تحقیق درمورد نیازمندی‌ها، فرمانبرداری، صفات خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

لعب گذراندند) و اینک در تنگنای گور گرفتار آمده‌اند.‌(شما) از گناهانی که انسان را به ورطه‌ی هلاکت می‌کشاند و زشتی‌هایی که خداوند را به خشم می‌آورد بپرهیزند. ای صاحب دیدگان بینا و گوش‌های شنوا و ای دارندگان سلامت و مال دنیا آیا گریزگاهی، راه چاره‌ای، پناهگاهی، تکیه‌گاهی، راه فراری و خلاصی از دست قدرت و غضب حق تعالی هست یا نیست و اگر امکان رهایی یافتن از قبضه‌ی قدرت خداوند نیست پس به کدام مسیر منحرف می‌شوید و چه راه فراری دارید و به چیز فریفته می‌شوید‌(آیا نمی‌دانید) سهم هر کدام شما از زمین به اندازه‌ی بلندی و پهنای قدّ اوست، که برایش گور حفر کنند و آن گاه خاک بر صورتش بپاشند‌(پس این همه حرص و آز و طمع در جمع‌آوری از راه حلال و حرام برای چیست) بنابراین این بندگان خدا هم اکنون که زندگانی شما ادامه دارد و روحتان آزاد است و آمادگی هدایت یافتن را دارید و زمان برای رستگاری مساعد و بدن‌ها سالم است و مهلت مقتضی، اراده و اختیار برقرار می‌باشد، وقت توبه و انابه و هنگام مناسبی رای رفع نیازمندی‌هاست. در جهت خوشنودی و رضایت خداوند بکوشید. پیش از آن که فرصت از دست برود و در مکان تنگ گور گرفتار آیید و خوف و ناامیدی در دلتان راه یابد و مرگ به سر وقتتان برسد و خداوند غالب و توانا شما را به کیفر گناهانتان گرفتار کند. در خبر است که وقتی امام‌(ع) این خطبه را ایراد فرمود، بدن شنوندگان لرزان و دیدگانشان گریان و دل‌هایشان مضطرب و نگران شد. به همین مناسبت این کلام نورانی را خطبه غرّاء نامیدند.‌(بحرانی، نوایی یحیی‌زاده؛ 1375، 555 و 2/556).
در آخرین بخش از خطبه امام‌(ع) نعمت‌های بی‌شمار خداوند که به انسان ارزانی داشته را مورد توجه قرار داده و انسان را به سبب کفران نعمت و سرگرمی به لذات دنیوی و نادیده گرفتن دستورات خداوند توبیخ و سرزنش می‌کند. پس دو قسمت اول غرض توبیخ است. سپس سؤالاتی وجود دارد که به صورت استفهام انکاری است و انسان‌ها را از کارهای زشت بر حذر می‌دارد و در نهایت غرض تنبیه است که امام‌(ع) مردم را متوجه می‌کند که از فرمان الهی امکان فرار نیست و از کیفر گناهان نجاتی نیست و برای فرمانبرداری تکیه‌گاه و پناهگاهی جز خدا و نیست و پس از مرگ بازگشت همه به سوی خداوند. است.
4-36 0خطبه 84:
عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ. يَزْعُمُ لِأَهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِيَّ دُعَابَةً وَأَنِّي امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ أُعَافِسُ وَأُمَارِسُ لَقَدْ قَالَ بَاطِلًا وَنَطَقَ آثِماً. أَمَا وَشَرُّ الْقَوْلِ الْكَذِبُ. إِنَّهُ لَيَقُولُ فَيَكْذِبُ. وَيَعِدُ فَيُخْلِفُ. وَيُسْأَلُ فَيَبْخَلُ. يُسْأَلُ فَيَبْخَلُ. وَيَسْأَلُ فَيُلْحِفُ وَيَخُونُ الْعَهْدَ. وَيَقْطَعُ الْإِلَّ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَيُّ زَاجِرٍ وَآمِرٍ هُوَمَا لَمْ تَأْخُذِ السُّيُوفُ مَآخِذَهَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ أَكْبَرُ مَكِيدَتِهِ أَنْ يَمْنَحَ الْقَرْمَ سَبَّتَهُ. أَمَا وَاللَّهِ إِنِّي لَيَمْنَعُنِي مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْتِ. وَإِنَّهُ لَيَمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْيَانُ الْآخِرَةِ. إِنَّهُ لَمْ يُبَايِعْ مُعَاوِيَةَ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ أَتِيَّةً وَيَرْضَخَ لَهُ عَلَى تَرْكِ الدِّينِ رَضِيخَةً.
شگفتا، پسر آن زن بدنام مرا در میان اهل شام فراح و بذله‌گو معرفی کرده و در ذهن آن‌ها جا داده است که من مردی بسیار شوخ طبعم و با بذله‌گویی‌های خود مردم را می‌خندانم و سخن نادرستی گفته است و با این گفتار کذب، گناهکار شده است. آگاه باشید که بدترین گفتار دروغ است. از خصوصیات عمر و عاص این است که دروغ می‌گوید، وعده می‌دهد و خلاف می‌کند و در سؤال خود اصرار می‌ورزد تا طرف را از رو ببرد. اگر چیزی از او سؤال شود در پاسخ گفتن بخل به خرج می‌دهد و در عهد و پیمان خود خیانت می‌کند، پیوند و خویشی را پاره کرده قطع رحم می‌کند هنگامی که جنگ فرا رسد، هنوز که شمشیرها از نیام کشیده نشده باشد، بسیار امر و نهی می‌کند ولی به گاه کارزار بزرگ‌ترین هنرش برای خلاصی یافتن از کشته شدن عورتش را نمایان می‌کند. آگاه باشید، به خدا سوگند یاد مرگ مرا از شوخی باز می دارد، و فراموشی آخرت وی را از سخن حق گفتن مانع می‌شود. او با معاویه بیعت نکرد، مگر این که معاویه قول داد به او هدیه بزرگی بدهد و به خاطر دین‌فروشی‌اش رشوه‌ی کلانی دریافت دارد.‌(بحرانی؛ 1375: 2/571)
عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ، انشائی است.
يَزْعُمُ لِأَهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِيَّ دُعَابَةً وَأَنِّي امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ أُعَافِسُ وَأُمَارِسُ. غرض لازم الفائده است. امام(ع) قصد دارند که بگویند من از این سخنان یاوه و دروغ باخبر هستم.
لَقَدْ قَالَ بَاطِلًا وَنَطَقَ آثِماً أَمَا. غرض فائدۀ‌الخبراست.
وَشَرُّ الْقَوْلِ الْكَذِبُ. غرض تحذیر است. امام مردم را از دروغ برحذر می‌دارد.
إِنَّهُ لَيَقُولُ فَيَكْذِبُ وَيَعِدُ فَيُخْلِفُ وَيُسْأَلُ فَيَبْخَلُ وَيَسْأَلُ فَيُلْحِفُ وَيَخُونُ الْعَهْدَ وَيَقْطَعُ الْإِلَّ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَيُّ زَاجِرٍ وَآمِرٍ هُوَمَا لَمْ تَأْخُذِ السُّيُوفُ مَآخِذَهَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ أَكْبَرُ مَكِيدَتِهِ أَنْ يَمْنَحَ الْقَرْمَ سَبَّتَهُ. غرض تحقیر است. امام‌(ع) با بیان اوصافی از عمر و عاص، قصد دارد حقارت و پستی این شخص را بیان کند و به مردم بفهماند که شما به سخن چندین شخص پست گوش می‌دهید و از او پیروی می‌کنید.
أَمَا وَاللَّهِ إِنِّي لَيَمْنَعُنِي مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْتِ. غرض فائدۀ‌الخبر است.
وَإِنَّهُ لَيَمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْيَانُ الْآخِرَةِ إِنَّهُ لَمْ يُبَايِعْ مُعَاوِيَةَ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ أَتِيَّةً وَيَرْضَخَ لَهُ عَلَى تَرْكِ الدِّينِ رَضِيخَةً. غرض تحقیر است. امام‌(ع) با بیان این مطالب حقارت عمر و عاص را نشان می‌دهد. و این که او آنقدر حقیر است که به خاطر پول، دین خود را هم می‌فروشد.
4-37 0خطبه 85:
وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ. الْأَوَّلُ لَا شَيْ‏ءَ قَبْلَهُ. وَالْآخِرُ لَا غَايَةَ لَهُ. لَا تَقَعُ الْأَوْهَامُ لَهُ عَلَى صِفَةٍ وَلَا تُعْقَدُ الْقُلُوبُ مِنْهُ عَلَى كَيْفِيَّةٍ وَلَا تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَالتَّبْعِيضُ. وَلَا تُحِيطُ بِهِ الْأَبْصَارُ وَالْقُلُوبُ.
و منها: فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ. وَاعْتَبِرُوا بِالْآيِ السَّوَاطِعِ وَازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ وَانْتَفِعُوا بِالذِّكْرِ وَالْمَوَاعِظِ. فَكَأَنْ قَدْ عَلِقَتْكُمْ مَخَالِبُ الْمَنِيَّةِ. وَانْقَطَعَتْ مِنْكُمْ عَلَائِقُ الْأُمْنِيَّةِ وَدَهِمَتْكُمْ مُفْظِعَاتُ الْأُمُورِ وَالسِّيَاقَةُ إِلَى الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ﻓَ «كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ». سَائِقٌ يَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا وَشَاهِدٌ يَشْهَدُ عَلَيْهَا بِعَمَلِهَا .
و منها في صفة الجنة؛
دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلَاتٌ. وَمَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ. لَا يَنْقَطِعُ نَعِيمُهَا وَلَا يَظْعَنُ مُقِيمُهَا. وَلَا يَهْرَمُ خَالِدُهَا. وَلَا يَبْأَسُ سَاكِنُهَا.
و گواهی می‌دهم که خدایی نیست جز خدای یکتا، آغاز، اوست که پیش از او چیزی نیست، و پایان همه اوست که بی‌نهایت است، پندارها برای او صفتی نمی‌توانند فراهم آورند، و عقل‌ها از درک کیفیت او درمانده اند، نه جزئی برای او می توان تصور کرد و نه تبعیض پذیر است و نه چشم‌ها و قلب‌ها می‌توانند او را به درستی فرا گیرند.
و از این خطبه است: ای بندگان خدا! از عبرتهای سودمند پند پذیرید، و از آیات روشنگر عبرت آموزید. و از آنچه با بیان رسا شما را ترسانده‌اند، بپرهیزید، و از یادآوری‌ها و اندرزها سود ببرید، آن چنان که گویا چنگال مرگ در پیکر شما فرورفته، و رشته آرزوها و دلبستگی‌ها قطع گردیده و سختی‌های مرگ و آغاز حرکت به سوی قیامت به شما هجوم آورده است. آن روز که‌(همراه هر کسی گواه و سوق دهنده‌ای است) سوق دهنده که تا صحنه رستاخیز او را می کشاند، و شاهدی که بر اعمال او گواهی می دهد.
و از این خطبه است در وصف بهشت:
در بهشت، درجاتی از یکدیگر برتر، و جایگاه‌هایی گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمت‌هایش پایان ندارد، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند، ساکنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار شدائد و سختی‌ها نخواهند شد.‌(دشتی؛ 1379: 144).
غرض از بخش اول این خطبه مدح پروردگار است. امام‌(ع) با بیان صفات خداوند که تنها مختص به او می‌باشد به مدح پروردگار می‌پردازند. جملات همچون «الْأَوَّلُ لَا شَيْ‏ءَ قَبْلَهُ وَالْآخِرُ لَا غَايَةَ لَهُ»
بخش دوم دارای جملاتی همچون: «وَانْتَفِعُوا بِالذِّكْرِ وَالْمَوَاعِظِ» می‌باشد که بیشتر جنبه‌ی امری دارد و امام‌(ع) مردم را نصیحت و ارشاد می‌کند که خود را آماده روز رستاخیز می‌کند.
بخش سوم غرض فائدۀ‌الخبر است چرا که بیان ویژگی‌هایی از بهشت مثل: «دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلَاتٌ وَمَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ» می‌پردازد و گویا این که امام‌(ع) قصد دارند مردم را به عمل نیک تشویق کنند چرا که در ازای اعمال صالح چنین بهشتی وجود دارد.

4- 38 0خطبه 86:
قَدْ عَلِمَ السَّرَائِرَ. وَخَبَرَ الضَّمَائِرَ. لَهُ الْإِحَاطَةُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ. وَالْغَلَبَةُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَالْقُوَّةُ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ.
فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ وَفِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ. وَفِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ وَلْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَقَدَمِهِ. وَلْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ. فَاللَّهَ اللَّهَ أَيُّهَا النَّاسُ فِيمَا اسْتَحْفَظَكُمْ مِنْ كِتَابِهِ وَاسْتَوْدَعَكُمْ مِنْ حُقُوقِهِ. فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَلَمْ يَتْرُكْكُمْ سُدًى وَلَمْ يَدَعْكُمْ فِي جَهَالَةٍ وَلَا عَمًى. قَدْ سَمَّى آثَارَكُمْ وَعَلِمَ أَعْمَالَكُمْ وَكَتَبَ آجَالَكُمْ. وَأَنْزَلَ عَلَيْكُمُ الْكِتَابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَعَمَّرَ فِيكُمْ نَبِيَّهُ أَزْمَاناً حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ وَلَكُمْ فِيمَا أَنْزَلَ مِنْ كِتَابِهِ دِينَهُ الَّذِي رَضِيَ لِنَفْسِهِ. وَأَنْهَى إِلَيْكُمْ عَلَى لِسَانِهِ مَحَابَّهُ مِنَ الْأَعْمَالِ وَمَكَارِهَهُ وَنَوَاهِيَهُ وَأَوَامِرَهُ. وَأَلْقَى إِلَيْكُمُ الْمَعْذِرَةَ وَاتَّخَذَ عَلَيْكُمُ الْحُجَّةَ. وَقَدَّمَ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ. وَأَنْذَرَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ فَاسْتَدْرِكُوا بَقِيَّةَ أَيَّامِكُمْ. وَاصْبِرُوا لَهَا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّهَا قَلِيلٌ فِي كَثِيرِ الْأَيَّامِ الَّتِي تَكُونُ مِنْكُمْ فِيهَا الْغَفْلَةُ وَالتَّشَاغُلُ عَنِ الْمَوْعِظَةِ. وَلَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَةِ وَلَا تُدَاهِنُوا فَيَهْجُمَ بِكُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ أَنْصَحَ النَّاسِ لِنَفْسِهِ أَطْوَعُهُمْ لِرَبِّهِ. وَإِنَّ أَغَشَّهُمْ لِنَفْسِهِ أَعْصَاهُمْ لِرَبِّهِ. وَالْمَغْبُونُ مَنْ غَبَنَ نَفْسَهُ وَالْمَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِينُهُ. «وَالسَّعِيدُ مَنْ وُعِظَ بِغَيْرِهِ» وَالشَّقِيُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَغُرُورِهِ. وَاعْلَمُوا أَنَّ يَسِيرَ الرِّيَاءِ شِرْكٌ وَمُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلْإِيمَانِ. وَمَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَانِ. جَانِبُوا الْكَذِبَ فَإِنَّهُ مُجَانِبٌ لِلْإِيمَانِ الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَكَرَامَةٍ. وَالْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَمَهَانَةٍ وَلَا تَحَاسَدُوا فَإِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ «كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ» «وَلَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَةُ» وَاعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ يُسْهِي الْعَقْلَ وَيُنْسِي الذِّكْرَ فَأَكْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ، وَصَاحِبُهُ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد ترس از خدا Next Entries تحقیق درمورد امام‌(ع)، پیامبرتان، وَلَيْسَ، الْحَقِّ