تحقیق رایگان با موضوع آیت الله خامنه ای

دانلود پایان نامه ارشد

ناشناس و یا از محارم است و یا حاضر به همسری نیست، ندارند282. پژوهشهای روانشناختی نشان داده است، زنی که در پی تجاوز جنسی و به اجبار و اکراه باردار شده است، به هیچ وجه، علاقه ای به آن فرزند ندارد و تنها رابطه ای که میان این فرزند و مادر ایجاد می شود، رابطه تنفر و بیزاری است که اوج آن را می توان در فرزند کشی مادران بی پناه دید.283
به طور کلی، تجاوز جنسی مانع از زندگی همراه با امنیت و منزلت و موقعیت والای زنان می شود؛ و در زمینه ی مراحل رسیدگی قانونی که به طور طبیعی، اثبات جرم ارتکابی علیه آنان را غیر ممکن می سازد. از این رو، بسیاری از زنان ترجیح می دهند در برابر این عمل خشونت آمیز، ساکت بمانند تا بار دیگر به دست یک نظام قانونی که نسبت به گرفتاری آنها بی اعتنا و غیرحساس است، قربانی نشوند. رویه معمول دادگاهها و آیین رسیدگی به شکایت زنان، ممکن است کار بسیار دشوار شاکی را در طی دادرسی برای اثبات جرم، تشدید کند. زمان طولانی وقفه میان وقوع حادثه و رسیدگی، فقدان اطلاعات درباره مراحل دعوی و محل تقریبی مجرم و طرز رفتار پلیس، کارکنان قضایی و دیگر اشخاصی که شاکی با آنها سر و کار دارد نیز به وخامت اوضاع کمک می کند.284 و تحقیقات انجام شده در همه نظامهای حقوقی نشان می دهد هر زنی که بخواهد ثابت کند که بدون رضایت و تمایل، قربانی این عمل شده است، با مشکلات بسیاری روبه رو می شود، مگر اینکه ثابت کند آسیبهای جدی از این عمل دیده است. تجاوز یا سوء استفاده و آزار جنسی، اغلب آسیب های شدید و جدی روحی و روانی به زنان قربانی وارد می آورد و آثار آن تا پایان عمر با آنان باقی می ماند و هیچ درمان روانشناختی و مشاوره ای هم قادر به زدودن این واقعه از ذهن شخص نیست. افزون بر این، در جوامعی که ساختار پدر سالارانه دارند و برای عفت و پاکدامنی زنان و دختران مجرد، اهمیت ویژه ای قائلند، اغلب به جای همدردی و حمایت از قربانی تجاوز، او را سرزنش و شماتت می کنند و گذشته از اینکه وی باید رنج و عذاب آن عمل تجاوزکارانه را تحمل کند، با او همانند متهم نیز رفتار می شود.285
1. سقط جنین ناشی از تجاوز به عنف در قوانین ایران
در قوانین ایران، سقط جنین جرم است و زنی که دست به سقط جنین می زند مجرم است، و هیچ تفاوتی از این حیث بین زنان باردار شده از تجاوز و زنان دیگری که با آزادی کامل باردار شده اند وجود ندارد. همچنین بر طبق قانون ایران کودک متولد از زنا به هیچ وجه به پدر و مادر خویش ملحق نمی شود و از بسیاری از حقوق مدنی و اجتماعی در جامعه محروم است؛ در نتیجه به دنیا آوردن چنین کودکی نه تنها برای مادر بلکه برای فرزندی که هویت روشنی ندارد در آینده مشکل زاست. در ایران سقط جنین ناشی از زنای به عنف غیر قانونی می باشد. لذا به نظر می رسد که باید به این نکته توجه نمود که فردی که در نتیجه تجاوز باردار شده است و هیچ اختیاری در ارتکاب این عمل ندارد منصفانه به نظر نمی رسد که با او نیز مانند فردی که با اختیار مرتکب این عمل شده است رفتار کند. و همچنین اینکه آیا زن شوهرداری که به او تجاوز شده، باید مکلف باشد جنین فرد متجاوز را در شکم نگه دارد و پس از تولد او را بپرورد؟ آیا در این صورت، هیچ گونه بختی برای این زن باقی می ماند که بتواند بار دیگر زندگی عادی خویش را در کنار همسرش ادامه و از سر گیرد؟ همچنین آیا دختری که قربانی زنای به عنف شده است، به جای اینکه نظام قانونی کشور به وی یاری رساند که هرچه زودتر از این کابوس رهایی یابد و بتواند بار دیگر به جامعه، خوشبین شود و در روندی طبیعی ازدواج کند، باید متعهد گردد جنینی را که در نتیجه زنای به عنف پدید آمده است، همچنان حفظ کند، سپس به تنهایی این فرزند بی پدر را پرورش دهد؟ مطمئنا اگر وضع بدین گونه باشد، این زن یا دختر، هیچ گاه بختی برای بازگشت به یک زندگی عادی نخواهد داشت و برای همیشه باید عذاب بکشند؛ زیرا در جوامع ایران و حتی در جوامع غربی، جامعه هیچ نگاه مثبتی به این زنان و دختران ندارد که از راهی غیر از ازدواج باردار می شوند.286و چه بسا که مبحث زنا مربوط به حدود می باشد و شریعت مقدس نیز در حدود، بنایی بر پنهان ماندن عمل دارد و دلایلی که برای اثبات حدود می آمد دلایلی می باشد که به سادگی نمی توان آن را اثبات نمود و اصل بر مستور ماندن و پنهان ماندن حدود می باشد؛ بنابراین باید هدف قانونگذار در راستای هدف شریعت باشد و مواردی را که جرم انگاری می کند با هدف شریعت هماهنگ باشد. بنابراین باید قانونگذار به این نکته توجه نماید که چرا در جایی که هدف شریعت به آشکار نشدن عمل باشد، ما بیاییم و در مورد آن عمل با سختگیری رفتار نماییم. همانطور که بیان شد فردی که به او تجاوز به عنف شده است ، اختیاری در ارتکاب این عمل نداشته است چرا قانونگذار چنین جنینی را که در اثر زنای به عنف بوجود آمده است؛ اجازه سقط آن را نمی دهد و همین عدم تجویز سقط جنین ناشی از تجاوز باعث آشکار شدن این عمل می شود. لذا باید این موضوع را مورد لحاظ قرار داد که در جرم انگاری چنین رفتاری، یعنی عدم تجویز سقط جنین ناشی از تجاوز به عنف، قربانی نه تنها باید آلام و درد ناشی از زنای به عنف را که چنین درد روحی، کمتر از دردهای جسمانی نیستند تحمل کند بلکه باید این جنین را که در نتیجه این عمل ناخواسته و بی اراده بوده است را نیز تحمل بکند و بار ننگ آن را علاوه بر نگرانی و اضطراب به دوش بکشد.287 قانونگذار ما این نکته را مورد توجه قرار نداده است و سقط جنین ناشی از زنای به عنف را مشمول، سقط جنین جنایی قرار داده است و برای آن مجازات تعیین نموده است. لذا شایسته بود حداقل در مورد جنین ناشی از زنای به عنف، سقط چنین جنینی را مشمول مجازات قرار نمی داد و اجازه ی سقط آن را بدهد، جنینی که در نتیجه هیچ اراده و اختیاری بوجود آمده و اگر متولد شود از بسیاری حقوق مدنی و اجتماعی در جامعه محروم خواهد شد.
زنای به عنف، رویداد تلخی است که بر زندگی زنان تاثیر بسیار زیادی می گذارد؛ از این رو، قربانیان زنای به عنف، بیش از دیگران نیاز به حمایت دارند. نخست باید به آنان اجازه داد با مشاوره پزشک، دوران بارداری را متوقف کنند، سپس تحت درمان پزشک و نیز روانپزشک قرار گیرند واز خدمات درمان رایگان بهره برند. علاوه بر آن، باید بتوان با راهنمایی و حمایت نهادهای مدنی، برای احقاق حقوق تضییع شده و مطالبه ی زیانهای مادی و معنوی به آنان در مراحل قضایی، کمک کرد. با این اقدامها می توان تا حدودی امیدوار بود که آنان بار دیگر، خوشبینی خود را نسبت به جامعه باز یابند و از آثار ناگوار خشونت جنسی، التیام پذیرند.288 کشور ما نیز براساس مطالعات معتبر روانشناختی و پزشکی و با عنایت به تجارب ارزشمند اصلاح قوانین در کشورهای دیگر، ناگزیر است اصلاحاتی در قوانین ایجاد کند تا زنان قربانی تجاوز جنسی، احساس کنند بیشتر حمایت شده اند و از مصائب قوانین موجود کاسته شده است.
2.دیدگاه فقهای امامیه در رابطه با سقط جنین ناشی از تجاوز
فقهای امامیه بین جنین ناشی از رابطه مشروع با جنین ناشی از رابطه ی نامشروع( زنای به عنف و زنای به تراضی) در تمامی مراحل از زمان انعقاد نطفه تا زمان وضع حمل تفاوتی نمی گذارند.289 از دیدگاه اسلام سقط جنین ناشی از تجاوز، حتی قبل از چهار ماهگی را اجازه نداده است. طی استفتائی که از آیت الله خامنه ای شده است حکم سقط جنین ناشی از تجاوز را بیان فرموده اند که متن سوال و جواب بدین شرح می باشد: سقط جنین در مورد حاملگی در اثر تجاوز جنسی که فشار روحی سختی را بر مادر تحمیل می کند چه حکمی دارد؟ سقط جایز نیست.290 و اما در مقابل آیت الله سید محمد شیرازی معتقدند که در مواردی که حمل از زنای به عنف باشد احتمال می رود اسقاط آن به جهت جلوگیری از آبرو جایز باشد و دلیل آن را عسر و حرج ذکر می کنند.291 ولی براساس نظر برخی از فقها اگر مادر از لحاظ روحیات فردی و وضعیت خانوادگی و موقعیت اجتماعی به شکلی باشد که برای شخص وی ادامه بارداری ناشی از زنا قابل تحمل نباشد و چه بسا برای جلوگیری از مفتضح گردیدن، اقدام به خودکشی نماید. تنها در صورتی که روح در جنین دمیده نشده باشد و این امر از منشا حرج شدید باشد سقط جایز است.292 و آیت الله مکارم شیرازی در استفتائی این گونه بیان فرموده اند که در مورد حمل ناشی از تجاوز که همراه با خوف خونریزی نباشد در موردی که هنوز روح در جنین دمیده نشده است جایز نمی داند مگر در مرحله خوف از خونریزی، و با توجه به مبانی ایشان در قاعده لاحرج به نظر می رسد که یکی از دلایل صدور چنین نظری از ایشان قاعده لاحرج باشد و ایشان حرج را به معنای چیزی که قابل تحمل نباشد می دانند.293 و مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی در پاسخ استفتایی در این مساله فرموده اند:« اگر روح در آن دمیده نشده است و مراحل اولیه را طی می کند، در صورتی که دختر اطمینان دارد و احتمال عقلایی بدهد که اگر جنین را سقط نکند، مورد اذیت و آزار غیر قابل تحمل قرار گیرد و در عسر و حرج شدید واقع می شود، در چنین فرضی بعید نیست که سقط جنین حرام نباشد.»294 و آیت الله صانعی در پاسخ به سوال زیر چنین بیان فرموده اند که سقط حمل ناشی از تجاوز به عنف همراه با خوف فتنه و خونریزی چه حکمی دارد؟ به حکم اولی و جریان عادی حرام است، لیکن حسب قاعده انجام ندادن و ترک آن باعث حرج و مشقت و زحمت غیر قابل تحمل باشد و یا ضرر و خطر جانی باشد نمی توان گفت حرام است؛ چون در اسلام حکم حرجی برداشته شده است.295 در مقابل برخی از فقها سقط چنین جنینی را معادل قتل نفس شمرده و حرام بودن نطفه را دلیل بر جواز قتل نمی دانند؛ زیرا این طفل گر چه در شکم مادری است که به عنف وادار به زنا شده است، اما خود هیچ گناهی مرتکب نشده است که به جرم آن کشته شود. با این وجود، نظر اکثر فقها بر عدم سقط این جنین می باشد. و در قوانین ایران سقط جنین حاصل از تجاوز به عنف غیر قانونی می باشد.
بند چهارم: سقط جنین به منظور کنترل جمعیت
افزایش جمعیت که امروزه از آن به عنوان انفجار جمعیت نام برده می شود، از جمله دلایل اجتماعی است که پیروان نظریه آزادی سقط جنین در توجیه عقاید خویش به آن استناد می نمایند. آنان معتقدند رشد پرشتاب زاد و ولد، آثار و پیامدهای ناگواری خواهد داشت که عبارت اند از: افزایش مصرف، کاهش پس انداز، کاهش سرمایه گذاری، عقب ماندگی و رشد فقر، رشد تضادهای درونی، افزایش بیکاری، رشد نارضایتی، کاهش قدرت نظامی، کاهش قدرت بین المللی و …
نتیجه این مشکلات اجتماعی جز وابستگی و به بن بست کشاندن برنامه ها و سیاست گذاریهای ملی و منطقه ای نخواهد بود و این بزرگترین حرجی است که هر نظامی را تهدید می کند.296 در حالی که خواست الهی چیز دیگری است: «ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج»297 این مساله در میان فقهای اسلام نیز به چالش کشیده شده است. مخالفان با استناد به روایاتی که مقدار دیه را در مراتب مختلف حمل لازم می دانند و همچنین آیاتی که قتل نفس را حرام می شمارند و نیز روایاتی که تشویق به فرزند زیاد می کنند، درصدد اثبات مدعای خود می باشند. از جمله روایاتی منسوب به پیامبر(ص) که فرموده اند:« تزوجوا الودود الولود فانی مکاثر بکم الانبیاء یوم القیامه»( نکاح کنید با زنی که شما را بسیار دوست داشته باشد و بسیار بزاید که من در روز قیامت به بسیاری امتم بر دیگران فخر آورم.)298
در مقابل نیز موافقان به نقد و بررسی می پردازند. شهید بهشتی که معتقد به اباحه سقط جنین قبل از پدید آمدن روح می باشد، به این نکته اشاره دارد که تمام روایاتی که در باب دیه وارد شده است، جنبه حقوقی دارد و ذیل هیچ یک از آنها نمی توان استنباط نمود که سقط جنین پیش از ولوج روح حرام است؛ حکم حرام مختص پس از ولوج روح است که جنین به مثابه انسان کامل تلقی می شود، در حالی که پیش از آن موجودیت انسانی ندارد. وی درباره روایت فوق الذکر نیز چنین استدلال می کند که اگر تشخیص داده شود که تعداد زیاد فرزندان در خانواده موجب عدم تربیت صحیح و در نتیجه بی ایمانی و بی تقوایی جامعه اسلامی می گردد، در این صورت چنین افرادی جزء امت پیامبر و نیز

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع آیت الله خامنه ای Next Entries تحقیق رایگان با موضوع حاملگی ناخواسته، قانون مجازات اسلامی، کشورهای پیشرفته، قاعده نفی عسر و حرج