تحقیق درمورد منابع معرفت، ازخودبیگانگی، توسعه انسانی، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

موجوديّت ما چيست؟ عناصر تشكيلدهنده هويّت ما چيست؟ و چه چيزهايي هويّت، كيستي و چيستي ما را مشخص ميسازند؟ آيّا تنها هويّت فردي داريم يا داراي هويّت جمعي نيز هستيم؟ اگر داراي هويّت جمعي هستيم من (ما) به كدام اجتماع تعلّق داريم؟ چه روابط مادي و معنوي مرا (ما را) به اين جامعه و اين جامعه را به من (ما) پيوند ميدهد؟ و …
امروزه بخشهاي مختلف كره زمين در برگيرنده جنبشهاي گوناگوني است كه تلاش براي حفظ يا احياي هويّتهای خاص و مقابله با جريانهاي جهاني، بهويژه فرهنگ جهاني را ميتوان وجه مشترك همه آنها دانست، اين جنبشها افراد و گروههايي را بسيج ميكنند، كه در فضاي اجتماعي – فرهنگي جهاني به دنبال فرهنگ و هويّت سنتي ناب هستند و در برابر جريانهاي بيوقفه جهاني، بازسازي مرزهاي محلّی را آرزو ميكنند (گلمحمدي،1380: 121) بي‏ترديد، مسئله هويّت به آيندهما نیز مربوط میشود. هم از این روست کهدر تصميم‏گيري‏ها، سياستگذاري‏ها و روابط فردي، گروهي و ملّي لحاظ میشود. بنابراين فارغ از توجه ايجابي و سلبي اندیشمندان به موضوع، هويّت خود را به مثابه يك مسئله فرهنگی-اجتماعي بر علوم انساني و پژوهشگران اين حوزه تحميل ميكند.
پذیرش و گرایش به فرهنگ بیگانه بهویژه مدرنیته غربی جریانی است که بسیاری از فرهنگهای بومی و محلّی با آن مواجه هستند. یکی از عوامل مهم و تعیین کننده در این جریان سلطه و برتری فرهنگهای بزرگتر در داخل یک کشور یا خارج از یک کشور است که سبب اضمحلال فرهنگهایی که افراد در آن رشد و نمو یافتهاند، این مسأله در شهرهای بزرگ که بیشتر در معرض فرایند جهانی شدن قرار دارند به ویژه درخوابگاههای دانشجویی این شهرها، به دلیل دوری افراد از خانواده و افزایش آزادیهای فردی تأثیرپذیری از محیط بیشتر میشود.
خوابگاههای دانشجویی دنیای تازهای را پیش روی ساکنانش میگشاید. ساکنانی که از محیط کوچک اجتماع و کانون خانواده به دنیای پر از تنوّع خوابگاه قدم میگذارند، هیچ پیش زمینهای از این محیط در ذهن ندارند. لذا به یکباره با افراد که از فرهنگهای مختلف و محیط متفاوت مواجه میشوند که این مسئله خود چالش برانگیز است و موجب دوگانگی فرهنگی و مشکلات فراوان میشود.
شرایط و موقعیتهای محیط خوابگاهی، عوامل متعدّدی از جمله دوری از خانواده، مواجهه با فرهنگهای مختلف، تأثیر گروه دوستان، مقرّرات زندگی جمعی، سرخوردگیهای روحی، مشکلات تحصیلی و ارتباطی و …. را ایجاد مینماید که باعث میگردد آستانهی مقاومت این قشر از جامعه کاهش یابد و پذیرش هویّتهای جدید و رنگ باختن فرهنگ بومی را سهلتر کند.
از آنجا که جوانان هر جامعه سرمایههای اصلی و سازندگان فردای کشورند توجّه به هویّت فرهنگی آنان از ضرورت ویژهای برخوردار است. توجّه به قشر دانشجو و شناخت ويژگي‌ها، نيازها و خواسته‏ها، منابع معرفتي و ابعاد هويّتي آنان این فایده رابه لحاظ اجتماعی دارد که به برنامه‏ريزان و دست اندركاران حوزة آموزش عالی برای برنامه‏ريزي بهتر و مؤثرتر در جهت توسعه انسانی و اجتماعی کمک و راه را براي تعاملات اجتماعي بهتر و انسانيتر باز ميکند.
از این گذشته شناخت توصیفی و تبیینی ازخودبیگانگی فرهنگی ناشی از گسترش مدرنیته غربی که در شهرهای بزرگ از جمله در خوابگاهها بروز میکند و چالشهای هویّتی و آسیبهای فردی و اجتماعی این گونه محیطها گام اولیه برای برنامهریزی جهت اسکان بهینه دانشجویان، مقابله با این مشکلات و بهبود شرایط زندگی آنهاست، بهویژه در مورد دختران که وابستگیهای عاطفی و آسیبپذیری بیشتری از پسران دارند.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف اصلی:
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت فرهنگی دختران
1-4-2- اهداف فرعی:
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت مذهبی دختران
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین روابط اجتماعی(معاشران) دختران
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت جنسیتی دختران
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت خانوادگی دختران

فصل دوم: مبانی نظری

2-1- بخش اول: پیشینه تحقیق
2-1-1- تحقیقات داخلی
همچنانکه ادبیات نظری نسبتاً گسترده‌ای درباره هویّت وجود دارد. به همین منوال در زمینه مطالعات تجربی نیز میتوان رساله‌ها و پژوهشهای متعددی را یافت که دست کم در عنوان شامل مفهوم هویّت هستند. در این بخش به برخی از این عناوین که در مقاطع بالای تحصیلی و دانشگاههای معتبر انجام شده‌اند‌میپردازیم. مرور این مطالعات در ترسیم چشم‌انداز این حوزه به این پروژه کمک میکند. بنابراین ابتدا خلاصهای از هر تحقیق را مطرح میکنیم و سپس تلاش کرده‌ایم مزایا و نقایص آنها را در بخش روش تحقيق، چارچوب نظری و يافتههاي تحقيق مطرح کنیم. و سپس از هر تحقیق محورهای اصلی مانند مسئله، جامعه آماری، چارچوب نظری و نتایج مهم در قالب دو جدول بررسی شده است. در ابتدا محورهای روشی و بعد محور نظری و یافته‌های تحقیق ارائه شده است.

محمدی (1379) در پژوهش مورد برّرسی خود به دنبال شناخت پارامترهاي هويّت فرهنگي دانش‏آموزان مورد مطالعه است. همچنين نگارنده درصدد بررسي گرايش افراد مورد مطالعه به پارامترهاي فرهنگ مدرن برآمده و نوسانات هويّت قومي را قبل و بعد از انقلاب بررسي كرده است. محقق بعد از تعريفي از هويّت به هويّت جمعي، فردي و فرهنگي پرداخته و به شرح و برّرسي هر كدام از اقسام هويّت مذكور اقدام کرده است. وي زبان، دين، سرزمين مشترك و ميراث مشترك را به عنوان شاخصه‏هاي هويّت فرهنگي برشمرده و هركدام را توضيح داده است. محمدی از نظريات و آراء مردم‏شناسان زير در مورد شكل‏گيري هويّت فرهنگي استفاده کرده است:1- روث بنديكت: هر جامعه‏اي شخصيّت ويژه‏اي را در افراد خود مي‏پروراند. بر اساس ديدگاه وي هر جامعه‏اي به تدريج به برخي از الگوهاي فرهنگي خود محوريّت مي‏دهد، 2- مارگاريت ميد: به اعتقاد ميد تمامي فرآيندهاي جامعه را (حتي بيولوژيك) بايد با توسّل به نظام فرهنگي جامعه تبيّین كرد، 3- كاردينر و لينتون: كاردينر شخصيّت بنيادين را مطرح مي‏كند تا بتواند به مدد آن هويّت فرهنگي جوامع را بشناسد. به نظر لينتون شخصيّت بنيادي از مجموع تمايلات انگيزه‏ها و خصوصيّات ويژه تشكيل شده است كه از طرف گروه بر فرد تحميل مي‏شود. وي احساس تعلّق و دلبستگي را مبناي شكل‏گيري شخصيّت پايه مي‏داند.
جامعة مورد مطالعه اين پژوهش دانش‏آموزان پايه سوم دبيرستان شهرستان مريوان است. پرسشهای تحقیق ناظر به میزان و کیفیّت گرایش به فرهنگ قومی، فرهنگ ملّی و فرهنگ مدرن است. مذهب، زبان، پوشش، پایبندی به آداب و رسوم نیز به عنوان یک متغییرهای مستقل لحاظ شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ‌در مجموع و به ترتيب هويّت فرهنگي دانش‏آموزان از چهار لايه قومي، مدرن، مذهبي و ملي تشكيل شده است. نكته قابل تأمّل تضعيف گرايشات مذهبي شاگردان است.راهكارهاي نظام سياسي در جهت يكسان‏سازي باعث تشديد گرايشات قومي شده است. ضمن اينكه هويّت ملّي و مذهبي برخلاف تصوّر ضعيف شده است و بتدريج به سوي متغيرهاي فرهنگ مدرن اوج ميگيرد.
داوود ميرمحمدي (1374) به مطالعه و برّرسي مؤلفه‏هاي بارز هويّت فرهنگي و قومي مردم بلوچ و نسبت و رابطة آنها با هويّت فرهنگي در شهرستان زاهدان مي‏پردازد. هدف از اين مطالعه و تحقيق، بررسي عناصر و مؤلفه‏هاي تشكيل‏دهندة هويّت فرهنگي و قومي مردم بلوچ و شناخت ميزان همساني و ناهمساني هويّت فرهنگي آنان با هويّت فرهنگي ملّي ايران (مركز‏گرايي و مركزگريزي) و تبيين جامعه‏‏شناختي آن است.
اين رساله از چندين دستگاه نظري استفاده كرده است که عبارتند از: 1) نظريه «هويت‏جوئي» اسميت(ريشه و منشأ ايجاد قوم‏مداري و مركز‏گريزي و شكل‏گيري نهضت‏هاي جدائي طلبي قومي ناشي از تمايل و نياز جامعه قومي به كسب هويّت قومي خود و رسميت بخشيدن به آن است)، 2)تئوري «دولت‌ـ‌ملّت» بوئرژ(با رشد مفهوم «ملت ـ دولت» در عصر امروز ارتباط بين ملّت به عنوان مفهوم قومي و دولت به مثابه يك موجوديّت قانوني بسيار گسسته و مبهم شده است.در نتيجه قوميّت‏گرايي به عنوان حقّ مردمي كه احساس مي‏كنند كه مليّت مشتركي دارند و خواستار دولتي هستند كه مليّت آنها را تحقق بخشد در آمده است)، 3)تئوري عوامل «ذهني و عيني» راتچايلد و شاپفلين(عوامل ذهني و عيني بر مخفي شدن نهضت‏هاي قومي اثر گذاشته، ضمن تشديد خواست‏هاي قابل مذاكره و غيرقابل مذاكره، ناخشنودي و نارضايتي قومي را بيشتر مي‏كنند و شرايط را فراهم مي‏كند كه منجر به شكل‏گيري «سازمان سياسي قومي» شده و منبعي براي تسريع در بازسازي هويّت قومي، وحدت و همبستگي قومي، خواست مشاركت عمومي و اصالت فرهنگي از جمله بازگشت به ريشه‏هاي نمادين، اسطوره‏هاي گذشته و يادبودهاي تاريخ مي‏گردد و از طريق ايجاد و شكل‏گيري ناسيوناليسم قومي تبديل به يك نهضت مركزگريز قومي می‌شود) و 4)تئوري «ميدان» کورت لوین(رفتار انسان تابع دو عامل: خصوصيّات شخصي و خصوصيّات محيط است). همچنين در اين رساله، از ديدگاه‏هاي جامعه شناساني، همچون دوركيم و الكساندر (همبستگي اجتماعي، انسجام اجتماعي، وفاق اجتماعي)، ابن خلدون (عصبيّت)، مونتسكيو (روح كلي)، پارسونز (منظومه و ساخت اجتماعي) استفاده و بر آنها تأكيد شده است.
جامعه آماري اين تحقيق عبارت است از، كليه خانواده‏هاي بلوچ ساكن شهرستان زاهدان و دارای 308 نمونه است. سؤالات اصلی میرمحمدی این است که 1)مؤلفه‏هاي بارز هويّت قومي و فرهنگي مردم بلوچ كدامند؟ و 2) بلوچ‏ها به چه ميزاني به هويّت قومي و فرهنگي خود تعلّق و دلبستگي دارند (قوميّتگرا هستند) و چه جايگاهي براي هويّت قومي و هويّت خود در جامعه و هويّت ملّي قايل هستند و نسبت و رابطة هويّت قومي آنان با هويّت ملّي چگونه است (مركز‏گرائي)؟ و چرا؟
برخي از نتايج مهّم تحقيق به شرح زیر است: الف) آن دسته از افرادي كه داراي خاستگاه روستايي بوده و در مناطق روستايي و ايلي زندگي ميكنند در مقايسه با افراد شهرنشين تمايلات قومي بيشتري دارند.ب) هر قدر سطح تحصيلات بيشتر باشد، قوميّتگرايي ضعيفتر است.ج) افرادي كه داراي مشاغل بالا و متوسط و همچنين كساني كه شاغل در رشته‏هاي شغلي دولتي و فروشندگي بوده‏اند، در مقايسه با افراد صاحب مشاغل پايين و شاغل در رشته‏هاي شغلي خدمات، حمل و نقل و دامداري و كشاورزي تمايلات قومي ضعيفتري از خود نشان داده‏اند.
-رسالة كارشناسي ارشد مهدي فرجي(1380) به مطالعه صورتبندي هويّت جديد و تغيير نگرش زنان نسبت به احكام رساله‏اي مي‏پردازد. نگارنده به استفاده از نظريات گيدنز تأثیر سه عنصر مدرنیته،یعنی جدايي زمان و مكان، جابجايي و از جاكندگي، بازانديشي را بر دگرگوني در خصلت پديده‏ها و كنش‏هاي انساني و تغيير در نگرش‏ها برّرسی می‌کند.
جامعه آماري تحقیق، شامل كليه دانشجويان دختر در گروه‏هاي عمده تحصيلي شامل فني مهندسي، علوم پايه، علوم انساني، علوم پزشكي و هنر و معماري دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در سال 80 ـ 1379 و حجم نمونه 350 نفر است. داده‏هاي اين تحقیق با استفاده از پرشسنامه‏اي به منظور برّرسي هويّت جديد زنان و تحوّل نگرش خود و نگرش به احكام رساله‏اي مربوط به زنان و منابع معرفتي مؤثّر بر آنها‏ گردآوری شده است.
اين تحقيق به دنبال پاسخ به پرسش، آيا «خود» (self) زنان دچار تحوّل شده است. آيا خود تعريفي زنان ماهيّتي ديگر از ماهيّت سنتي خود پيدا كرده است و آيا اين تحوّلات منجر به برساختن هويّتي جديد شده است. آيا هويّت ديني جديد در حال شكل‏گيري است. همچنين محقّق به دنبال اين مسأله است كه عوامل مؤثّر بر اين تحوّلات در اين(self) و تحوّلات نگرشي نسبت به احكام رساله‏اي چه هستند. و چه تغييراتي در اين منابع معرفتي مؤثّر در حال شكل‏گيري استو هر يك از اين منابع چه ميزان در تحولات «خود» زنان مؤثّر مي‏باشند.
فرضيه اين تحقيق، عبارت است از اینکه تحولات معرفتي و شناختي منجر به تحوّلات نگرشي و خود تعريفي خواهد شد و تحوّلات در خودتعريفي و نگرش به احكام رساله‏اي نتيجتاً منجر به هويّتي مي‏شود كه فارغ ا

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد زیست جهان، علوم اجتماعی، طبقه اجتماعی، زندگی روزمره Next Entries تحقیق درمورد تضاد و تقابل، دوران مدرن، روش پژوهش، عزت نفس