تحقیق رایگان با موضوع حقوق و دستمزد، منابع سازمان، ارباب رجوع

دانلود پایان نامه ارشد

است. يخشي از اين توسعه از طريق کاربردهاي سيستم هاي اطلاعاتي تحت وب رو به گسترش است. جدول 13-3 وضعيت فعلي سيستم هاي اطلاعاتي سازمان را ترسيم مي کند. همانگونه که اين جدول نشان مي دهد؛ وجود بالغ بر 15 زير-سيستم متنوع که فاقد هرگونه پيوند و تبادل داده و اطلاعات با يکديگر مي باشند؛ از مشکلاتي است که سازمان با آن مواجه است. دسترسي و تحليل بلادرنگ اطلاعات، آناليز تاثير اعتبارات ملي و استاني بر شاخص هاي عمومي و اختصاصي ارزيابي عملکرد دستگاه، مشکلات موجود در زمينه تبين و تفسير ارتباط اسناد بلند-مدت سازمان و ميزان تحقق برنامه هاي تدوين شده؛ افزايش زماني فرآيندهاي خدماتي سازمان، وجود زنجيره تامين غير چابک و مشکلات پيوند در سطح داده/اطلاعات ما بين سازمان جهاد کشاورزي استان، مديريت جهاد کشاورزي شهرستان ها و در نهايت مراکز جهاد کشاورزي واقع در بخش ها يا روستاها (محل ارائه خدمت به ارباب رجوع) از مشکلات برجسته اي است ، که نياز به يک سيستم يکپارچه، بلادرنگ و جامع را دو چندان مي سازد. اگر چه برخي از مشکلات تبادل اطلاعات تا حدودي با ساماندهي شبکه هاي داخلي جهاد نت، برطرف شده؛ منتهي وجود يک سيستم يکپارچه اطلاعاتي – و نه صرفاً يک شبکه ي ارتباطي و تبادل اطلاعات داخلي- با ويژگي پيوند اسناد بالادستي، اهداف بلند-مدت سازمان، برنامه ها و در نهايت فرآيند مديريت عملکرد از خلأهايي است که ترسيم کننده جايگاه سيستم هاي منابع سازماني در چنين موقعيت هايي است.
در تحقيق حاضر تلاش است با تکيه بر نظرات افراد خبره اين سازمان؛ وضعيت آمادگي پياده سازي ERP مورد ارزيابي قرار گرفته و بسته به شرايط آن بسته هاي آماده سازي سازمان مورد بحث قرار گيرند. اين بسته ها مشتمل بر استراتژي هايي است که با تکيه بر چارچوب پيشنهادي پايان نامه حاضر، دست يافتني خواهد بود.

رديف
عنوان سيستم
ويژگي ها 115
نوع سيستم116
1
مکاتبات اداري (اتوماسيون)
Uw, Mu , Sql , winxp-7
عمومي
2
نهاده ها
Su , db , winxp-7, Ms-Dos
اختصاصي
3
حفظ نباتات
(قرنطينه گياهي)
Su , Sql , winxp-7
اختصاصي
4
صدور مجوزها و پروانه ها
Su , Sql , winxp-7
اختصاصي
5
سيستم اطلاعات دامپروري
نرم افزار FOSS
Su , db , winxp-7, Ms-Dos
اختصاصي
6
سيستم اطلاعات دامپروري
نرم افزار SP
Su , db , winxp-7, Ms-Dos
اختصاصي
7
سيستم اطلاعات دامپروري
نرم افزار GOOCH
Su , db , winxp-7, Ms-Dos
اختصاصي
8
سيستم اطلاعات دامپروري
نرم افزار MILK
Su , db , winxp-7, Ms-Dos
اختصاصي
9
بهره برداران بخش کشاورزي
Mu , Sql , winxp-7
اختصاصي
10
تظيم و رسيدگي به حساب ها و اسناد مالي
Mu , Fp , winxp-7, Ms-Dos
عمومي
11
حقوق و دستمزد
Mu , Fp , winxp-7, Ms-Dos
عمومي
12
اعتبارات مالي
Mu , Fp , winxp-7, Ms-Dos
عمومي
13
منابع انساني
Mu , Fp , Sql
عمومي
14
سامانه امور سرمايه گذاري
(تسهيلات بانكي طرح هاي زود بازده)
Uw, Mu , Sql , winxp-7
مشترک
15
سامانه امور ارارضي
Uw, Mu , Sql , winxp-7
مشترک
جدول 13-3) وضعيت سيستم هاي اطلاعاتي موجود سازمان

شکل 2-3) نمودار تشکيلاتي سازمان جهاد کشاورزي مورد مطالعه

4-3) روش هاي تجزيه و تحليل اطلاعات
محاسبات و تجزيه و تحليل صورت گرفته در اين تحقيق، شامل انجام يکسري محاسبات نرم است. اين محاسبات در ارتباط با مدل طبقه بندي، تحليل شکاف (وضعيت مطلوب و موجود) و احصاء ماتريس ارزيابي بوده و ناظر به کاربردهاي منطق و رياضيات فازي است. در ذيل به ارائه تعاريف و مباني رياضيات فازي خواهيم پرداخت. علاوه بر اين، در بخش هايي از اين تحقيق از روش هاي همبستگي پيرسون و اسپيرمن استفاده شده است که در ادامه مباحث فازي به آن اشاره خواهد شد.

1-4-3) رياضيات مجموعه هاي فازي
وقتي در سال 1965 پروفسور لطفي عسگرزاده، استاد ايراني الاصل دانشگاه کاليفرنيا برکلي اوين مقاله خود را در زمينه فازي تحت عنوان “مجموعه ي فازي” منتشر کرد، هيچ کس نمي توانست باور کند که اين مقاله جرقه ي اوليه از پرتو يک جهان بيني جديد در عرصه رياضيات و علوم و اولين گام در معرفي بينشي نو و واقع گرايانه از جهان، در چارچوب مفاهيمي کاملاً بديع، اما بسيار سازگار با طبيعت انسان باشد. اگر چه تا چند دهه پيش موضوع منطق فازي و بنيانگذار آن با مخالفت آشکار و سخت جمع کثيري از دانشمندان، رياضيدانان و مهندسين روبرو بود، اما با پيدايش کاربردهاي عملي آن در طي چند دهه اخير، پذيرش اين منطق را بعنوان رويکردي جديد، هموارتر مي ساخت.
مجموعه هاي فازي تعميم يافته مجموعه هاي قطعي است. در نظريه مجموعه هاي قطعي؛ اشياء متعلق به يک مجموعه اعضاء قطعي آن محسوب مي شدند. بعنوان مثال مجموعه اعداد طبيعي کوچکتر از 5 را در نظر بگيريد؛ اين مجموعه شامل اعدا 1 تا 4 مي باشد. حال به مثال دوم در اين زمينه توجه نماييد: مجموعه اعداد حقيقي نزديک به 100 . مجموعه او بر خلاف مجموعه دوم تعريف صريحي دارد. بعبارتي اعدا يا عضو اين مجموعه هستند يا نيستند. ارزش گذاري استنتاجات نيز مبتني بر همين نوع عضويت به صورت {1 و 0} مي باشد. ويژگي “نزديکي اعداد حقيقي” در مثال دوم را در نظر بگيريد. اين ويژگي بر خلاف ويژگي “کوچک تر از 1 بودن” در مثال اول؛ ويژگي روشن و مشخصي نيست. به چنين تعاريفي اصطلاحاً تعاريف “غير خوش تعريف” اطلاق مي شود. بسياري از پديده هاي اطراف ما از اين نوع تعريف پيروي مي کنند. مجموعه اعداد معرِف وجود تب در بدن انسان را در نظر بگيريد. آيا تعريف اعداد بزرگتر از 36 بعنوان مجموعه دماي معرف تب، تعريف دقيق و جامعي است. مسلماً خير. طبق اين تعريف ممکن است بيماري با درجه دماي 9/36 درجه به پزشک مراجعه کند و از برخي استنتاجات پزشکي و درماني محروم شود! در چنين موقعيت هايي است که نيازمند تعريف نوع جديدي از عضويت يک شيء / فرد به يک مجموعه هستيم. اين نوع عضويت برخلاف عضويت مجموعه هاي قطعي که داراي ارزش گذاري {1 و 0} بود، طيف پيوسته اي از ارزش گذاري را مورد کاربرد قرار مي دهد. اين طيف بيانگر ميزان تعلق هر يک از اعضاء به مجموعه مورد نظر مي باشد. اين ميزان تعلق درقالب مفهوم “تابع عضويت117” توصيف مي گردد. اين تابع ميزان تعلق هر عضو را نمايش مي دهد. مثال مجموعه ي افراد قد بلند را در نظر بگيريد. فرض کنيد تعريف ما از افراد قد بلند افراد بالاي 180 سانتي متر باشد. به شکل 3-3 توجه نماييد.

الف

ب
شکل الف-3-3) تعريف مجموعه افراد قد بلند بصورت مجموعه قطعي
شکل ب-3-3) تعريف مجموعه افراد قد بلند بصورت مجموعه فازي

در مجموعه قطعي الف، فردي با اندازه قد 9/179 سانتي متر بعنوان فردي قد بلند محسوب نمي شود. در حالي که در مجموعه فازي ( مجموعه ب)، چنين فردي ممکن است با درجه عضويت 9/0 متعلق به جامعه افراد بلند قد و با درجه عضويت 1/0 متعلق به مجموعه افراد داراي قد متوسط است. بنابراين با توجه به توضيحاتي که ارائه شد، در نظريه مجموعه هاي فازي، عضويت هر عضو در بازه ]1و0[ درجه بندي مي شود و هر عضو به همراه درجه عضويت خود در قالب يک زوج مرتب (x , µ(x) ) بيان مي گردد؛ و از اين رو يک مجموعه فازي متشکل از يکسري زوج مرتب است.
اعداد فازي يک تعميم طبيعي براي اعداد معمولي مي باشند. يک عدد معمولي مانند a را مي توان با تابع عضويت زير نشان داد:
شکل الف-4-3 عدد معمولي a و شکل ب-4-3 عدد فازي را نمايش مي دهد.

الف

ب
شکل الف-4-3) – نمايش عدد معمولي a
شکل ب-4-3) – نمايش عدد فازي b

اعداد فازي داراي فرم هاي مختلفي هستند. متعارف ترين فرم اين اعداد فرم مثلثي است. اعداد فازي مثلثي سه مولفه اي بوده و شبيه آن چه که در شکل ب-4-3 نمايش داده شده، مي باشند. با توجه به محاسبات تحقيق حاضر، مبناي توضيحاتي که در اين بخش ارائه مي شود مبتني بر اين نوع از اعداد فازي مي باشد. اعداد فازي مثلثي به شکل زير نمايش داده مي شوند:

اعداد l , m , u همگي اعدادي قطعي118 هستند. مؤلفه هاي عدد فازي از شرط a1فرض کنيد و دو عدد فازي مثلثي باشند که به ترتيب داراي پارامترهاي و باشند ، عمليات اصلي چهارگانه بر روي اين دو متغير عيارتند از:

براي احتساب ميانگينِ مجموعه اي از اعداد فازي کافي است مولفه هاي نظير به نظير اين اعداد جمع و ميانگين آن ها محاسبه شود. خروجي عمليات ميانگين بر روي اعداد فازي- بسته به نوع اعداد فازي جمع شده- يک بردار خواهد بود. توجه شود که شرط تجميع و ميانگين گيري روي اين اعداد هم نوع بودن آن هاست.
در تحقيق حاضر از ضرب و ميانگين گيري فازي استفاده شده است. معادله 6 نمايش دهنده رابطه ميانگين گيري اعداد فازي اظهار شده توسط چندين خبره است. اين اعداد ممکن است برگرفته از اظهار نظرهاي مختلف افراد خبره پيرامون يک موضوع باشد و يا اين که ارزيابي قضاوتي سازمان در خصوص يک گزينه از چندين شاخص باشد. اين بخش از تصميم گيري ها موسوم به تصميم گيري هاي چند معياره119 است معادله 6 نحوه محاسبه j امين مولفه بردار ميانگين را نشان مي دهد. اين محاسبه مبتني بر فرآيند تجميع و ميانگين گيري مطابق با نظرات n نفر تصميم ساز خبره است. با توجه به اين که حوزه بحث ما در اين جا اعداد فازي مثلثي هستند؛ حداکثر مقداري که j مي تواند اختيار کند برابر 3 مي باشد.

در ادامه با توجه به فرم محاسبات تحقيق حاضر؛ به ارائه چهار تعريف در حوزه مجوعه هاي فازي بسنده مي کنيم. فرض کنيد و دو مجموعه فازي باشند. براي اين دو مجموعه خواهيم داشت:
ارتفاع مجموعه A: بزرگترين درجه عضويت متعلق به اعضاء مجموعه را ارتفاع آن مجموعه مي نامند. در صورتي که اين ارتفاع برابر با 1 باشد، مجموعه فازي، نرمال هم هست.
– برش: مجموعه ي فازي را در نظر بگيريد. – برش عبارت از مجموعه اي قطعي است که شامل تمام عناصري x اي است که درجه عضويتشان بزرگتر يا مساوي مقدار معين است. اين مجموعه را با نمايش مي دهند.
(7)

در صورتي که علامت مساوي از نامعادله فوق حذف شود، – برش را قوي و در غير اين صورت آن را برش ضعيف مي ناميم.
اجتماع فازي: درجه عضويت هر عنصر x در اجتماع دو مجموعه ي فازي و عبارت است از:
(8)

اشتراک فازي: درجه عضويت هر عنصر x در اشتراک دو مجموعه ي فازي و عبارت است از:

اجتماع فازي از نظر منطقي معادل با عملگر OR و اشتراک فازي معادل با عملگر AND است.
با توجه به جايگاهي که اعداد فازي در ارزيابي هاي فازي دارند، نياز به تعريف و تخصيص اين اعداد براي واژگان قضاوتي خود داريم. اين واژگان را اصطلاحا “متغيرهاي زباني120” و فرآيند تخصيص اعداد فازي به واژگان زباني را “فازي سازي121” مي نامند. در تحقيقات فازي بويژه در حوزه تصميم گيري هاي چند نفره معمولا از متغيرهاي زباني خود-ساخته استفاده مي شود. بعنوان نمونه در مطالعه خن و هوانگ (1992)، از اعداد فازي زير جهت ارزيابي ها استفاده شده است. اين متغيرها داراي 5-مقياس زير هستند و همگي نرمال محسوب مي شوند.

Very Low (VL) = (0.00, 0.00, 0.25)
Low (L) = (0.00, 0.25, 0.50)
Medium (M) = (0.25, 0.50, 0.75)
High (H) = (0.50, 0.75, 1.00)
Very High (VH) = (0.75, 1.00, 1.00)

در اين تحقيق، طيف ليکرت فازي سازي شده و در قالب متغيرهاي زير تعريف مي گردد. شکل 5-3 نمودار تابع عضويت فازي سازي طيف پاسخگويي را نمايش مي دهد.

Very Low (VL) = (1, 1.6667, 2.333)
Low (L) = (1.666, 2.333, 3)
Medium (M) = (2.333, 3, 3.6667)
High (H) = ( 3, 3.6667, 4.333)
Very High (VH) = (3.6667, 4.333, 5)

شکل 5-3) تابع عضويت مقادير ليکرت استفاده شده در تحقيق

مطابق با روش تحقيق پايان نامه حاضر، ابتدا وضعيت مطلوب، اوزان فازي (اهميت)، وضعيت موجود و شکاف نواحي هر يک از عوامل حياتي موفقيت با استفاده از معادله شماره 6 محاسبه مي شود. اين مجموعه عمليات به تفکيک هر مؤلفه ي مدل طبقه بندي ارائه شده در 6-3 محاسبه مي شود. در ادامه با تجميع نتايج و تحليل شکاف کلي و ناحيه اي، خروجي هاي مورد نظر مدل منتج مي شود. بنابراين محاسبات فازي مدل تحقيق شامل اين مراحل است:

* الف) تعيين وضعيت مطلوب هر CSF
در اين مرحله مطابق با نظرسنجي صورت گرفته از افراد خبره سازمان و کسب و کار ERP؛ جايگاه هر عامل حياتي موفقيت در پياده سازي موفق ERP ارزيابي مي شود. بردار vIi با تکيه بر معادله ميانگين گيري (معادله شماره 6) تعيين مي شود. با قطعي سازي مقادير فازي بدست آمده براي هر عامل، عواملي که بطور فاحش نسبت به ساير عوامل کم اهميت تر هستند، از ارزيابي کنار گذاشته مي شوند. روش هاي قطعي سازي مقادير فازي در انتهاي اين بخش تشريح شده است.
سطح مطلوبيت هر عامل شاخصي مفيد جهت ارزيابي اهميت کلي عامل نيز مي باشد. بعبارت ديگر، عواملي که داراي سطح مطلوبيت بالاتري هستند از اهميت بيشتري نيز در پروژه پياده سازي برخوردار هستند. بنابراين با توجه به سطح مطلوبيت؛ اهميت کلي هر عامل که نسبتي از سطح مطلوبيت عامل به مجموع مطلوبيت هاست؛ محاسبه و تعيين مي شود. از اين اهميت تعبير به “ضريب اهميت کلي” عامل مي کنيم و با wfi نمايش مي دهيم.

* ب) اکتساب وضعيت تعلق هر CSF در مدل ارائه شده (ماتريس6 سلولي)

تاکتيکي
wi2.
راهبردي
wi1.
CSF i
i=1, 2,…, 22

wijk : w111
فني
wi.1

سازماني
wi.2
w123

کسب و کار
wi.3
شکل 6-3) ميزان تعلق i امين عامل حياتي موفقيت به نواحي ششگانه ماتريس ارزيابي (بعنوان نمونه عامل اول i=1 را در نظر بگيريد)

در ابتدا با توجه به وضعيت تعلق ارزيابي شده هر عامل در هر يک از ابعاد منفرد مدل، ميزان تعلق هر CSF به محورهاي پنج گانه مدل را محاسبه مي کنيم. از ميزان تعلق عنوان شده تحت عنوان وزن/اهميت عامل در هر جزء مدل ياد مي کنيم. از آن جا که براي ارزيابي وضعيت هر عامل نيازمند تعيين وزن دقيق wijk هستيم از حاصلضرب وزن هاي حاشيه اي هر دو محور، وزن ناحيه اي (سلول محل تقاطع) را محاسبه مي کنيم.

اين اوزان تبيين کننده ميزان اهميت هر عامل در هر ناحيه هستند. از تقسيم وزن ناحيه اي هر عامل به مجموع اوزان آن عامل در مدل (مجموع اوزان نواحي ششگانه) وزن نسبي عامل در يک ناحيه محاسبه مي شود.

وزن نسبي ذکر شده در بالا شاخصي از اهميت ناحيه اي يک عامل است و به شکل زير محاسبه مي شود. در اين تحقيق از اين وزن نسبي تعبر به “ضريب اهميت ناحيه اي” مي کنيم.

* ج) اکتساب وضعيت موجود هر CSF
در اين مرحله وضعيت موجود هر عامل حياتي موفقيت در سازمان مورد ارزيابي قرار مي گيرد. بردار vR i با تکيه بر معادله ميانگين گيري (معادله شماره 6) تعيين مي شود. با کسر وضعيت موجود از وضعيت مطلوب مي توان شکاف کلي يک عامل را محاسبه کرد.

Gapi= vIi – vRi (12)

* د) تعيين ميزان انحراف سازمان براي هر CSFدر هر ناحيه
در اين مرحله مطابق با نظرات افراد خبره در خصوص شدت شکاف هر عامل در هر ناحيه؛ وضعيت شکاف ناحيه اي عوامل مختلف ارزيابي مي شوند. با توجه به فرمول وزن نسبي، وزن شکاف يک عامل در يک ناحيه با مجموع اوزان شکاف يک عامل در نواحي ششگانه مدل مقايسه مي شود و از نسبت اين دو “ضريب شکاف ناحيه اي” عامل محاسبه مي شود. اين ضريب مشابه ضريب اهميت ناحيه اي از طريق معادله 11 (منتهي براي شکاف) محاسبه شده و با نمايش داده مي شود. از ضرب اين ضريب در شکاف کلي يک عامل شکاف ناحيه اي هر عامل محاسبه مي شود.

dvijk = * Gapi (13)

شکاف ناحيه اي هر عامل ميزان انحراف هر CSF در هر ناحيه از مدل ارزيابي را نشان مي دهد.

* ه) تعيين نواحي بحراني
براي انتخاب سبد راهبردهاي آماده سازي سازمان ناگزيريم درجه بحراني بودن هر ناحيه را مشخص کنيم و سپس در نواحي بحراني عوامل حياتي داراي انحراف و اهميت زياد را شناسايي کنيم. براي تعيين شکاف کلي يک ناحيه، ميزان شکاف يا انحراف عوامل مختلف در آن ناحيه را تجميع مي کنيم. سپس با توجه به مقدار شکاف نواحي ششگانه؛ ارزيابي مي کنيم که بيشترين شکاف مربوط به کدام ناحيه مي شود.

* و) انتخاب سبد راهبردهاي آماده سازي سازمان
پس از شناسايي نواحي بحراني، لازم است تا عوامل حياتي موفقيتي که داراي اهميت و شکاف زيادي در آن نواحي هستند؛ بعنوان عوامل موثر در سبد راهکارهاي آماده سازي سازمان منظور شوند. شاخص انتخاب عوامل حياتي تاثيرگذار بر آماده سازي سازمان شکاف وزني عوامل درون يک ناحيه است. شکاف وزني عوامل مختلف يک ناحيه از رابطه 15 محاسبه مي شود.

بعبارت بهتر شکاف وزني حاصل از تاثيرگذاري ضريب اهميت کلي و ناحيه اي عامل بر شکاف ناحيه اي آن عامل است.
موضوعي که در انتهاي اين بخش، پرداختن به آن ضروري است بحث “قطعي سازي122” مقادير فازي است. قطعي سازي رويه اي است که اجازه مي دهد تا توزيع امکان يک مجموعه فازي (حاصل از يکسري عمليات جبري و عملگرها) به روش کمّي امکان پذير شود. با توجه به اين که خروجي هر سلول از ماتريس نهايي ارزيابي بصورت يک بردار مي باشد، نياز به تکنيک هايي است که اين بردار سه مؤلفه اي را تبديل به يک عدد “قطعي” نمايد. تکنيک هاي مختلفي در باب ديفازيفيکيت کردن قواعد فازي مطرح شده است که براي تبديل و قطعي سازي خروجي (هاي) فازيِ يک سيستم خبره، مجموعه هاي فازي و در نهايت اعداد فازي به يک مقدار صريح کاربرد دارند. برخي از اين تکنيک ها عبارتند از: مرکز جرم، ميانگين بيشينه، کمترين بيشينه، بيشترين بيشينه و مرکزبيشينه.
روش مرکز جرم123 متعارف ترين و رايج ترينِ روش هاي قطعي سازي است. اين روش مرکز ناحيه زير منحني فازي را بعنوان خروجي صريح تعيين مي کند. اين روش معادل با ميانگين گيري از مؤلفه هاي يک عدد فازي است. روش ميانگين بيشينه124 بيشينه ترين نقطه منحني را بعنوان خروجي تعيين مي کند. در واقع اين روش نقطه اي را بعنوان خروجي معرفي مي کند که داراي بيشترين درجه عضويت باشد. درصورتي که نقطه بيشينه منحصر بفرد نبود (مثلا در نمودارهاي ? شکل)، ميانگين بازه/ فاصله نقاط بيشينه بعنوان خروجي صريح محاسبه خواهد شد. البته روش هايي نيز وجود دارند که نقاط متناظر با کمترين و بيشترين درجه عضويت را بعنوان خروجي صريح تعيين مي کنند. اين روش ها بترتيب کوچکترين بيشينه125 و بزرگترين بيشينه126 نام دارد. در روش مرکز بيشينه127 ، مرکز بيشينه هاي موجود در نمودار فازي شناسايي و ميانگين اعداد حاصل از اين مراکز احصاء شده بعنوان خروجي صريح تعيين مي شود. شکل 7-3 مقايسه نموداري سه روش مهم قطعي سازي را نمايش مي دهد.
مطابق با روش هاي متعارف تحقيقات صورت گرفته (خِن و ونگ، 2009؛ سان و لين، 2009؛ سبکي، 2009 و سان، 2010) در حوزه ارزيابي و تصميم گيري هاي چند نفره (و در برخي موارد تصميم گيري هاي چند معياره)؛ در اين تحقيق از روش مرکز جرم (ميانگين گيري) و بزرگترين بيشينه استفاده شده است.

شکل 7-3) مقايسه تصويري روش هاي تصريح سازي COA ، MoM و COM

2-4-3) آزمون همبستگي ها
بخشي از تحليل هاي فرعي اين پايان نامه (همچون ارزيابي پايايي ها) مبتني بر کاربردهاي همبستگي است. ضريب همبستگي شدت و نوع رابطه ي خطي بين دو متغير را بيان مي کند. اين ضريب کميتي است بين 1 و 1- و نشان مي دهد که آيا رابطه ي موجود ميان دو متغير ، مثبت، منفي و يا خنثي است. مجذور اين ارتباط که از آن تعبير به ضريب تعيين مي شود، نشان مي دهد که چند درصد از تغييرات متغير y ناشي از تغييرات متغير x است. فرم رايج همبستگي پيرسون و اسپيرمن بترتيب در معادلات 16 و 17 نمايش داده شده است. همبستگي پيرسون در مسائلي که جنس متغيرها کمّي و مقياس آن ها پيوسته باشد، کاربرد دارد. همبستگي اسپيرمن نيز براي محاسبه همبستگي در مسائلي که جنس دو متغير از نوع ترتيبي (و يا رتبه اي) باشند، مفيد خواهد بود d در معادله 17، تفاضل رتبه ها يا مقايسات زوجي دو نمونه گيري از يک جامعه (نمونه هاي ترتيبي يا رتبه اي) است.

همان طور که پيشتر نيز اشاره شد، در ارزيابي پايايي بازآزمون پرسشنامه هاي اين تحقيق از همبستگي اسپيرمن استفاده شده است. دليل اين کاربرد ترتيبي بودن مقياس متغيرهاي پرسشنامه هاي تحقيق است که در قالب طيف ليکرت ارزيابي مي شود. در بخش مربوط به تحليل وضعيت مطلوب عوامل حياتي موفقيت، از همبستگي پيرسون استفاده شده است. با استفاده از رابطه 15 سعي شده همبستگي بين ميانگين نظرات افراد خبره صنعت ERP و ميانگين نظرات افراد خبره سازمان محاسبه شود. دليل تحليل اخير اين است که آيا اصولا بين نظرات افراد خبره صنعت ERP و افراد خبره سازمان، تفاوتي وجود دارد؟ و آيا اين تفاوت ما را بر آن مي دارد تا بين تعداد فرد نمونه گيري شده اين دو حوزه (5 نفر خبره صنعت ERP و 17 نفر خبره سازمان) تمايزي قائل شويم يا خير؟ علاوه بر اين سعي شده تا از نظر آماري، آزمون فرض تساوي همبستگي ها مورد تحليل قرار گيرد. اين آزمون کمک مي کند تا با قطعيت تبعيت رفتاري دو متغير را مورد تاييد قرار دهيم يا اين که حکم به تفاوت همبستگي دو متغير دهيم.
نمودار جعبه اي روش ديگر آماري اي است که در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته است. اين روش 5/1 برابر فاصله چارک اول و سوم را تعيين مي کند. در صورتي که يک رکورد خارج از اين بازه قرار داشته باشد، بعنوان داده ي پَرت محسوب و از تحليل هاي بعدي حذف مي شود. کاربرد اين روش در اين تحقيق، به مرحله تعيين وضعيت مطلوب باز مي گردد که درصدد احتساب عواملي هستيم که در مقايسه با ساير عوامل، کمترين تاثير را در پياده سازي ERP در بافت سازمان هاي خدماتي دولتي دارند.

فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها

تجزيه و تحليل داده ها

1-4) مقدمه
اين فصل، روش هاي رياضياتي و آماري مورد اشاره در فصل قبل را مورد کاربرد قرار داده و ضمن تجزيه و تحليل اطلاعات سعي دارد از کاربست مفاهيم اشاره شده؛ خروجي هاي مورد نظر اين تحقيق را احصاء نمايد.

2-4) تعيين عوامل حياتي موثر بر پياده سازي ERP :
جدول 1-4 مجموعه عوامل حياتي موفقيت پياده سازي ERP که با اکتساب از پيشينه تحقيقات جمع آوري شده است؛ را نمايش مي دهد. در اين تحقيق مطابق با چارچوب ارائه شده در فصل دوم؛ ابتدا سعي شد تا از مطابق با بافت و ويژگي هاي سازمان هاي خدماتي دولتي وضعيت مطلوب هر يک از عوامل حياتي موفقيت مورد بررسي قرار گيرد. سطح وضعيت مطلوب هر عامل، مبين ميزان مطرح بودن آن عامل بعنوان يک عامل مهم و اثرگذار در موفقيت پياده سازي ERP است و از آن تعبير به وزن و اهميت کلي عامل مي نماييم.

عوامل حياتي موفقيت
پياده سازي ERP
1. تعهد و حمايت مديريت ارشد
12. مديريت فرهنگ (براي تغيير)

2. تدوين طرح کسب و کار
13. ارتباطات برون سازماني و درون سازماني

3. تدوين راهبرد پياده سازي
14. سيستم هاي قديمي موجود

4. مديريت پروژه
15. مديريت کيفيت اطلاعات

5. ترکيب و تيم پياده سازي پروژه
16. مشخصات سازمان

6. قهرمانان پروژه
17. آموزش و کارآموزي

7. کميته راهبري
18. نظارت، بازخور و ارزيابي عملکرد

8. انتخاب سيستم متناسب و سفارشي سازي سيستم
19. توسعه، تست و اشکال يابي نرم افزار

9. بازمهندسي فرآيندهاي کسب و کار
20. انتخاب عرضه کننده مناسب ERP

10. مديريت عوامل نگرشي کارکنان
21. انتخاب مشاور مناسب

11. مشارکت کارکنان
22. مديريت زنجيره تامين
جدول 1-4 ) ليست عوامل حياتي موفقيت شناسايي شده
همان طور که در فصل دوم اشاره شد؛ ارزيابي اهميت/وزن هر يک از عوامل حياتي موفقيت؛ با فازي سازي طيف ليکرت و در قالب متغيرهاي زباني، ارزيابي و سپس با اعداد فازي جدول 2-4 معادلسازي مي شوند. اين اعداد برگرفته از نگاشت متقارن فازي مثلثي از طيف ليکرت است.

Fuzzy Value
Lingual Variable
(1, 1.666, 2.333)
Very Low(VL)
(1.666, 2.333, 3)
Low (L)
(2.333, 3, 3.666)
Medium (M)
(3, 3.666, 4.333)
High (H)
(3.666, 4.333, 5)
Very High (VH)
جدول 2-4 ) متغيرهاي زباني و معادل فازي آن ها

اين مرحله از تحقيق، مبتني بر ارزيابي اهميت هر يک از CSFها در پروژه پياده سازي يک سيستم ERP در سازمان هاي خدماتي دولتي است. از آن جا که تعداد افراد خبره مورد مصاحبه قرار گرفته، در اين مرحله از تحقيق متشکل از 17 خبره سازماني و 5 خبره صنعت ERP بود؛ سعي شد تا در قالب تعيين همبستگي نظرات اين دو دسته از افراد خبره، ميزان هماهنگي نظرات اعلام شده مورد بررسي قرار گرفته و در صورت نياز نسبت به بهسازي نمونه گيري انجام شده، اقدام شود.
همان گونه که نتايج اين تحليل در جدول 3-4 نمايش داده شده است؛ اين تحليل نشان داد ميان نظرات افراد خبره سازمان و افراد خبره صنعت ERP بالغ بر 92 % همبستگي (همبستگي نوع پيرسون) وجود دارد و در سطح 01/0 ، اين همبستگي معنادار است.
Correlations

organizational_experts_ideas
Business_experts_ideas

Pearson Correlation
1
.922**

Sig. (2-tailed)

.000

N
22
22
**. Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
جدول 3-4 ) مقايسه همبستگي پيرسون نظرات افراد خبره سازمان و صنعت ERP

جدول 4-4 نتايج ارزيابي افراد خبره از وضعيت مطلوب هر يک از CSF ها را نمايش مي دهد. توجه شود در ادامه، مطابق با جدول 2-4 ، مقادير فازي با متغيرهاي زباني جدول 4-4 جايگزين و قطعي سازي شده اند. قطعي سازي اعداد فازي، مطابق با روش اعلام شده در فصل سوم بر اساس ميانگين گيري سه مؤلفه اعداد مثلثي فازي (روش رايج در تصميم گيري هاي مبتني بر چند تصميم-گيرنده128 ) محاسبه و نتايج آن مشخص گرديد. نمودار 1-4 وضعيت مطلوب هر يک از عوامل حياتي موفقيت را نمايش مي دهد.

CSF_no
Expert 1
Expert 2
Expert 3
Expert 4
Expert 5
Expert 6
Expert 7
Expert 8
Expert 9
Expert 10
Expert 11
Expert 12
Expert 13
Expert 14
Expert 15
Expert 16
Expert 17
Expert 18
Expert 19
Expert 20
Expert 21
Expert 22
CSF 1
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
H
H
H
CSF 2
M
H
M
M
M
H
M
H
M
M
H
M
M
H
H
M
M
M
H
H
M
M
CSF 3
L
M
L
L
L
M
H
L
H
M
H
L
L
M
M
M
L
L
M
M
M
H
CSF 4
H
H
H
H
H
H
VH
H
VH
VH
H
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
H
H
VH
H
CSF 5
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
H
H
H
VH
VH
H
H
H
VH
VH
VH
H
H
H
CSF 6
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
M
H
H
M
H
H
VH
VH
VH
H
H
VH
H
VH
H
CSF 7
M
H
M
M
H
H
H
M
M
H
M
H
H
H
M
M
H
VH
M
M
M
M
CSF 8
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
VH
VH
VH
VH
H
H
H
VH
H
VH
VH
VH
CSF 9
H
M
H
M
H
H
H
VH
H
VH
VH
H
H
VH
H
M
M
H
H
H
H
H
CSF 10
H
H
H
H
H
H
M
H
M
H
M
H
H
H
M
H
H
H
M
H
M
H
CSF 11
H
VH
H
VH
VH
VH
M
H
M
H
M
VH
H
H
H
VH
VH
H
H
H
H
H
CSF 12
H
H
H
H
H
H
H
H
H
VH
H
H
H
H
VH
VH
H
H
H
H
H
H
CSF 13
H
H
H
H
H
H
H
VH
VH
H
H
H
H
M
H
H
M
H
H
H
VH
H
CSF 14
M
M
L
M
M
M
M
L
M
M
M
M
L
L
L
L
L
L
L
L
L
L
CSF 15
L
VL
VL
VL
VL
VL
M
M
M
H
M
M
M
M
L
VL
L
M
M
VL
VL
M
CSF 16
VH
H
VH
H
VH
H
M
H
H
VH
M
H
M
M
M
M
M
VH
H
M
M
M
CSF 17
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
VH
H
H
VH
VH
H
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
CSF 18
M
H
H
H
H
H
H
M
M
H
M
H
H
H
H
H
M
M
H
H
VH
H
CSF 19
VH
VH
VH
H
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
VH
H
H
VH
VH
H
H
VH
VH
VH
H
CSF 20
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
H
VH
H
VH
VH
VH
VH
CSF 21
VH
VH
H
H
VH
VH
VH
H
H
VH
H
H
H
H
H
VH
VH
H
H
VH
VH
H
CSF 22
M
H
H
H
H
H
VH
H
H
H
M
H
H
H
M
H
M
VH
H
VH
VH
H
جدول 4-4 ) تعيين وضعيت مطلوب هر يک از عوامل حياتي موفقيت براي پياده سازي ERPدر سازمان هاي خدماتيِ دولتي – مقادير vIi

نمودار 1-4 ) مقايسه وضعيت مطلوب عوامل حياتي موفقيت (عوامل موثر بر پياده سازي موفق يک سيستم ERP در سازمان هاي خدماتي دولتي)
بر اساس مقادير قطعي سازي شده

از آن جا که در اين بخش از تحقيق، سعي داريم عوامل موثر بر پياده سازي ERP در سازمان هاي خدماتي دولتي را شناسايي کنيم اقدام به ترسيم نمودار جعبه اي مقادير قطعي شده مربوط به وضعيت مطلوب هر يک از CSF ها مي نمائيم. اين نمودار به ما کمک مي کند تا آن دسته از عواملي که در مقايسه با ساير عوامل، در پياده سازي ERP بسيار کم اهميت تر هستند؛ را متمايز کنيم. بعبارتي اين عوامل که خارج (کوچکتر) از 5/1 برابر فاصله چارک اول و سوم قرار مي گيرند؛ بعنوان کم اهميت ترين عوامل موثر در چرخه حيات پياده سازي ERP در سازمان هاي خدماتي دولتي منظور شده و از مراحل بعدي فرآيند ارزيابي کنار گذاشته مي شوند (نمودار 2-4) .

نمودار 2-4 ) نمودار جعبه اي وضعيت مطلوب عوامل حياتي موفقيت
(حذف عوامل حياتي موفقيت کم اهميت)

همان گونه که در نمودار شکل 2-4 مي توان مشاهده کرد، عوامل 14 و 15 (سيستم هاي قديمي موجود و مديريت کيفيت اطلاعات) از کمترين اهميت در پياده سازي ERP در سازمان هاي خدماتي دولتي برخوردار بوده و بعنوان عوامل پَرت از ارزيابي در ساير مراحل اين چارچوب حذف مي شوند. اين نتايج هماهنگ با نمودار 1-4 مي باشد. در ادامه با توجه به نسبت مطلوبيت هر يک از عوامل (بعنوان شاخص اهميت عامل در فرآيند پياده سازي) به مجموع مطلوبيت ها؛ اهميت نسبي هر يک از عوامل را محاسبه و از آن تعبير به ضريب اهميت کلي عامل مي کنيم. جدول 5-4 اين ضرايب را براي هر يک از CSF ها نشان مي دهد. توجه شود که اين محاسبات مبتني بر تقسيم مطلوبيت فازي هر عامل به مجموع مطلوبيت فازي تعيين شده و سپس قطعي سازي اعداد حاصل از اين نسبت است.

شماره عامل
عامل
ضريب اهميت کلي عامل
رتبه (رجحان)
1
تعهد و حمايت مديريت ارشد
0.057774
3.5
2
تدوين طرح کسب و کار
0.045022
19
3
تدوين راهبرد پياده سازي
0.039681
20
4
مديريت پروژه
0.054894
7.5
5
ترکيب و تيم پياده سازي پروژه
0.055717
6
6
قهرمانان پروژه
0.054483
9
7
کميته راهبري
0.046256
18
8
انتخاب سيستم متناسب و سفارشي سازي سيستم
0.057774
3.5
9
بازمهندسي فرآيندهاي کسب و کار
0.05078
13.5
10
مديريت عوامل نگرشي کارکنان
0.048312
17
11
مشارکت کارکنان
0.052426
10
12
مديريت فرهنگ (براي تغيير)
0.052013
11
13
ارتباطات برون سازماني و درون سازماني
0.051191
12
16
مشخصات سازمان
0.048725
15
17
آموزش و کارآموزي
0.058186
2
18
نظارت، بازخور و ارزيابي عملکرد
0.048723
16
19
توسعه، تست و اشکال يابي نرم افزار
0.056951
5
20
انتخاب عرضه کننده مناسب ERP
0.058597
1
21
انتخاب مشاور مناسب
0.054894
7.5
22
مديريت زنجيره تامين
0.05078
13.5
جدول 5-4) تعيين ضريب اهميت کلي هر يک از عوامل حياتي موفقيت (wfi)

3-4) احتساب ميزان تعلق هر يک از عوامل به اجزاء مدل طبقه بندي
پس از تعيين وضعيت مطلوب هر يک از CSF ها، لازم است تا ميزان تعلق هر يک از اين عوامل به سلول هاي ماتريسِ ارزيابي، تعيين شود. سطح تعلق ياد شده، ترسيم کننده ميزان اثرگذاري هر عامل در هر يک از نواحي مدل است. اين فاکتور مي تواند بعنوان شاخصي جهت ارزيابي اهميت/وزن هر يک از عوامل در هر يک از نواحي مدل مورد استفاده قرار گيرد. توجه شود که سطح تعلق ناحيه اي هر عامل؛ زماني که نواحي بحراني سازمان مشخص شدند، جهت شناسايي عوامل اولويت دار هر ناحيه (براي آماده سازي سازمان) مي توانند مفيد واقع شوند.
نکته مورد توجه اين است که بايستي ميان مفهوم اثرگذاري هر عامل در هر ناحيه و وزن شکاف نواحي تمايز قائل شد. مفهوم اول منطبق بر ميزان تاثيرگذاري هر عامل در هر ناحيه است و بيانگر ضريب اهميت ناحيه اي هر عامل مي باشد. مفهوم دوم نشان دهنده نحوه تمرکز شکاف موجود عوامل حياتي موفقيت سازمان در هر يک از نواحي است. ضريب اهميت کلي و ضريب اهميت ناحيه اي هر عامل تنها زماني که نواحي بحراني و اولويت دار آماده سازي شناسايي شدند، مفيدند. اين ضرايب در کنار ميزان شکاف ناحيه اي هر عامل، شاخص هايي اند که نشان مي دهند در هر ناحيه، عوامل حياتي موفقيت اولويت دار براي فرآيند آماده سازي سازمان کدام عوامل هستند. بنابراين تمايز ميان مفاهيم ضريب اهميت کلي، ضريب اهميت ناحيه اي و نحوه تمرکز شکاف هر عامل در هر يک از نواحي؛ از نقشي اساسي در مدل ارزيابي اين تحقيق برخوردار است.
جداول 6-4 و 7-4 ميزان تعلق هر يک از CSF ها را به ابعاد مختلف اين مدل نشان مي دهد. پس از جمع بندي نظرات افراد خبره و ميانگين گيري از مقادير فازي تجميع شده؛ ميزان تعلق CSFها به هر يک از اجزاء مدل محاسبه مي شوند. حاصل اين تجميع و ميانگين گيري يک عدد فازي مثلثي براي هر CSF مي باشد. اين اعداد معرف “امکان حاشيه اي” هر يک از CSF ها در جزء مربوطه مي باشند و نشان مي دهند که هر يک از CSF ها تا چه ميزان اثرگذاري راهبردي، عملياتي و مانند اين دارند. با ضرب “امکان حاشيه اي” اجزاء متناظر هر سلول ماتريس ارزيابي، مي توان ميزان تعلق هر يک از عوامل به هر ناحيه را محاسبه نمود. اين ميزان، مبين وزن يا اهميتي است که هر عامل در هر ناحيه دارد. علاوه بر اين، اين اعداد از يکسو نشان مي دهند که هر عامل در کدام نواحي اثرگذارترند و از سويي ديگر مشخص مي کنند که شکاف و مسئله در يک عامل در کدام نواحي بحران آفرين است. جدول 8-4 ميزان تعلق ناحيه اي هر يک از CSF ها را نمايش مي دهند.

Experts

CSF_no
Expert 1
Expert 2
Expert 3
Expert 4
Expert 5
Expert 6
Expert 7
Expert 8
Expert 9

تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
CSF 1
VL
VH
VL
VH
L
VH
VL
VH
VL
H
VL
VH
M
VH
M
VH
M
VH
CSF 2
L
VH
VL
VH
M
H
VL
H
M
VL
VL
VH
L
VH
L
H
M
VH
CSF 3
M
M
VL
VH
VH
H
VL
VH
VL
VH
VH
VL
L
VH
H
H
H
VH
CSF 4
VH
M
VH
VH
VH
L
VL
H
M
M
VH
VL
VH
VH
VH
M
H
H
CSF 5
H
L
VH
L
VH
H
H
VL
H
L
VH
L
VH
VL
H
H
VH
H
CSF 6
M
VL
VH
L
L
VH
H
VL
H
H
VH
L
VH
VL
L
VL
VH
M
CSF 7
M
VH
L
VH
L
VL
VL
H
M
VH
L
VH
L
H
L
H
H
VH
CSF 8
M
VL
VH
VL
VH
L
M
L
M
L
M
VH
M
M
VH
M
M
VH
CSF 9
M
VL
VH
VH
H
M
M
L
H
VL
M
VH
VH
VH
VH
M
M
VH
CSF 10
M
L
VH
VL
H
VH
L
M
L
H
L
VH
H
VL
L
VH
L
VH
CSF 11
H
L
VH
VL
H
VH
H
VL
H
VH
VH
M
H
VL
VH
M
H
L
CSF 12
L
M
VH
VL
VH
VH
VL
H
M
M
L
VH
H
VL
VH
VH
VH
M
CSF 13
H
VL
L
VH
VH
VH
M
L
L
H
VH
L
L
M
M
VH
L
M
CSF 14
H
VL
VH
VL
H
M
H
VL
M
L
VH
L
H
VL
H
L
VH
M
CSF 15
H
VL
VH
L
VH
VH
VL
H
VH
L
VH
M
VH
VH
VH
M
VH
M
CSF 16
VH
VH
M
VH
H
H
VL
VH
M
M
L
VH
M
L
H
VH
M
M
CSF 17
VH
VL
VH
L
H
L
H
VL
H
H
VH
L
M
VL
H
L
H
H
CSF 18
H
H
VH
VH
H
M
VL
H
H
M
VH
L
H
VL
VH
VH
H
H
CSF 19
VH
VL
VH
VL
VH
L
H
VL
VL
VH
VH
L
H
VL
H
M
VH
M
CSF 20
H
VH
VL
VH
VH
H
M
L
H
VL
VH
L
VL
VL
H
H
VL
VL
CSF 21
H
VH
VL
VH
VH
H
H
VL
M
H
VH
M
L
VL
M
VH
M
M
CSF 22
H
VH
L
VH
VH
M
VL
H
H
H
VH
M
M
M
H
M
VH
H
جدول 6-4 ) نقطه نظرات خبرگان در خصوص وضعيت تعلق هر يک از عوامل حياتي موفقيت به اجزاء بعد اول مدل طبقه بندي پيشنهادي

Experts

CSF_no
Expert 10
Expert 11
Expert 12
Expert 13
Expert 14
Expert 15
Expert 16
Expert 17

تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
تاکتيکال
راهبردي
CSF 1
M
H
VL
VH
VL
H
L
VH
VH
VH
M
VH
VL
VH
M
VH
CSF 2
H
VH
L
VH
VL
H
M
VH
H
H
H
VH
VL
H
L
H
CSF 3
VH
M
M
H
VL
H
H
M
H
H
H
M
VL
VH
L
H
CSF 4
VH
H
VH
VL
M
VH
H
H
VH
VH
VH
VH
L
VH
M
VH
CSF 5
VH
M
VH
VL
VH
L
VH
L
VH
VH
VH
VH
VH
VL
VH
H
CSF 6
VH
VH
H
L
VH
L
VH
L
H
H
H
VH
VH
VL
H
H
CSF 7
VH
H
VH
VL
M
H
L
VH
H
H
H
VH
VL
H
M
VH
CSF 8
H
VH
VH
VL
VH
L
H
VH
VH
VH
H
VH
VH
L
H
M
CSF 9
VH
VH
VH
VL
VH
H
VH
VH
M
M
VH
H
VH
H
M
H
CSF 10
VH
H
VL
VH
H
H
VH
H
H
H
H
H
L
H
M
L
CSF 11
VH
M
H
L
H
L
VH
L
VH
VH
VH
H
H
VL
M
L
CSF 12
VH
M
VL
VH
M
H
VH
M
VH
VH
VH
VH
VL
H
H
VH
CSF 13
VH
M
VL
VH
L
VH
M
VH
H
H
H
H
M
VH
M
VH
CSF 14
H
VL
H
L
VH
L
H
VL
H
H
M
M
H
VL
L
L
CSF 15
VH
M
L
VH
H
L
VH
M
H
H
H
H
H
L
M
M
CSF 16
VH
VH
H
L
L
H
VH
VH
VH
VH
VH
VH
H
VH
H
VH
CSF 17
H
L
H
L
VH
VH
VH
L
VH
VH
VH
VH
VH
VL
M
L
CSF 18
H
H
VH
VL
H
L
H
H
H
H
VH
VH
VL
H
M
M
CSF 19
VH
L
VH
VL
VH
VL
VH
L
M
M
VH
VH
VH
VL
M
L
CSF 20
VH
VH
VL
VH
VH
L
VH
H
L
VH
H
H
H
L
VH
L
CSF 21
VH
VH
VL
VH
VH
L
M
VH
VH
VH
VH
VH
M
VH
M
M
CSF 22
VH
VH
VH
VL
H
VH
VH
VH
H
H
VH
VH
L
VH
M
M
جدول 6-4 ) نقطه نظرات خبرگان در خصوص وضعيت تعلق هر يک از عوامل حياتي موفقيت به اجزاء بعد اول مدل طبقه بندي پيشنهادي (ادامه)

Experts

CSF_no
Expert 1
Expert 2
Expert 3
Expert 4
Expert 5
Expert 6
Expert 7

کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
CSF 1
L
VH
VL
M
VH
VL
VL
VH
M
VL
H
VL
VL
H
VL
M
VH
VL
VH
M
VL
CSF 2
VL
VH
L
VL
VH
M
H
H
VH
VL
H
VL
L
VL
L
L
VH
M
VL
VH
H
CSF 3
VL
M
M
VL
VL
VH
M
VH
VH
VL
H
VL
L
H
M
M
VH
M
L
H
H
CSF 4
VL
H
M
VL
VH
L
M
H
VH
VL
H
VL
VL
M
M
VL
VH
M
VL
VH
VH
CSF 5
VL
M
H
VL
H
L
VL
M
M
VL
VL
H
M
VL
VL
VL
VH
M
VL
L
VH
CSF 6
VL
H
M
VL
VH
VL
M
L
VL
VL
VL
H
H
M
VL
VL
VH
H
VL
L
VH
CSF 7
VL
M
M
VL
VH
VL
M
M
L
VL
H
VL
VL
M
L
L
VH
M
VL
M
M
CSF 8
VL
L
H
VL
VL
VH
M
VH
VH
VL
VL
H
H
M
VL
L
VH
M
VL
M
M
CSF 9
VL
M
H
H
VH
VL
H
VH
VH
VL
L
M
L
M
L
L
VH
L
VL
VH
VH
CSF 10
VL
H
VL
VL
VH
VL
L
M
VH
VL
L
VL
H
H
L
VL
VH
M
VL
H
VH
CSF 11
VL
H
L
VL
VH
VL
M
VH
M
VL
H
VL
M
H
M
L
VH
M
VL
H
VH
CSF 12
VL
H
VL
VL
VH
VL
M
M
VH
VL
H
VL
M
L
VL
L
VH
M
VL
H
VL
CSF 13
VL
M
VL
L
VH
VL
M
H
VH
L
M
VL
H
VH
H
L
VH
L
VL
M
M
CSF 14
VL
VL
H
VL
M
VH
L
VH
VH
VL
H
VL
H
L
VL
VL
VH
M
VL
H
H
CSF 15
VL
VL
H
VL
H
VH
H
M
VH
VL
H
VL
H
H
H
VL
VH
L
VH
VH
VH
CSF 16
VL
VH
H
VL
VH
VL
VH
VH
VH
VL
VH
VL
H
L
M
VL
VH
M
VL
M
VL
CSF 17
VL
VH
VH
VL
H
M
M
M
H
VL
VL
H
M
M
VH
VL
M
VH
VL
M
M
CSF 18
VL
VH
VL
VL
VH
VL
L
M
M
VL
H
VL
M
VL
M
VL
VH
M
VL
H
H
CSF 19
VL
L
VH
VL
L
VH
L
L
VH
VL
VL
H
VL
L
H
VL
VH
M
VL
VL
H
CSF 20
VL
VH
H
M
H
VH
L
L
M
M
L
VL
H
VL
L
VL
VH
L
VL
VL
VH
CSF 21
VL
VH
H
VL
L
VH
L
L
L
M
L
VL
L
L
L
VL
VH
M
VL
L
VH
CSF 22
VH
H
L
VH
VL
L
M
M
L
M
L
VL
H
H
M
VH
VL
M
VH
M
M
جدول 7-4 ) نقطه نظرات خبرگان در خصوص وضعيت تعلق هر يک از عوامل حياتي موفقيت به اجزاء بعد دوم مدل طبقه بندي پيشنهادي

Experts

CSF_no
Expert 8
Expert 9
Expert 10
Expert 11
Expert 12
Expert 13
Expert 14

کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
CSF 1
VH
H
H
VH
H
M
VL
H
VL
VL
VH
VL
VL
VH
VL
VL
H
VL
H
VH
VH
CSF 2
H
H
L
VH
H
H
M
H
VL
VL
H
M
VL
H
H
L
L
H
H
H
H
CSF 3
H
H
H
H
H
H
M
M
H
VL
L
H
VL
H
VH
L
M
M
M
M
H
CSF 4
H
H
VH
M
VH
H
L
VH
VH
VL
M
VH
VL
VH
H
L
VH
VH
VH
VH
H
CSF 5
L
M
H
L
H
VH
L
M
H
VL
H
M
VL
H
H
L
M
H
H
M
VH
CSF 6
L
L
H
L
M
VH
VL
M
VH
VL
VH
M
VL
VH
H
VL
VH
VL
M
M
M
CSF 7
VL
M
M
L
M
M
VL
H
L
VL
VH
VL
VL
H
M
VL
H
L
M
M
H
CSF 8
VH
M
H
VL
M
H
VL
M
VH
VL
H
VH
H
H
VH
VL
M
VH
VH
VH
H
CSF 9
VH
H
M
VH
H
M
H
H
H
VL
H
L
H
VH
M
VH
H
H
M
M
H
CSF 10
VH
VH
VH
L
VH
H
VL
H
L
VL
H
M
VL
H
VL
VL
H
L
M
M
M
CSF 11
H
H
M
L
VH
M
VL
H
VH
VL
VH
L
VL
H
VL
VL
H
VH
VH
VH
VH
CSF 12
H
H
L
M
VH
L
VL
h
VL
VL
H
VL
VL
VH
VL
VL
VH
VL
VH
VH
VH
CSF 13
H
M
L
VH
VH
M
H
M
M
VL
VH
H
H
VH
M
H
M
M
H
H
H
CSF 14
VH
L
VH
L
L
VH
M
H
VH
VL
L
VH
VL
L
H
VL
H
VH
VH
VH
VH
CSF 15
L
H
H
M
VH
M
VL
H
VH
VL
L
VH
VL
L
H
VL
H
VH
VH
VH
VH
CSF 16
VL
H
M
H
VH
H
H
VH
VH
VL
H
VL
H
VH
L
M
VH
VH
M
M
H
CSF 17
L
M
H
L
M
VH
VL
H
VH
VL
H
VH
VL
VH
H
VL
VH
VH
H
VH
VH
CSF 18
H
H
VH
H
H
H
M
M
VL
VL
VH
M
VL
M
VH
VL
VH
M
H
H
VH
CSF 19
H
L
VH
VL
M
VH
L
H
VH
VL
M
H
M
L
VH
L
M
VH
H
H
H
CSF 20
VH
L
VH
VH
M
M
M
VH
VH
VL
VH
H
M
H
VH
H
VH
VH
VH
VH
VH
CSF 21
VH
VL
VH
H
VH
M
VL
VL
VH
VL
H
VH
L
L
VH
VL
L
VH
VH
VH
VH
CSF 22
VH
L
VL
VH
H
H
VL
M
H
H
VL
VL
VH
H
M
VH
M
L
M
M
H
جدول 7-4 ) نقطه نظرات خبرگان در خصوص وضعيت تعلق هر يک از عوامل حياتي موفقيت به اجزاء بعد دوم مدل طبقه بندي پيشنهادي (ادامه)

Experts

CSF_no
Expert 15
Expert 16
Expert 17

کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
کسب و کار
سازماني
فني
CSF 1
H
H
H
VL
VH
VL
M
H
VL
CSF 2
H
H
H
VL
VH
VL
H
M
L
CSF 3
H
H
M
VL
H
H
H
M
L
CSF 4
VH
VH
VH
VL
VH
VL
M
H
M
CSF 5
H
M
VH
VL
VL
H
M
H
VH
CSF 6
M
M
H
VL
H
H
L
H
VH
CSF 7
H
H
H
VL
H
VL
M
H
H
CSF 8
H
H
VH
H
VL
H
VH
M
VH
CSF 9
H
H
H
H
H
M
VH
H
H
CSF 10
H
H
H
VL
H
VL
L
VH
H
CSF 11
VH
H
M
VL
H
M
L
VH
H
CSF 12
VH
VH
M
VL
VH
VL
M
VH
M
CSF 13
H
H
M
H
M
VL
VH
H
M
CSF 14
M
M
VH
VL
H
L
L
H
VH
CSF 15
M
M
M
VL
H
L
L
H
VH
CSF 16
H
H
H
H
VH
VL
L
M
H
CSF 17
VH
VH
H
VL
VL
H
L
H
VH
CSF 18
H
H
H
VL
H
VL
H
H
M
CSF 19
M
M
VH
VL
VL
VH
L
H
VH
CSF 20
H
H
VH
VL
L
H
H
M
VH
CSF 21
VH
VH
VH
M
L
H
H
VH
L
CSF 22
VH
VH
VH
VH
L
VL
M
M
M
جدول 7-4 ) نقطه نظرات خبرگان در خصوص وضعيت تعلق هر يک از عوامل حياتي موفقيت به اجزاء بعد دوم مدل طبقه بندي پيشنهادي (ادامه)

CSF i
i=1, 2,…, 10
j=1,2

راهبردي
تاکتيکال
K=1,2,3
فني
CSF 1
5.4862
9.3080
14.0537
2.6375
5.2351
8.7381

CSF 2
7.2791
11.3679
16.3742
4.1894
7.3664
11.4476

CSF 3
8.0535
12.2774
17.4020
6.2403
10.0152
14.6992

CSF 4
7.9504
12.1551
17.2587
8.6059
12.9729
18.2341

CSF 5
6.0315
9.7834
14.4479
10.0915
14.7898
20.4005

CSF 6
5.2947
8.8076
13.2355
7.8699
12.0626
17.1721

CSF 7
6.0818
9.8868
14.5971
4.3741
7.6103
11.7388

CSF 8
7.3731
11.4756
16.4790
9.4523
13.9971
19.4387

CSF 9
6.7784
10.6906
15.5035
7.8648
12.0727
17.1676

CSF 10
6.0028
9.7271
14.3645
5.3188
8.8388
13.2649

سازماني
CSF 1
11.5915
16.5795
22.4848
5.5725
9.3248
13.9802

CSF 2
9.5603
14.1165
19.6007
5.5023
9.1475
13.7034

CSF 3
7.9387
12.1346
17.2329
6.1514
9.8987
14.5564

CSF 4
9.3968
13.9410
19.3900
10.1716
14.8790
20.4857

CSF 5
4.8831
8.2703
12.5597
8.1701
12.5023
17.7344

CSF 6
5.5362
9.1372
13.6410
8.2289
12.5140
17.6982

CSF 7
8.7356
13.1142
18.4001
6.2827
10.0945
14.7971

CSF 8
5.7032
9.3362
13.8578
7.3115
11.3876
16.3467

CSF 9
8.0409
12.2646
17.3962
9.3297
13.8502
19.2635

CSF 10
8.3860
12.6820
17.8990
7.4304
11.5237
16.5289

کسب و کار
CSF 1
7.0099
11.1290
16.1615
3.3700
6.2593
10.0486

CSF 2
6.2677
10.1415
14.9423
3.6073
6.5717
10.4466

CSF 3
5.6195
9.2912
13.8681
4.3544
7.5792
11.7142

CSF 4
4.9489
8.4389
12.8366
5.3570
9.0066
13.5620

CSF 5
3.2406
6.1012
9.8747
5.4220
9.2234
13.9431

CSF 6
3.0768
5.8853
9.6044
4.5732
8.0603
12.4610

CSF 7
4.3977
7.8276
12.1768
3.1628
6.0252
9.7924

CSF 8
4.8704
8.2576
12.5548
6.2438
10.0720
14.8097

CSF 9
6.6742
10.5547
15.3499
7.7439
11.9192
16.9975

CSF 10
4.3815
7.7075
11.9552
3.8822
7.0036
11.0400
جدول 8- 4 ) تعيين ميزان تعلق ناحيه اي هر يک از عوامل حياتي موفقيت

CSF i
i=11, 12,…, 22
i<> 14, 15
j=1,2

راهبردي
تاکتيکال
K=1,2,3
فني
CSF 11
4.8672
8.2646
12.5510
7.6569
11.8333
16.9067

CSF 12
4.6149
8.0278
12.3438
4.4227
7.7571
11.9993

CSF 13
6.2271
10.0393
14.7427
5.1396
8.6126
12.9728

CSF 16
7.4378
11.5601
16.5893
6.4368
10.2668
15.0032

CSF 17
6.5912
10.5583
15.4378
10.5698
15.3453
21.0326

CSF 18
5.9707
9.6696
14.2703
6.6906
10.5950
15.4085

CSF 19
5.9005
9.7623
14.5308
10.9441
15.8062
21.5753

CSF 20
7.3297
11.4025
16.3868
7.9199
12.1200
17.2328

CSF 21
8.5075
12.8501
18.0900
7.8230
12.0088
17.0842

CSF 22
6.0794
9.8640
14.5420
5.9983
9.7551
14.4125

سازماني
CSF 11
6.7225
10.7125
15.6139
10.5755
15.3384
21.0326

CSF 12
9.1746
13.6670
19.0608
8.7926
13.2061
18.5288

CSF 13
8.6259
12.9935
18.2476
7.1196
11.1470
16.0569

CSF 16
10.1817
14.8951
20.5023
8.8114
13.2287
18.5420

CSF 17
5.4863
9.0880
13.5924
8.7980
13.2084
18.5184

CSF 18
7.7071
11.8470
16.8997
8.6363
12.9808
18.2476

CSF 19
3.5798
6.5530
10.4254
6.6398
10.6101
15.4796

CSF 20
6.3710
10.1811
14.9026
6.8840
10.8218
15.6719

CSF 21
6.9048
10.8806
15.7584
6.3493
10.1682
14.8822

CSF 22
6.5438
10.4332
15.2135
6.4566
10.3180
15.0779

کسب و کار
CSF 11
3.5003
6.4442
10.2936
5.5064
9.2269
13.8660

CSF 12
5.0608
8.5785
12.9969
4.8501
8.2892
12.6342

CSF 13
7.1434
11.1569
16.0836
5.8959
9.5714
14.1527

CSF 16
6.5651
10.4976
15.3454
5.6815
9.3232
13.8782

CSF 17
3.1178
5.9283
9.6511
4.9997
8.6161
13.1487

CSF 18
4.6466
7.9961
12.2641
5.2069
8.7613
13.2423

CSF 19
2.6946
5.3223
8.8567
4.9979
8.6174
13.1504

CSF 20
5.6081
9.2033
13.7098
6.0597
9.7824
14.4176

CSF 21
5.7689
9.4721
14.0822
5.3047
8.8519
13.2992

CSF 22
9.2052
13.7034
19.0907
9.0825
13.5522
18.9206
جدول 8- 4 ) تعيين ميزان تعلق ناحيه اي هر يک از عوامل حياتي موفقيت (ادامه)

ميزان تعلق حاشيه اي تجميع شده هر يک از اجزاء مدل به صورت زير است:

* راهبردي: 044/72
* تاکتيکال: 5759/90
* فني: 55412/70
* سازماني: 04431/76
* کسب و کار: 5149/56

از اين رو مي توان گفت که عوامل در اجزاء ابعاد تصميم سازي و پياده سازي (راهبردي و تاکتيکال) بطور نسبتا متقارني توزيع شده اند. همچنين مي توان مشاهده کرد که کمترين مخاطرات ممکنه مربوط به مخاطرات کسب وکاراست. اين موضوع مي تواند ناشي از محيط خاص سازمان هاي دولتي باشد که از ماهيت کسب و کار پايدارتري در مقايسه با ساير سازمان ها برخوردار هستند. در نقطه مقابل، بيشترين مخاطرات مربوط به بخش سازماني است. اين پيامد از يکسو به جنبه هاي اجتماعي سازمان هاي خدماتي و از سوي ديگر به اهميت کارکردهاي اجتماعي پروژه پياده سازي در چنين سيستم هايي باز مي گردد؛ طوري که عدم تحقق مطلوب عوامل موثر در پياده سازي بيشترين مخاطرات را در اين بخش به همراه خواهند داشت.
با جمع بندي ميزان تعلق ناحيه اي عوامل مختلف، مي توان تصويري مناسب از وضعيت پراکندگي يا تمرکز عوامل در نواحي مختلف بدست آورد. جدول 9-4 ميزان تعلق تجميعي نواحي مختلف و جدول 10-4 مقدار قطعي شده ي اين ميزان تعلق را نمايش داده است.

راهبردي
تاکتيکال

a1
a2
a3
a1
a2
a3
فني
129.8574
207.4781
303.2009
140.2460
219.0611
315.9297
سازماني
151.0701
232.8272
332.6787
153.2141
236.1501
337.1326
کسب و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع ارزيابي، Correlation، پايايي Next Entries تحقیق رایگان با موضوع عرضه کننده