تحقیق درمورد نیازسنجی، اجرای برنامه، برنامه آموزشی، نیازهای آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

آموزشی
3-انتخاب روشهای مناسب
4-به کارگیری اصول و مبانی یادگیری
5-به کارگیری برنامه‌های آموزشی
6-ارزیابی نتایج آموزشی
در ادامه به شرح مراحل پنج گانه اصلي مي‌پردازيم.
2-14- گام‌هاي اساسي در فرايند آموزش
1-نیازسنجی آموزشي
برنامه‌ریزی آموزش ضمن خدمت کارکنان با نیازسنجی آغاز مي‌شود. نیازسنجی در حقیقت یکی از مراحل مهم و اساسی است؛ زیرا فقط با شناخت دقیق نیازهای آموزشی محورهای اساسی برنامه آموزش ضمن خدمت معین مي‌شود (فتحی و اجارگاه‌، 1386‌، 99).
بورتون و مریل بر این باورند که نیازسنجی به طور کلی عبارت است از فرایندی نظامدار برای تعیین اهداف، شناسایی فاصله بین وضع موجود و هدفها و در نهایت تعیین اولویتها برای عمل (بورتون و مریل 1977 ص22). در برداشتی دیگر نیازسنجی عبارت است از فرایند تعیین آنچه باید آموزش داده شود. به این اعتبار قلمرو اصلی نیاز سنجی تعیین آن چیزی است که باید آموخته شود. (هولت‌،1994 نقل از فتحی‌واجارگاه‌، 1386‌، 112)
نیازهای آموزشی یکی از دروندادهای اصلی سیـستم آموزشی است که مبنای اساسی هدف‌گذاری، طرح ریزی، اجرا و ارزشیابی فعالیتهای سیستم قرار می‌گیرد. تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه‌ریزی آموزشی کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخشی کارکرد آموزش و بهسازی است. مقصد نیازسنجی آموزشي دستیابی به اطلاعات دربارة وظایف اصلی و عملی لازم برای ایفای نقش شغلی و دانشي و مهارتها و نگرشهای ضروری برای انجام آن وظایف است. نیازسنجی (تعیین نیازهای) آموزشی عبارت است از شناسایی نیازها (فاصله میان آنچه که هست و آنچه که باید باشد) و درجه بندی آنها به ترتیب اولویت و انتخاب نیازهایی که باید کاهش یابد و یا حذف شود (کاظمی،‌1376، نقل از بهمنی،22 و 23).
تعیین اهداف آموزشي
از آنجا که هدفهاي آموزشي، مقصود و نيت اصلي آموزش را مشخص مي‌کند و ساير عناصر برنامه‌هاي آموزشي بر مبناي آن شکل مي‌گيرد، از نقشي محوري برخوردار است (فتحي‌واجارگاه،1386،ص143). دلیل وجودی هر سیستم آموزشی، تحقیق بخشیدن به هدفهای آن نظام است. اگر هدفهای مورد نظر به درستی تحلیل و اولویتهای آن به روشنی تعیین و تصریح نشده باشند، امکان حرکت و فعالیت صحیح و در نهایت تحقق هدفهای آموزش در درون آن نظام غیرممکن خواهد بود؛ زیرا براساس هدفهای آموزش است که برنامه‌ریزی آموزشی و برنامه‌ریزی درسی و فعالیت درون سیستمهای آموزشی شکل می گیرد. اگر هدفهای مورد نظر مبهم و یا به صراحت تعیین نشده باشند، اساس قابل قبولی برای ارزشیابی نتیجه کار نظام آموزشی یا برنامه‌ریزی آینده آن دردست نخواهد بود. علاوه بر این اگر هدفهای آموزشی دقیق و روشن بیان نشده باشند، هیچ مبنای معتبری برای طراحی و انتخاب مواد و وسایل‌،محتوا و روشهای آموزشی وجود نخواهد داشت( شعبانی، 1372، نقل از بهمنی‌، 27 و 28 ).
معمولاً اطلاعات لازم برای آموزش های مورد نیاز و تعیین اهداف آموزش از شناسایی نیازهای آموزشی به دست می آید. اهداف آموزشي را به دو سطح کلی و اختصاصی تقسیم می کنند.
اهداف کلی آموزش، اظهارات یا عبارات نسبتاً جامعی هستند که نتایج مورد نظر برنامه‌های آموزشی را تشریح می کنند در حالی که اهداف اختصاصی، شرح کارهایی است که فراگیر در پایان دوره آموزشی قادر به انجام دادن آنها خواهد بود(چیذری‌، 1376 نقل از عنایتی، 38 ).
طراحی برنامه‌های آموزشی43
الف) تعیین محتوای آموزشی
محتوا، اصول و مفاهیمی است که به فراگیران ارائه مي‌شود تا ورود آنان را به فعالیتهای آموزشی میسر و رسیدن آنان را به هدفهای اجرایی امکان پذیر سازد‌. محتوای آموزش باید براساس هدفهای آموزشی معین، تهیه و تنظیم شود.
مطالب و فعالیتهای پیشنهادی باید دقیقاً با هدفهای کلی‌، جزئی و رفتاري، مطابق و همسو باشد تا تحقق آنها را امکان پذیر سازد. به عبارت دیگر، رفتارهایی که در هدفهای اجرایی ذکر می شوند، باید راهنمای گزینش محتوای آموزشی قرار گیرند.
ب) به کارگیری اصول یادگیری در تنظیم محتوا
برای آنکه فراگیری در یک برنامه آموزشی آسان شود، متخصصین باید اصول بنیادی چگونگی فراگیری هر فرد را بررسی کنند‌. این کار به منظور تهیه پیش شرطهای لازم در یادگیری است تا آموزش‌گیران بتوانند خود را برای برنامه‌های آموزشی آماده کنند‌. پس از بررسی اصول یادگیری و وارد کردن آنها در طراحی برنامه آموزشی، شناسایی رفتارهای جدید شغلی، یادگیری آموزشگیران بزرگسال و نیاز آنها بايد مد نظر قرار ‌گیرد(بهمنی‌،1385، 38 و 41).
اجرای برنامه‌های آموزشی
واقعی‌ترین مرحله در سلسه جریان های فرایند آموزش کارکنان، مرحله اجرای برنامه‌های آموزشی و درسی است. در این مرحله برنامه‌ریزان برای اجرای هرچه کارآمد‌تر برنامه‌های آموزشی و درسی، برنامه‌های اجرایی مناسبی را طراحی می‌کنند و سپس با فراهم آوردن شرایط مقتضی نسبت به اجرای آن اقدام می نمایند(صدری،1383‌، 34 ).
منظور از اجرای برنامه عبارت است از فرایند به بوته عمل گذاشتن یک طرح یا برنامه معین (فالن44،1991). به اعتقاد برخی از صاحبنظران نحوه اجرای برنامه از فرایند تهیه و تدوین آن مهم‌تر است؛ به زیرا از یک سو تا هنگامی که یک برنامه به مرحله اجرا در دنیا آمده است، هنوز نتیجه معینی را برای سازمان و کارکنان به همراه ندارد و از سوی دیگر بهترین برنامه‌ها می‌تواند با اجرای نادرست‌، نتایج نامطلوبی را به همراه داشته باشد در حالیکه یک برنامه ناقص در صورت اجرای صحیح می‌تواند بسیار اثربخش باشد(شوآرتز و دیگران 1997؛گروه مشاوران یونسکو1378 نقل از فتحی واجارگاه، 1386 ،168).
حاج کریمی و رنگریز (1379) معتقدند که برنامه‌های طراحی شده با توجه به نیازها و اهداف آموزشی و یا به کارگیری روشهای مناسب آموزشی و همچنین با توجه به موقعیتها وفرصتهای موجود، لازم است کارآموزان را قادر سازند تا مهارتها و دانش و طرز برخوردی را که مورد نیاز است به دست آورند. در این راسـتا چهار عامل اسـاسی در اجرای مناسـب‌تر طرح‌های آموزشي نقش ایفا می نمایند:
مربیان و آموزش دهندگان
موقعیتها و فرصتها
تسهیلات و امکانات آموزشی و کمک آموزشی
روشها و فنون مناسب آموزشی
از نظر دعائی (1377) یکی از مهمترین مراحل آموزش، اجرای آن است که در این مورد ضروری است مدیران و مسئولان آموزش هماهگی لازم را در اجرای برنامه‌های آموزشی انجام دهند و قبل از اجرا باید هدف آموزشی به طور دقیق برای مدیران بیان شود.
از دیدگاه عسگریان (1378) برنامة آموزشی پس از به دست آوردن اطلاعات و تقسیم بندی امور مربوط به آنها و تدارک سه عامل :نیروی انسانی؛ امکانات مادی و بودجه آماده اجرا مي‌شود (بهمنی، 63).
5- ارزشیابی برنامه‌هاي آموزشي
يکي از مهمترين سؤالات در حوزه برنامه ريزي آموزش اين پرسش اساسي است که ارزشيابي از دوره‌هاي آموزشي در فرايند برنامه‌ريزي از چه جايگاهي برخوردار است و در چه مرحله‌اي بايد انجام پذيرد. براي پاسخ به اين سؤال بنيادي الگوها و ديدگاههاي متعددي مطرح شده که در بخش بعدي به آن پرداخته مي‌شود.

مبحث دوم: ارزشیابی و اثربخشی آموزشی
مقدمه
شاید بتوان گفت که ارزشیابی آموزشي یکی از چالش‌زاترین و بحث‌انگیزترین حوزه‌های معرفت بشری است. زیرا همانطور که از نام آن آشکار است، درگیر چگونگی‌های ارزشی و داوری های مبتنی بر ارزش‌هاست و هم از این رو در کمتر زمینه این حوزه در بین صاحبنظران اتفاق نظر وجود دارد. نگاهی گذرا بر مفاهیم مقدماتی ارزشیابی آموزشي نشان می‌دهد که به تعداد متخصصان این رشته، تعریف و برداشت متفاوت از ارزشیابی آموزشي ارائه شده است. اين پيچيدگيها هنگامي فزوني مي‌يابد که ارزشيابي را در قلمروی چون «اثربخشي آموزش» مورد توجه قرار دهیم. ظرافت و پیچیدگیهای ارزشیابی تا بدان حد است که پرداختن به آن به یک دشواری جدی تبدیل شده است و تعداد آثار اندکی که در این زمینه منتشر شده است، خودگواه بر این ادعا است. از سوی دیگر وضعیت‌ها و ظرافت‌های ارزشیابی اثربخشی آموزشی در سازمانها دارای این پیام جدی و راهگشا است که نمی‌توان و نبايد بدون داشتن یک مبنای علمی و نظری و روشن‌سازی جهت گیری‌های زیربنایی، وارد عرصة ارزشیابی اثربخشی از دوره‌های آموزشی شد و تنها با تهیه و تنظیم فرم‌ها و بررسی‌های فاقد جهت‌گیری منطقی، دوره‌های آموزشی را مورد نقد و بررسی قرار داد. با این همه باید اعتراف کرد که بحث ارزشیابی و تلاش و واکاوی نتایج و تبعات حاصل از اجرای برنامه‌های آموزشی در تمام سازمانها ظهور نمي‌يابد و طرح اين پرسش که به راستي به چه ميزان منابع مصرف شده براي دوره ها دارای ثمرات و نتایج اثربخش بوده است، تابع میزان بلوغ علمی واحدهای آموزشی در سازمانهای پویا می باشد.(مطلبي‌نژاد،1389،46)
2-15- تعاریف ارزشیابی
الف) با استفاده از فرهنگ لغت
فرهنگ روانشناسی آرتور وبر45 ارزشیابی را در معنی عام «تعیین ارزش و یا اهمیت یک چیز » می‌داند و به صورت خاص‌تر ارزشیابی را «تعیین میزان موفقیت یک برنامه یک درس و‌….. در رسیدن به هدفهای اولیه آنها» می‌داند.
در فرهنگ‌نامه فارسی دهخدا و معین واژه‌های ارزشیابی و ارزشیاب یا عامل ارزشیابی به کاربرده نشده است، ولی واژه های «ارزیابی »و «ارزیاب» تعریف شده‌اند‌. در فرهنگ دهخدا، ارزیابی «عمل یافتن ارزش هر چیز» و ارزیاب«کسی که ارزش هر چیزی را معین می‌کند ». در فرهنگ معین ارزیابی «عمل ارزش و بهای هر چیز» سنجش و بررسی حدود هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن و ارزیاب «کسی که ارزش هر چیزی را معین می‌کند» تعريف شده است.
ب) استفاده از عقاید صاحب نظران
شاید بتوان ادعا نمود که به تعداد صاحب نظرانی که در این حوزه دارای نام و شهرت هستند، برای ارزشیابی نیز تعریف وجود دارد. این تعاریف در بسیاری موارد به هم شبیه هستند، و در مواردی نیز با هم تفاوت دارند.
1-‌‌‌ اولین تعریف رسمی از ارزشیابی به نام رالف تایلر ثبت شده است. وی ارزشیابی را «وسیله‌ای جهت تعین میزان موفقیت برنامه در رسیدن به هدفهای آموزش مطلوب مورد نظر » می‌داند. فرایند ارزشیابی از دیدگاه تایلر با اطلاع کامل از هدفهای آموزشی از قبل تعیین شده، در پی آن است که تعیین کند این تغییرات رفتاری در عمل به چه میزان در رفتار فراگیران ظاهر شده است.(کیامنش، 1374)
2-‌ کرانباخ 46(1984) ارزشیابی را جمع آوری و استفاده از اطلاعات جهت تصمیم گیری در مورد یک برنامه آموزشی می داند. به عقیده کرانباخ تعیین موفقیت یا عدم موفقیت برنامه‌های آموزشی فقط از طریق جمع‌آوری اطلاعات در مورد موقعیتهای واقعی یاددهی- یادگیری امکان‌پذیر می‌باشد، و هرگونه تصمیم گیری در مورد برنامه آموزشی باید براساس اطلاعات جمع‌آوری شده صورت گیرد. تعریف کرانباخ دو قسمت عمده دارد: جمع آوری و استفاده از اطلاعات و به دنبال آن تصمیم گیری براساس اطلاعات جمع آوری شده. (نقل از کیامنش 1374).
3-‌ عباس بازرگان (1374)، در تعریف ارزیابی می‌گوید «ارزیابی عبارت است از فرایند تعیین و فراهم آوردن اطلاعات لازم دربارة مطلوبیت هدفها، برنامه‌های عملیاتی طرح‌های اجرایی و نتایج حاصل از آنها به منظور هدایت و تصمیم‌گیری جهت بهبود و پیشرفت فعالیتها برای کسب بازده مورد نظر».
4-‌ به نظر خورشیدی (1385) ارزشیابی عبارت است از فرایندهای ضروری جهت قضاوت و کارآمدی برنامه که قبلاً طراحی شده است. این کارایی در بافت کلی سیستم ارزیابی مي‌شود.
به بیان دیگر، ارزشیابی عبارت است از جمع آوری اطلاعات با توجه به معیارهای تعیین شده به منظور قضاوت و داوری. بنابراین مهمترین کاربرد نتایج ارزشیابی قضاوت در مورد کار انجام شده و یا برنامه در حین اجرا و یا تعیین میزان مطلوبیت یک برنامه آموزشی است.(خورشیدی و ملک شاهی‌، 1385‌، ص 38 الی 43)
5-‌ گی47 ارزشیابی را یک فرایند نظام دار برای جمع‌آوری، تحلیل و تغییر اطلاعات به منظور تعیین این که آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی تعریف کرده است.(گی 1991، 6)
2-16- هدف ارزشیابی آموزشي
هدف ارزشیابی در تعریف آن نهفته است‌. هدف اصلی ارزشیابی، قضاوت و داوری است. درارزشیابی یک هدف این

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد ضمن خدمت، آموزش ضمن خدمت، نیازهای آموزشی، آموزش و بهسازی Next Entries تحقیق درمورد ارزیابی اثربخشی، برنامه آموزشی، ضمن خدمت، بهبود کیفیت