تحقیق رایگان با موضوع آموزشي، رفتگي، باورهاي، تحريف

دانلود پایان نامه ارشد

گذشته تحقيقي درباره ي رابطه تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي با تحليل رفتگي آموزشي انجام نشده است در طي اين پژوهش به بررسي رابطه ي بين اين سه متغير خواهيم پرداخت.
لذا عمده ترين مسائلي که اين پژوهش با آن روبروست اين است که ميزان تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي دانشجويان چقدر است؟ آيا بين تحريف هاي شناختي و باورهاي غيرمنطقي با تحليل رفتگي آموزشي رابطه وجود دارد؟ آيا به وسيله تحريف هاي شناختي و باورهاي غير منطقي مي توان تحليل رفتگي آموزشي دانشجويان را تبيين و پيش بيني کرد؟
3-1 ضرورت انجام پژوهش
نيومن (1990) معتقد است که تحليل رفتگي آموزشي در دانشجويان بنا به دلايل مختلف يکي از عرصه هاي مهم تحقيقاتي دانشگاه است. دليل اول اين است که بررسي اين مهم مي تواند کليد مهم درك رفتارهاي مختلف دانشجويان، مانند عملکردتحصيلي در دوران تحصيل باشد. دوم اينکه اين موضوع رابطه دانشجويان را با دانشکده و دانشگاه خود تحت تأثير قرار مي دهد. دليل سوم اين است که مفهوم ذکر شده مي تواند شوق و اشتياق دانشجويان را به ادامه تحصيل تحت تأثير قرار دهد. با توجه به اين دلايل ، شناسايي متغيرهاي پيش بيني کننده تحليل رفتگي آموزشي يکي از موضوع هاي اساسي در نهاد آموزش عالي است.
لازم به ذکر است در مورد علت هاي پديد آمدن اين مسئله ، ممکن است يكي از دلايل آن طرز فكر و باورهاي افراد باشد خصوصا اگر اين باورها، ناكارآمد باشند. به قول اليس ناراحتي‌هاي هر فرد زاييده افكار غيرمنطقي او است (شفيع‌آبادي، 1389) و ضرورت پرداختن به اين موضوع حل مشكل تحليل رفتگي آموزشي براساس فرآيندهاي فكري ناكارآمد دانشجويان است. تفكرات ناسالم يا تحريف‌هاي شناختي به عنوان فرآيندهاي ناسالم نيز مشكلات عديده‌اي را براي افراد ايجاد مي‌كنند. ضرورت كاربردي اين پژوهش بررسي دلايل و عوامل فردي از جمله باورهاي غلط و غيرمنطقي و تحريف‌هاي شناختي و فكري است. تفكرات افراد و نحوه حل مسائل آنها و باورهايي كه در مورد خود و ديگران دارند مي‌تواند به عنوان يك عامل مهم در تبيين و پيش‌بيني تحليل رفتگي آموزشي نقش داشته باشد .
4-1 اهداف پژوهش
الف) هدف کلي:
شناسايي رابطه تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي با تحليل رفتگي آموزشي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا.
ب) هدف هاي فرعي:
1- تعيين رابطه بين تحريف شناختي و خستگي هيجاني30 دانشجويان.
2-تعيين رابطه بين تحريف شناختي و بدبيني (بي علاقگي)آموزشي 31 دانشجويان.
3-تعيين رابطه بين تحريف شناختي و ناکارآمدي آموزشي 32 دانشجويان.
4-تعيين رابطه بين باورهاي غير منطقي و خستگي هيجاني دانشجويان.
5-تعيين رابطه بين باورهاي غير منطقي و بدبيني (بي علاقگي) آموزشي دانشجويان.
6- تعيين رابطه بين باورهاي غير منطقي و ناکارآمدي آموزشي دانشجويان.
7- تعيين رابطه بين تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي دانشجويان.
8- پيش بيني تحليل رفتگي آموزشي بر اساس تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي.

5-1 فرضيه هاي پژوهش
الف)فرضيه اصلي:
تحريف هاي شناختي و باورهاي غير منطقي سهم معنا داري در پيش بيني تحليل رفتگي آموزشي دارند.
ب)فرضيه هاي فرعي:
1- بين تحريف شناختي و خستگي هيجاني دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
2- بين تحريف شناختي و بدبيني (بي علاقگي) آموزشي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
3- بين تحريف شناختي و ناکارآمدي آموزشي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
4- بين باورهاي غير منطقي و خستگي هيجاني دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
5- بين باورهاي غير منطقي و بدبيني (بي علاقگي) آموزشي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
6- بين باورهاي غير منطقي و ناکارآمدي آموزشي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
7- بين تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
8-بر اساس تحريف شناختي مي توان تحليل رفتگي آموزشي دانشجويان را پيش بيني کرد.
9- بر اساس باورهاي غير منطقي مي توان تحليل رفتگي آموزشي دانشجويان را پيش بيني کرد.
6-1 متغيرهاي پژوهش
الف)متغيرهاي پيش بين: باورهاي غير منطقي و تحريف شناختي
ب)متغير ملاک: تحليل رفتگي آموزشي(خستگي هيجاني – بدبيني آموزشي و ناکارآمدي آموزشي)
ج)متغير هاي کنترل کننده: سال ورود به دانشگاه و دوره تحصيلي(کارشناسي)
7-1 تعاريف مفهومي و عملياتي متغيرها
الف)تعاريف مفهومي
– تحريف شناختي: فرض‌ها و باورهاي جهت‌گيرانه‌اي هستند كه فرد نسبت به خود، جهان، اطراف و آينده دارد. اين نگرش‌ها موجب جهت‌گيري فهم و ادراك فرد از رويدادها شده و احساسات و رفتارها را تحت تأثير قرار مي‌دهند و فرد را مستعد فرسودگي، اضطراب، و ديگر آشفتگي‌هاي روانشناختي مي‌كند (اسميت 33، 1994).
– باورهاي غيرمنطقي: باورهايي كه بر روان فرد سلطه دارند و عامل تعيين‌كننده نحوه تعبير و معني دادن به رويدادها و تنظيم‌كننده كيفيت و كميت رفتارها و عواطف است كه حقيقت ندارند و با واقعيت منطبق نيستند (کولهان و واتسون34 ،2003(.
– تحليل رفتگي آموزشي: تحليل رفتگي آموزشي اغلب به عنوان يک خستگي هيجاني ، تهي شدن از ويژگي هاي فردي و کاهش عملکرد شخصي تعريف مي شود(مسلش و جکسون،1984).
– خستگي هيجاني: اين مفهوم به صورت احساس فشار به ويژه خستگي مزمن ناشي از كار بيش از اندازه در فعاليت‌هاي درسي تعريف مي شود( برسو 35، سالانووا و اسچافلي، 2007؛ تاپيتن تانر و همکاران ، 2005).
– بدبيني آموزشي: بدبيني آموزشي به صورت نگرش بدبينانه و بي‌تفاوتي نسبت به كارهاي مدرسه، فقدان علاقه نسبت به كارهاي مربوط به تحصيل و بي‌معني پنداشتن آنها تعريف مي شود ( برسو و همکاران، 2007؛ تاپيتن تانر و همکاران، 2005).
– ناکارآمدي آموزشي: اين مفهوم به صورت احساس شايستگي پايين، پيشرفت کم و فقدان احساس موفقيت در تكاليف تحصيلي تعريف مي‌شود( برسو و همکاران، 2007؛ تاپيتن تانر و همکاران، 2005).
ب)تعاريف عملياتي
– تحريف شناختي: نمره اي که فرد با استفاده از پرسشنامه تحريف شناختي(بک و وايسمن 36،1978)کسب مي کند نشان دهنده تحريف شناختي است.
– باورهاي غير منطقي: نمره اي که فرد با استفاده از پرسشنامه باورهاي غير منطقي(جونز 37،1968)کسب مي کند نشان دهنده باورهاي غير منطقي است.
– تحليل رفتگي آموزشي: نمره بالاي 30 که فرد با استفاده از پرسشنامه تحليل رفتگي آموزشي (برسو، 1977، به نقل از برسو، سالانوا و اسچافلي، 2007) کسب مي کند نشان دهنده تحليل رفتگي آموزشي است.
– خستگي هيجاني: نمره بالاي 10 که فرد با استفاده از پرسشنامه تحليل رفتگي آموزشي کسب مي کند و بر اساس سوالاتي که خستگي هيجاني را مي سنجند مشخص مي شود،که نشان دهنده خستگي هيجاني است.
– بدبيني آموزشي: نمره بالاي 8 که فرد با استفاده از پرسشنامه تحليل رفتگي آموزشي کسب مي کند و بر اساس سوالاتي که بدبيني آموزشي را مي سنجند مشخص مي شود ،که نشان دهنده بدبيني آموزشي است.
– ناکارآمدي آموزشي: نمره بالاي 12 که فرد با استفاده از پرسشنامه تحليل رفتگي آموزشي کسب مي کند و بر اساس سوالاتي که ناکارآمدي آموزشي را مي سنجند مشخص مي شود،که نشان دهنده ناکارآمدي آموزشي است.

فصل دوم
مباني نظري و پيشينه پژوهش

1-2مقدمه
يكي از نظام‌هاي بنيادي هر كشور، آموزش عالي و دانشگاه‌هاي آن است و رشد و پيشرفت هر جامعه‌اي در گرو دانشگاه‌ها و نهادهاي آموزشي آن است. تربيت نيروي انساني متخصص و متعهد از جمله كاركردهاي دانشگاه‌ها است. اينكه چه عواملي بر پيشرفت و موفقيت دانشجويان تأثير مي گذارد همواره از حيطه‌هاي مورد علاقه پژوهشگران مختلف بوده است. دانشجويي موفق خواهد بود كه نسبت به درس و مطالعه اشتياق و علاقه داشته و حضور و مشاركت موثري در فعاليت‌هاي كلاسي داشته باشد و احساس توانمندي در فراگيري مطالب درسي كند.از عواملي كه مي تواند بر پيشرفت دانشجو تأثير داشته باشد و معمولا به آن بي‌توجهي مي‌شود باور فرد نسبت به توانايي خودش است كه نگرش دانشجو را نسبت به توانايي‌هاي خود شكل مي‌دهد و ميل و رغبت او را به يادگيري و مشاركت در كلاس برمي‌انگيزاند و مي‌تواند مانع بروز تحليل رفتگي آموزشي در دانشجويان شود. در ادامه ي اين فصل به توضيح سه متغيرمورد پژوهش يعني تحليل رفتگي آموزشي و تحريف شناختي و باورهاي غير منطقي پرداخته مي‌شود.
2-2تحليل‌رفتگي (فرسودگي) و پيامدهاي آن
تحليل‌رفتگي نوعي پاسخ فرد به عوامل فشارزاي ميان فردي است كه باعث ايجاد تغييراتي در نگرش‌ها و رفتار وي نسبت به ديگران مي‌شود. سطح بالاي فشار رواني و عدم برخورداري فرد از مهارت‌هاي لازم براي مقابله با اين پديده، در درازمدت خسارات زيادي براي فرد خواهد داشت. كاهش انرژي جسمي و رواني نيروي انساني، پايين آمدن سطح مقاومت نسبت به بيماري‌ها،افزايش عدم رضايت، بدبيني،كاهش كارايي فردي،خستگي زياد، پرخاشگري، بدگماني، منفي‌بافي، بدبيني، عصبانيت، حساسيت و زودرنجي،بي‌حوصلگي،كلافگي و خود را در بن‌بست ديدن، بيماري،زخم معده، كمردرد و سردردهاي مكرر از نشانه‌هاي تحليل‌رفتگي است و عملكرد ضعيف، كاهش بازدهي، افزايش هزينه‌هاي بهداشتي، درماني، بيماري و ناتواني نيروي كار و تبديل نيروي كار ثمربخش و پويا به فردي بي‌ثمر و ناكارآمد و فرسوده و كاهش انگيزه و بازدهي پايين نيروي كار، از پيامدهاي آن است (ماسلاچ و همکاران، 2001).
تحليل‌رفتگي حالتي از خستگي ذهني و هيجاني است كه حاصل سندرم استرس مزمن مانند فشار و محدوديت زماني و فقدان منابع لازم براي انجام دادن وظايف و تكاليف محوله است(دمروتي و همکاران،2001؛ لاکاويدس و همکاران ،2003؛ لي و آشفورت ،1996؛ ماسلاچ و همکاران، 2001؛ تاپينن تانر و همکاران، 2005). اين مفهوم در اوايل دهه 1970 براي اولين بار توسط فرويدنبرگر(1974) معرفي شد. او اولين كسي است كه از اين واژه با مضمون امروزي آن استفاده كرد. وي تحليل رفتگي را حالتي از خستگي جسماني و ناكامي عاطفي مي‌داند كه به علت خودگذشتگي و تلاش كم اثر فرد در روش زندگي يا ارتباطات شغلي به وجود مي‌آيد. فرويدنبرگر (1974)، بر اين باور بود كه اين مسئله بر كيفيت بهره‌وري و خدمات كاركنان اثر منفي داشته باشد.ماسلاچ و جكسون (1984)، تحليل‌رفتگي شغلي را نوعي پاسخ درون فردي به عوامل فشارزا در محيط كار مي‌دانند كه طي آن حجم زياد كار و تماس‌هاي مكرر و بيش از حد ظرفيت متصدي شغل با ديگران باعث ايجاد احساسات و نگرش منفي نسبت به خود و ديگران مي شود و آن را كاركرد سه عامل فرسودگي عاطفي، تهي شدن از ويژگي‌هاي فردي (مسخ شخصيت) و كاهش عملكرد شخصي مي‌دانند. آلتاهاينه38(2003)، اين پديده را حالتي از تخليه عاطفي، بدني و ذهني ناشي از كار طولاني‌مدت تعريف كرده‌است.
3-2تحليل‌رفتگي آموزشي
با توجه به بررسي تحليل رفتگي شغلي و پيامدهاي آن، اين متغير ، به موقعيت‌ها و بافت‌هاي آموزشي گسترش پيدا كرده است كه از آن با عنوان تحليل‌رفتگي آموزشي نام برده مي‌شود. مي‌توان گفت كه موقعيت‌هاي آموزشي به عنوان محل كار دانشجويان محسوب مي شود، اگرچه دانشجويان در موقعيت‌هاي آموزشي، به عنوان كارمند، كار نمي‌كنند يا شغل خاصي در آنجا ندارند،اما از ديدگاه روانشناختي،فعاليت‌هاي آموزشي و درسي آنها را مي‌توان به عنوان يك «كار» در نظر گرفت (ساملا ـ آرو و همکاران ،2008). آنها در كلاس‌ها حضور پيدا مي‌كنند و مجموعه تكاليفي را براي موفقيت در امتحانات و كسب نمره قبولي انجام مي‌دهند.اين موضوع اخيرا مطالعات متعددي را در دانشگاه‌ها به خود اختصاص داده است (چنج و همکاران، 2000؛فيمين و همکاران،1989؛مارتينز و همکاران، 2002). براساس تحقيقات انجام شده، مي‌توان گفت كه تحليل رفتگي آموزشي در موقعيت‌هاي آموزشي با ويژگي‌هايي مانند خستگي ناشي از الزامات مربوط به مطالعه، رشد حس و نگرش بدبينانه و بدون حساسيت نسبت به مطالب درسي و نيز احساس پيشرفت شخصي ضعيف در امور درسي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع روش پژوهش Next Entries تحقیق رایگان با موضوع اضطراب امتحان، ناخودآگاه