تحقیق رایگان با موضوع ازدواج مجدد، تعدد زوجات، حقوق زنان، عقد ازدواج

دانلود پایان نامه ارشد

عناوين فقهي قبل از پيدايش دين نيز در ميان جوامع مطرح بوده؛ چنان كه بيع به معناي عقد نيست، بلكه به معناي نقل ملك است و قهراً نكاح نيز چنين است؛ شاهد، اين كه در موقع عقد هنگامي كه زن به عنوان طرف قرار داد مي گويد: (انكحت)، عقد را قصد نمي كند، بلكه سلطه مرد و صاحب حق شدن او در كامجويي از همسرش را در برابر مهر معيّن قصد دارد. پس مراد از نكاح و ازدواج، همان حق همخوابگي است و مجازاً به عقد ازدواج اطلاق مي گردد. اين به جهت علاقه سببيّتي است كه بين عقد خاص باحصول اين حق وجود دارد.14
شمس الدين سرخسي مي گويد:
«اعلم بأنّ النكاح فى الفقه عبارة عن الوطء وحقيقة المعني فيه هو الضمّ ومنه يقال: انكح الظئر ولدها؛ أى ألزمه وأحد الوطئين ينضمّ إلي صاحبه فى تلك الحالة فسمّى فعلها نكاحاً… ثمّ يستعار للعقد مجازاً إمّا لأنّه سبب شرعي يتوصل به إلي الوطء أولأنَّ فى العقد معني الضمّ، فإنّ أحدهما ينضمّ به الآخر ويكونان كشخص واحد فى القيام بمصالح المعيشة وزعم الشافعى أنّ اسم النكاح فى الشريعة يناول العقد فقط وليس كذلك، فإنّه قال اللّه تعالى »حَتّي إذا بَلَغُوا النِّكاحَ»
بدان كه واژه نكاح در فقه همان وطي است كه معناي حقيقي آن ضميمه شدن است؛ چنان كه گفته مي شود: (انكح الظئر ولدها؛ يعني دايه به فرزندش پيوست)، و زن و شوهر در حالت خاصي به هم پيوسته اند و لذا كار آن دو نكاح است… و بعدها اين واژه مجازاً براي عقد استعمال شده است، يا به سبب آن كه عقد وسيله شرعي براي وصول به وطي است، يا به دليل اين است كه در عقد معناي ضميمه شدن وجود دارد، زيرا زن و شوهر به وسيله عقد به هم مي پيوندند و مثل شخص واحدي مي شوند كه به كارهاي زندگي مي پردازد، ولي شافعي تصور كرده كه نكاح در شرع اسلام به معناي عقد است، ولي چنين نيست؛ چنان كه خداوند مي فرمايد: (حتّي إذا بلغوا النكاح؛ تا موقعي كه كودكان به نكاح برسند) كه معنايش بلوغ به حدّ احتلام است، نه اين كه واقعاً عقد ازدواج خوانده باشند.15

بنددوم: مفهوم اصطلاحی واژه ازدواج
ازدواج، در عرف و شرع ، پیمان زناشویی است و بر اساس آن، برای مرد و زن نسبت به یک‌دیگر، تعهّداتی اخلاقی و حقوقی پدید می‌آید که سرپیچی (از بسیاری) از آن‌ها، عقوبت و کیفر را در پی خواهد داشت.16
در تعریف اصطلاحی ازدواج آمده است: «قراری است مبتنی بر قانون، شرع، عرف، گفتار یا آئین خاص بین یک زن با یک مرد، برای ایجاد رابطه‌ی جنسی و معمولاً اساس خانواده‌ی فرزندزایی را تشکیل می دهد.».17
«ازدواج سبب دوام و پایداری نسل است و بقای بشر به آن وصل است. این قانون نظام آفرینش است و بر کل هستی حاکم میباشد.18
امّا علاوه برکارکرد تولید مثل و فرزندزایی، امر ازدواج باعث تکمیل نقائص و تکامل وجودی هر یک از زوجین است. در حقیقت میتوان گفت:
«ازدواج قراردادی رسمی برای پذیرش یک تعهّد متقابل جهت زندگی خانوادگی است که آدمی در سایه‌ی آن در خط سیر معیّن و شناخته شدهای از زندگی قرار میگیرد. زن و مرد در سایه‌ی ازدواج مکمّل یکدیگر میشوند و هرکدام میتوانند طریق سعادتمندی را پیش بگیرند.»19
بشر در طول تاریخ در مواجه با پدیده‌ی ازدواج یا راه افراط را پیموده و یا به تفریط کشیده شده است. گروهی به دون توجّه به کارکرهای مثبت امر ازدواج، به سرکوب آن پرداخته اند و معتقدند روابط جنسی به هرصورتی که باشد منافی با کمال انسانی است. بودائیان، راهبان و پدران کلیسا و برخی فرقه های دیگر را می توان از این دسته شمرد. گروه دیگر در رویکردی کاملاً متفاوت، تمامی عقده های روحی بشر را ناشی از سرکوب تمایلات جنسی دانسته و تنها راه سلامت روانی را بازگذاشتن راه ارضای بی قید و شرط غریزه جنسی دانسته اند.20
غریزه‌ی سرکش جنسی در سایه‌ی خانواده مهار می­شود و تا سالیان متمادی به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد محبّت بین زوجین، به جای هرز رفتن، نهال مقدّس زندگی زناشویی را آبیاری کرده و باعث تداوم عقد و الفت و تحکیم روابط بین همسران می­شود. از همین روست که چه در تعالیم دینی و چه در توصیه­های تربیتی، به فراهم آوردن شرائط و لوازم سریع ازدواج برای جلوگیری از انحراف جنسی آنها تأکید فراوان شده است.21
در مفهوم اصطلاحی ازدواج آورده اند:
ازدواج قراردادی رسمی برای پذیرش یک تعهد متقابل به منظور تشکیل زندگی خانوادگی است تا طرفین ازدواج در سایه آن، در خط سیر معین و شناخته شده ای از زندگی قرار گیرند. این قرارداد با رضایت و خواسته زن و شوهر و بر مبنای آزادی کامل دو طرف منعقد می گردد و در پرتو آن، روابطی بس نزدیک بین آن دو پدید می آید. این قرارداد، ارتباط و پیوند دوطرفه به وسیله الفاظ و عباراتی معین انجام می گیرد که آن را «عقد» یا پیمان ازدواج می نامیم. 22
«ازدواج و تشکیل خانواده، خدمتی است برای پدید آمدن یک کانون آسایش و خوش بختی و نشاط طبیعی، ارضای غریزه جنسی، لذت بردن از زندگی، بهره مندی از محبت و تعاون و مددکاری و سرانجام امتزاج دو روح در افق محبت و هم آهنگی و اتصال دو دریا از نیرو و قدرت، برای رسیدن به هدفی متعالی».23
گفتاردوم :واژه ازدواج مجدد
مرد مجرد یا همسر از دست داده ، در قوانین حقوقی کشورمان هیچ منعی برای ازدواج مجدد ندارد . هیچ قانونی نیز وجود ندارد که به شکل غیر مستقیم مانع از ازدواج مجدد وی گردد . اما براساس آیه صریح قرآن ، مرد همسردار می تواند به شرط عدالت ، تا چهار همسر اختیار نماید .
« وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا… » (نساء/ ۳ ) «پس آن کس از زنان را به نکاح در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است . دو یا سه یا چهار و اگر بترسید که چون زنان متعدد بگیرید ، راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید ، پس تنها یک زن اختیار کرده یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است»
براساس آیه فوق ، استنباط شده است که « ازدواج مجدد حق شرعی هر مسلمان شیعی اثنی عشری است. و مرد مجاز است تا چهار همسر دائمی اختیار کند ، بدان شرط که بتواند عدالت بین زوجات را رعایت نماید . مردی که از احتمال ستم و بی عدالتی بین همسران خود بیم دارد ، طبق سفارش آیه نباید بیش از یک همسر اختیار کند و باید به همان یک همسر یا کنیزی که دارد اکتفا نماید.24

بنداول: مفهوم لغوی واژه ازدواج مجدد
ازنظرلغوی ازدواج مجدد ،عقد (قرارداد) بین یک مرد و یک زن، که برای بار دوم یا چندم در زندگی زوج یا زوجه رخ می‌دهد.25

بنددوم:مفهوم اصطلاحی واژه ازدواج مجدد
عموم مسلمانان، مشروعيت تعدد زوجات را پذيرفتهاند. عليرغم اينكه ازدواج موقت فقط در فقه شيعه پذيرفته شده، ولي اختيار چند همسر دائمي در بين تمام فرق مسلمين مورد قبول است؛ زيرا در قرآن كريم اصل ازدواج با چند زن تحريم نشده، اگرچه اختيار مرد در نكاح با چند زن مشروط واقع شده است. روايات معتبري از شيعه و سني در جواز تعدد زوجات وجود دارد كه جاي هرگونه شك و ترديدي را دراين باره از بين ميبرد. همچنين سيره معصومان (ع) و مسلمانان در طول تاريخ مويد جواز تعدد زوجات است.26
ازدواج مجدد، در مواردي ممنوع و برخي از اوقات مباح و مشروط به رعايت شرايطي است كه در شرع و قانون پيشبيني شده و در هيچ موردي استحباب يا وجوب براي آن اثبات نميشود. مواردي كه ازدواج مجدد ممنوع است، عبارتنداز:
ـ «جمع بين دو خواهر ممنوع است».27 ـ «‌جمع بين دو زن فاطمي (سادات) بنا به نظري مكروه و بنا به نظر ديگر حرام است، برخي هم عقيده به حرمت و بطلان نكاح دوم دارند».28
ـ «جمع بين عمه و دختر برادر و خاله و دختر خواهر ممنوع است».
ـ «زن در دوران عده طلاق رجعي، در حكم زوجه است و يكي از چهار زن محسوب ميشود».
-«ازدواج مجدد با بيش از چهار زن ممنوع است» .29
ازدواج مجدد با شرايطي مباح است، دو شرطي که در حالت مباح بودن مورد اتفاق فرق مسلمين و فقهاي شيعه است، عبارتند از:
‌ رعايت عدالت بين زنان؛ رعايت مساوات بين زنان و حقوق آنان اعم از نفقه، حسن معاشرت، حق مبيت و مضاجعت كه در كتب فقهي به رعايت حق قسم «رعايت حق مضاجعت و هم بستري» زنان تعبير شده است.قدرت بر انفاق؛ از نظر شرعي جايز نيست كسي به نكاح با زني اقدام كند، خواه با يك زن و خواه با بيش از يك زن، مگر توان پرداخت هزينههاي نكاح و توانايي انجام تكاليف آن و استمرار در اداي نفقه واجب زن را داشته باشد.30
اما در تعريف مفهوم اين شروط و ضمانت اجراي تحقق آن و ضرورت استيذان از دادگاه و اينكه بعد از خروج مرد از عدالت و قدرت بر انفاق پس از ازدواج مجدد چه ضمانت اجرايي وجود دارد. اختلاف نظرهاي زيادي بين حقوقدانان و فقها وجود دارد و بدين سبب هر يك از كشورهاي اسلامي به نحوي كوشيدهاند از سوءاستفاده تعدد زوجات پيشگيري نمايند و براي خروج مرد از عدالت تدبيري بينديشند، در اين تحقیق حدود، شرايط و ضمانت اجراي تعدد زوجات در كشورهاي اسلامي مورد مطالعه واقع شده است.31

گفتارسوم: واژه فقه

«فقه» دستور و مقررات زندگی در ابعاد مختلف آن است؛ به همین دلیل باید به نحوی تدوین شود كه جوابگوی نیازهای هر عصری باشد. كامل‌ترین برنامه حیات بشری از سوی خداوند متعال به وسیله پیامبر اسلام ( صلّی الله علیه و آله ) ارسال گردیده و فقیهان الهی در عصر غیبت به فراخورِ خود این مقررات و احكام را استنباط نموده‌اند. به دست آوردن صحیح قوانین و احكام الهی است كه فقه را به عنوان ابزار استنباط، ‌ارزشمند نموده و جایگاه آن را مشخص می‌سازد. برای این كه جایگاه «فقه شیعه» را روشن نمائیم.

بنداول: مفهوم لغوی واژه فقه
«اكثر لغت نویسان فقه را به معنای ادراك و فهم مطلب تفسیر نموده‌اند.» 32
فقه دردیدگاه فقیهان، عبارت است از «علم به احكام شرعیه از راه ادلّه تفصیلی آنها.
شهید ثانی می‌فرماید:
فقه در لغت به معنای فهم و در اصطلاح «علم به احكام شرعیه كه از راه ادلّه تفصیلی آنها به دست می‌آید استعمال می شود».33
فقه دانش بدست آوردن احکام شرعی فرعی بوسیله روش‌های معینی از منابع فقه‌است.34

بنددوم: مفهوم اصطلاحی فقه
علم فقه به دلیل عهده‌دار بودن ترسیم راه حیات و زندگی، در ابعاد گوناگون و بیان عبادات و مناسك و حرام و حلال الهی و نظام ازدواج و میراث و كیفیت قضاوت و حلّ خصومت‌ها و منازعات، و در یك كلام، چگونگی نزدیكی به خداوند متعال و جلب رضایت او، دارای جایگاهی بس عظیم وبزرگ است و تنها راه دقیقِ فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است؛ زیرا فقه در هر زمینه‌ای دارای حكم است و چیزی در عالم نیست، مگر این كه یكی از احكام خمسه «واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح» شامل آن می‌شود و برنامه‌ای است كه انسان از قبل از تولد تا بعد از وفات به آن نیازمند است و بدون آن كمال بشری به دست نمی‌آید.احکام شرعی دو دسته هستند:
-احکام اصلی: باورهایی که یک فرد مسلمان از طریق استدلال عقلی آنها را بدست می‌آورد. این باورها را مسلمانان در دانش عقائد بررسی می‌کنند.
-احکام فرعی:بخش عمدهٔ آن نحوه انجام مناسک دینی و مناسبات اجتماعی است و بخش دیگر آن که احکام فقهی نام دارد به هر کاری یکی از پنج حکم فقهی را نستب می‌دهد. که مسلمانان آن را در دانش فقه بررسی می‌کنند.
برای بدست آوردن احکام (اعم از اصلی و فرعی) به کار گیری علوم مختلفی لازم است، که از آنها به عنوان مقدمات اجتهاد نام می‌برند.35
گفتارچهارم :واژه فمنیسم
باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریّه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان مبارزه می‌کند. به هرحال نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که فمینیسم به معنای برابری (حقوق) زن

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع ازدواج مجدد، ضمن عقد، عقد نکاح، انتخاب همسر Next Entries تحقیق رایگان با موضوع جنبش اجتماعی، قانون حمایت از خانواده، گناهان کبیره، ایران باستان