تحقیق رایگان با موضوع حل و فصل اختلافات، وزارت خارجه، عصر اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

ايدئولوژيك ميان شرق و غرب، با مبارزه براي كسب حمايت و براي تسخير قلب‌ها و اذهان مردم سراسر دنيا، مشخص مي‌شود. به كارگيري اين شيوه در طول جنگ سرد به مطالعات بسياري در مورد ابزارهاي مختلفي كه ابر قدرت‌ها و ديگر دولت‌ها براي رسيدن به اهداف بين‌المللي‌شان مورد استفاده قرار داده‌اند، الهام مي‌بخشيد. از نگاه برخي ديپلماسي عمومي نشاني از تلاش براي سازگار كردن ديپلماسي با شرايط دگرگون عصر اطلاعات است.
بر اساس تعريف ارايه شده از سوي وزارت خارجه ايالات متحده ديپلماسي عمومي عبارت است از “آن بخش از برنامه‌هاي دولتي كه به قصد اطلاع رساني يا اعمال نفوذ بر افكار عمومي ساير كشورها انجام مي‌پذيرد 16” اين اصطلاح در اين مفهوم، براي نخستين بار در 1965 از سوي ادموند گوليون17 به كار گرفته شد و بعدها توسط مركز مطالعاتي مورو18 به اين صورت زير تعريف گرديد كه ديپلماسي عمومي از مباحث مربوط به تأثيرگذاري بر تمايلات و رفتارهاي عمومي در جهت ايجاد و اجراي سياست خارجي بحث مي‌‌كند. ديپلماسي عمومي به ابعاد مختلفي از روابط بين‌الملل فراتر از ديپلماسي سنتي از جمله جهت دهي به افكار عمومي مردم ساير كشورها از طريق دولت‌ها، تعامل ميان گروه‌هاي ذي نفوذ و بخش‌هاي خصوصي با همتايان خود در كشورهاي ديگر و جريان فراملي اطلاعات و ايده‌ها مربوط مي‌شود.
همچنان كه اين مفهوم از سوي پژوهشگران مورد استفاده قرار مي‌گرفت، تعاريف ديگري نيز از آن ارايه شد. با اين وجود مفهوم ديپلماسي عمومي فاقد يك تعريف مورد توافق ميان انديشمندان و مجريان عرصه‌ سياست است. اساساً به نظر مي‌آيد ديپلماسي عمومي در مقايسه با ديپلماسي رسمي، پديده‌اي جديد و بين رشته‌اي است كه همچنان چارچوب‌هاي نظري و عملي خاصي براي آن تدوين نشده است. شايد از اين روست كه بسياري از محققان ديپلماسي عمومي را با تبليغات، روابط عمومي، روابط عمومي بين‌المللي، جنگ رواني و امور عمومي اشتباه مي‌گيرند. گروهي نيز آن را با قدرت نرم يكسان دانسته و نتايج را فقط با نظرسنجي افكار عمومي و پوشش رسانه‌اي مي‌سنجند. با اين وجود تقريباً براي تمام محققان و مجريان سياست خارجي روشن است كه در شرايط كنوني، ديپلماسي عمومي مفهومي بسيار وسيع‌تر از آن چه كه اين اصطلاحات به تنهايي مي‌رسانند را در بر مي‌گيرد.
تعاريفي كه تاكنون براي شرح و توصيف اين پديده از سوي محققان ارايه شده است، نتوانسته‌اند پيچيدگي‌هاي ديپلماسي عمومي را چه به عنوان يك واقعيت عيني و چه به عنوان يك مفهوم نظري، شرح دهند. به نظر مي‌آيد كه تعاريف اوليه تنها بياني كلي درباره اهداف اين شيوه از ديپلماسي باشند و ويژگي عمده‌ي آنها پيوند وسيع آنها با اهداف دولت‌ها است. براي نمونه گيفورد مالون19 ديپلماسي عمومي را به صورت ارتباط مستقيم با مردمان خارجي، با هدف تحت تأثير قرار دادن انديشه‌ي آنان و نهايتاً متأ‌ثر كردن حكومت آنان توصيف مي‌كند. اين تعريف بيان نمي‌كند كه چه كسي اين ارتباط را كنترل مي‌كند. اين امر شايد به اين سبب باشد كه در دهه‌ 80 اين عقيده فراگير بود كه ديپلماسي عمومي را حكومت مورد استفاده قرار مي‌دهد. اين تعريف همچنين يك فرآيند تأثير دو مرحله‌اي ارائه مي‌كند. نخست، ارتباط مستقيم طراحي شده براي ايجاد افكار عمومي پشتيبان در كشور ديگر. دوم، فشار از طريق عموم مردم آگاه شده روي حكومت براي اتخاذ سياست‌هاي دوستانه نسبت به كشوري كه ديپلماسي عمومي را به كار مي‌برد. 20
در طي تعاريف نوين ارايه شده از اين مفهوم موضوع بازيگران و محتوا را نيز مشخص كرده‌اند براي مثال هانس تاچ21 ديپلماسي را به صورت يك فرآيند دولتي ارتباط با مردمان خارجي، براي ايجاد فهم نسبت به ايده‌ها، ايده آل‌ها، نهادها و فرهنگ ملت آن دولت به مانند اهداف ملي و سياست‌هاي آن تعريف كرده است و فردريك22، اطلاعاتي را در مورد محتوا به اين تعريف اضافه كرد به اين صورت كه ديپلماسي عمومي شامل فعاليت‌هاي هدايت شده‌ خارجي در زمينه‌ي اطلاعات، آموزش و فرهنگ، كه هدف آن متأثر كردن يك حكومت خارجي از طريق متأثر كردن شهروندان آن است.
اما تحولات رخ داده هم در عرصه‌ روابط بين‌الملل و هم در صحنه‌ فناوري‌هاي ارتباطي موجب شد تا طي سال‌هاي بعد از 1990 تلاش‌هايي از سوي برخي محققان صورت پذيرفت تا تعاريف ديپلماسي عمومي را با پيشرفت‌هاي عمده در روابط بين‌الملل و ارتباطات هماهنگ گردانند. سينگنيتزر23 و كومبز24 استدلال كردند كه روابط عمومي و ديپلماسي عمومي بسيار شبيه هم هستند. چون اهداف مشخصي را دنبال مي‌كنند و ابزارهاي مشابهي را به كار مي‌برند. آنها ديپلماسي عمومي را روشي تعريف كردند كه در آن دولت، افراد و گروه‌ها به طور مستقيم يا غير مستقيم گرايشات سياسي و عقايدي كه مستقيماً به تصميمات سياست خارجي يك دولت ديگر مربوط مي‌گردند را متأثر مي‌كنند. اين تعريف ابتكار مهمي است، چرا كه بازيگران جديدي را شناسايي كرده و تمايز ميان ديپلماسي عمومي و روابط عمومي را از ميان مي‌برد. اين تعريف چشم انداز روابط بين‌الملل را با اضافه كردن بازيگران غير دولتي و انعكاس وابستگي متقابل فزاينده‌ي بين همه‌ي بازيگران، باز تعريف مي‌كند.
در اين دوره مفاهيمي ديگر چون ديپلماسي عمومي نوين يا ديپلماسي فرهنگي در كنار ديپلماسي عمومي طرح گرديد. اما بايد اين نكته را در نظر داشت كه اصلاحاتي نظير ديپلماسي نوين، ديپلماسي عمومي و ديپلماسي رسانه‌اي بسيار مبهم و غير مشخص بوده و تعيين معاني دقيق آنها براي هر پژوهش علمي در اين حوزه ضروري به نظر مي‌آيد. ايتان گيلبوآ25 در تلاش براي ايجاد چارچوبي تحليلي براي ديپلماسي عمومي، بر اساس اهداف و روش‌ها ميان سه مفهوم ديپلماسي عمومي، ديپلماسي رسانه‌اي و ديپلماسي رسانه – كارگزار تمايز قايل مي‌شود. از نظر وي ديپلماسي عمومي فرآيندي است كه دولت و بازيگران غير دولتي رسانه و ديگر كانال‌هاي ارتباطي را براي متأثر كردن افكار عمومي در جوامع خارجي مورد استفاده قرار مي‌دهند و ديپلماسي رسانه‌اي فرآيندي است كه مقامات از رسانه براي ترويج و ارتقاء منافع ملي، مذاكرات و حل و فصل اختلافات استفاده مي‌كنند و ديپلماسي رسانه – كارگزار اشاره به شرايطي دارد كه ژورناليست‌ها بطور موقت نقش ديپلمات‌ها را به عهده گرفته و به عنوان ميانجي در مذاكرات بين المللي ايفاي نقش مي‌كنند.
هر چند تلاش‌هاي نظري بسياري براي تعريف مفهوم ديپلماسي عمومي صورت پذيرفته است اما به دلايلي كه به برخي از آنها اشاره شد، همچنان اين موضوع فاقد يك تعريف مورد اجماع از سوي محققين اين حوزه است. اما بر اساس نقاط مشترك ميان تعاريف موجود مي‌توان گفت كه با توجه به چهار مولفه‌ي طرح شده براي تمايز ميان صورت‌هاي مختلف اجراي سياست خارجي، ديپلماسي عمومي حد ميانه‌ي ديپلماسي رسمي و شيوه‌هاي نوين ديپلماسي است. نكته‌ي نخست اين است كه در ديپلماسي عمومي همانند ديپلماسي رسمي اهداف روشن است، با اين تفاوت اندك كه در اين جا به جاي مواردي كه به عنوان مصاديق اهداف براي ديپلماسي رسمي ذكر شد، هدف توجيه سياست يا سياست‌هايي نزد افكار عمومي، نخبگان يا تصميم گيرندگان كشور هدف و يا جلب حمايت براي آن، در ميان ‌آنها باشد. وانگ و چانگ26 نيز در بيان اهداف ديپلماسي عمومي دو هدف را براي آن تعيين كرده‌اند كه عبارتند از ايجاد حمايت براي سياست خارجي و ساختن فهم فرهنگي بهتر. دوم، اما نقطه‌ي مشترك ميان ديپلماسي رسمي و ديپلماسي عمومي موضوع مجريان است. مجري اصلي در ديپلماسي عمومي باز دولت‌ها هستند. هر چند برخي از نظريه پردازان تلاش كردند تا با قرار دادن مجريان غير دولتي براي ديپلماسي عمومي آن را امري فراتر از دولت‌ها تعريف كنند اما حضور دولت در تعيين اهداف و اجراي آنها در ديپلماسي عمومي چه در نظريه و چه در عمل به گونه‌اي پر رنگ قابل مشاهده است. 27
اما مهمترين عناصري كه شاخص تمايز ميان ديپلماسي رسمي و ديپلماسي عمومي است، دو مولفه‌ي ديگر يعني مخاطبان و روش‌هاست. مخاطبان در اين شيوه در نخستين مرحله افكار عمومي كشور هدف است. لفظ عمومي در واژه‌ي ديپلماسي عمومي خود نشان مي‌دهد كه حوزه‌ مورد نظر اين شيوه، گسترده‌اي عمومي در بخشي از جهان و حتي شامل مجموعه از كشورها در يك زمان باشد. آن چه موجب مي‌شود كه افكار عمومي مخاطب باشند، اين ايده است كه از كشور مجري ديپلماسي مي‌تواند با استفاده از فشار افكار عمومي بر رفتار خارجي كشور هدف اثر گذارد. نگاه از اين منظر است كه ديپلماسي عمومي را به صورت ارتباط دولتي با مردم يك كشور با هدف نفوذگذاري و تغيير تصوير كشور فرستنده در نزد آنها تعريف مي‌كند. در مرحله‌ي دوم مخاطبان ديپلماسي عمومي تصميم گيرندگان هستند چرا كه با استفاده از اين شيوه دولت مجري مي‌تواند به صورتي كاملاً غير رسمي آنها را از قصد و نيت خود آگاه كند. در نهايت با توجه به مولفه‌ي چهارم مي‌توان گفت كه شيوه‌ي كار و روش دستيابي به هدف در ديپلماسي عمومي نيز با توجه به مخاطب با ديپلماسي رسمي تفاوتي عمده دارد. روش‌ها عموماً مبتني بر فرآيندهاي ارتباط جمعي، آموزش مستقيم و غير مستقيم و روابط عمومي و روابط فرهنگي است. ديپلماسي عمومي شامل مجموعه راه‌هايي است كه به دولت‌ها اين اجازه را مي‌دهد تا با مخاطب قرار دادن يك مجموعه‌ي انساني و تحت تأثير قرار دادن آنها بتوانند به اهداف خود دست يابند.
2-3- ديپلماسي رسانه‌اي
شيوه‌ي ديگري كه فناوریهای نو به ويژه ارتباطات براي ديپلماسي به وجود آورده‌اند، به ديپلماسي رسانه‌اي28 شهرت يافته است. اين مفهوم به صورت عام به معناي به كارگيري رسانه‌ها براي تكميل و ارتقاي سياست خارجي است. جريان ارتباطات و اطلاعات همواره پايه و اساس ديپلماسي يك كشور را تشكيل داده‌اند. اكنون كه «جامعه اطلاعاتي» جايگزين جامعه صنعتي شده، ديپلماسي نيز تحولي عظيم يافته است. توسعه تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات ماهيت فعاليت‌هاي ديپلماتيك را دگرگون ساخته است و در آغاز هزاره سوم «ديپلماسي رسانه ا‌ي» به عنوان يكي از شاخه‌هاي اصلي فعاليت‌هاي دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي پديدار شده است. در فضاي نوين ديپلماتيك، شايد بيشترين تعامل ديپلماتيك را ديپلماتيك‌هاي مجهز به تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهاني داشته باشند. در ارتباط با دستگاه ديپلماسي، افكار عمومي گسترده‌اي جهاني داشته و مخاطبان جهاني را شامل مي‌شود. در اين نوع ديپلماسي افكار عمومي مردمان كشور يا كشورهاي ديگر مورد هدف و مخاطب سياست گذاري دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي هستند.
از ديپلماسي رسانه‌اي به عنوان نقش آفريني رسانه‌ها در فعاليت‌هاي ديپلماتيك ميان كشورها نيز ياد مي‌كنند و براي تشريح ابعاد ديپلماسي رسانه‌اي از واژه‌هاي ديگري چون ديپلماسي روزنامه‌اي، ديپلماسي راديو و تلويزيون، ديپلماسي ماهواره‌اي و ديپلماسي اينترنتي29 نيز بهره مي‌شود.30
ديپلماسي رسانه‌اي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مي‌يابد. نخست با استفاده از توان و مديريت سازمان‌هاي ديپلماتيك رسمي كشور و ديگر به صورت خودجوش و در راستاي سياست‌هاي كلان كشورها. در شيوه‌ نخست، دولت‌ها يا اقدام به تأسيس رسانه‌هاي ويژه ديپلماسي مي‌كنند و يا اينكه رسانه‌هاي موجود را به انجام اقداماتي در راستاي سياست‌هاي خارجي خود موظف مي‌كنند. تأسيس راديوها و شبكه‌هاي برون مرزي مانند VOA و BBC يا شبكه‌هايي چون العالم و Press TV را مي‌توان فعاليتي از نوعي نخست به شمار آورد. از سوي ديگر در اين چارچوب، برخي از دولت‌ها با استفاده از رسانه‌هاي مستقل از خود و توسط كنترل اطلاعات و اخباري كه به آنها ارائه مي‌گردد، به اهداف خود دست مي‌يابند. بنيان‌گذار اين شيوه از ديپلماسي رسانه‌اي يا به عبارت روشن‌تر هدايت رسانه‌ها در امر ديپلماسي كشور، ايالات متحده‌ي آمريكا در دوره‌ي رياست جمهوري وودرو ويسلون است. وي در هنگام ورود به جنگ جهاني نخست، كميته‌اي به نام كميته كريل را براي هماهنگي بين وزارت امور دفاع و امور خارجه با مطبوعات وقت تأسيس كرد. البته اوج بهره‌گيري شيوه نخست ديپلماسي رسانه‌اي به سال‌هاي پس از جنگ جهاني دوم باز مي‌گردد كه رقابت چند بعدي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع دیپلماسی عمومی، حقوق بین الملل، سیاست خارجی، دفاع مشروع Next Entries تحقیق رایگان با موضوع سفارتخانه، وزارت خارجه، فعال نمودن