تحقیق درمورد مشارکت مردم، کانون توجه، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

ا و مباني متفاوت و بعضا متهافت مي باشد ؛ البته يکي از عوامل تعدد روش تعدد منابع و ابزار معرفت ديني است؛ زيرا معرفت ديني داراي خاستگاه و منابع متفاوتي است و از راه ها و منابع گوناگوني نظير متون ديني (کتاب و سنت ) عقل و فطرت و کشف و شهود حاصل مي آيد ؛ بنابراين معرفت ديني در اين ديدگاه به معناي مطلق برداشت هاي منسوب به دين نيست ؛ بلکه مراد از معرفت ديني معرفتي است که از متدها و منطق هاي معتبر و موجه حاصل شده باشد و تحقق معارف از منطق صحيح به معناي اصابت صددرصدي و قطعي با واقع دين نيست و ممکن است برخي معارف با واقع دين اصابت نکند، از اين رو مراد ما از معرفت ديني تنها معرفت ديني عالمانه ، روشمند و تخصصي مي باشد؛ مراد ما از روش عالمانه ، اعم از روش متعارف و موجود ( روش نظري و متد هاي اجتهادي) و روش هاي عملي و شهودي ( روش هاي عاملانه ) است. اما معارفي که از راه هاي ديگري ( غير روشمند ) نظير حدس ، خيالات و گمانه هاي عاميانه يا از راه خواب ، رويا و بافته ها و يافته هاي خرافي و … حاصل شده باشد، در اين تعريف جاي ندارد.
براي شناخت دين ( معرفت ديني ) مي توان از روش هاي متفاوت بهره برد . زيرا گزاره هاي ديني در منابع دين متفاوت است . بعضي از آن ها با روش عقلي ، بعضي با روش تاريخي ، بعضي با روش شهودي و عرفاني ، بعضي با روش تعبدي و بعضي از آن ها با روش علمي قابل ارزيابي است. فلذا در اين تحقيق بايد براي کشف مباني معرفت شناختي دين از منظر اين دو انديشمند روش هايي کسب معرفتي ان ها را نيز مورد بحث و بررسي قرار دهيم .
1-1-4. معرفت شناسي ديني يا فلسفه معرفت ديني :
معرفت شناسي آن شاخه اي از فلسفه است که به ارزشيابي معرفت بشري ، حدود ، مباني و ابزار ، مبادي دور و نزديک آن و ميزان اعتماد به ان مي پردازد ، حاصل ان که معرفت شناسي به ميزان توان عقل و دستگاه ادراکي بشر براي رسيدن به واقع مي پردازد .21
معرفت شناسي بررسي فلسفي معرفت و شناخت آدمي است و فلسفه معرفت ديني ؛ تأمّل عقلي و برهاني در باب شناخت ديني خواهد بود . به عبارت ديگر ؛ معرفت شناسي درباره شناخت آدمي به طور کلي است ولي معرفت شناسي ديني درباره معرفت آدمي در قلمرو دين به طور عام يا ويژه است.
واين رساله در اين قلمرو قرار دارد ؛ يعني بحث ما در باب معرفت شناسي ديني است و يکي از مسائل آن، احياي معرفت ديني مي باشد و ما در اين پايان نامه به يکي از مصاديق احياي معرفت ديني که مباني معرفت ديني آيت الله طالقاني واستاد مطهري باشدرسيدگي مي کنيم.
1-1-5. مباني :
اصول و پيش فرض هاي مسلّم ، معقول و مقبول در هر علم که رويکردهاي بعد در آن علم و مسائل آن ، بر اساس آنها صورت مي گيرد. يکي از شاخصه هاي ديني بودن معرفت، ديني بودن مباني ، پيش فرض ها و پيش انگاره هاي آن است و مراد از مباني اعم از مباني قريبه و بعيده مي باشد ،به عبارت ديگرعنصر کليدي ديني بودن علم و معرفت را در مباني مابعد الطبيعه آن دانش يا مباني ارزشي مي دانند و علوم و معارفي را که فاقد اين ملاک ( مباني ديني ، ارزشي يا جهان بيني ديني) باشد علم سکولار يا نامقدس تلقي مي کنند 22.
اينک موضوع رساله حاضر که مباني معرفت شناختي دين از منظر آيت الله طالقاني و استاد شهيد مطهري است . اين پرسش را به بررسي مي گذارد که مباني و ارکان احياي معرفت ديني از ديدگاه دومتفکّر چيست؟. يکي از مهم ترين ارکان مباني معرفت شناختي، اشاره به روش هاي معرفت ديني و تأثير اين مباني در روبناهاي معرفت ديني خواهد بود.
1 ـ 2 : جايگاه وشخصيت آيت الله طالقاني و استاد مطهري (ره)
اگر به سير تاريخ ملت ها و زندگي پر فراز و نشيب شخصيت ها دقت و عنايت بيشتري شود مي بينيم بسياري از مردان بزرگ و خود ساخته از دامان خانواده هاي محروم برخاسته اند و چه بسا اغلب آن ها در حيات خود جز رنج زندگي و محروميت و گمنامي بهره اي نبرده اند. بي ترديد آيت الله طالقاني هم در زمر?ي چنين مردان راستين و ناشناخته عصر خود است، چرا که نوعا اين انسان هاي والا مقام از لحاظ تفکر و تعقل و درک آرمان هاي بشري و مقتضيات عصر ، از زمان خود جلوترند و به همين سبب مردم و جامعه عصر آن ها کمتر درک شناخت و تحمل پذيرش افکار و انديشه آن ها را دارند. اما اثر وجودي اين سازندگان تاريخ نه سال ها که قرن ها حرکت بخش انسان ها و روشني بخش جامعه ي بشريت بوده و مي باشد.23
1-2-1. زندگي نامه آيت الله سيد محمود طالقاني”ره”
در 15 اسفند سال 1289خورشيدي در طالقان در خانواده علم و تقوا به دنيا آمد. در اوان جواني پس از تحصيلات ابتدايي و مقدماتي در سن 12سالگي ، در سال1302، وارد حوزه علميه قم شد. به مدت 15 و 16 سال در مدرسه رضويه و فيضيه زانو زد و آن چنان که خود گفته است که در آن سال ها تفسير قران محجور بود، اما از استادش مرحوم آيت الله اشرافي تفسير قران اموخت. فلسفه متروک بود و نزد استادش ( علامه حاج ميرزا خليل کمره اي ) آموخت و اين براي او دو بالي شد تا اين که پس از 16 سال به تهران بازگشت و فعاليت هاي اجتماعي و ديني خود را آغاز کرد . او با تأسيس کانون اسلام و فعاليت در بخش دانشجويي و برگزاري جلسات در مسجد پدر و بعد ها در مسجد هدايت پايگاهي براي نشر انديشه و مبارزه و اصلاح و احياگري قدم پيش نهاد.در سال1318 در اثر مخالفت با عملکرد دستگاه هيأت حاکمه به زندان افتاد که اين آغاز زندان هاي مکرر و مداوم هشتگانه و طولاني مدت او تا پيروزي انقلاب بود.
زمينه هاي تفکر او در قم ايجاد شده بود ، در دوران تحصيل به اين نتيجه رسيده بود که تعصب مذهبي که در برخورد با تمدن غربي و عدم پويايي انديشه اسلامي باعث انحطاط مسلمانان، و رکود چند ساله مسلمانان شده ، بايد برطرف شود.آنچه در مدت تحصيل قم شکل گرفته بود؛ درک اين واقعيت بود که مشکل جامعه ديني وحوزه هاي علميه بي توجهي به قرآن به عنوان کتاب راهنماي عمل است.کتابي که مي تواند در همه شئون زندگي به ويژه زندگي سياسي و اجتماعي اثر بگذاردمدت هاست که به کنار گذاشته شده است . وتنها راه برون رفت از اين موقعيت، دگرگوني در آموزش ديني است.
آيت الله طالقاني در باره درد بي توجهي به قرآن در زندگي فردي و اجتماعي مي نويسد: اين کتاب هدايت که چون نيم قرن اول اسلام، بايد بر همه شئون نفساني و اخلاقي و قضاوت و حکومت حاکم باشد، يک سره از زندگي بر کنار شده و در هيچ شأني دخالت ندارد. دنياي اسلام که با رهبري اين کتاب روزي پيش رو و رهبر بود، امروز دنباله رو شده ؛ کتابي که سند دين و حاکم بر همه امور بوده مانند آثار عتيقه و کتاب ورد تنها جنبه تقدس و تبرک يافته و از سر حد زندگي و حيات عمومي بر کنار شده و در سر حد عالم اموات و تشريفات آمرزش قرار گرفته و آهنگ آن اعلام مرگ است.24
ايشان هيچ گاه دست از تفسير قران نکشيد و حتي زماني که درس تفسير او را ممنوع کردند ، مخفيانه ادامه داد. قران تنها همدمي بود که جاهلان و مستکبران نتوانستند از مرحوم طالقاني بگيرند. او حتي در زندان و تبعيد دست از هم نشيني با قران نکشيد و افتخارش اين بود که خود را معلم قران معرفي کند .” من پيش ازاين که در کسوت يک سياست مدار متعارف و معمول باشم يک شاگرد کوچک مکتب قران ، معلم قرانم. به همين دليل ايشان قران را از تاريکي هاي شب هاي تاريک بشريت و دوران ظلم و ستم به صحنه زندگي مردم آورد و دل هاي عاشقانش را با نور هدايت بخشش آشنا ساخت.”25
آيت الله طالقاني ويژگي هايي متضاد يا به ظاهر متضاد را با يک ديگر جمع کرده بود و شخصيتي جامع اضداد وچند بعدي بود. ” دين داري و روشنفکري ” ، ” روحانيت و سياست ” ، “جهاد درون و جهاد برون ” ، “قهر و مهر ” ، ” دين داري و علم دوستي ” و ” تدين و تسامح” در وجود او گره خورده و به يک ديگر آميخته شده بود. وي چنان خود را بر کشيده بود و بلند نظري و سعه شخصيت داشت که ويژگي هايي که جمع آن ها براي عده اي محال بود براي او ممکن و مطلوب بود.
تسامح و مدارا از ويژگي هاي برجسته و چشم گير او بود، يعني ضمن پايبندي به اصول و ارزش هايي و کوشش براي تحقق آن ها با مخالفان و دگر انديشان تسامح و مدارا مي کرد. وي عمر خويش را در مبارزه و درگيري هاي سياسي گذرانده بود و با اين وصف خشونت و در گيري سياسي ، بينش و منش او را دگرگون نساخته بود و مبارزه و قهر ، مهر ورزيدن و ملايمت را از ياد او نبرده بود. راست نوشت جبهه ملي ايران : ” طالقاني خلق و خوي خوبي متفاوت داشت ؛ به نرمي ابريشم مي مانست در مقابل دوست ، و به ستبري و استحکام خار بو دربرابر خصم.”26
هم چنين در سخنان امام خميني “ره”پس از در گذشت طالقاني به نقش پدرانه و آرام بخش او اشاره رفته است: ” ما برادري را از دست داديم و ملت پدري را و اسلام مجاهدي را….او مي توانست با رفتار و گفتارش به اعصاب نا آرام ، که موجب نگراني ها و تفرق ها مي شوند، آرام بخشد.”27.
آيت الله طالقاني نه تنها مرد عمل (پراتيسين) ، که اهل نظر (تئوريسين) نيز بود، و نه تنها سرمايه عمر را در جهاد عليه استبداد و براي آزادي صرف کرد، که درباره استبداد و آزادي فراوان گفت و نوشت. تضاد طالقاني با استبداد ، تضاد اصولي و مبنايي و آشتي ناپذير بود. به ديده او؛ استبداد با اصول دين يعني توحيد، در تضاد بود و لازمه اعتقاد به توحيد به ويژه اگر ” توحيد در اطاعت ” عنايت شود نفي استبداد و اطاعت از مستبدان است. برداشت او از توحيد ، نه برداشتي صوفيانه و نه عارفانه بود و نه برداشتي فيلسوفانه و متکلمانه، بلکه برداشتي جامع بود که موجب تحول در فکر و قلب و جامعه مي شود و نه تنها زندگي فردي انسان، بلکه زندگي اجتماعي او را نيز دگرگون مي سازد.
استبداد ديني نيز در کانون توجه و دايره نقد طالقاني بود . ممکن است مقدس نماهاي خام فکر بگويند که استبداد ديني ديگر چه صيغه ايست و تعرض بدان چه ربطي به عالم ديني دارد. از قضا اين موضوع نبايد فقط دل خوشي روشنفکران و آزادي خواه باشد؛ بلکه بر عالمان آزاده ديني است که بيش و پيش از ديگران دغدغه استبداد ديني داشته باشند ودر نجات دين از چنگ استبداد بکوشند.
مگر نه اين است که حاصل استبداد ديني ، تحريف دين و بي ديني مردم است. بگذريم و گفتار مرحوم طالقاني را در باره استبداد ديني بخوانيم :
از قواي پاسدار استبداد، شعبه استبداد ديني است. کار اين شعبه اين است که مطالب و سخناني ازدين ياد گرفته و ظاهر خود را ، آن طور که جالب عوام ساده باشد ، مي آرايند ومردمي را که از اصول و مباني بي خبرند و به اساس دعوت پيامبران گرام آشنايي ندارند؛ مي فريبند و مطيع خود مي سازند و با اين روش فريبنده ، به نام غمخواري دين و نگهداري آيين ، ظلّ الشيطان را بر سر عموم مي گسترانندو در زير اين سايه شوم جهل وذلت ، مردم را نگاه مي دارند. اين دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و درپشت سنگر محکم دين نشسته اند، خطرشان بيشتر و دفعشان دشوار تر است.28
آزادي در نزد طالقاني مفهومي عاريتي نبود و آن را از ينگه دنيا وام نگرفته بود ، بلکه از کتاب خدا و سنت پيامبرش ستانده بود، بدين رو تعجب مي کرد که چسان ممکن است کسي مسلمان باشد و آزادي خواه نباشد ؛ اسلامي که ما مي شناسيم و اسلامي که از متن قران و سنت پيغمبر سرچشمه گرفته، هيچ گونه آزادي را محدود نمي کند . هر جمعيتي که بخواهد آزادي مردم را در انتقاد و بحث محدود کند، اين اسلام را نشناخته است. ” برادران ” فرزندان ” مسلمانان ” اسلام داراي سعه صدر است. اسلام با تنگ نظري درست در نمي آيد.29
شورا يکي از مفاهيم اصلي و محوري در افکار و آثار طالقاني است. و در گفتمان ديني و سياسي ايران امروز ، نام طالقاني با مفهوم شورا پيوند خورده است. او نخستين کسي بود که پس از پيروزي انقلاب از شورا سخن گفت و البته هيچ گاه آن را از سر تعارف و براي جلوه آرايي و تشريفات نگفت بلکه آن را به عنوان اصلي حياتي و ضروري مطرح کرد که بايد صورت قانوني بيابد و اداره امور کشور بر پايه آن باشد. هدف از اين طرح تأمين مشارکت مردم هرناحيه در اداره امور

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد قبض و بسط Next Entries تحقیق درمورد مهاجرت علما