تحقیق رایگان با موضوع امر به معروف، نفس اماره

دانلود پایان نامه ارشد

نيز صادق است.امام على‏ (عليه السلام) که خود معيار حق و حقيقت و از سرچشمه وحى سيراب شده بود، اين نکته را همواره رعايت مى‏کرد و در مواردى که مسئله قطعى به نظر نمى‏رسيد، افراد تحت حاکميت خود را مجاز مى‏دانست تا طبق نظر خود رفتار کنند. نمونه اين مسئله در جنگ صفين رخ داد:
«از نظر امام وجود معاويه در مسند قدرت، از مصاديق بارز منکر بود و مسلمانان موظف بودند که اين منکر را از جامعه بزدايند و در نتيجه جنگ با او و خلع يد از او بهترين نمونه نهى از منکر به‏شمار مى‏رفت، اما پاره‏اى مسلمانان در اين مورد ترديد داشتند. از آن‏جا که نصى در اين زمينه وجود نداشت، آنان درباره اجتهاد امام و تشخيص او مردد بودند و گاه اين ترديد را آشکار مى‏ساختند و از حضور در جنگ پرهيز مى‏کردند. امام نيز هر چند حقيقت را آشکار مى‏ديد و خود را برحق و معاويه را بر باطل مى‏دانست، به اين آزادى در ترديد احترام مى‏گذاشت و اجازه مى‏داد که هر کس در اين باب درنگ و ترديد کند و آنچه را صلاح مى‏داند، پيش گيرد.»
نکته ديگر درباره شرط علم، آن است که آيا کسب علم براى امر به معروف واجب است يا خير . به تعبير فنى و اصولى آن، آيا علم براى امر به معروف و نهى از منکر، شرط وجوب است، يا شرط واجب. براى مثال: آيا علم همچون استطاعت نسبت به حج است که هرگاه حاصل شد، حج بر مکلف واجب مى‏شود و تحصيل استطاعت واجب نيست، يا آن‏که همچون طهارت براى نماز به‏ شمار مى‏رود، که بايد آن را کسب کرد و نمى‏توان به عذر بى‏ طهارتى نماز را فرو گذاشت. به سخن ديگر امر به معروف بر شخص جاهل واجب نيست، يا آن که جاهل نيز مکلف به کسب علم و سپس امر به معروف است؟ تفاوت قضيه آن‏جا آشکار مى‏شود که اگر علم با شرط وجوب دانسته شد، عملا اين فريضه از گردن بسيارى افراد ساقط مى‏شود و افراد زيادى از شمول حکم خارج مى‏ شوند و اين با فلسفه اصلى اين فريضه سازگار نيست. اما اگر گفته شد که اين شرط، شرط واجب است، در آن صورت بر عالمان (عالمان معروف و منکر)، بالفعل واجب است و افراد جاهل نيز مکلفند تا معروف و منکر را بشناسند و به اجراى اين فريضه بپردازند.برخى فقيهان، همچون شهيد اول، علم را شرط وجوب دانسته و آن را از جاهلان ساقط شمرده‏اند. حال آن‏که ديگرانى چون شهيد ثانى در چند و چون اين شرط مناقشه کرده و آن را شرط واجب و لازم‏ التحصيل شمرده‏اند.( شهيد اول، ج ‏۳، ص 102- 101)
از فقهاى معاصر نيز امام خمينى، اين شرط را، شرط واجب شمرده و همگان را مکلف به کسب آن کرده و فرموده است: «آموختن شرايط امر به معروف و نهى از منکر و موارد وجوب و عدم آن، واجب است»، با توجه به جايگاهى که امر به معروف و نهى از منکر در نظام فکرى امام على‏ (ع) دارد و آن همه تأکيدات ايشان بر اجراى اين فريضه و اهميت آن، (که به آنها اشاره شد)، به نظر مى‏رسد که ايشان هيچ شرطى را براى تعطيل آن موجه نمى‏شمارد و مى‏کوشد تا زمينه رشد و گسترش اين فريضه فراهم آيد(موسوي خميني ،تحرير الوسيله ،ج 1 ، ص 479).

2-11-2-شرط دوم احتمال تاثير امر و نهي
دومين شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، احتمال تأثير امر و نهي است. فريضه امر به معروف و نهي از منکر، براي توسعه و بسط احکام الهي و جامه عمل پوشاندن به دستورات ديني در جامعه اسلامي و پرهيز از عمل به زشتي ها واجب شده است؛ بنابراين، بايد اقدام به آن مثمر ثمر بوده و در عمل مفيد فايده باشد؛ بايد فرد آمر و ناهي احتمال تأثير بدهد؛ و گرنه اگر علم و يا اطمينان به عدم تأثير داشته باشد، عمل به فريضه، واجب نخواهد بود. البته سقوط اين فريضه، تنها به صورتي منحصر است که علم يا اطمينان به عدم تأثير باشد و با ظن و گمان به عدم تأثير، هر چند قوي باشد، وجوب فريضه ساقط نخواهد شد ،همچنين اگر براي تحت تأثير قرار دادن شخص براي پذيرش عمل به معروف و ترک منکر، لازم باشد تا مقدمتاً از باب نصيحت، او را موعظه و ارشاد نمود، اين مقدمه نيز واجب مي شود. حتي اگر در موردي خود امر و نهي تأثير گذار نباشد، اما نصيحت و موعظه بتواند طرف را متأثر کند، همين اندازه نيز واجب خواهد شد. در صورتي که فرد عامل با يک بار امر و نهي متنبّه (آگاه) نشود و نياز به تکرار امر و نهي باشد، اين گونه تکرار نيز واجب است. ممکن است که شخصي تنها در صورتي آمادگي عمل به معروف و ترک منکر را داشته باشد، که او را در جمع و در پيش ديگران امر و نهي کرد. در اين صورت، امر به معروف و نهي از منکر نه تنها واجب نيست، بلکه براي پرهيز از هتک حيثيت طرف، جايز هم نخواهد بود؛ مگر مواردي که شخص به صورت آشکار و در ملأ عام معروفي را ترک و يا منکري را مرتکب شود.( موسوي خميني، ج ۱، ص ۴۴۴)
اگر مواردي پيش آيد که امر و نهي مستقيم، شخص را به عمل به معروف و نهي از منکر وادار نکند، اما در فرد ديگري که ناظر ماجرا است، تأثير بگذارد، طوري که اگر شخص دوم را نيز مستقيماً امر و نهي مي کرد، تأثير گذار نبود؛ در اين صورت واجب است فرد نخست را امر و نهي نمود، تا شخص دوم متنبه شده و به وظيفه اش عمل نمايد.همچنين اگر انسان بداند که سخن خودش مؤثر نيست، اما اگر فردي بزرگ تر، شخص را امر و نهي کند، مؤثر خواهد افتاد، لازم است که به فرد بزرگ تري بگويد که او را امر و نهي کند.( موسوي خميني، ج ۱، ص 445)
همه مواردي که ذکر شد، در صورتي است که عمل به اين فريضه، موجب ارتکاب حرام ديگر و يا ترک واجب ديگري نشود؛ يعني اگر تأثيرگذاري امر به معروف و نهي از منکر منوط به اين است که انسان خود به حرامي دچار شود و يا واجبي را ترک کند، اين فريضه واجب نخواهد بود؛ مگر در صورتي که مورد به گونه اي باشد که شارع مقدس به هيچ عنوان به تخلف از آن رضايت ندارد، مثل کشتن نفس محترمه که بايد و به هر صورتي که ممکن است، از آن جلوگيري کرد؛ حتي اگر موجب ارتکاب حرام ديگري چون ورود به خانه شخص بدون اجازه باشد.( موسوي خميني، ج ۱، ص 446)

2-11-3- شرط سوم استمرار عمل به معصيت
سومين شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، استمرار عمل به معصيت و يا ترک واجب است. از جمله شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، اين است که فرد عمل کننده، بر تکرار عمل به منکر و يا ترک واجب اصرار داشته باشد؛ يعني وقتي يک بار معصيت از او صادر شد، قصد انجام آن را براي بار دوم هم داشته باشد. در اين صورت است که امر و نهي او واجب مي شود،. اما اگر بعد از ارتکاب بار اول، تصميم به ادامه دادن آن را نداشته باشد، وجوب امر و نهي ساقط خواهد شد. همچنين اگر شخصي هنوز گناهي مرتکب نشده است، اما علم يا اطمينان حاصل شود که مي خواهد اقدام کند، لازم است او را از انجام آنچه اراده کرده است، نهي نمود.در مقابل نيز لازم نيست که تصميم بر عدم تکرار معصيت را اظهار و ابراز کند؛ بلکه اگر انسان به هر طريقي از تصميم بر عدم استمرار بر گناه شخص آگاه شود، نهي از منکر واجب نخواهد بود.البته لازم است توجه شود که امر کردن شخصي به توبه از معصيتي که از او صادر شده است، با نهي کردن او از منکري که مرتکب شده است، متفاوت است؛ يعني ممکن است کسي از گناهي که کرده، توبه و استغفار نکرده، اما تصميم بر ارتکاب مجدّد هم نداشته باشد، در اين صورت نهي از منکر کردن او واجب نيست؛ ولي امر کردن او به توبه واجب خواهد بود.بنابراين، خود توبه از گناهان، از واجبات شرعيه است و اگر شخصي گناهي را مرتکب شد و يا واجبي را ترک کرد، بر او واجب است که فوراً توبه نمايد. اگر علائم توبه از او آشکار نباشد، بر ديگران واجب است که او را امر به توبه نمايند، حتي اگر انسان شک کند شخصي که مرتکب حرامي شده است، توبه کرده است يا نه، باز واجب است که او را به توبه امر نمود؛ بنابراين، در نهي از منکر، شرط اصرار بر گناه لازم است؛ به بيان ديگر، وجوب نهي منوط به اين است که استمرار فاعل در معصيت محرز شود؛ اما در امر به توبه، نه تنها استمرار فاعل در معصيت لازم نيست، بلکه تا علم و اطمينان به حصول توبه محقق نشود. امر به توبه واجب است.

2-11-4- شرط چهارم عدم وجود مفسده
چهارمين شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، عدم وجود مفسده است و آن اين است که، عمل به فريضه، باعث تحقق مفسده ديگري نشود. اگر آمر يا ناهي علم و يا گمان داشته باشد که در صورت اقدام به امر به معروف و نهي از منکر، ضرر و زيان جاني يا حيثيتي و آبرويي و همچنين آسيب مالي قابل توجه به خود شخص يا نزديکان و ديگر مؤمنان وارد خواهد شد، وجوب فريضه ساقط مي شود. حتي اگر اين پيش بيني در حد علم و ظن هم نباشد؛ ولي در حدي است که عقلا احتمال ضرر مي دهند، عمل به فريضه واجب نخواهد بود. البته در مواردي که گفته شد، نه تنها عمل به فريضه واجب نمي شود، بلکه چون القاي نفس در تهلکه (به خطر انداختن جان و مال) محسوب مي شود، از حرمت شرعي نيز برخوردار خواهد شد (حرام است)؛ يعني مکلّف نمي تواند با وجود احتمال (عقلايي) بروز ضرر نسبت به جان، حيثيت و يا اموال قابل توجه، باز به انجام فريضه اصرار نمايد. بله، اگر توجه ضرر به مال خود شخص است و اين ضرر در حدي نيست که او را دچار سختي و شدّت نمايد، مي تواند آسيب مالي را تحمل کرده و به انجام فريضه اقدام کند. ( مطهرى، ج‏۲۰، ص ۲۰۷)

فصل سوم:
جايگاه فقهي امر به معروف و نهي از منکر در فقه سياسي

3-1-آمران به منكر و ناهيان از معروف در فقه سياسي
در نقطه مقابل پيامبران(ص) و انسانهاي مؤمن و امر كنندگان به معروف و نهي كنندگان از منكر، قرآن كريم از كساني نام ميبرد كه مردم را به انجام منكرها فرا ميخوانند و از انجام معروفها نهي ميكنند! آنان عبارتند از: شيطان، كافران، منافقان و نفس اماره كه در ذيل به بررسي ويژگيهاي آنها ميپردازيم:

3-1-1- شيطان
واژه شيطان؛ در لغت به موجود متمرد و سركش از فرمان خداوند، گفته ميشود، خواه انسان باشد يا جن يا ديگر جنبندگان.اما غالباً، منظور از شيطان، همان ابليس است كه از فرمان پروردگار، براي سجده كردن در برابر حضرت آدم سركشي و عصيان كرد. ابليس پس از رانده شدن از جايگاه فرشتگان، سوگند خورد كه با تلاش تمام به اغواء و گمراه كردن انسانها همت گمارد. بنابر اين اغواگري كار دائمي شيطان است و او انديشه ديگري براي بشر در سر نميپروراند لذا انسانها بايد با تقويت نور ايمان و ياد خداوند و پايبندي به فرمان الهي، خود را در برابر تهاجم بي امان، پيوسته و همه جانبه شيطان، مصونيت بخشند(صافي گلپايگاني،1375،چاپ دوم).
نكتهها
1- شيطان در اغوا و اضلال (گمراهي) انسان، از راههاي گوناگون و روشهاي متنوع بهره ميگيرد مانند: وسوسه كردن، به كار بردن مكر و حيله، فريب دادن، ايجاد دشمني و كينه، تزيين و خوب جلوه دادن كارهاي ناپسند و…
2- شيطان، در كار اغواگري و گمراه سازي، تنها نيست و ياران و همدستان فراواني دارد. او سپاه ويژهاي را ساماندهي كرده است. اين ياران شيطان، ممكن است از جنس خود شيطان (جن) باشند يا از جنس انسان.
3- شيطان، تنها وسوسهگري ميكند و چيزهاي بد را خوب جلوه داده و كارهاي خوب را غيرضروري، بي فايده، مضر و بد نشان ميدهد اما نميتواند انسان را به اجبار وادار به كار زشت كند.
4- قرآن كريم، مكر و كيد شيطان را ضعيف دانسته است. اگر انسانهاي مؤمن، دل و جان خود را با ياد خدا نوراني كنند، اين نورانيت دژي مستحكم براي شخص مومن ايجاد ميكند و او را از آسيبهاي ظلمت و تاريكي و وسوسههاي شيطاني، حفظ ميكند.
5- انسانها، غالباً به گناهان و لغزشهايي آلوده ميگردند، در اين صورت بايد فوراً راه توبه در پيش گيرند و در اين زمان به وسوسه شيطان فريفته نگردند.
شيطان از دو گونه وسوسه براي گناهكار بهره ميگيرد:
وسوسه اميد دادن:
هنوز جواني، فرصت زيادي داري، بعداً توبه ميكني و…
1- وسوسه نااميد كردن:
تو كه حالا غرق گناه شدهاي، چه كسي تو را قبول دارد؟ آب كه از سرگذشت چه يك ني، چه صد ني و…

3-1-2-كافران
واژه كفر به معناي پوشاندن، كتمان، الحاد، ناسپاسي و… آمده است و به كساني كه توحيد، معاد و نبوت را نميپذيرند، كافر گفته ميشود، منظور از كافر در اينجا،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع امر به معروف، استفاده از زور، نماز جمعه، آرمان شهر Next Entries تحقیق رایگان با موضوع امر به معروف، نهج البلاغه، وجود خداوند، نفس اماره