی نیز عبارتند از: آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، چین، کره، ایران و … .
جنگ نرم : امروزه جنگها شکل های مختلفی به خود گرفته اند از جمله جنگ نرم که شامل اقدامات روانی و تبلیغاتی می شود که هدف آن جامعه یا گروه خاصی است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت عدم استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی استفاده می شود. به تعبیر دیگر جنگ نرم استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است، به منظور تاثیر گذاری بر عقاید ، فرهنگ ، سیاست ، احساسات ، تمایلات ، رفتار و مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود،است. جنگ نرم ابزارها و الزامات كاربردي‌اي دارد كه امكان وقوع آن را ممكن مي‌سازد. همين ابزارهاست كه يكي از وجوه برجسته و نقطه تمايز آن با جنگ سخت با همان معناي متعارف از جنگ است بي‌گمان رسانه‌های مجازي و واقعي (مطبوعات و مجلات، خبرگزاري‌ها، راديو، تلويزيون، ماهواره و اينترنت) مهم‌ترين شاخص و ابزار قابل استفاده در جنگ نرم است.
تبلیغات خصمانه : تعریف مفهوم دقیق تبلیغات خصمانه بیشتر در ادبیات رسانه ای جای می گیرد و از آن تحت عنوان جنگ رسانه ای نام برده می شود. از ویژگی های مهم این جنگ آن است که به سرعت در حال جایگزینی با سلاحهای متعارف در تعریف جنگ هستند اکنون دیگر مانند گذشته که تمامیت ارضی کشورها توسط سلاحهای بیولوژیک، شیمیایی و هسته ای مورد تهدید واقع می شد این فضای مجازی و سربازان سایبری هستند که به ارتش های منظم ملحق شده اند که بدون پرتاب و شلیک گلوله وارد تخاصم می شوند و حقوق بین الملل را در مقابله با این پدیده نوظهور ناتوان می گذارند.
7- متغیرهای تحقیق :
متغیر مستقل : متغییر مستقل یا پیش فرض آنست که در جامعه غیر متمرکز بین المللی پیروی از قواعد بین المللی توسط تابعان حقوق بین الملل نقض می گردد . براساس موازین حقوق بین الملل در مخاصمات بین کشورها، دولتها نباید حاکمیت و تمامیت ارضی همدیگر را مورد تعرض قرار دهند اما ابزارهای عصر نو و اقتضائات آن در جنگ رسانه ای رعایت نشده و تبلیغات خصمانه تاحد بسیار زیادی اختیاری تلقی می شود. در حقیقت مبنای حقوق بین الملل حاکم بر فضای رسانه ای تا زمانی که ضمانت اجراهای حقوق بین الملل برای اجرایی شدن آن کافی نباشد دولتها شخصا به اقداماتی مبادرت می ورزند که دیگر دولتها را به اجرای قاعده وادار می سازند.
متغییر وابسته : متغیر وابسته ای که بر پیش فرض اصلی استوار است آنست که دولتها چه کوچک و چه بزرگ به اقدامات محدودیت ساز خود برای برتری در حوزه جنگ نرم مبادرت نمی ورزند و به اقدام متقابل و دفاع مشروع در این فضا می پردازند. این در حالی است که دولتها تبلیغات خصمانه را در علیه دیگر دولتها مشروع ندانسته و از آن حمایت نمی کنند اما وقتی که در این عرصه به منظور ترویج قوانین سوء مورد تخاصم قرار می گیرند اقدام به عمل متقابل می کنند.

فصل دوم
جایگاه دیپلماسی وکارکرد آن در عصر جدید

فصل دوم
جایگاه دیپلماسی وکارکرد آن در عصر جدید
دیپلماسی مهمترین شاخصه سیاست خارجی کشورهاست که در طول تاریخ ظهور دولتها، تحولات گوناگونی در شکل، محتوا و ساختار آن پدید آمده است. با ظهور و گسترش رسانه‌ها و شکسته شدن اسطوره جغرافیا، تحول مفهومی شگرفی در شکل و معنای دیپلماسی پدیدار شده است. امروزه فرایند جهانیشدن وجوه گوناگونی دارد که بر تمامی جنبههای زندگی بشر تأثیرات بسیار زیادی داشته است که حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی نیز از این تحولات مستثنی نبوده است. بنابراین دیپلماسی و سياست خارجي مجموعه‌ي استراتژي‌ها و خط مشي‌هايي هستند كه به وسيله‌ي تصميم گيرندگان يك كشور در رابطه با ساير كشورها يا موجوديت‌هاي بين‌المللي به منظور دستيابي به اهدافي ويژه اتخاذ مي‌شوند. در اين شرایط سياست خارجي ويژه‌ هر كشور مي‌تواند حاصل ابتكار و عمل خود آن دولت يا واكنش در برابر اقدامات و ابتكارات دولت‌هاي ديگر باشد.1
از نظر هالستي2 سياست خارجي مي‌تواند به تمام اشكال دولتي و غير دولتي كنش‌هاي متقابل اعضاي جوامع مختلف اطلاق شود.3 به اين ترتيب هالستي فهم سياست خارجي را حاصل تحليل اقدامات يك دولت مي‌داند كه در قبال محيط خارجي خود انجام مي‌دهد. با اين نگاه مي‌توان از يك سو، از حاصل پيوند ميان سياست داخلي و خارجي، فرآيند سياست گذاري خارجي را توصيف نمود و از سوي ديگر، از تحليل الگوهاي رفتار خارجي دولت‌ها، فرآيند اجرا و اعمال سياست خارجي را مشاهده نمود.
بررسي تأثير فناوري بر سياست گذاري خارجي محور اصلي بحث حول تدوين دستور كارهاي جديد و متناسب با شرايط جديد و در حال دگرگوني است. اما بررسي اين موضوع در اجراي سياست خارجي اندكي پيچيده تر و داراي زوايايي است كه فهم آنها براي درك حوزه‌ اثر گذاري فناوري ضروري است.
هدف از بکارگيري لفظ اجراي سياست خارجي اين است كه مجموعه‌اي فراتر از ديپلماسي متعارف در اين مفهوم جاي داده شود. اجراي سياست خارجي فرآيندي چند گانه است كه در صورت‌هاي متفاوتي مي‌تواند خود را به نمايش گذارد و ديپلماسي تنها يكي از صورت‌هاي آن است.4در يك تقسيم‌بندي مي‌توان بر مبناي تمايز ميان اهداف، مجريان، مخاطبان و روش‌هاي حركت به سوي اهداف در سياست خارجي، اجرا و اعمال آن را به سه بخش ديپلماسي، ديپلماسي عمومي و شيوه‌هاي نوين ديپلماسي تقسيم كرد.
1- مفهوم ديپلماسي، نقش و كاركردهاي آن
ديپلماسي به عنوان فرايند ارتباط ميان كشورها، هزاران سال است كه وجود دارد. هر چند از نظر بسياري ديپلماسي همان سياست خارجي است و به عنوان مترادفي براي آن به كار برده مي‌شود اما سياست خارجي امري فراتر از آن و شامل مجموعه اصول و اهدافي است كه يك دولت در رابطه با دولت‌هاي ديگر اتخاذ مي‌كند.5 اين در حالي است كه آداب و تشكيلات ديپلماسي در طول تاريخ براي ارتباط ميان دولت‌ها ايجاد شده و تكامل يافته‌اند. از يك نگاه ديپلماسي را اداره‌ سياست خارجي و يا تنظيم روابط بين‌المللي و همچنين حل و فصل اختلالات بين‌المللي از طريق مسالمت آميز تعريف و توصيف نموده‌اند. در اين نگاه ديپلماسي به يكي از ابزارهاي اجراي سياست خارجي بدل گشته است.6
مي‌توان گفت كه به صورت كلي مفهوم ديپلماسي در دو معنا به كار رفته است. نخست، فرآيندي كه از طريق آن روابط بين‌المللي هدايت مي‌شود و دوم، مجموعه‌اي از سازوكارها و ساختارهايي كه از طريق آنها فرآيندهاي گفته شده به اجرا گذاشته مي‌شوند. در اين ميان آن چه از ديپلماسي مورد توجه اين پژوهش است، معناي دوم آن يعني يك شيوه‌ي اجراي سياست خارجي است.
ديپلماسي از همان صورت‌هاي نخستين خود تاكنون به عنوان ابزاري در دست دولت‌ها براي سامان‌دهي به روابط و رفتارهاي خارجي خود بوده است. از اين رو مي‌توان آن را ابزاري سياسي و دولتي دانست. در اين مفهوم، ديپلماسي عبارت است از تكنيك‌ها و روش‌هايي كه يك دولت در خارج از قلمرو خود براي دستيابي به منافعي خاص به كار مي‌گيرد.7 به عبارت ديگر ديپلماسي هنر هدايت و اداره‌ رابطه‌ي ميان كشورها و وسيله‌ي نمايندگان رسمي دولت‌ها براي دستيابي به اهداف تعيين شده و ملموس است. ديپلماسي چهار وظيفه را بر عهده دارد. نخست، بايد اهداف خود را با توجه به قدرتي كه به طور بالفعل و بالقوه براي تعقيب اين اهداف در اختيار دارد، تعيين كند. دوم، ديپلماسي بايد اهداف ساير دولت‌ها و قدرت‌هاي بالفعل و بالقوه‌ي آنها براي تعقيب اين اهداف را برآورده كند. سوم، بايد تعيين نمايد كه اين اهداف مختلف تا چه حد با يكديگر سازگارند و چهارم، ديپلماسي بايد ابزار مناسب را براي تعقيب اين اهداف به كار گيرد. عدم موفقيت در انجام هر يك از اين وظايف، موقعيت سياست خارجي و به همراه آن صلح جهاني را در معرض خطر قرار مي‌دهد.
در اين معنا كه طرح شد، اعمال سياست خارجي براي اهدافي است كه امكان محاسبه و ارزيابي آنها و لمس دستاوردهاي آن براي دولت‌ها وجود دارد. برقراري يك رابطه‌ي سياسي، افزايش سطح همكاري‌هاي بين المللي، گسترش روابط تجاري يا امنيتي و يا وادار ساختن كشوري ديگر به انجام عمل خاص، نمونه‌هايي از اين دست اهدافي هستند كه در اجراي رسمي سياست خارجي يا همان ديپلماسي رسمي مورد توجه قرار مي‌گيرند. كنوانسيون 1961 درباره‌ي روابط ديپلماتيك، پنج وظيفه‌ي عمده‌ي زير را براي هيئت‌هاي ديپلماتيك بر مي‌شمرد كه عبارتند از نخست، نمايندگي كشور فرستنده نزد كشور پذيرنده؛ دوم، حفاظت از منافع كشور فرستنده و هم چنين اتباع كشور فرستنده در كشور پذيرنده در چارچوب مقررات حقوق بين‌الملل، سوم، مذاكره با كشور پذيرنده؛ چهارم، جمع‌آوري اطلاعات و بررسي شرايط و تحولات كشور پذيرنده و گزارش آن به كشور فرستند از طريق وسايل مشروع و قانوني و پنجم، تحكيم روابط دوستانه ميان كشور فرستنده و كشور پذيرنده و پيشبرد مناسبات اقتصادي، فرهنگي و علمي.8
جداي از اين وظايف به نوعي اداري، محققين وظايف و كاركردهاي مختلفي را براي ديپلماسي طرح نموده‌اند، براي نمونه از نظر ويليام موماو9 مهمترين موضوعات اين شكل از ديپلماسي عبارتند از، جنگ و صلح، خطوط مرزي و حل و فصل اختلافات سرزميني، روابط تجاري و قواعد رفتار در عرصه‌ي تجارت بين‌الملل، شيوه‌هاي برخورد با اتباع دولت مقابل، حمل و نقل و ارتباطات بين‌المللي.
هر چند كه تحولات دهه‌هاي اخير و كم شدن احتمال وقوع جنگ‌هايي چون جنگ جهاني اول و دوم و مطرح شدن موضوعات جديد به ويژه روابط تجاري، سبب كم رنگ شدن موضوع جنگ و صلح شده است، اما به نظر مي‌آيد كه از ميان موارد فوق به دليل تداوم انديشه‌هاي سنتي، موضوع جنگ و صلح به دليل ارتباط مستقيم با حاكميت و استقلال بازيگر دولت – ملت همچنان حساسيت برانگيزترين و شايد مهمترين موضوع ديپلماسي رسمي باشد. تمركز ديپلماسي رسمي بر موضوعات ياد شده خود موجب شده تا در فرآگرد اين صورت از شيوه‌هاي اجراي سياست خارجي، مجريان سياست‌ها، دستگاه‌هاي رسمي و حكومتي باشند يعني سفرا، هيئت‌هاي ديپلماتيك وزارتخارجه و در مواردي نهادهاي قدرت نظامي چون ارتش. عنصر مشترك ميان اين مجموعه‌ها سلطه‌ي دولت بر اداره‌ي آنها است. از نگاه بارستون10 نخستين و مهمترين وظيفه‌ ديپلماسي نمايندگي دولت‌هاست كه شامل تشريح و دفاع از سياست ملي از طريق نمايندگي‌ها و يا ساير مجاري ديپلماتيك مي‌باشد.11 اهميت موضوع نمايندگي در روابط ديپلماتيك به حدي بوده كه در اسناد حقوقي بين‌المللي پيرامون روابط ديپلماتيك همان گونه كه ذكر شد، نمايندگي دولت فرستنده نزد دولت يا سازمان بين‌المللي پذيرنده در صدر وظايف آنها ذكر شده است.
در ديپلماسي، مخاطبان اصلي مقامات رسمي دولت‌هاي مقابل‌اند. هدف تمام ابزارهايي كه يك دولت در اين شيوه به كار مي‌گيرد، اثرگذاري مستقيم بر تصميم‌گيري رهبران كشور مقابل است. از صلح‌آميزترين ابزارها يعني مذاكرات ديپلماتيك تا منازعه آميزترين آنها كه نمايش توان

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع حقوق بین الملل، دیپلماسی عمومی، سیاست خارجی، افکار عمومی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع منابع قدرت، سازمان ملل، ایفای نقش