تحقیق رایگان با موضوع افراد مبتلا، اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب فراگیر، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

عمل نميكنند و باعث ميشوند كه فرد تقريباً در تمام اوقات مضطرب باشد (باچر، منیکا وهولي، 1388).
2-4-ديدگاه رفتاري:
به طور كلي رفتارنگرها عقيده دارند كه افراد مبتلا به GAD نخست از راه شرطي شدن ترس را ميآموزند و سپس اجتناب از پارهاي اشيا، موقعيتها يا رويدادها را فرا ميگيرند (دادستان، 1380) بنابر باور ولپي (1985، به نقل از ليهي و هالند، 2000) همراهي يك محرك با محرك غير شرطي فراخوان ترس، منجر به شرطيسازي و در نتيجه يادگيري واكنش ترس ميگردد. براساس مدل بازداري تقابلي وي، ممكن است با روش همراه كردن محركهاي ترس با پاسخ ناسازگار با آن (مانند آرميدگي، جرات مندي، يا برانگيختگي جنسي) بتوان ترس را يادگيري زدايي كرد. از ديگر مدلهاي كاهش ترس، ميتوان به خاموشسازي، خوگيري، مواجهه، تغيير در انتظارات، و خودكار آمدي اشاره كرد.
استفاده درماني از مدلهاي رفتاري ولپي و ديگران ممكن است در GAD تا حدي پيچيدهتر از ديگر اختلالات اضطرابي باشد. (الهيي و هالند، 2000) زيرا متفاوت با افراد مبتلا به اختلالهاي هراس كه ترس يا اجتناب از موقعيتها يا اشيا معدودي را آموختهاند. طيف اين گونه ترسها در مبتلايان به GAD بسيار گستردهتر است. (دادستان، 1380) بنابراين، درمانگران بسته به نياز بيمار ممكن است از چندين روش رفتاري استفاده كنند. اين تكنيكها عبارتند از: بازسازي سلسله مراتب ترس و مواجهه طرحريزي شده با موقعيتهاي ترسآور، همراه كردن آرميدگي با بروز ترس در اين موارد، حساسيتزدايي، توقف افكار، الگوسازي، تقويت شرطي (و تنبيه شرطي) آموزش جرات مندي، آموزش خودكار آمدي، و آموزش حل مساله (ليهي و هالند، 2000) با اين حال نكتهاي كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه به رغم اين كه پژوهشگران به اين نكته دست يافتهاند كه اختلالهاي اضطرابي و پاسخهاي اجتنابي ميتوانند براساس شرطي شدن كلاسيك يا مشاهده الگوها ايجاد شوند، اما نتوانستهاند اين نكته را ثابت كنند كه چرا اختلالها معمولاً در پي چنين شرايطي ايجاد ميشوند. (دادستان، 1380)
2-5-مدل شناختي اختلال اضطراب فراگير:
پژوهشهاي انجام شده حاكي از نقش شناختهاي نابهنجار در شروع، تداوم و تشديد نگراني و اضطراب در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگير (GAD) است (بريتولتز، جانسون و اوست، 1999؛ استارسیويك و برلی، 2006) براساس نظر استارسیويك و برلی (2006)، شناختها از طريق عقايد زيربنايي يا فرايندهاي شناختي مورد استفاده فرد موجب بروز نشانههاي اختلال اضطراب فراگير (GAD) ميشوند. اين اختلال در نتيجه فرايندهاي شناختي تحريف شده يا مخدوش به وجود ميآيد. اين بيماران رويدادها و محركهاي مبهم را تهديدآميز ميبينند و به فجايع آينده توجه ميكنند. استارسیويك و برلی (2006) پيشينه مربوط به GAD را به منظور ارزيابي اختصاصي بودن سازههاي شناختي در GAD مرور كردند. نگراني آسيبشناختي و نداشتن تحمل بلاتكليفي، در مقايسه با ساير اختلالها، بالاترين همبستگي را با GAD داشتند. (استارسیويك و برلی، 2006) اين متغيرهاي شناختي تعامل بين شناختها و رفتارها را به نمايش ميگذارند كه در رويكرد شناختي درمان GAD مورد توجه هستند. (بوركویك و كاستلو، 1993) فهم افكار يا سازههاي خاصي كه موجب بروز و تداوم اضطراب ميشود به رويكرد درماني كمك ميكند.
2-6-مدلهاي ویژه اختلال اضطراب فراگير:
در سالهاي اخير چندين نظريه جديد در چهارچوب عمدتاً شناختي- رفتاري براي تبيين اختلال اضطراب فراگير توسعه يافته است كه از جمله ميتوان به مدل اجتناب از نگراني29 اختلال اضطراب فراگير (AMW، بركوويک، الکاین و بهار؛ 2004؛ ديدگاه فراشناختي30 (MCM؛ ولز، 1995؛ الگوي بدتنظيمي هيجاني31 (EDM، منين و همكاران، 2002)، مدل مبتني بر پذيرش اختلال اضطراب فراگير32 (ABM؛ رومر و اورسيلو، 2002) و مدل عدم تحمل بلاتكليفي33 (IUM، داگاس و همكاران، 1995) اشاره كرد. مدلهاي اخير ديدگاههاي منحصر به فرد و جديدي را در نظريه و درمان اختلال اضطراب فراگير (GAD) پيشنهاد ميكنند. با راه اندازي نظريه اجتناب از نگراني توسط بوركوويك و همكاران (2004)، هر يك از مدلهاي بعدي بر مكانيزمهاي آسيبزاي گوناگون تاكيد كردند كه منجر به راهبردهاي جديدي در درمان اختلال اضطراب فراگير شد. اصول و مباني اساسي هر يك از مدلهاي مطرح شده در ادامه بيان خواهد شد.
2-6-1-مدل اجتناب از نگراني اختلال اضطراب فراگیر
مدل اجتناب از نگراني اختلال اضطراب فراگیر(بوركوويک، 1994؛ بوركوويک، الكاين،34 و بهار، 2004) مبتني بر نظريه دو عاملي ماورر35از ترس (1947) و همچنين برگرفته از مدل پردازش هيجاني فوآ و كوزاك (فوآ و كوزاك، 1986؛ فوآ، هاپرت36 و كاهيل37، 2004) است.
براساس نظريه دو عاملي ماورر (1947)، ترس به وسيله شرطي سازي كلاسيك ياد گرفته ميشود و سپس به وسيله شرطيسازي عاملی تداوم مييابد. هنگامي كه ترس ياد گرفته ميشود، اجتناب رفتاري از موقعيتها و محركهاي وابسته به ترس به واسطه كاهش پريشاني، به طور منفي تقويت ميشود. با اين حال، اشكال اجتناب رفتاری آشکار هميشه براي تداوم اضطراب ضرورت ندارد. فرار يا اجتناب شناختي، از قبيل تصور اجتناب از موقعيت ترسآور، ممكن است مانند اجتناب رفتاري آشكار عمل كند، حتي زماني كه امكان اجتناب رفتاري واقعي وجود ندارد (بوركوويک، 1979).
طبق مدل پردازش هيجاني فوآ و كوزاك (1986) اختلالهاي اضطرابي به عنوان نقايص خاص در شبكههاي هيجاني حافظه در نظر گرفته ميشود. آنها معتقدند كه شبكه ترس افراد مبتلا به اختلالهاي اضطرابي از طريق برآوردهاي نادرست از تهديد، ارزش دادن بيش از حد به رويدادهاي ترسناك و عناصر افراطي پاسخ (مانند واكنش فيزيولوژيكي) مشخص ميشود و نسبت به تغيير مقاوم هستند. اين پايداري ميتواند بازتاب شكست در دسترسي به شبكه ترس باشد، به دليل اينكه اجتناب فعال از محتواي شبكه ترس مانع رويارويي همزمان با موقعيتهاي اضطراب برانگيز در زندگي روزمره ميشود. علاوه بر اين اضطراب ميتواند به دليل اختلال در مكانيسم خاموش سازي تداوم يابد (بارلو، 2008).
بوركوويک و همكاران (1993) نگراني را به عنوان زنجيرهاي از افكار و تصاويري تعريف كردهاند كه داراي درون مايه عاطفي منفی و نسبتاً غير قابل كنترلاند و دلالت بر تلاش فرد جهت مساله گشايي رواني در مورد موضوعات واقعي يا خيالي دارد، پيامدهاي آنها نامعلوم است، اما شامل يك يا چند پيامد منفي است. (لانگلوي،38 فريستون، لادوسر، 2000؛ موريس و همكاران، 2005؛ ديوي39 و وليز، 2006؛ هانگ40، 2007) به عقيده بوركوويک، ري41، استوبر42 (1998) نگراني به دو دسته تقسيم ميشود، نگراني آسيبشناختي كه بر مبناي فراواني، شدت و مدت نگراني، توانايي افراد در كنترل آن و اختلال در كاركرد فرد، از نگراني غير آسيبشناختي متمايز ميشود (ريق43، و ساندرسون، 2004) به عبارت ديگر، هنگامي نگراني جنبه آسيبشناختي به خود ميگيرد كه مزمن، افراطي، و كنترل ناپذير شود و باعث از بين رفتن لذت زندگي فرد شود (كوين44، اوميت45، و دوزيس46، 2008) به علاوه، نگراني غير آسيبشناختي به احتمال كمتري همراه با علايم فيزيولوژيك نگراني آسيبشناختي است (ريق و ساندرسون، 2004).
بوركوویک و همكاران (2004) معتقدند نگراني شكل ديگري از اجتناب شناختي است، كه از پردازش هيجاني موضوعات ترسآور جلوگيري ميكند، مانند اجتناب رفتاري از مارها كه مانع از پردازش موثر ترس در افراد مبتلا به فوبي مار ميشود. بوركوویک و همكاران (2004) براساس سالها پژوهش هدفدار، پيشنهاد ميكنند كه نگراني براي اجتناب از تجارب ناخواسته متعددي عمل ميكند: تصاوير آزاد دهنده، برانگيختگي فيزيولوژيك، رويدادها يا پيامدهاي منفي در آينده، و احتمالاً، هيجان شديد و دردناك مرتبط با تروماهای گذشته و يا عوامل بين فردي و اجتماعي. در حقيقت، نگراني تا حد زيادي كلامي- زبان شناختي- فكري است و كمتر به صورت تصوير سازي است. تجسم موضوعات هيجاني در مقايسه با تفكر كلامي- زبانشناختي درباره چنين موضوعاتي پاسخهاي فيزيولوژيك و هيجاني بيشتري را فرا ميخواند. (ورانا47، كات برت48، و لانگ49، 1986)، علاوه بر اين، نگراني در عين اضطراب ذهني، پاسخ فيزيولوژيك به تصوير ذهني تهديد كننده را سركوب ميكند (بوركوویک و هو50، 1990؛ بوركوویک، ليونفيلدز51، ويسر52، و ديل53، 1993).
به عقيده بوكوویک و همكاران (2004) نگراني علاوه بر اجتناب از تجارب دروني آزاردهنده، ميتواند به عنوان اجتناب از رويدادهاي خارجي واقعي عمل كند. انسانها داراي ظرفيت منحصر به فردي براي تفكر در مورد آينده و پيشبيني رويدادهاي آينده هستند، و همين قابليت به انسانها اجازه ميدهد كه راههاي دخيل احتمالي در رويدادهاي خواسته و ناخواسته را شناسايي كنند. به عبارت ديگر، توجه به آينده، منجر به رفتار حل مساله پيشگيرانه و پيشگيري از تهديد ميشود. هنگامي كه اين راهبرد شناختي به طور روزمره به غلط به كار برده ميشود، مانند زماني كه هيچ تهديد واقعي وجود ندارد، يا زماني كه مشكل پيش رو به طور مبهم تعريف شده است، اين فرآيند نگراني ممكن است به واسطه فقدان فاجعه به طور منفي تقويت شود. اگر افراد به غلط فقدان پيامدهاي منفي را به اشتغال ذهني قبليشان با نگراني نسبت دهند، همچنان به نگراني به عنوان وسيلهاي براي اجتناب از تهديدههاي بيشتر در آينده تكيه خواهند كرد. افرادي كه نگراني بيشتري دارند، فرصت كمتري دارند تا آنچه در غياب نگراني ممكن است رخ دهد، را تجربه كنند. افراد مبتلا به GAD به طور معمول باورهاي مثبت مختلفي درباره نگراني دارند و نگراني را به عنوان روشي موثر براي جلوگيري از پيامدهاي منفي و يا آمادگي براي رويدادهاي ناخواسته در نظر ميگيرند.
در نهايت، نگراني شديد ممكن است به عنوان شيوهاي براي اجتناب از موضوعات هيجاني مشكلساز عمل كند. اگر چه تفكر درباره احتمال تهديد در آينده موجب پريشاني و اضطراب ذهني ميشود، در عين حال ميتواند توجه افراد را از تجارب هيجاني دردناكتر منحرف كند. افرادي كه از GAD رنج ميبرند، نسبت به گروه غير مضطرب اين دليل را براي نگراني قبول دارند (بوركوویک و رومر، 1995) افراد مبتلا به GAD همچنين به احتمال بيشتري نسبت به همتايان غير مضطرب خود تجاربي در گذشته از قبيل رويدادهاي تروماتيك (رومر، مولينا54، ليتز55، و بوكوویک، 1997) و دلبستگي ناايمن نسبت به مراقب خود در دوران كودكي (كسيدي56، 1995؛ شات57، و همكاران، 1997) گزارش كردهاند. بنابراين، بسياري از افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، قبل از اينكه مهارتهاي لازم براي پردازش و سازگاري با چنين رويدادهايي، به طور طبيعي در آنها ايجاد و رشد يافته باشد، ممكن است از رويدادهاي عاطفي رنج ببرند، و در نتيجه نگراني به عنوان شيوهاي براي مديريت هيجانات منفي حل نشده مرتبط با وقايع دوران كودكي همچنين وقايع بين فردي جاري عمل ميكند.
به طور خلاصه در اين مدل اعتقاد بر اين است كه نگراني يك فعاليت غالباً كلامي و تفكر محور است كه سبب بازداري تصويرسازي ذهني آشكار ميشود و با فعاليت بدني و هيجاني رابطه دارد. اين بازداري جسماني و هيجاني مانع تجربه فرآيند هيجاني با ترس ميشود، فرآيندي كه به لحاظ نظري مستلزم خوگيري و خاموشي است. (بهار، دي ماركو58، هكلر59، مالمن60، و استاپلز61، 2009). لذا ميتوان نگراني را به عنوان نوعي تلاش شناختي غير موثر براي حل مسئله و حذف تهديد ادراك شده، در نظر گرفت كه همزمان با آن از تجارب جسماني و هيجاني آزارنده اجتناب ميشود. (بوركوویک و همكاران، 2004) براساس اين مدل، تصاوير ذهني فاجعه آميز جاي خود را به فعاليت كلامي كاهنده پريشاني و فعاليت جسماني ميدهند. به اين ترتيب، نگراني از طريق حذف تصاوير آزارنده و ترسناك به طور منفي تقويت ميشود. (بوركوویک، 1994؛ بوركوویک و همكاران، 2004) همچنين نگراني به واسطه باورهاي مثبت و اجتناب از پيامدهاي منفي در آينده، بيشتر تقويت ميشود. باورهاي مثبت هنگامي تقويت ميشوند كه رويدادهاي منفي اتفاق نميافتد يا به طور موثري مديريت ميشوند، در نتيجه نگراني بيشتر و بيشتر تقويت ميشود (بهار و همكاران، 2009) در واقع، اجتناب شناختي فرآيندي است كه به واسطه آن اجازه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع اختلال استرس پس از سانحه، اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب فراگیر، افراد مبتلا Next Entries تحقیق رایگان با موضوع افراد مبتلا، سلسله مراتب