تحقیق رایگان با موضوع حوزه عمومی، قهوه خانه ها، فرد گرایی، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

اوست قطع می کند و گاه در امتداد دیروز و با حفظ تعلقات انسان به سنت ها و ارزش های پیشین است .اسلام با این نوع تجدد و امروزی شدن که مطابق ارزش ها و همراه با حفظ اصول و مبانی اعتقادی باشد،مخالف نیست . ( بهار ؛193)
تنوع و گسترده گی مدل های متفاوت لباس در میان زنان
آن چه از بررسی تاریخی عوامل تاثیر گذار بر پوشش زنان ایرانی بر می آید،حاکی از بر هم خوردن سیر تدریجی و مردمی حاکم بر این حوزه و تولید و باز تولید طرح ها ؛رنگ ها و گونه ها از جانب خود ایرانیاین به دلیل دخالت دولت ها و حکومت های معاصر است که با این حال؛هیچ گاه نیز برای بازگشت به وضع اولیه تلاش مفیدی صورت نگرفته است .از زمانی که دولت ها با ایدئولوژی ها مختلف اعم از مخالف و موافق؛وارد این حوزه شدند و سعی کردند تا کنترل آن را به دست بگیرند .در عمل،فرهنگ طراحی و دوخت و برش لباس به طور بومی و سنتی از دست مردم خارج شد و اوضاع دیگری شکل گرفت (سیارپور43:1386)
در حال حاضر،پوشش بخشی از زنان ایرانی هویت ایرانی و اسلامی را چندان باز نمی نمایاند و آنچه از مشاهده ترکیبات پوشش بر می آید ،نمادی از راه یافتن عناصر غیر ایرانی در آن است که دارای قدمتی به اندازه پیدایش اندیشه های تجدد در زمان قاجار،به ویژه عهد ناصری است .
اکنون در خیابان ها شاهد انواع مختلف تیپ پوششی زنانه هستیم.زنان در هر یک از این ترکیب ها می توانند با توسل به ایدئولوژی های گوناگون،دست به انتخاب بزنند و هر کدام را که با موازین و معیارهای فکری شان سازگاری بیشتری داشته باشد ،برگزینند زیرا هر گروه از این پوشش ها می توانند تداعی ایدئولوژی افراد و نوع نگرش جامعه به آن ها باشد .
این تنوع در حقیقت از سه دسته اصلی شامل 1-مانتو شلوار به همراه پوشش سر 2- تیپ چادری 3- تیپ کت شلواری یا کت و دامنی تشکیل شده است .طبق نظام جانشینی افراد نمی توانند به عنوان مثال ،مانتو را همراه با کت بپوشند بلکه تنها می توانند دست به نتخاب بزنند و فقط یکی را بر گزینند(همان 64)
مدل های متفاوتی از چادر هم اکنون و به ویژه پس از طرح شاماندهی مد و لباس که از سوی مجلس پیگیری و تصویب شد .رواج یافته که به زنان علاوه بر رعایت حجاب ،آزادی عمل بیشتری می دهد مانتو نیز مدل های متفاوتی دارد و هر روز مدل های جدیدی به آن اضافه می شود .به نظر می رسد که مانتو در حال تغییر و استحاله به سمت راحت تر شدن است .
در مورد رنگ،همچنان رنگ غالب ؛مشکی است و بیشتر زنان دلیل علاقه خود را راحتی و امنیتی می دانند که این رنگ برایشا نفراهم می کند .البته این به معنای آن نیست که رنگ های دیگر استفاده نمی شوند بلکه عنصرمد،بازوی توانمندی است که رنگ های روشن تر را جا افتاده می کند و آن را حالتی معمولی می بخشد اما این حالت هم مانند ماهیت مد زود گذر است .
به نظر می رسد که مد یعنی آن چه طی یک دوره بیشتر استفاده می شود ،و انتخاب و گزینش زنان ،نقش مهمی دارد .اما بیشتر زنان می گویند در صورتی از مد تبعیت می کنند که به نظرشان خوشایند باشند .عده ای دیگر نیز که گرایش مذهبی بیشتری دارند ،معتقدند مد باید علاوه بر زیبایی،به حجاب لطمه نزند بنابراین به نظر می رسد که با وجود رغبت عمومی قشر جوان به مقوله مد ،آنان گرایش به سمت مدی دارند که با اعتقادات و ذهنیت شان همخوانی بیشتری داشته باشد و این طور نیست که هر چیزی را با نام مد بپوشند .(ماهنامه فرهنگ مردم ؛شماره 34،ص 40،رقیه حاج محمد یاری)
متفاوت است .
مد و فرد گرایی : مد نیروی عمده ای برای تغییر جامعه بوده است مهم ترین این تغییر در شکل فرد گرایی آن مطرح است .فرد گرایی تولید شده بعد ها منشا تحولات و تغییرات عمده ای در حیات بشری شده است .
هابرماس و مصرف مد: هابرماس به طور مستقیم در مورد مد سخن نمی گوید ولی وقتی از نحوه شکل گیری و توسعه حوزه عمومی سخن می گوید به نقش افراد و نهاد های مدنی و نوع مصرفی که در این اماکن شکل می گیرد اشاره می کند .
باید اذعان کرد که “حوزه مومی ادبی ” کاملا بورژوازی نبود بلکه تا حدی تداوم ” عمومیت مبنی بر نمایندگی ” دربار پادشاه بوده است .نخستین بوژوواها طبقه متوسط فرهیخته؛ بحث عمومی عقلانی – انتقادی را از ” محفل شیک” اشرافی به ارث برده اند .به میزانی که دولت مدرن توانست از حوزه شخصیادشاه فاصله بگیرد .این محفل اشرافی – درباری نیز از دربار مستقل شده و به وزنه تعادل درباری در شهر تبدیل گردید .”شهر” نه فقط به لحاظ اقتصادی مرکز جامعه مدنی بود بلکه در تضادی سیاسی – فرهنگی با دربار قرار داشت و سبب رشد و شکوفایی حوزه عمومی ادبی شد .حوزه ای که در نهاد های اصلی آن قهوه خانه ها ؛سالن ها و محافل مناسب بحث بودند.وارثان جامعه اومانیستی –آریستوکراتیک توانستند در مواجه با روشنفکران بورژوا (از رهگذر بحث های معمولی ای که به سرعت به انتقادات عمومی بدل شدند) میان بازمانده های “عمومیت مبتنی بر نمایندگی ” و صورت های نخستین حوزه عمومی بورژووازی پل ارتباطی بر قرار سازند.جدایی جامعه و دولت که موضوع اصلی مورد بحث ماست باعث جدایی حوزه عمومی از قلمرو خصوصی شد .
ص193 : حوزه عمومی و حوزه اقتدار دولت پابه پای هم گسترش می یافتند.درون قلمرو خصوصی “حوزه عمومی” واقعیتی قرار داشت .زیرا از افراد خصوصی تشکیل شده بود .بنابراین در قلمرو که جایگاه افراد خصوصی بود .باز هم میان حوزه های عمومی و خصوصی تمایز وجود داشت .حوزه خصوصی هم شامل جامعه مدنی (قلمرو مبادله کالا و کار اجتماعی ) و هم شامل خانواده ای بود که خود ” فضای صمیمی” داشت .حوزه عمومی سیاسی از حوزه عمومی ادبی نشئت گرفت و موفق شد از طریق افکار عمومی ؛دولت را با نیازهای جامعه اشنا و سازگار سازد(هابرماس 1384:58-57 )
هابرماس معتقد استتشکیل اجتماعات عمومی که در بعضی مواقع به صورت جشن بوده ؛امکان شکل گیری فضای عومی را فراهم کرد .او به نحوه اثر گذاری جشن های پر هزینه و بی نظیری اشاره دارد که از طرف بانو دوک در دربار لویی چهاردهم تشکیل شد .ایشان معتقد است تشکیل این جشن ها عامل اصلی گذار از دربارهای قدیمی به سالن هی قرن هجدم شد که وارثان فرهنگی دربار بودند .افزون بر جشن ها دو پدیده دیگر ؛قهوه خانه ها در بریتانیا بین سال های 1680 و 1730 و سالن ها در دوره میان نیابت سلطنت و انقلاب در فرانسه مراکز نقد ادبی و سپس نقد سیاسی شدند.آن ها باعث ایجاد برابری میان قشر تحصیل کرده ای شدند که از دل جامعه اشرافی و روشنفکران بورژوا پدید آمده بود.مصرف خوردنی ها و پوشاک در برخی اماکن؛ متفاوت از اماکن دیگر است .مثلا در قهوه خانه ها از کالای عمومی چای و سپس شکلات و قهوه استفاده می شد و عموما درباره مسائل اجتماعی بحث و گفت و گو می شد .موادی که مصرف می شد و بحث هایی که صورت می گرفت در قهوه خانه ها و سالن ها با یکدیگر متفاوت بود.
بحث و گفتگو در این حوزه ها (سالن ها ؛قهوه خانه ها و محافل بحث) باعث شد عرصه هایی که تا آن روز مورد نقد و مباحث جدی واقع شوند .تا آن زمان قلمرو و امور همگانی آماج اصلی بحث های عمومی و انتقادی بود که صرفا در کنترل انحصاری کلیسا و مقامات دولتی باقی مانده بود.کلیسا و دولت نه فقط حق داشتند به تفسیر مسائل فلسفی ؛هنری و ادبی بپردازند بلکه توجه به حوزه عمومی و مجامعی که بحث های متنوع اجتماعی و انتقادی در آن صورت می گرفت و امکان توسعه این گونه بحث ها را به وجود آورد.
در این گونه مکان ها آن ها از روابط اجتماعی خاصی حمایت می کردند که در ان منزلت افراد اهمیت نداشت .منزلت افراد کم کم از بین رفته و یا در حال از بین رفتن بود و به جای آن فضایی با استدلال هایی بهتر می توانست به جای سلسله مراتب اجتماعی بنشیند این فضا برابری ” انسان معمولی ” را به ارمغان می آورد.شکل گیری ” عموم ” به وسیله افراد خصوصی نه فقط به معنای تضعیف قدرت مقامات دولتی بلکه عملا به معنای تضعیف وابستگی های اقتصادی موجود بود.به همین دلیل قوانین بازار نیز درست مثل قوانین دولتی قدرت بدون منازع خود را از دست داند .ایده ” عموم ” نه فقط در قهوه خانه ها ؛سالن ها و محافل بحث به صورت عینی درآمده بود حتی اگر نگوییم کاملا تحقق یافته بود .حداقل پیامدهایش به صورت کامل ظاهر شده بود .
در طی جریاناتی که به آن اشاره شد محصولات فرهنگی به کالا تبدیل شدند و لذا فرهنگ هم به موضوع عمومی بدل گشت ؛این فرایند عما به رشد و گسترش عموم منجر ش د هر چند ممکن بود عموم یا جماعت فعال در عرصه های متفاوت (موسیقی؛تئاتر؛نقاشی ؛نشر کتاب)تا اندازه ای بسته و محدود باشد اما عموم در هیچ عرصه ای نمی توانست به صورت کامل درهای ورود را ببندد و به صورت باندی انحصاری درآید.زیرا همیشه در نظارت حوزه عمومی فراگیری بود که از افراد خصوصی تشکیل شده بود .افرادی که (به میزانی فرهیخته و صاحب سرمایه بودند) می توانستند به عنوان خواننده ؛شنونده و تماشاچی از محصولات و کالاهای موجود استفاده و درباره آن ها بحث و گفتگو کنند.(هابرماس 1384:68-66)
3-5-4- مصرف : تغییر از اقتصاد محوری به فرهنگ گرایی
وقتی به اطراف خود نگاه می کنیم چندیدن پدیده بیش از همه چیز جلب توجه میکند.زیادی خودروها؛تنوع فروشگاه ها ؛بلندی ساختمان ها و ازدحام جمعیت و.. این ها عوامل سازنده دنیای پیرامون ما هستند .جمعیت (گروه های اجتماعی متعدد) در لابه لای ساختمان ها سوار بر خودرو یا پیاده و در پی یافتن فروشگا ه های مملو از کالاهای متنوع اند تا ضمن گذراندن اوقات فراغت و پرسه زنی به تماشای نمایشگاه هایی بپردازند که این فروشگاه ها برای جمعیت محدود و با نا محدودی تدارک دیده اند.مردم نیز پس از برانداز کردن به مصرف فضا و کالا می پردازند .
این وضعیت جهان مدرن است که در گذشته نه چندان دور دیده نمی شد .اگر جمعیت زیادی وجود داشت به فروشگاه ها اعتنا نمی کردند و اگر فروشگاه ها وجود داشت جدای از جمعیت خودرو ها و ساختمان های بلند به فروش کالاهای خود می پرداخت.در حال حاضر وضع به گونه ای دیگر است .ساختمان های بلند و مجلل؛جذب کردن جمعیت پراکنده از فضاهای جلو ساختمان (پارکینگ ها )برای پارک خودروها استفاده می کنند .تا مردم بتوانند به راحتی به درون نمایشگاه های کالا رفته و کالای مورد نیاز خود را خریداری کنند .
جهان معاصر جهان مصرف فضایهای مصرفی است .برای افراد ؛مصرف زمان ؛ فضا و کالا مهم اند .اگر چه هریک از کالا ها به صورت خاصی مصرف می شوند.بعضی از آن ها متعلق به زمان و بعضی از آن ها خوردنی اند و برخی به دلیل اینکه دیدنی اند مصرف می شوند .
در این جا در صدد نشان دادن چگونگی استقرار جهان اجتماعی پیرامونمان که اتفاقا مصرفی معرفی شده است هستیم و سعی شده است تا با رویکرد جامعه شناختی نحوه شکل گرفتن این جهان و مصرفی شدن آن را از طریق فرهنگ مصرف نشان دهیم .ما هنوز در جهان مدرن هستیم البته صورتی از جهان مدرن ؛مدرنیته ای که از طریق صورت ها و شیوه ه ای مصرفی ؛مدریت و سامان می یابد نه از طریق صورت ها و شیوه های تولید.هدف اصلی در این جا مفهوم ” فرهنگ مصرف کننده ” با نگاه جدید به آن است که تنها یک امر اقتصادی صرف تلقی نمی شود یک عامل فرهنگی است که مورد نظر فقط جامعه شناسان نیست بلکه موضوع مورد علاقه ی اقتصاد دانان؛بازار پژوهان و محققان فرهنگ شناسی نیز هست .” باکاک” درباره تاریخ این نوع رویکرد جدید نسبت به مصرف می گوید :در مصرف در خلال دهه هشتاد در جامعه شناسی و بیشتر از آن در نظریه اجتماعی یک مفهوم مهم قلمداد می شد .تمرکز بر مرکز بخشی از یک بحث وسیع تر درباره مدرنیته بود.یعنی درباره اینکه آیا سرمایه داری غرب دستخوش آنچنان تغییر ریشه ای شده بود که نیازمند جهت گیری نظر جدیدی شود که باید با اصطلاح “پسامدرن” مشخص می شد.یا چنین نیازی در کار نبود .اگر ” مدرن ” مستلزم یک جامعه صنعتی شهری و سرمایه داری بود که در آن طبقه اجتماعی – اقتصادی هنوز ویژگی های زندگی مردم و احساس آن ها درباره اینکه چه کسی اند و هویت آن ها را تعیین می کرد پسامدرن مستلزم یک شکل بندی اجتماعی یا صنعتی محلی و حتی پسا سرمایه داری بود که در آن امتیازهای قدیمی و با ثبات برای ایجاد حس هویت مردم تغییر کرده

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع اوقات فراغت، فرهنگ مصرف، غرب گرایی، سبک زندگی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع مصرف کننده، فرهنگ مصرف، جامعه شناسی، اوقات فراغت