تحقیق رایگان با موضوع اختلال استرس پس از سانحه، اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب فراگیر، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

ر عامل نشانه های اضطراب قابل مشاهده توسط دیگران تفاوت وجود دارد.
3- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی درعامل ترس از عدم کنترل شناختی تفاوت وجود دارد.
4- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل عدم پذیرش پاسخ های هیجانی تفاوت وجود دارد.
5- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل دشواری درانجام رفتار هدفمند عامل تفاوت وجود دارد.
6- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل دشواری در کنترل تکانه تفاوت وجود دارد.
7- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل فقدان آگاهی هیجانی تفاوت وجود دارد.
8- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی تفاوت وجود دارد.
9- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل عدم وضوح هیجانی تفاوت وجود دارد.
10- بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی در عامل نگرانی تفاوت وجود دارد.
متغیرهای پژوهش:
متغیر های اساسی این پژوهش شامل موارد زیرند:
متغیر مقایسه ای: حساسیت اضطرابی، نگرانی و مشکل در تنظیم هیجان
متغیرمقوله ای: گروه (افرادمبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ، اختلال استرس پس از سانحه و افراد عادی).
1-6-تعریف متغیرها:
تعریف مفهومی:
-حساسیت اضطرابی: حساسیت اضطرابی به ترس ازاحساسات مرتبط با اضطراب یا نشانه های اضطرابی اشاره دارد و از این عقیده ناشی می شود که این نشانه ها پیامدهای بالقوه آسیب زای جسمانی، روانشناختی و یا اجتماعی دارند(رایس و مک نالی ،1985).
مشکل در تنظیم هیجان: مشکل در تنظیم هیجان شامل پاسخ های ناسازگار به هیجانات، عدم پذیرش و مشکل در کنترل رفتارها در مواجهه با پریشانی هیجانی و مشکلاتی در استفاده کاربردی از هیجان به عنوان منبع اطلاعات را شامل می شود (کرتز و رومر،2004).
نگرانی: نگرانی به صورت رشته ای از افکار منفی که غالبا کلامی اند و هدفشان حل مسئله است تعریف شده است (بورکوویک، رابینسون، پروزینسکی، و دپری،281983).
-اختلال اضطراب فراگیر(GAD): اضطراب ونگرانی مفرط (انتظار توام با نگرانی) که در اکثر اوقات، در موردشرایط ، رویدادها یا تعارض های واقعی، به مدت بیش از شش ماه بروز می کند، اضطراب و نگرانی با حداقل سه مورد از موارد زیر ارتباط دارد: بی قراری، به راحتی خسته شدن، مشکل تمرکز، تحریک پذیری، تنش عضلانی و خواب آشفته (انجمن روانپزشکی آمریکا،2000).
اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) : عبارت است از مجموعه ای از علایم که در پی مواجهه با حوادث آسیب زای زندگی پیدا می شود؛ فرد به صورت ترس ودرماندگی به این تجربه پاسخ می دهد، واقعه را دایما در ذهن خود مجسم میکند ودرعین حال می خواهد از یاد اوری آن اجتناب کند. برای این که بتوان تشخیص این اختلال را مطرح کرد، علایم مزبور باید حداقل یک ماه طول کشیده باشد و برحوزه های مهمی از زندگی بیمار نظیر حوزه های خانوادگی و شغلی او باید تاثیر چشم گیری نهاده باشد (سادوک وسادوک،1389).
تعریف عملیاتی:
– حساسیت اضطرابی: منظور از حساسیت اضطرابی دراین پژوهش، میزان نمره ای است که فرد در پرسشنامه حساسیت اضطرابی A S)) به دست می آورد.
مشکل درتنظیم هیجان: منظور از مشکل در تنظیم هیجان دراین پژوهش، میزان نمره ای است که فرد در پرسشنامه مشکل در تنظیم هیجان (DERS) به دست می آورد.
نگرانی: منظور از نگرانی دراین پژوهش، میزان نمره ای است که فرد در پرسشنامه نگرانی (PSWQ) به دست می آورد.
اختلال اضطراب فراگیر: آن دسته از آزمودنی های که توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی با استفاده از مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM – IV – TR ملاک های اختلال اضطراب فراگیر را داشته باشند.
اختلال استرس پس از سانحه: آن دسته از آزمودنی های که توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی با استفاده از مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM – IV – TR ملاک های اختلال استرس پس از سانحه را داشته باشند.

فصل دوم:
پیشینه پژوهش

مقدمه
عده بسياركمي از ما حتي يك هفته از عمرمان را بدون تجربه اضطراب يا ترس پشت سر ميگذاريم. اضطراب را نگراني به علت مشكل پيش بيني شده تعريف ميكنند. اضطراب از اين لحاظ كه به ما كمك ميكند متوجه خطرات آينده شويم و براي آنها برنامهريزي كنيم يعني، آمادگيمان را افزايش دهيم، به ديگران كمك كنيم تا از موقعيتهاي بالقوه خطرناك اجتناب كنند، و قبل از وقوع مشكلات احتمالي درباره آنها درست فكر كنيم، انطباقي است. در مطالعات آزمايشگاهي كه اولين بار يك صد سال قبل به اجرا در آمد و تاكنون بارها و بارها تاييد شدهاند، اين نتيجه به دست آمد كه مقدار كمي از اضطراب عملكرد را در تكاليف آزمايشگاهي بهبود ميبخشد اما اگر چه اضطراب اندك انطباقی است، سطح بيش از حد بالا يا وقوع اضطراب زياد زيانآور است. سطح بیش از حد بالا یا وقوع مکرراضطراب، وجه اشتراك تمام اختلالهاي اضطرابی است (ديويدسون، 1388).
اختلالهاي اضطراب مدتهاي مديد نوعي روانرنجوري (نوروز)- گروه عمدهاي از اختلالات با مشخصه اضطراب غير واقعي و ساير مشكلات مرتبط- قلمداد ميشدند. اين اختلالات به واسطه كار باليني فرويد با بيمارانش مفهومپردازي شدهاند. بنابراين طبقه تشخيصی نوروزها با نظريه روانكاوي عجين است. در DSM-II رفتارهايي كه در روان رنجوريها ديده ميشد، بسيار تنوع داشت، مانند ترس و اجتناب در فوبي (هراس)، تمايل مهارناپذير به انجام متواتر اعمال خاصي در اختلال وسواس فكري-عملي، يا فلج و ساير نشانههاي «عصبشناختي» در اختلال تبديلي. اگرچه نشانههاي ظاهري متفاوتند، مطابق نظر روانكاوي چنين فرض ميشود كه تمام روان رنجوريها مشكل زيربنايي خود را در مورد تكانههاي واپس رانده نهاد به نمايش ميگذارند.
در طول ساليان دراز، بسياري از آسيبشناسان رواني كارايي مفهوم روان رنجوری را زير سوال بردهاند، چرا كه اين مفهوم آن قدر گسترده شده كه استفاده از آن به عنوان يك مقوله تشخيصی بيمعني است. با آغاز كار DSM-III و ادامه آن در DSM-IV طبقات قديمي نوروزها (روان رنجوري) در قالب چندين طبقه تشخيصی متمايز و جديد من جمله اختلالهاي اضطرابي توزيع شدند (ديويدسون و همكاران، 1384).
اختلالهاي اضطرابي از شايعترين اختلالهاي رواني ميباشند، مطالعههاي انجام شده نيز همواره حاکي از آن بوده است كه اين اختلالها مشكلات و عوارض زيادي را سبب ميشوند، مقادير بالايي از خدمات مراقبتهاي بهداشتي را صرف خود ميكنند و اختلالهاي زيادي در كاركرد افراد به وجود ميآورند. مطالعه هاي جديد نشان دادهاند كه اختلالهاي اضطرابي مزمن ميتوانند ميزان مرگ و مير مرتبط با عوارض قلبي را افزايش دهند و مانند ديگر بيماريهاي جدي به طور مشخص عملكرد رواني- اجتماعي و كيفيت زندگي فرد را تحت تاثير قرار ميدهند. يك چهارم جمعيت جهان از حداقل يكي از اختلالات اضطرابي رنج ميبرند و ميزان شيوع دوازده ماهه اين اختلالها 7/17 درصد است. زنان با شيوع مادامالعمر 5/30 درصد در مقايسه با مردان، با شيوع مادامالعمر 2/19 درصد بيشتر ممكن است دچار يك اختلال اضطرابي شوند (سادوك و سادوك، 1385).(DSM-IV-TR) ، شش طبقه عمده براي اختلالات اضطرابي را ارائه كرده است: فوبي (هراس)، اختلال وحشتزدگي، اختلال اضطراب فراگير، اختلال وسواس فكري- عملي، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال استرس حاد.
در ادامه با توجه به اهميت پژوهش حاضر به بحث و بررسي درباره دو اختلال اضطرابي يعني اختلال اضطراب فراگير (GAD) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ميپردازيم.
2-1-اختلال اضطراب فراگير
اضطراب را ميتوان پاسخي انطباقي و بهنجار در برابر تهديد تلقي كرد که ارگانيسم را براي گريز يا ستيز آماده ميكند. برخي از افراد تقريباً در مورد هر چيزي مضطرب و نگران به نظر ميرسند؛ اين گونه افراد را ميتوان مبتلا به اختلال اضطراب فراگير طبقهبندي كرد. متن بازبيني شده چهارمين ويرايش كتابچه تشخيصي و آماري اختلالات رواني(DSM-IV.TR) اختلال اضطراب فراگير را اضطراب و نگراني مفرط درباره چندين واقعه يا فعاليت در اكثر ایام و طي يك دوره لااقل شش ماهه تعريف ميكند. نگراني مزبور به سختي مهار ميشود و با علائمي جسمي نظير تنيدگي عضلاني، تحريك پذيري، دشواري در خواب، و بيقراري همراه است. كانون اين اضطراب خصايص اختلال ديگري از محور I نيست، آن را مصرف مواد يا يك بيماري طبي عمومي ايجاد نكرده است، و صرفاً در حين يك اختلال خلقي يا رواني پيدا نميشود. اضطراب مزبور به سختي مهار ميشود، رنج و عذاب درون ذهني براي فرد ايجاد ميكند، و حوزههاي مهم زندگي فرد را مختل ميسازد. (كاپلان و سادوك، 1389).
همهگيرشناسي
اختلال اضطراب فراگير بيماري شايعي است؛ تخمينهاي معقولي كه در مورد شيوع يك ساله آن زده ميشود، در طيف سه تا هشت درصد است. نسبت زن به مرد در اين اختلال حدود دو به يك است، منتها اين نسبت در مورد زنان و مرداني كه براي درمان اين اختلال بستري ميشوند، حدود يك به يك است، شيوع مادام العمر اين اختلال نزديك به پنج درصد است. تقريباً بيست و پنج درصد بيماراني كه به درمانگاههاي اختلالات اضطرابي مراجعه ميكنند به اختلال اضطراب فراگير مبتلا هستند. اين اختلال معمولاً در اواخر نوجواني يا اوايل بزرگسالي شروع مي شود، هر چند موارد بيماري در بزرگسالي مسنتر به وفور ديده ميشود. شواهد موجود حاكي است كه شيوع اختلال اضطراب فراگير به خصوص در مراجعين مراكز مراقبتهاي اوليه در حد بالايي است. (كاپلان و سادوك، 1389).
جدول 1-3. معيارهاي DSM.IV.TR براي تشخيص اختلال اضطراب فراگير (GAD):
A) اضطراب و نگراني مفرط (همراه با انتظار ترس) در اكثر روزهاي يك دوره شش ماهه (اضطراب و نگراني مفرط دربارهي چند رويداد يا فعاليت، مثل شغل يا تحصيل).
B) دشواري بيش از حد در كنترل نگراني
C) همراهي اضطراب و نگراني با حداقل سه عارضه از شش عارضه زير (حضور بعضي عارضهها در اكثر روزهاي يك دوره شش ماهه):
1- بيقراري يا احساس دلواپسي، يا عصبي بودن
2- خستگي سريع
3- مشكل در تمركز حواس يا ناتواني در فكر كردن به طور كلي
4- تحريكپذيري
5- تنش ماهيچهها
6- مشكل در خوابيدن
D) محدود نبودن اضطراب يا نگراني به عوارضي يكي از اختلالات مندرج در محور 1، يعني فقدان اضطراب يا نگراني فرد درباره مثلاً حمله وحشتزدگي (در اختلال وحشتزدگي)، خجالت كشيدن در جمع، (در فوبي اجتماعي)، آلوده شدن (در OCD).
E) ايجاد رنج يا ناتواني شديد در عملكرد اجتماعي، شغلي، يا ديگر زمينههاي مهم زندگي، در اثر اضطراب، نگراني، يا عوارض فيزيكي.
F) نشات گرفتن اين اختلال از آثار مستقيم مواد مخدر يا مشكل پزشكي عمومي و روي ندادن آن تنها در طول يك اختلال خلفي، يك اختلال روانپزشكي، يا يك اختلال رشدي فراگير.
2-2-نظريههاي اوليه در تبيين اختلال اضطراب فراگير
2-3-ديدگاه روانكاوي:
طبق اين ديدگاه، اضطراب فراگير از تعارض ناهشيار بين خود و تكانههاي نهاد ناشي ميشود كه به طور مناسبي به آنها پرداخته نشده است زيرا مكانيزمهاي دفاعي فرد در هم شكستهاند يا هرگز پرورش نيافتهاند. فرويد معتقد بود كه تكانههاي جنسي و پرخاشگري كه جلوي ابراز آنها گرفته شده يا به خاطر ابراز شدن تنبيه شدهاند، به اضطراب فراگير منجر ميشوند. در صورتي كه فرد دچار اضطراب مفرط شود، كه اگر بارها جلوي ابراز تكانههاي نهاد گرفته شود اين اتفاق روي ميدهد ممكن است مكانيزمهاي دفاعي در هم كوبيده شوند (مثلاً در دورههاي محروميت جنسي طولاني) طبق اين ديدگاه، تفاوت اصلي بين فوبيهاي خاصي و اضطراب فراگير اين است كه در فوبيها، مكانيزمهاي دفاعي سركوب و جابجايي عمل ميكنند، در حالي كه در اضطراب فراگير اين مكانيزمها

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه، افراد مبتلا Next Entries تحقیق رایگان با موضوع افراد مبتلا، اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب فراگیر، سلسله مراتب