تحقیق رایگان با موضوع خلیج فارس، اقتدارگرایی، عربستان سعودی، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

که از رقبای منطق های آنها به شمار می روند؛ زیرا بیم آن می رود چنین تغییری به درون مرزهای آنان تسرّی یابد. عربستان بلافاصله پس از قیام تونس و تسرّیِ این تحولات به مصر، دست به اقداماتی برای کنترل اوضاع داخلی زد که از جمله معرو فترین آن ها، اعلام سرمایه گذاری 37 میلیارد دلاری به دستور ملک عبدالله برای اصلاح اوضاع اقتصادی، ایجاد مشاغل جدید، افزایش حقوق کارمندان و کمک به دانشجویان و بیکاران بود.
در بررسی ایستار و سیاست عربستان در قبال تحولات موسوم به «بهار عربی » سه مرحله قابل تفکیک می باشد که در عین مکمل بودن، هر یک شاخص ههای خاص خود را داشته است. در بدو دگرگونی های 2011 خاورمیانه، عربستان بنا بر سنت محافظ هکارانۀ سیاست خارجی خویش، سکوت اختیار کرد. در جریان یک ماهۀ تحولات منتهی به سرنگونی زین العابدین بن علی، رئیس جمهوری تونس، عربستان به چند دلیل موضع روشنی را در قبال این تحولات نگرفت.
نخست آنکه تونس کشوری مدیترانه ای و در حوزۀ شمال آفریقا قرار دارد و از نظر تاریخی، دو زیرمنطقۀ خلیج فارس و شمال آفریقا کم ترین اثرگذاری را از منظر جنبشهای اجتماعی و سیاسی بر یکدیگر داشته اند. بنابراین فاصلۀ جغرافیایی تونس از خلیج فارس و تعلق آن به زیرمنطقۀ شمال آفریقا، سبب عدم تحرک عربستان و نیز عدم اتخاذ موضعی روشن در قبال این دگرگونی ها از سوی آن کشور شد.
دوم آنکه عربستان سعودی با توجه به دلیل نخست، از متهم شدن به مداخله علیه اراده ملت تونس، احتراز می کرد. در واقع عدم مداخله از دید عربستان، با توجه به دوری تونس و روشن نبودن چشم انداز آیندۀ تحولات داخلی این کشور، مناسب تر بود. به همین دلیل حتی هنگامی که بن علی به عربستان پناهنده شد، عربستان در مقابل برخی اتهامات مبنی بر مداخله و حمایت از وی، اعلام داشت که بن علی با پذیرش شرط عدم فعالیت سیاسی، به عنوان پناهنده وارد این کشور شده است.
سوم آنکه در جریان تحولات شتابان تونس، چشم انداز آیندۀ این کشور به هیچ وجه روشن نبود و حتی در روزهای منتهی به سقوط بن علی، گمان نم یرفت وی مجبور به گریز از کشور و واگذاری قدرت شود. این نکته را می توان از موضع گیری های پاریس و واشنگتن، به خوبی دریافت. بن علی به خوبی توانسته بود بر چالش های پیشین فایق آید؛ به همین دلیل عربستان همچون سایر کشورهای منطقه، توجه چندانی به قیام مردمی تونس نکرده و در انتظار پایان یافتن این قایله و موفقیت بن علی در سرکوب آن بود. این سه دلیل،
عوامل عدم تحرک عربستان سعودی در طول بحران یک ماهۀ تونس بود.
مرحلۀ دوم با قیام مصر در ۲۵ ژانویۀ ۲۰۱۱ آغاز شد. در این مرحله عربستان از وضعیت بی طرفی در قبال دگرگون یهای تونس، به طرفداری از رژیم مصر و مخالفت با خواستۀ اصلی معترضان یعنی سرنگونی رژیم پرداخت. در گذار نگرش عربستان از بی طرفی به مداخله و جانبداری، چهار عامل دخیل بوده اند که توجه به آ نها را هگشای فهم سیاست عربستان سعودی است:
نخست آنکه مصر، برخلاف تونس، جایگاه ویژه ای در جهان عرب داشته و یکی از رهبران اثرگذار محور موسوم به «اعتدال عربی» می باشد؛ محوری که در برابر «محور مقاومت» (یا ممانعت) قرار گرفته و عربستان و سایر کشورهای محافظه کار منطقه را در کنار مصر قرار می دهد. از این منظر سقوط مبارک و روی کار آمدن جایگزینی با جهت گیری خارجی متفاوت، به تضعیف مجموعه کشورهای محور اعتدال در صفبندی های منطق های می انجامد. این امر به حمایت صریح عربستان و دیگر کشورهای محافظه کار عرب از مبارک انجامید.
دوم آنکه مصر از زمان روی کار آمدن مبارک، نمایندۀ جمهوری های میانه روی عرب درمنطقه بود. برخلاف دهه های پیشین که جمهوری های انقلابی در مقابل رژی مهای شیخی _شاهی محافظه کار منطقه قرار می گرفتند، پدیدۀ جمهوری های میانه رو این معادله را دگرگون ساخت. به عبارتی این بار رقابت بین نظام های محافظه کار (شامل رژیم های پادشاهی و جمهوری) در مقابل جمهوری های رادیکال در جریان بود؛ امری که بالطبع فشار بر رژیم های پادشاهی را کاهش می داد. به همین دلیل بیم از سقوط مبارک به عنوان اصلی ترین جمهوریِ میان هروِ منطقه، موجب تحرک عربستان و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و حمایت آن ها از مبارک شد.
سوم، همچنانکه دولت های دموکراتیک در برابر دولت های اقتدارگرا، با یکدیگر همسویی دارند و این مسئله در شکل گیری نظام منطق های اهمیّت بسیار دارد85 ، همسویی دولت های اقتدارگرا نیز در شکل گیری صف بندیها و نظم منطقه ای اثرگذار است. عربستان در کنار «جمهوریِ اقتدارگرای مصر » توانست محور اعتدال را رهبری کند و برخلاف کشورهای محور مقاومت هی چگونه خطری از ناحیۀ قاهره احساس نکند. از این منظر جایگزینی رژیم مردم سالار در مصر، نه تنها خروج این کشور از محور اعتدال را سبب می شد، بلکه مصر را به عنوان کشوری الها م بخش در زمینۀ مردم سالاری عربی، به خطری فرامرزی برای رژیم های اقتدارگرای منطقه تبدیل می کرد.
3-2-6-1- تسرّي اعتراضات به عربستان
بلافاصله پس از سرنگوني بن علي در تونس، تحرکاتي در عربستان و در راستاي اعتراض به رژيم حاکم و به تأسّي از قيام تونس آغاز شد. در اولين اقدام، مردي در جازان، در جنوب عربستان، دست به خودسوزي زد. به علاوه فراخوان هايي براي برگزاري تظاهرات ضد دولتي در صفحه هاي فيسبوک ظاهر شد. اما اين فراخوان ها هيچ گاه به برگزاري تظاهرات گسترده نينجاميد. پس از سقوط مبارک در مصر و آغاز دو قيام بزرگ بحرين و ليبي، عربستاني ها مردم را با تبليغات گسترده تري دعوت به برگزاري «روز خشم » در مارس کردند.
افزون بر اعلام روز خشم، مجموعه اي از فعالان سياسي در اقدامي بي سابقه، تأسيس اولين حزب سياسي پادشاهي عربستان را اعلام کردند. البته اکثر اين افراد بازداشت شدند. خشم نيز، به رغم محدوديت مشارکت مردمي، با شدت سرکوب شد و روشن شد که سياست مشت آهنين امير نايف، وزير کشور عربستان، بر مشي مصالحه جو و گف توگوطلبِ پادشاه اين کشور غالب آمده بود. البته اين امر به معناي بي اثر بودن اعتراضات و مطالبات مردمي نبوده است. همچنان که برخي از شاهزادگان سعودي نيز دعوت به پاسخگويي به مطالبات و مهيا ساختن فضا براي گف توگو کردند.
علاوه بر سرکوب معترضان و کشته و زخمي شدن تعدادي از فعالان در روز خشم ..مارس، رژيم آل سعود از ابزار ديگري نيز برخوردار بود که رژيم هاي بن علي و مبارک از آن برخوردار نبودند: رانت. برخي ناظران استدلال مي کنند که دليل عدم وقوع اعتراضات گسترده در عربستان، در شرایط کنونی و احتمالاً در آینده، وجود دو منبعِ فوق العاده، با حجمِ گسترده در دست رژیم سعودی است. نخست منبعی نمادین یعنی مذهب است که از راه اتحاد رژیم با دستگاه رسمی مذهبی وهابی تأمین می شود؛ و دوم منبعی مادی یعنی نفت است. اما «استفان لاکرویکس»، پژوهشگر مسایل عربستان، به درستی در برابر این استدلال بیان می کند که بزرگ ترین مخالف تها در ده هها و سال های گذشته از درون دستگاه مذهبی و از سوی چهره های شاخص مذهبی صورت گرفته و به نظر می رسد حتی دستگاه رسمی مذهبی در فرصت مناسب در مقابل رژیم خواهد ایستاد.86 اما نفت بر خلاف منبع نمادین مشروعیت سعودی، همچنان کاملاً در اختیار رژیم خواهد بود. در واقع رانت نفت هویج سیاست چماق و هویج سعودی ها بود. از جمله معضلات اساسی دولت های رانتیر، پیشگیری از پیشرفت فرآیند توسعۀ سیاسی از طریق بهره گیری از رانت در جهت مرتفع ساختن هرچند موقتِ مشکلات ساختاری ناشی از اقتدارگرایی می باشد. دولتی که بر منابع درآمد خارجی و مستقل از جامعه برخوردار است، نیازی به پاسخگویی به جامعه نمی بیند.87و تنها به طور موقت و برای رفع بحران فوری این پاسخگویی لازم می باشد. افزون بر این، رانت کارکرد دیگری در تحکیم اقتدارگرایی رژی مهای عربی دارد. «میشل نعمه »، اندیشمند عرب، در این باره می نویسد:
«مداخلۀ غرب (در کشورهای عرب) به عنوان سازوکاری برای حفظ منافع و دفاع از هژمونی شان بر نفت
عربی، ماهیت اقتدارگرای رژیم های جهان عرب را تحکیم کرد. »88
پادشاه ۸۷ ساله و بیمار عربستان که پیش از اعتراضات به مدت سه ماه برای درمان در خارج از این کشور به سر می برد، با وعدۀ کمک 37 میلیارد دلاری به این کشور بازگشت، کم کهایی که شامل ۱۵ درصد افزایش حقوق کارکنان دولت، بازپرداخت بدهی زندانیان بدهکار، کمک مالی به دانشجویان و بیکاران و نیز قول ایجاد نیم میلیون واحد مسکونی با قیمت های ترجیحی و افزایش بودجۀ پلیس مذهبی می شد. افزون بر این اعلام شد انتخابات شهردار یها – که تنها یک بار در 2005 برگزار شده بود – برگزار خواهد شد.
اما در واقع رژیم سعودی دچار شکاف های گسترده ای است که نمی تواند با ابزارهای سنتی (چماق و هویج) و راه حل های موقت، آن ها را حل و فصل کند. نسلهای نوینی که مطرح کنندۀ هویت نوینی در خاورمیانۀ عربی هستند این امکان را تا حدود زیادی از دولت های رانتیر می گیرند که بسان گذشته با پرداخت مجموع های از مشو قهای مالی، بحران ها را مرتفع سازند. افزون بر این، «شکاف ژرفی بین واقعیت اجتماعی و ایدئولوژی رژیم وجود دارد، ایدئولوژی ای که از طریق اتحاد قبیلۀ حاکم با دستگاه علمای وهابی با تفسیر وهابی از اسلام توجیه می شود .»89 به همین دلیل به نظر می رسد تضاد مدرنیزاسیون و ایدئولوژی سنتی چالش عمده ای باشد که در آینده عربستان را دچار تحول خواهد ساخت.
دو تفاوت عمدۀ قیام عربستان با سایر قیامها(به خصوص در مصر و تونس)، مذهبی بودن و نیز مواجهۀ آن با توانمندی دولت می باشد. اگر چه بسیاری از غیرشیعیان نیز در قیام محدود عربستان نقش داشتند، اما در واقع جغرافیای قیام به خوبی گویای آن بود که شیعیان، فعالان اصلی آن هستند. افزون بر این، رژیم سعودی از نظر توان مالی قابل مقایسه با رژیم های بن علی و مبارک نیست؛ به همین دلیل قابل پیش بینی بود که تحولات در عربستان سیر متفاوتی به خود بگیرد.
این دو تفاوت در سطح قیام و نیز مدیریت بحران، تفاو تهایی بین عربستان و سایر کشورهای عربی رقم زد. به دلیل محدودیت قیام به مناطق شیعی (به استثنای چند تجمع کوچک در ریاض)، دولت با متهم ساختن عوامل خارجی به توطئه و نیز متهم کردن شیعیان سعودی به همکاری با بیگانگان علیه وحدت ملی، به سرکوب قیام دست زد. در واقع سعودی ها همواره در رویارویی با اعتراضات و بحرا نهای داخلی، با اتخاذ گفتمانی فرقه ای، در تلاش بوده اند سرکوب معترضان را توجیه کنند. گفتمان فرقه ای عربستان در جریان جنگ ایران – عراق، جنگ صعده و نیز بحرا نهای اخیر به ویژه در بحرین، شاهدی بر این مدعاست. بنابراین طبیعی بود که سعودی ها، با تکیه بر توان مالی و خرید وفاداری گروه های مختلف، بسان گذشته با اتخاذ گفتمانی فرق های دست به سرکوب بزنند.
پس از سرکوب و نیز توزیع منابع میان مردم(که به شکل رشوه های عمومی دولت به شهروندان نمود یافت) و غلبه بر بحران داخلی، نگاه سعود یها متوجه خارج از این کشور شد. چند روز پس از روز خشم ۱۱ مارس، نیروهای سعودی و اماراتی برای سرکوب قیام بحرین وارد این کشور شدند و سه هفته پس از آن ابتکار شورای همکاری خلیج فارس برای مهار بحران یمن مطرح شد.
3-2-7- استراتژی در حال ظهور عربستان
عربستان پس از گذار از خطرِ فوریِ قیام داخلی، به ترسیم سیاستی برای رویارویی با پیامدهای قیا مهای جهان عرب پرداخت. این سیاست که با هماهنگی و همگامی پادشاه یهای عرب خلیج فارس پیش می رود، یادآور کنسرت اروپا در سدۀ نوزدهم می باشد که برای رویارویی با قیام های مردمی طراحی شده بود. بدین ترتیب به تدریج شاکله اصلی استراتژی سعودی در مقابل خواست ملتهای عرب در خاورمیانه نمایان شد؛ استراتژ یای که اقتدارگرایی را در برابر آزادی خواهی قرار می دهد.استراتژیِ در حال ظهور عربستان بر مبنای محورهای سیاست خارجی و اولویتهای سیاستگذاری این کشور در حال ترسیم است. محور نخست، دوم و سوم سیاست خارجی سعودی به تدریج کشورهای شبه جزیره، کشورهای عربی و کشورهای اسلامی می باشد.
عربستان در گام نخست، پس از غلبه بر اعتراضات داخلی، به رویارویی با موج دگرگونی ها در محور نخست یعنی شورای همکاری پرداخت. برای

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع سیاست خارجی، عربستان سعودی، نفت و گاز، رشد اقتصادى Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کهن الگوها، ناخودآگاه، نقد اسطوره ای، ناخودآگاه جمعی