تحقیق رایگان با موضوع تنظیم هیجان، اختلال استرس پس از سانحه، تنظیم هیجانی، اضطراب فراگیر

دانلود پایان نامه ارشد

(اسکارپا124وهمکاران،2009).
علاوه براین مطالعه ای دریافت که نگرانی شدید ممکن است با جلو گیری از پردازش هیجانی طبیعی بعد ازآسیب در رشد اختلال استرس پس از سانحه نقش داشته باشد. نگرانی همچنین ممکن است با تقویت درگیری در تفکر کنترل ناپذیری احتمال آسیب آینده به تداوم اختلال استرس پس از سانحه بیانجامد (ولز و سمبی125،2004). علاوه بر این در مطالعه ای طولی که بر روی افرادی که دچار سانحه تصادف وسایل نقلیه شده بودند، صورت گرفت دریافت که نگرانی شدید پس از تصادف به طور معناداری رشد اختلال استرس پس از سانحه را پیش بینی می کند (هولوا، تایر126، و ولز، 2001). این یافته ها نشان می دهد که نگرانی شدید ممکن است به عنوان وسیله ای برای اجتناب هیجانی/ شناختی باشد و به افزایش خطر رشد اختلال استرس پس از سانحه و نشانگان وابسته به آن بینجامد.
2-15- مشکل در تنظیم هیجان
هیجان وضعیت پیچیده‌ای است در پاسخ به تجربه‌های دارای بار احساسات. هر هیجان شدید حداقل شش مؤلفه دارد (فریجدا127، 1986؛ لازاروس، 1991). مؤلفه‌های هیجان عبارتند از: 1) تجربه‌ی شخصی و ذهنی هیجان 2) پاسخ‌های جسمانی درونی، به ویژه آن‌هایی که با دستگاه عصبی خودمختار ارتباط دارند. 3) شناخت‌های شخص درباره‌ی هیجان و موقعیت‌های مرتبط با آن 4) جلوه‌های چهره، 5) واکنش‌های شخص به هیجان، 6) گرایش به اعمال معین. هیچ یک از این مؤلفه‌ها به تنهایی گویای حالت هیجانی نیست، بلکه ترکیبی از همه‌ی آن‌ها است که هیجان معینی را به وجود می‌آورد. علاوه بر این هر یک از این مؤلفه‌ها ممکن است بر دیگر مؤلفه‌ها اثر بگذارد (براهنی و همکاران، 1387).
هیجانات دارای کیفیت بالایی هستند به این صورت که می‌توانند باعث واکنش مثبت یا منفی در افراد شوند. اگر متناسب با موقعیت و شرایط باشند باعث واکنش مثبت و در غیر این صورت باعث واکنش منفی می‌شوند. بنابراین زمانی که هیجانات شدید می‌شوند یا طولانی می‌شوند و یا با شرایط سازگار نیستند آن زمان نیاز به تنظیم کردن آن‌ها لازم است (گروس128، 1998). مدیریت و تنظیم مناسب هیجان‌ها یکی از بنیادهای بهزیستی و سلامت روانشناختی به شمار می‌رود و تنظیم هیجان به عنوان یکی از متغیرهای روانشناختی، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است (گلمن129، 1995؛ شاته130 و همکاران، 1998). تعاریف زیادی از تنظیم هیجانی ارائه شده است، عده‌ای آن را توانایی فهم هیجانات، تعدیل تجربه هیجانات و ابراز هیجانات می‌دانند (فلدمن- بارت131، کریستنسین132، گروس، بنونوتو133، 2001؛ گروس، 2001).
همچنین تنظیم هیجانی فرایندهای هوشیار یا ناهوشیاری (خود کار یا کنترل شده) را در برمی‌گیرد که برای افزایش، نگهداری یا کاهش یک یا چند مؤلفه پاسخ هیجانی مورد استفاده قرار می‌گیرد (افتخاری، زولنر، ویجیل،2009 ) به عبارتی، این فرآیندها راه‌هایی هستند که انسان‌ ها از طریق آن‌ها تجربه و بیان هیجان خود را تحت فشار کنترل می‌کنند. این راهبردها شامل مواردی مانند سرکوبی، بازداری و بازاریابی شناختی هستند ( رودرموند، واس، ونتورا،2008 ).
تنظیم هیجان و چه ذاتی گرایش‌های پاسخ هیجانی است (آمستادتر134، 2008، در واقع؛ تنظیم هیجان به اعمالی اطلاق می‌شود که به منظور تغییر یا تعدیل یک حالت هیجانی به کار می‌رود. در متون روانشناختی، این مفهوم اغلب به منظور توصیف فرآیند تعدیل عاطفه منفی به کار رفته است (گروس و مونوز135، 1995؛ به نقل از حسنی و همکاران، 1387). در واقع تنظیم هیجانی تنها سرکوب هیجان‌ها نیست، بلکه شخص نباید همیشه در یک حالت آرام و ساکن از برانگیختگی هیجانی قرار داشته باشد. در عوض تنظیم هیجانی، شامل فرآیندهای نظارت و تغییر تجربیات هیجانی شخص است (تامپسون136، 1994). هیجان‌ها در خدمت اهداف هستند و تنظیم هیجان از طریق مهار و مدیریت هیجان‌های ناخوشایند و دردآور در دستیابی به اهداف کمک می‌کنند. طبق نظر کوپ، تنظیم، هیجان شامل تعدیل کردن، مدارا کردن با هیجان و ثابت نگه داشتن هیجان می‌باشد. دنهام137 (1998) معتقد است هنگامی نیاز به تنظیم هیجان احساس می‌شود که حضور مداوم یا عدم حضور هیجان‌ها در دستیابی به اهداف خلل وارد می‌کند. تنظیم هیجان نتیجه ترکیب فرآیندهای رفتاری، شناختی و هیجانی است. جرمن و همکاران تنظیم هیجان را راهبردهای مورد استفاده در کاهش، افزایش، سرکوب و یا ابقای هیجان می‌دانند و معتقدند تنظیم هیجان از ویژگی‌های ذاتی و فطری آدمی می‌باشد که در نوزادان هم دیده می‌شود (بارون138 و پارکر139، 2000).
تنظیم هیجان، مهم‌ترین عامل در تعیین تندرستی و یا عملکرد موفق افراد است (ایزارد140، آکرمن141، کری‌ کتی، 1995؛ تامپسون، 1991، به نقل از گارنفسکی142 و همکاران، 2001) و تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری با وقایع استرس‌زای زندگی دارد (تامسون، 1991؛ گروس، 1998، به نقل از حسنی و همکاران، 1388). مطالعات نشان داده‌اند که تنظیم هیجان مطلوب با عملکرد مناسب در انجام تکالیف شناختی در بزرگسالان ارتباط دارد، حتی در خردسالان نیز این توانایی با عملکرد خوب تحصیلی، مولد بودن، رفتار مناسب کلامی، نمره‌های خواندن و ریاضی، رابطه مثبت دارد .پژوهش‌های انجام شده نشان داده است که تنظیم هیجان سازگارانه با عزت نفس و تعاملات اجتماعی مثبت مرتبط است و افزایش تجربه‌های هیجانی مثبت باعث مواجهه مؤثر با موقعیت‌های استرس‌زا شده (گروس، 2002) و پاسخ مناسب به موقعیت‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد (توگید143 و فرید ریکسون144، 2002، به نقل از علیلو و همکاران، 1991).
از آن جایی که تنظیم هیجان، فرآیندی است که طی رشد آموخته می‌شود ممکن است به دلیل محیط نامناسب خانوادگی، نبود الگوهای یادگیری مناسب، بدرفتاری‌های جسمی و جنسی و یا ابتلا به اختلال‌هایی مانند آسپرگر، فرد در مدیریت و سازمان‌دهی هیجان‌های خود با مشکل مواجه شود (کولی، میشل، اودونل،1994). مشکل در تنظیم هیجان را می‌توان به عنوان بهره‌گیری از راهبردهای انعطاف‌ناپذیری تعریف کرد که ممکن است در گذشته یا در موارد خاصی مفید بوده‌اند. اما در حال حاضر موجب می‌شوند کارکرد معمول و مناسب اجتماعی، شناختی و بین فردی شخص مختل گردد ( گرتز ،رومر،2004). در این فرآیند نیز فرد هم‌چنان به دنبال مدیریت و تنظیم هیجان است، اما نتیجه آن ناسازگارانه بوده و مشکلاتی در زندگی و سلامت روانی فرد ایجاد می‌کند (کولی، میشل، اودونل،1994). مفهوم مشکل در تنظیم هیجان به علت نقش احتمالی آن در ایجاد تفاوت در بروز نشانه‌ها، توجه فراوانی را به خود جلب کرده است (گراس و مونزو145، 1995).
به عنوان مثال، نشانه‌های نارسایی در تنظیم هیجان در بیش از نیمی از اختلالات محور یک و در تمام اختلالات محور دو اتفاق می‌افتد (گروس، 1999). از سویی شواهد پژوهش نشان می‌دهند که مشکل در تنظیم هیجان‌هایی نظیر خشم و اضطراب در بروز مشکلات جسمانی مانند بیماری‌های قلبی- عروقی و معده‌ای- روده‌ای نقش دارد (بگلی146، 1994؛ بیری147 و پین بیکر148، 1993؛ به نقل از حسنی و همکاران، 1387). اخیراً گرتزورومر (2004) در مفهوم سازیشان از تنظیم یا مشکل در تنظیم هیجان، با مرور ادبیات پژوهش مربوط به تنظیم هیجان، مدلی مفهومی برای مشکلات تنظیم هیجان پینهاد کردند که براساس آن این مسئله دارای چهار وجه مجزا اما مرتبط با هم است؛ وجه نخست، فقدان آگاهی، درک و پذیرش تجربه‌ی هیجانی، وجه دوم، عدم دسترسی به ابزارهای سازگارانه تغییر شدت یا مدت تجربه عاطفی هیجان، وجه بعدی، عدم تمایل به تجربه فشار هیجان به عنوان بخشی از فرآیند دستیابی به اهداف و نهایتاً توانایی حفظ و نگهداری رفتارهای هدفمند به هنگام تجربه هیجان شدید است. مهم‌ترین ویژگی مدل فوق تمرکز آن بر شیوه پاسخدهی هیجانی فرد است (نه کیفیت هیجان‌ها) ( گرتز ،رومر،2004 ). بر این اساس مشکل در تنظیم هیجان می‌تواند با سه مؤلفه‌ی آستانه پایین یا حساسیت بالا و یا آسیب‌پذیری به محرک هیجانی، اغراق آمیز بودن پاسخ هیجانی و بازگشت آهسته به حالت هیجانی معمول ظهور کند ( نیوهیل، بل، ایک، مولوی،2010) وجود هر کدام از حالت‌های بالا و استفاده مکرر از راهبردهای ناکافی، با مشکلات روانشناختی و آسیب‌شناسی روانی ارتباط دارد ( منین،فراچ،2002). با این که مشکل در تنظیم هیجان، مشخصه بسیاری از اختلالات روانپزشکی است، تحقیقات زیادی در این زمینه صورت نگرفته است (دیویدسون و همکاران، 2000). علاوه بر این مطالعات نشان می دهد که مشکل در تنظیم هیجان ممکن است نقش مرکزی در اختلالات اضطرابی داشته باشد. بر طبق نظر بارلو (1991) اختلالات اضطرابی ذاتا مولفه هایی از هیجان دارند. تایر و لن149 (2000) همچنین تعریفی از اختلالات اضطرابی مطرح نمودند که مستقیما هیجان را در برمی گیرد. آن ها ادعا کرده اند که افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی در انتخاب پاسخ های سازگارانه یا بازداری پاسخ های ناسازگارانه در یک موقعیت مشکل دارند. همچنین این افراد مشکلاتی در تنظیم هیجان و دادن پاسخ های سازگارانه به هیجاناتشان دارند که شامل مشکل در کنترل رفتارها در مواجهه با پریشانی هیجانی، عدم پذیرش هیجان، و نقص هایی در استفاده کارکردی از هیجان به عنوان منبع اطلاعات دارند (کرتز و رومر150، 2004). شواهد نشان می دهند مشکلات مختلف در تنظیم هیجان ممکن است نقش مرکزی در پیدایش بیماری GAD داشته باشد (منین و همکاران ،2005؛منین ،هولاوی، فرسکو، موری، و هیمبرگ 151،2007؛سالترز-پیدنیولت و همکاران 152،2006؛ تورک، هیمبرگ، لوترک، منین و فرسکو153،2007). برای مثال ، منین و همکاران (2005) دریافتند که نمونه های بالینی مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در مقایسه با گروه کنترل سالم ، مشکلات هیجانی زیادی را نشان می دهند (مانند مشکل در فهم هیجان، واکنش منفی به هیجانات، ناتوانی در خودتسکینی در هنگام تجربه هیجان منفی). همچنین مطالعات مطرح می کنند که اختلال استرس پس از سانحه با شدت و واکنش هیجانی بالا مرتبط است (ارسیلو و باتن154 وهمکاران ،2004؛تول و همکاران ،2007). و این که سطوح بالای برانگیختگی هیجانی ممکن است توانایی پاسخ دهی سازگارانه به تجارب هیجانی را مختل کند و پاسخ های هیجانی پس از آسیب را بدتر کند و بنابراین در رشد و نگهداری اختلال استرس پس از سانحه نقش داشته باشد (منین وهمکاران ،2005).

فصل سوم:
روش شناسی پژوهش

مقدمه:
در این فصل ابتدا به بحث وبررسی درباره طرح پژوهش، جامعه آماری، نمونه آماری، روش نمونه گیری، حجم نمونه، روش اجرای پژوهش و سپس به معرفی ابزارهای گردآوری داده ها و تحلیل داده ها می پردازیم.
3-1-طرح پژوهش:
طرح پژوهش حاضر با توجه به موضوع و اهداف و فرضیه های مورد نظر از نوع علی – مقایسه ای است. از این رو، در پژوهش حاضر به توصیف و مقایسه متغیرهای حساسیت اضطرابی، نگرانی و مشکل در تنظیم هیجان و ابعاد هرکدام از آن ها در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی پرداخته شده است. لازم به ذکر است که تحقیقات پس رویدادی در فهم روابط بین پدیده ها که به صورت طبیعی رخ داده اند، دارد و محقق هیچ گونه مداخله ای در رخداد حوادث نداشته و تنها تاثیر و رابطه متغیر ها را مورد بررسی قرار می دهد.
3-2-جامعه ونمونه آماری
جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی شهر تبریز تشکیل دادند. کل نمونه انتخاب شده در این پژوهش 90 نفربودندکه با توجه به معیارهای همتا سازی از بین آن ها 30 فرد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ،30 فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مراجعه کننده به کلینیک بزرگمهر، بیمارستان روانپزشکی فجر و مرکز پزشکی قانونی شهر تبریز و 30 فرد عادی انتخاب شدند. افراد عادی از بین دانشجویان و کارکنان دانشگاه انتخاب شدند. شرط ورود افراد عادی به نمونه عدم سابقه بیماری های روانی بود.
3-3-روش نمونه گیری
روش نمونه گیری پژوهش حاضر از نوع نمونه گیری در دسترس بود.
3-4-روش اجرا:
روش اجرا دراین پژوهش

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع افراد مبتلا، اضطراب فراگیر، حساسیت اضطرابی، اختلال اضطراب فراگیر Next Entries تحقیق رایگان با موضوع تنظیم هیجان، حساسیت اضطرابی، کنترل تکانه، تنظیم هیجانی