تحقیق رایگان با موضوع آداب و رسوم، ایران باستان، فرهنگ عامه، زبان فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

با مساله نیایش آب در ایران و جهان پیوسته است مثلا یکی از آداب فولکوریک که زمینه پیدایش آن وجود شرایط اقلیمی خاص است مراسم باران خواهی است حتی همین پدیده (آب) در برخی از عناصر تشکیل دهنده ساختار خانواده مثل مهریه تاثیر گذاشته است .مانند تعیین چند ساعت حق آب به عنوان مهریه ی عروس در برخی مناطق خشک و کویری ایران که مالکیت بر چند هزار هکتار ره به همراه خواهد داشت
4- تکنولوژی یکی از عواملی است که بر فرهنگ عامه تاثیر می گذارد .تکنولوژی جدید موجد انقلاب صنعتی بوده و به دنبال به هم ریختن سنت ها و نهاد ها کهن و تحمیل موازین نا آشنا در مورد کار و فراغت ؛تغییرات اجتماعی ناگهانی و عظیمی را به وجود آورده است .دهکده ها و روستاهایی که زندگی آن ها متکی بر کشاورزی بود نابود شد و به مراکز عمده صنعتی و تولید ماشینی تبدیل شد .از این رو سیل جمعیت روستا وابستگی سنتی به خاک را که از ارزش های اصیل فرهنگی آن ها بود از دست داد و به مهاجرت پرداخت .نوآوری تکنولوژیک ساخت و نظام اجتماعی دیروز را مورد تهاجم قرار داده و منشا آداب و رسوم و ضوابط ؛ ارزش ها و سازمان های جدید اجتماعی شد . در این فرایند سازی بسیاری از افراد نسبت به وضع جدید احساس تعارض کرده .جامعه به عنوان یک کل با مبادلات دوره ای مربوط به تکنولوژی مواجه و چه بسا دستخوش تفرقه می شود(فولکلور و هویت ملی؛مصطفی خلعت بری ؛ص 137).
3-2-4- تاریخچه و منابع فرهنگ ایران
سرزمین کهنسال ایران دارای فولکلورهای دیرپا ؛متنوع ؛گسترده و غنی است .بسیاری از آداب و رسوم ما ریشه در تاریخ کهن ما دارد .افسانه سرایی و قصه پردازی از سنت های قدیمی ماست .نمونه افسانه و اساطیر ایران از زمان زرشت و سال پیش از او در اوستا و کتب باستانی ما متجلی است .” هرودوت ” مورخ یونانی به هنر قصه گویی و افسانه پردازی ایرانیان اشاره ها دارد .در بخش هی به جا مانده از اوستا حتی در کهن ترین بخش ان “گاثا” اگاهیی هایی ارزنده در زمینه زندگی ؛آداب و رسوم و اندیشه مردم عهد زرتشت به دست می آید .در قسمت های جدیدتر آن مثل ” یسنا و ” پشتها “باز هم عقاید و رفتار و عادات مردم ایران باستان بازگو می شود .در کتاب هایی که از دوران ساسانیان در دست است بسیاری از رسوم و اعتقادات مردمم آن زمان تشریع شده و برای ما به یادگار مانده است .کتاب های : ارداویرافنامه ؛شامسیت نشاسیت؛دینکرت؛اندرزآذربادماراسپند؛سر در نشر سر در بندهشن؛اندرزدانایان به مزدیسنانغزندوهومن یسن؛شهرستان های ایران و… مشحون و از آداب و رسوم و اندیشه ها و عادات و شیوه زندگی مردم ایران پیش از اسلام است .بعضی از آن ها اعتقادات در این عصر نیز جایی برای خود دارد مثل احترام به نان و نمک ؛حرمت چراغ روشنایی ؛برپایی جشن های نوروز و مهرگان و جز آن ها چیدن سفره هفت سین ؛تاثیر چشم زخم ؛چشم شور و..( هدایت1342:51)
در ایران پیش از اسلام علاوه بر کتاب های یاد شده از آثاری مانند خدای نامک و هزار افسانک باید یاد کرد که در ان ها اساطیر؛قصه های پهلوانان؛افسانه های دیو و پری؛داستان های مربوط به زندگی حیوانات و حکایات پیرامون امرا و وزرا گرد آمده و منبع و ماخذی برای تدوین کتب اساطیری و داستانی و تاریخی بعد از اسلام شده است .”ژول مول” در دیباچه ای که بر شاهنامه فردوسی انگاشته معتقد است که ” ایرانیان در داستان های باتانی حماسی از بیشتر ملت ها غنی تر اند “(مول،1363:4) زیرا از یک سو دامنه جهان گشایی و نشیب و فراز امپراتوری و پیوستگی جنگ ها و شکوه بناهایی که پادشاهان قدیم برپا داشته اند در خاطره ها آثار چندی باقی گذاشته است و از دیگر سو نیروی تخیل ملت ایران همواره تشنه کارهای شگفتی آور بوده است .(ص5؛همان ) وی می نویسد : از نخستین گردآورندگان افسانه ههای کهن ؛مصنفی ارمنی به نام موسی خورنی است که در قرن پنجم میلادی می زیسته است .داستان های ضحاک و رستم و دیگر افسانه های باستان را با نام ” افسانه افسانه ها” گردآوری و روایت کرده است .در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی قصه های ملی کهن و ” حکایات ملوک” در سراسر ایالت های امپراتوری گرد آوری شد .(همان ص 6) این کوشش در زمان یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی برای دیگر بار ادامه یافت .هزار افسانک اصل کتاب هزار و یک شب است که ظاهرا از هندوستان به ایران امده و به زبان پهلوی ترجمه شده است .سپس از زبان پهلوی به عربی برگردانده شده و بعد قصه های دیگری را که دارای ریشه های عربی ؛مصری ؛ پهلوی و ایرانی بوده به آن افزوده اند تا به صورت کنونی درآمده است .همچنین داستان های کلیلکه و دمنه در زمان انوشیروان به وسیله برزو طبیب از هندوستان به ایران فرستاده و از زبان سانسکریت به پهلوی ترجمه شده است .بعد از اسلام ابن مقفع این کتاب را به عربی برگردانده است . کلیله و دمنه دارای باب های متعددی است و در آن حکمت و موعظه و پند و اندرز را با داستان و قصه هایی که از زبان وحوش نقل شده آمیخته است .سندباد نامه نیز از قصه های قدیمی هند و از “آسمار و احادیث هندوان” است که نخست به پهلوی نقل شده و سپس به عربی برگردانده شده است .وباز در قرن چهارم هجری و متعاقب آن در قرن ششم به فارسی ترجمه شده است .این ها نشان دهنده توجه ایرانیان قدیم به قصه ؛داستان و حکایت است .در زمان ساسانیان اساطیر و افسانه های ایرانی از مرز های ایران به دیگر کشورها راه جست .چنان که در آغاز ظهور اسلام قصه های پهلوانان ایرانی در میان اعراب نقل می شد و مشتاقان زیادی داشت “از آن جمله گویند که یکی از مردم مکه به نام نضرابن حارث در اوان ظهور اسلام درآن شهرستان رستم و اسفندیار را برای مردم روایت می کرد و اهل مکه از شنیدن این داستان لذت بسیار می بردند .نضر ابن حارث روایت مذکور را در سرزمین فرات از قصه گویانی که به رسم قصه گویان ایران برای مردم داستان گذاری می کردند شنیده و به یاد سپرده بود”(صفا،1346:19 )ترجمه ی بعدی این افسانه ها به زبان عربی به حفظ و نگهداری آن ها و جلوگیری از نابودی شان کمک کرد.بسیاری از منابع فولکولور گذشته ایران توسط دانشمندان ایرانی الاصل همچون ابن مقفع طبری ؛مسعودی؛ثعالبی؛حمزه اصفهانی و دیگران به عربی ترجمه شده و امروزه در دسترس ماست
در ایران بعد از اسلام از دیر زمان کتاب هایی در زمینه فرهنگ عامه داریم .نخستین ترانه های عامیانه در زبان فارسی ترانه های مربوط به قرن اول تا سوم هجری است که چند نمونه از آن ها به صورت مکتوب برای ما مانده است و مولفان کتب تاریخ ادبیات فارسی از آن ها به عنوان نخستین جلوه های شعر فارسی یاد کرده اند .این ترانه ها در حقیقت پلی هستند بین شعر هجایی و شعر عروضی فارسی یکی از آن ها ترانه ای است که یزید بن مفرغ شاعر تاری نژاد عصر اموی که در ایران می زیسته است به زبان فارسی در هجو عبیدالله بن زیاد گفته ؛دیگری هجوی است که اهل بلخ برای حاکم خراسان که در جنگ با امیر ختلان و خاقان ترک شکست خورده بود سرودند و کودکان در کوچه و بازار می خواندند .ترانه این است :از ختلان آمده است /با روی تباه آمده است /آواره باز آمده است /بیدل فراز آمده است .علاوه بر این ها ترانه ی دیگری است که بر اثر خرابی سمرقند و در تاسف بر ویرانی این ولایت سروده شده است ( صفا؛ص 148)این گونه ترانه ها به دیگر گویش های محلی هم در گوشه و کنار ایران در همین دوره سروده می شد .برای نمونه در تاریخ بخارا به سروده هایی بر می خوریم که مردم بخارا در عشق سعید بین عثمان سردار عرب به ملکه بخارا به لهجه بخارایی سروده بودند ( زرین کوب،ص145-142)و همچنین اهل این شهر سروده هایی داشتند در ماتم سیاووش که مطربان آن ها را کین سیاووش می گفتند.(صفا ؛ص 150) “نرشخی” مولف تاریخ بخارا می نویسد ” و مردمان بخارا در کشتن سیاووش نوحه هاست چنان که در همه ی ولایت ها معروف است و مطربان آن را سرود ساخته اند و می گویند و قوالان آن را گریستن مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال است ” ( جنتی عطایی،1356:26) اشاره به اندیشه های عامه در اغلب کتاب هایی که پیشینیان ما به نثر یا به نظم تالیف کرده اند دیده می شود .در کتاب هایی که در قرون چهارم و پنجم هجری درباره ی دانش های پزشکی دارو شناسی و ستاره شناسی نوشته شده در میان آن ها به مسائلی بر می خوریم که امروزه به عوان طب و نجوم عامیانه در بین مردم رایج است .ابوریحان بیرونی بسیاری از آداب و رسوم و علوم و افکار باستانی ایران و جامعه زمان خودش را در کتاب های ارزشمندی چون آثرالباقیه و التفهیم گرد آورده است .تحقیقات بیرونی در این زمینه از مرزهای ایران گذشته است و کتاب “تحقیق ماللهند ” او پژوهش کاملی درباره ی جامعه هند آن زمان به شمار می آید .بیرونی بارها به هند رفته و مسائل جامعه آن جا را مشاهده و تجربه کرده و شواهد و تجربیات و برداشت های خود را در این کتاب گنجانده است .ترجمه سندباد نامه به دستور امیر نوح بن منصور سامانی در اواخر قرن چهارم به دست خواجه عبدالحمید ابولفارس قنارزی یا فناورزی (قنارز به قاف مفتوح و راء مکسور اسم قریه ای بوده است بیرون شهر نیشابور ؛فناورز نام جایی است در سمرقند که شراب آن نیکو بود)انجام گرفت و باز در زمان سامانیان کلیله و دمنه توسط رودکی به نظم کشیده شد .عبدالحی گردیزی که معاصر غزنویان بوده اعیاد و رسوم ملل و حوادث جهان را در کتاب زین الخبار خود که به گردیزی شهرت یافته با نثری ساده و روان تشریح کرده است .در همین زمان حکیم ابوالقاسم فردوسی اساطیر و داستان های ایران باستان را به نظم کشیده و به قهرمانان ملی و اساطیری ایران زندگی جاوید بخشیده است .در زمان فردوسی راویانی بوده اند که روایت های قهرمانی قدیم را در خاطر داشته و برای مردم بازگویی کرده اند.فردوسی از پنج راوی در شاهنامه خود یاد کرده است که با نام یکی دوتن از آن ها در مقدمه شاهنامه ابومنصوری نیز بر می خوریم .اثر فردوسی از همان آغاز مورد توجه عموم مردم بوده است و نقالان و سخنوران و شاهنامه خوانان آن را در قهوه خانه های شهر و روستا ؛سیاه چادرهای عشایر؛میدان ها و مکان های تجمع مردم و در جشن ها و شب نشینی ها بازگو می کرده اند.این کتاب همدم همیشگی مردم شهر و روستای کشور ما بوده است و امروزه هم نقل رایج قهوه خانه ها از روی این کتاب گفته می شود.جالب ترین بخش آن داستان رستم و سهراب به ویژه سهرابکشی آن است.(مقدمه دکتر محجوب بر امیر ارسلان؛سازمان کتاب های جیبی؛1356 ص4) داستان جنگ ها و زندگی رستم در شاهنامه باعث به وجود آمدن رستم نامه ها بوده است .علاوه بر این ها در بسیاری از ابیات جداگانه و اشعار شاهنامه وارد گنجینه ی عمومی مثال و تکیه کلام ها شده و در دسترس عامه مردم قرار گرفته است(ا.ا.استاریکوف،1346:230 )ابوالفضل بیهقی در تاریخ خود به اندیشه های عامه نظر دارد.در مقدمه خطبه باب خوارزم می نویسد” بیشتر مردم عامه آن اند که باطل ممتنع را دوست دارند چون اخبار دیو و پری و غول و بیابان و کوه و دریا و..”( بیهقی ، ص905) و در ادامه سخن نظری می افکند به گفتار معرکه گیر یا به اصطلاح خودش ” هنگام ساز” که در میان معرکه می گوید: ..به فلان کوه چنین وچنین چیزها دیدم و پیرزنی جادو ومردی را خر کرد و باز ؛پیره زنی دیگر جادو گوش او را به روغن بیندود تا مردم گشت و..)(همان ص905) و با این شیوه این گونه گفتار و رفتار را به سخره می گیرد.در بخش هایی از این کتاب به بعضی کارهای زنان و دواهای گوناگونی که می سازند و یا تجویز می کنند اشارتی دارد.بیهقی تاریخ را با چاشنی مثل و قصه و حکایت و جز آن که مورد پسند عامه است می آمیزد و به قول خودش تاریخ را با این نکته ها می آراید(سبک شناسی؛ملک الشعرا؛محمدتقی بهار ؛ جلد دوم؛ص69)در این کتاب ضمن بیان تاریخ حدود هشتصد مثل و سخن کوتاه و حکمت آمیز گنجانده شده است .سخنانی که عموم مردم را به تامل و تفکر وا می دارد (تحقیق در اشعار و امثال فارسی تاریخ بیهقی؛ضیاالدین سجادی ؛مندرج در یادنامه ابوالفضل بیهقی )عنصرالمعالی کیکاووس برای پسرش گیلان شاه کتاب قابوس نامه را نوشته است .این نویسنده در کتابش آگاهی هایی در زمینه آداب و رسوم و دانش ها و اندیشه های مردم زمانش

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ عامه، آداب و رسوم، ادبیات شفاهی، اساطیر ایران Next Entries تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ عامه، شعر فارسی، قهوه خانه ها، حسین کرد