تحقیق رایگان با موضوع دارایی ها، اوراق قرضه، ارزش بازار، ارزش دفتری

دانلود پایان نامه ارشد

کند.
2-4-5-2 بدهي هاي مالي ميان مدت و بلندمدت
بدهيهاي ميان مدت و بلندمدت، بدهي هايي هستند كه ظرف چند سال بازپرداخت مي شوند. اين نوع بدهي ها در ساختار تامين مالي و هزينه سرمايه شركت از اهميت ويژه اي برخوردارند. به طور كلي در تدوين يك استراتژي تامين مالي بر حسب منبع و مقدار وجوه، به موارد زير توجه مي شود:
1- هزينه و ريسك استراتژيهاي مختلف تامين مالي
2- روند آتي شرايط بازار سرمايه و اثر آن بر نرخهاي بهره و قابليت دسترسي وجوه در آينده
3- نسبت فعلي بدهي به حقوق صاحبان سهام
4- تاريخ سررسيد بدهيهاي موجود
5- محدوديت هاي موجود در قراردادهاي وام
6- نوع و ميزان وثيقه مورد مطالبه وام دهندگان بلندمدت
7- توانايي تغيير استراتژي تامين مالي، متناسب با تغيير شرايط اقتصادي
8- مقدار، ماهيت و ثبات وجوه تامين شده از داخل موسسه
9- كفايت حد اعتبار بانكي فعلي براي تحقق نيازهاي جاري وآتي
10- نرخ تورم (به خاطر بازپرداخت ارزان تر بدهي)
11- قدرت سودآوري و وضعيت نقدينگي شركت
12- نرخ ماليات
منابع بدهي شامل وام هاي بانكي، وام هاي شركت هاي بيمه و ساير موسسات اعتباري، تامين مالي تجهيزات، وام هاي رهني، اوراق قرضه، اوراق مشاركت و نظاير آن است (مدرس وعبدالله زاده، 1378،194).
مزايا و معايب تامين مالي از طريق بدهيهاي بلندمدت
از ديدگاه شركت و اعتباردهنده، مزايا و معايب تامين مالي از طريق بدهي بلندمدت به شرح زير است:
مزايا از نظر شركت:
1-  بهره بدهي ماليات كاهنده است اما سودسهام اين گونه نيست.
2- خريداران اوراق قرضه به جز بهره خود، سهمي از سود بعد از بهره و ماليات شركت نخواهند داشت.
3- بازپرداخت بدهي در دوران تورمي ارزان تر تمام خواهد شد.
4- كنترل شركت به واسطه تامين مالي از طريق بدهي كاهش نخواهد يافت.
5- با اعمال شرط بازخريد در قرارداد قرضه، تامين مالي شركت انعطاف پذير مي شود. چنين شرطي به شركت اجازه مي دهد قبل از سررسيد قرضه، بدهي خود را پرداخت كند.
6- بدهي بلندمدت مي تواند ثبات مالي آتي شركت را حفظ كند. خصوصا در شرايطي كه بازارهاي پولي دچار كسادي است و اخذ وام هاي كوتاه مدت مقدور نمي باشد.
معايب از نظر شركت:
1- صرف نظر از سود يا زيان، هزينه هاي بهره بايد پرداخت شود.
2- اصل بدهي بايد در تاريخ سررسيد پرداخت شود.
3- استفاده از بدهي بيشتر، ريسك ساختمان سرمايه را افزايش و در نتيجه هزينه سرمايه شركت را افزايش مي دهد.
4- شرايط قرارداد قرضه ممكن است محدوديت هاي شديدي بر شركت تحميل كند.
5- تعهدات شركت ممكن است به واسطه خطاهاي پيش بيني، شديداً افزايش يابد.
مزايا از نظر اعتبار دهنده:
1- هر ساله يك مبلغ مشخص بهره وجود دارد.
2- اوراق بدهي، مطمئن تر از اوراق سهام است.
معايب از نظر اعتبار دهنده:
1- خريداران اوراق بدهي معمولاً در سود بعد از بهره مشاركتي ندارند.
2- براي اين اوراق حق راي وجود ندارد.
تركيب مناسب بدهي بلندمدت و حقوق صاحبان سهام در يك شركت، به عواملي از قبيل نوع سازمان، قابليت دسترسي به اعتبار و هزينه تامين مالي بعد از ماليات بستگي دارد. شركتي كه داراي درجه اهرم مالي بالايي است، تمايل دارد اقداماتي صورت دهد كه ساير ريسك هاي شركت را حداقل سازد. به طور كلي تامين مالي از طريق بدهي وقتي مناسب تر است كه :
1- درآمد و سودآوري شركت از ثبات برخوردار باشد.
2- شركت داراي يك حاشيه سودكافي و راضي كننده باشد.
3- وضعيت نقدينگي و جريان نقدي مطلوب باشد.
4- نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام پايين باشد.
5- قيمت سهام دستخوش ركود و كسادي شده باشد.
6- كنترل شركت مورد توجه خاص باشد.
7- انتظار تورم وجود داشته باشد.
8- محدوديت هاي تحميلي قرارداد قرضه، سنگين نباشد.
شركتي كه مشكلات مالي را تجربه مي كند ممكن است با تمديد سررسيد بدهي هاي كوتاه مدت خود، آن را به بلندمدت تبديل كند. اين عمل ممكن است تا حدي مشكلات فعلي جريان نقدي و نقدينگي شركت را بهبود بخشد. معمولا هرچه ريسك ناتواني شركت افزايش مي يابد، نرخ بهره بدهي نيز براي جبران ريسك بالاتر شركت، بيشتر مي شود (مدرس وعبدالله زاده، 1378، 207-206).
2-4-6 نرخ رشد فروش
در پایان هر سال مالی از جمع مبلغ فروش شرکتها، برای محاسبه رشد فروش استفاده می شود به طور کلی نرخ رشد فروش شرکت i :
SGR_iq=(S_q-S_(q-1))/S_(q-1)
SGRiq : نرخ رشد فروش شرکت i در سال q
Sq : درآمد فروش شرکت i در سال q
Sq- 1 : درآمد فروش شرکت i در سال قبل
2-4-7 نرخ رشد نسبت سود به قيمت
نسبت سود به قيمت كه بازده سود آوري ناميده مي شود، را مي توان به شرح زير محاسبه نمود: اول سود حسابداري محاسبه شده از آخرين صورت سود و زيان شركت استخراج و بر تعداد سهام عادي در دست سهامداران تقسيم مي شود. دوم، آخرين قيمت معامله شده سهام شركت از آخرين معامله بر روي سهام شركت استخراج مي شود. سوم، براي محاسبه E/P رقم سود محاسبه شده هر سهم را بر آخرين قيمت هر سهم تقسيم مي كنيم. رقم E/P كوچكتر معرف سهام رشدي، و E/P بزرگتر سهام ارزشي است ( نسبت E/P نسبت متقابل P/E است، نسبت بالا و پايين P/E به ترتيب معرف سهام رشدي و ارزشي است).
2-4-8 نسبت Q توبین
نسبت Q توبين يکی ديگر از ابزارهای اندازه گيری عملکرد شرکت ها مي باشد. اين نسبت توسط جيمز توبين در تجزيه و تحليل های اقتصاد کلان به منظور پيش بينی آينده فعاليت های سرمايه گذاری در سال 1978 مطرح شد. هدف وی برقراری يک رابطه علت و معلولی بين شاخص Q توبين و ميزان سرمايه گذاری انجام شده توسط شرکت بود. اگر شاخص Q توبين محاسبه شده برای شرکت بازار بزرگتر از يک باشد، انگيزه زيادی برای سرمايه گذاری وجود دارد، به عبارتی نسبت Q توبين بالا،معمولاً نشانه ارزشمندی فرصت های رشد شرکت می باشد. اگر نسبت Q توبين کوچکتر از يک باشد سرمايه گذاری متوقف می شود. در صورتی که شرکت از تمامی فرصت های سرمايه گذاری بهره برداری کند ارزش نهايی Q توبين بسوی عدد واحد يک ميل پيدا مي کند. (جهانخانی و ظریف فرد، 1374) .
این نسبت از طریق تقسیم ارزش بازار دارایی های شرکت بر ارزش دفتری (نسبت Q توبین ساده) یا ارزش جایگزینی دارایی های شرکت (سایر نسخه های Q توبین) بدست می آید.
تا سال 1993 هیچ کس در مورد کینزی بودن توبین نظریه روشنی ارائه نکرده بود، اما در سال 1993با انتشار مقاله ای در مجله اقتصادی مشخص شد که او طرفدار کینز قدیمی و مخالف کینز جدید است. اما تفاوت هایی در نظریه آنها بود، مثلاً توبین در مباحث مربوط به نقش چشم اندازهای بلند مدت ، معیارهایی برای موارد بحرانی تعریف کرد اما کینز فقط آنها را نام برد. توبین همچنین متناسب با معاملات بین المللی شکلی از مالیات را هنگام تسعیر نقدی ارز فرض کرد ، در این فرض اثر مالیاتی بر معاملات کوتاه مدت بین المللی مد نظر قرارگرفت ، به عبارتی توبین به معاملات کوتاه مدت توجه کرد و سپس نظریه مالیاتی را ترسیم کرد، اما کینز، یک اثر وسیع مالیاتی بر همه معاملات اوراق بهادار و بدون توجه به دوره زمانی را بیان کرد.
هر فرد سرمایه گذار با توجه به ارزش ، ریسک وبازده سهام اقدام به سرمایه گذاری در اوراق بهادار مختلف می کند . ارزش هر شرکت تحت تأثیر دو عامل کلیدی ریسک و بازده قراردارد. معمولاً سرمایه گذاری ها با هدف کسب نرخ بازده مورد انتظار انجام می گیرند ولی کسب این نرخ بازده همراه با ریسک است.
ریسک را می توان احتمال اختلاف بین بازده واقعی یک سرمایه گذاری از بازده مورد انتظار آن دانست. بر این اساس لازم است که سرمایه گذاران بتوانند ارزش شرکت مورد نظر را محاسبه کرده ، ریسک سرمایه گذاری خود را اندازه گیری کنند و نیز نحوه تأثیر ریسک های سیستماتیک وغیر سیستماتیک بر ارزش سهام راتجزیه وتحلیل نمایند. در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای که دارایی ها را باتوجه به ریسک آنها قیمت گذاری می کند از شاخصی به نام β برای سنجش واندازه گیری ریسک سیستماتیک استفاده شده است. معیار سنجش ریسک غیر سیستماتیک نیز انحراف معیار در نظر گرفته شده است. شاخص Q توبین که نسبت ارزش بازار دارایی های شرکت بر ارزش دفتری آن است نشان دهنده میزان ارزش شرکت است.
مردم برحسب تمایلات مختلف می توانند پول، اوراق قرضه واوراق سهام نگهداری کنند. در برخی مدل های اقتصاد سنجی این سه نوع دارایی به دو نوع پول و اوراق قرضه محدود شده است ومثلاً کینز در کتاب اقتصاد عمومی خود مفروض داشته که اوراق قرضه وسهام قابل جانشینی هستند و از نظر سرمایه گذار با هم فرقی ندارند و مردم می توانند دارایی های مالی خود را در این دو قالب وبدون تفاوت از هم نگهداری کنند. توبین این فرض را رد می کند و نتیجه می گیرد که تأثیر سیاست پولی بر تولید ودرآمد واقعی را نمی توان تنها با توجه به نرخ بهره مورد قضاوت قرارداد . افزایش وکاهش تقاضای پول را نمی توان با تغییرات نرخ بهره سنجید، بلکه باید نرخ بازده ای را مورد توجه قرارداد که درآن سرمایه گذاران حاضر به خرید اوراق قرضه و سهام هستند. اصولاً معیار نهایی افزایش وکاهش تقاضا ، رابطه میان دارایی و بدهی های بنگاه های بازرگانی ، به قیمت متداول در بازار وهزینه جایگزینی دارایی این بنگاه به قیمت جاری است .نسبت این دو را Q توبین مینامد. هرگونه تغییری در مقدار Qممکن است در اثر سرمایه گذاری در بازارهای مالی یا در نتیجه تغییر انتظارات سرمایه گذاران در بازده مورد انتظارشان در بازار سرمایه رخ دهد. در سال 1969 توبین در مقاله ای با نام «روش تعادل عمومی در نظریه پول» نتیجه گرفت که تغییر تقاضا در بخش مالی تنها با تغییر در Qامکانپذیر می شود. البته تغییر در ترجیحات افراد برای پول، اوراق قرضه وسهام نیز ممکن است باعث چنین تغییری شود. سیاست پولی تنها یکی از عناصری است که نرخ تورم وبیکاری را تغییر می دهد، ولزوماً مهمترین عامل نیست. این مطلب، به نوبه خود پاسخی به پول گرایان است.
جیمز توبین در نظریه «Qتوبین» فرض می کند که همه اطلاعات در مورد آینده به تصمیمات سرمایه گذاری شرکت مربوط است ، یعنی حجم سرمایه گذاری را می توان با Q پیش بینی کرد.
یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد شرکت ها نسبت Q توبین می باشد این معیار در دهه 1970 مطرح و در دهه های 1980و 1990 به طور گسترده ای توسط محققین مورد استفاده قرار گرفت.
نسبت Q توبین از تقسیم ارزش بازار اوراق بهادار شرکت از هر نوع وبدهی های بلند مدت به اضافه ارزش دفتری بدهی های کوتاه مدت بر ارزش دفتری دارایی های شرکت به دست می آید. شایان توجه است منظور از اوراق بهادار سهام عادی ، سهام ممتاز و انواع اوراق قرضه منتشرشده می باشد.
شیتو وادیت در تحقیق خود از نسبت Q توبین بعنوان فرصت رشد استفاده کرده اند و آنرا حاصل تقسیم ارزش بازار دارایی های شرکت بر ارزش دفتر دارایی ها فرض کرده اند وبیان می نمایند که اگر ارزش بازار فقط منعکس کننده ارزش ثبت شده دارایی های شرکت باشد آنگاه 1 = Q خواهد شد ،اگر 1 Qباشد نشانه این است که ارزش بازار کمتر از ارزش ثبت شده دارایی های شرکت است .
گرونینگ26 بیان کرد Qتوبین معیاری پیشرو در اندازه گیری عملکرد مالی است که استفاده زیادی از آن در مطالعات گوناگون شده است ، این نسبت قادر است مشخص کند شرکت از نظر مالی در آینده چگونه عمل خواهد کرد.(گرونینگ،2008)
چانگ در تحقیق خود Q توبین را تعریف کرد که این نسبت برابر ارزش بازار اوراق بهادار شرکت به ارزش جایگزینی دارایی های مشهودش است (چانگ،1994)
به اعتقاد توبین با افزایش ارزش جایگزینی دارایی ها وتجهیزات ، ضریب Qکاهش خواهد یافت در چنین مواقعی شرکت تمایل پیدا می کند به اینکه ، به جای ساخت یا خرید تجهیزات وماشین آلات اقدام به تملک شرکت های دیگر نماید . تئوری پیشنهادی توبین در بین صاحب نظران اقتصادی ومالی دهه 1990 مقبولیت فراوانی یافت. امروزه نیز ضریب Q توبین در بررسی وتحلیل وضعیت مالی شرکت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع دارایی ها، سودآوری، سود سهام، سود آتی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع عملکرد شرکت، سرمایه انسانی، اطلاعات بازار، عرضه و تقاضا