تحقیق رایگان با موضوع توسل به زور، حقوق بشر، افکار عمومی، اقدام به جنگ

دانلود پایان نامه ارشد

تعیین شده باشد ۲محدودیت تعیین شده باید براساس یكی از مواد مندرج در اسناد بین المللی مربوطه قابل توجیه باشد ۳ محدودیت باید در یک جامعه دموكراتیک از ضرورت برخوردار باشد.
تفكيك مرزي دقيق و قابل پذيرش ميان اصل آزادي بيان و منع جنگ رسانه اي بسيار حساس و آسيب پذير است. اگر در يك جهان ايده آل، سازمانهايي براي تفسير قواعد موجود در اين زمينه تشكيل گردد، قضات آن به سختي مي توانند بين آموزش، انتقال اطلاعات و تبليغات خصمانه تفكيك قائل شوند يا مرز بين تشويق و تهديد را تشخيص دهند يا فاصله بين اظهار نظر منصفانه و توهين غير مجاز را تفكيك نمايند؛ اينها مقولاتي در هم پيچيده هستند كه در غالب موارد ترس هم پوشاني آنها وجود دارد. از اين رو تفسير اين قواعد مبتني بر برداشتها و نيات شخصي است و شايد نتوان يك معيار عيني براي تميز آنها ارائه نمود.
در جهان واقعي ما، چنين سازمانهايي وجود ندارد، گرچه در اين موضوع سازمان ملل و سازمانهاي منطقه اي، پتانسيل قابل توجهي دارند كه متأسفانه تا كنون چندان استفاده نشده است. بنابراين به احتمال بسيار قوي، آنچه كه از جانب ما به عنوان اظهاراتي از وقايع حقيقي اجتماعي و شرايط سياسي در يك كشور تلقي مي شود، از جانب آنها غلط و توهين آميز تلقي مي گردد و يك جنگ رسانه اي تلقي مي شود. مي توان وضعيت حقوق بشر در يك كشور را در نظرگرفت، يك دولت به دلايل سياسي مي تواند اين وضعيت را چنان با بزرگنمايي انعكاس دهد كه افكار عمومي جهاني را نسبت به كشور مذكور به شدت تحت الشعاع قرار دهد، از طرف ديگر استناد دولت انعكاس دهنده اين است كه صرفاً در راستاي ارتقاي اجراي حقوق بشر و مقابله با نقض آن اقدام كرده است.
هدف ما در اين جا پرداختن به آن دسته از اقدامات رسانه اي است كه مستقيماً از كشوري، كشور ديگر را هدف مي گيرد، به اميد اينكه در كشور هدف منجر به جنبش يا شورش جهت سقوط حكومت فعلي گردد. تبليغات خصمانه و يا به عبارتي جنگ رسانه اي، از موضوعاتي است كه به شدت منجر به ابراز تنفر شده و بيشترين اصطحكاك و تقابلات را در روابط بين كشورها و ملت ها به دنبال مي آورد كه مي توان آ نها را از اعتراض سياسي تا وقوع جنگ نظامي واقعي ميان دو كشور ذي ربط طبقه بندي نمود. جنگ رسانه اي مي تواند با شيوه هاي متنوع و به اهداف مختلفي انجام شود. گاه در چنين اقداماتي يك عنصر ايدئولوژيك مشهود است و دولت عامل سعي مي كند با استفاده از ابزار رسانه اي يك جهان بيني نوين را به صورت گسترده نشر دهد. به اين ترتيب برنامه هاي خاصي طراحي مي شوند تا يك ايدة جديد و تحول آميز را انتشار داده و چنين القاء نمايند كه مشي هاي سياسي و اقتصادي و حقوقي ناشي از اين ايدئولوژي تنها شيوه اداره يك كشور مي باشد. بدون شك يكي از مثالهاي اين چنين جنگي، اقدامات شوروي جهت رواج ايدة كمونيسم بوده است كه مدتها غرب و اروپا را تهديد مي كرده است . مطبوعات، راديو و تلويزيون ابزار اصلي است كه كمونيستها براي ترويج ايده هاي خود به شدت از آن بهره جسته اند.
اما در نوع ديگر جنگ رسانه اي هدف اصلي متخاصم صرفاً سقوط يك دولت خاص با استفاده از تبليغات خرابکارانه است. وقتي دولتي عملكرد سياسي دولت ديگر را مغاير با مواضع خود مي بيند بدون آنكه ظاهراً ممنوعيت مقرر در بند 4 ماده 2 منشورملل متحد را نقض نمايد به اقداماتي مبادرت مي ورزد كه دولت هدف را به شدت از درون تضعيف نمايد. برجسته سازي ضعف هاي حكومت مركزي، دعوت به جنب شهاي آزاديخواهي و انعكاس وارونه وضعيت سياسي و اجتماعي مي تواند دولت عامل را به هدف خود نزديك نمايد. آمريكا كه سابقة زيادي در چنين تبليغاتي دارد معمولاً اقدامات خود را با تكيه بر مباني حقوق بشري مشروعيت مي بخشد اما دولت هدف اين اقدامات را نامشروع، مداخل هجويانه و خراب كارانه ارزيابي مي نمايد .
در حالت ديگر عامل تبليغات، از تكنيكهاي اختلاف افكن استفاده مي كند تا مردم را تضعيف كند يا بين آنها ايجاد تنش بكند آمریکا قبل از حمله به عراق با استفاده از رسانه هایی که در اختیار دارد افکار عمومی را نسبت به لشکرکشی به عراق اقناع کرد و همچنين برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای از رسانه ها برای ایجاد ترس کاذب از خطر ایران هسته اي در افکار عمومی جهانی استفاده مي كند. در مثال ديگري، رژیم صهیونیستی با اینکه به گواه تاریخ کشور فلسطین را با توسل به خشونت و اشغال تصاحب کرده، با استفاده از رسانه ها برای خودش مشروعیت ایجاد کرده است تا جائیکه مردم بسياري از کشورهای غربی، اسرائیل را در کشتار مردم فلسطین محق می دانند . اقدام رسانه اي تفاوت هاي قومي و مذهبي برجسته مي شود و وضعيت اقليتهاي خاصي اسفبار ارزيابي مي گردد. بين اقوام و گروه هاي مختلف جمعيتي يك كشور ايجاد نفرت مي شود و علقه هاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي كه افراد يك كشور را به هم پيوندمي زند سست مي گردد نمونة بارز اين اقدامات استفاده هيتلر از راديو و مطبوعات به عنوان يك ابزار قدرت بود.117
3- تبليغات براي جنگ
تبليغات جنگي به تلاشهاي مستقيمي اشاره دارد كه به دفعات و با فشارهاي سازمان يافته و با ماهيت ايدئولوژيك، بر ذهن توده هاي يك ملت خاص و به جهت ايجاد با ابزار فيزيكي و جنگي اشاره دارد در واقع اين تبليغات مي تواند شامل تبليغاتي باشد كه گروههاي مسلح درون يك كشور را به شورش وادار نمايد. ژاپن و آلمان در جنگ جهانی دوم، قبل از شروع حملة نظامي اقدام به جنگ رسان هاي نمودند و مردم كشورشان را به جنگ تشويق مي كردند و از احساسات وطن پرستانة آنان سوء استفاده مي كردند. 118
ديگر شيوه تبليغات خرا بكارانه و تفرقه انداز عليه يك دولت خارجي و خطاب به مردم آن سرزمين است تا با تضعيف دولت مركزي امكان حمله فيزيكي تسهيل شود.
در قرن هيجدهم، واتل بر اين عقيده بود كه ملت ها نمي توانند به عملي مبادرت ورزند كه براي ملت ديگر ايجاد دردسر نمايد يا شهروندان كشور ديگر را به اغتشاش تشويق نمايد و ) يا با از بين بردن انسجام كشور زمينه ساز آشوب در آن وارد کرد. 119
اما تا قرن نوزدهم و پس از وقوع انقلاب فرانسه قاعده خاصي در ارتباط با محرك هاي ايدئولوژيك وضع نشده بود. سياستهاي قدرت طلبانه آن دوران كه از سوي دولتهاي بزرگ دنبال مي شد و سعي در ايجاد حوزه نفوذ در كشورهاي كوچكتر داشت منجر به شكل گيري قواعدي شده است كه به طور خاص به تبليغات هدفمند مي پردازد اگر دولتي مورد حمله تبليغات شورش طلبانه دولت ديگر قرار گيرد، كه شهروندان را به اغتشاش و انقلاب مي خواند، قطعاً آن را اخلالگرانه و خطرناك تلقي نموده و هر پاسخي را در مقابل آن شايسته مي داند.
جنگ رسانه اي پس از آن اهميت ويژه اي يافت كه آن را از عوامل تأثيرگذار در آغاز جنگ جهاني اول ارزيابي كردند سالها بعد پس از آنكه صربها با تبليغات گسترده عليه بوسني و هرزگوين يك جنگ رسانه اي تمام عيار عليه اين ملت به راه انداختند از بعد از جنگ دوم نيز موارد بسياري از ايجاد تشويش رسا نه ای را مي توان ديد كه بعدها منجر به شكل گيري قواعدي در محكوميت آن ها شد.
بنابراين واژه تبليغات كه جاي اندكي در دست نوشته هاي قرن 19 داشت، امروزه از جايگاه ويژه اي برخوردار است و در كتابها و مقالات متعدد مورد مطالعات ارزشمندي قرار گرفته است. جنگ رسانه اي به عنوان يك اقدام خصمانه خرابكارانه، به طور روزافزوني مورد استفاده است و همانطور كه دولتها توسعه مي يابند، ميزان هزينه و تلاش در اين حوزه به عنوان يك ابزار مهم قدرت افزايش مي يابد و بنابراين جذابيت آن در مطالعات حقوقي غير قابل اجتناب است. در مجموعه قواعد حقوقي بين المللي نه تنها بر نا مشروعيت چنين اقداماتي صحه مي گذارد، بلكه مي توان قواعد صريح و بنياديني را يافت كه لااقل به صورت غير مستقيم دال بر ممنوعيت جنگ رسانه اي است.
ممنوعيت تبليغات خصمانه را میتوان بر مبناي يك اصل كلي حقوقي استوار ساخت كه در حقوق داخلي بسياري از كشورها ريشه دارد، اين اصل حقوقي آن است كه تبليغات و تحريك به جرم، خود نوعي جرم مي باشد. در ماده 12 قانون مجازات اسلامي تحريك به جرم معاونت در جرم محسوب مي گردد، در حقوق كامن لا گفته مي شود، تحريك كتبي يا شفاهي ديگران به ارتكاب يك جرم، رفتاري مجرمانه تلقي مي گردد.120
4- قواعد حقوقي حاكم بر تبليغات خصمانه
1-4- اصل حاکمیت
وقتي دولتي به تبليغات خصمانه عليه دولت ديگر مبادرت مي ورزد و به صورت گسترده براي مردم كشوري خارجي پيا مهاي رسانه اي ارسال مي دارد، اين اقدام نقض اصل استقلال حاكميتي يك دولت و منع اعمال فشارخارجي مي باشد.
درحقوق بين الملل وستفاليايي، كه بر حاكميت دولتها استوار است چنين اقدامي مي تواند با وجوديت دولت در تعارض قرار گيرد.
2-4- منع مداخله
اصل ديگري را كه مي توان براي نامشروع خواندن تبليغات خصمانه مورد استناد قرار داد، بازتعريف اين اقدامات در قالب مداخله غير قانوني است . منع مداخله كه از قواعد بنيادين عرفي حقوق بين الملل می باشد، نيز بر حق هر دولت بر رهايي از فشار و به عبارت ديگر استقلال عمل تأكيد دارد. هدف از این اصل، تضمین احترام به حق حاکمیت تمام کشورهای عضو جامعه جهانی است. این اصل با تکامل روابط بین المللی، افزایش بیش از حد ارتباط بین کشورها و گسترش قابل ملاحظه سازما نهای بین المللی، اهمیت خاصی از جهت حفظ حق حاکمیت ملی كه اراده و رضايت دولت را منبع تعهدات در حقوق بين الملل مي دانند، اصل حاكميت كه بر، برابري و استقلال دولتها تأكيد مي ورزد اصلي است كه مبناي حقوق بين الملل را شكل مي دهد، بنابراين لزوم احترام متقابل ميان دولت ها و حفظ استقلال و حاكميت يكديگر، براي بقاي جامعه بین المللي امري ضروري است. اولين اصلي كه در ماده 2 منشور ملل متحد مورد تأكيد قرار گرفته است اصل برابري حاكميت كشورهاي عضو مي باشد به نحوی که می توان از آن به عنوان نقطه اتکای بین اصل حاکمیت ملی و اصل همکاری بين المللي ياد كرد، اين قاعده نوعی دریچه اطمینان است که تضمين مي نمايد توسعه همکاری و مشاركت در جامعه بين المللي بدون نقض اصل حاكميت و استقلال دولتها ميسر مي باشد. اگر جنگ رسانه اي در فضاي مجازي عليه دولت ديگر را نوعي مداخله در نظر بگيريم، مباني عدم مشروعيت آن تقويت مي گردد، چراكه عرفي عام الشمول در باب ممنوعيت هرگونه مداخله در امور داخلي كشورها وجود دارد. تلاش يك دولت براي تغيير حكومت دركشور ديگر مسئوليت بين المللي دولت مذكور را به دنبال مي آورد، حال اين تلاش مي تواند به شكل كمكهاي مالي، معنوي يا تبليغاتي به مخالفان دولت باشد. همان قدر كه حمايت مالي مستقيم از يك گروه براي براندازي حكومت مركزي در كشور ديگر نقض اصل منع مداخله مي باشد، استفاده از قدرت رسانه اي و ايجاد فضاي تبليغاتي قوي عليه دولت مركزي نيز مي تواند اين اصل را نقض كرده و طبيعي است كه اگر رسانه مذكور يك رسانه دولتي باشد به همان ميزان مسئوليت دولت را به دنبال خواهد آورد.
3-4- منع تجاوز
نامشروعيت تبليغات خصمانه از منظر ديگري نيز قابل بررسي است اين تلقي كه چنين اقداماتي نوعي تجاوز است و بنابراين ذيل قواعدي جاي مي گيرد كه جنگ تجاوزكارانه را ممنوع مي نمايد.
در جامعة بين المللي كه وجه مشخصه آن نبود يك قدرت فوق ملي و رشد نيافتگي نظام حقوقي است، دولتها براي دستيابي به هدفهايشان به راههاي گوناگون و از جمله به كار گرفتن زور متوسل مي شوند توسل به زور مي تواند شكلهاي گوناگون به خود بگيرد با توجه به موقعيت طر فهاي اختلاف و اوضاع و احوال حاكم، زور از راه هاي متفاوت و به درجات مختلف به كار مي رود استفاده از نيروهاي مسلح عليه سرزمين دولت ديگر، استقرار سپرهاي موشكي در مرزها، فراهم آوردن امكانات براي گرو ههاي خارجي به منظور فعاليت عليه دولتشان يا عليه دولت ثالث و … از راههاي توسل به زور محسوب مي شود اما آيا جنگ رسانه اي نميتواند مصداق توسل به زور ممنوع باشد؟ چنين ادعا شده است كه جنگ رسانه اي نه تنها نقض حق حاكميت است، بلكه در ابتدا نوعي اقدام به جنگ مي باشد، كه می تواند عملاً نيز منجر به اقدام متقابل و خشونت گردد و حتي به يك جنگ تمام عيار

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع حقوق بشر، افکار عمومی، حقوق بین الملل، حقوق بشردوستانه Next Entries تحقیق رایگان با موضوع وزارت خارجه، سازمان ملل متحد، سازمان ملل، وزارت امور خارجه