تحقیق درمورد فقه و احکام، اصالت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

مانند احاديث فقه و احکام منقّح نگرديده ، و ان چه منقّح شده ، به تفسير همه ايات نمي رسد . بنابراين نظر( نظر عرض? آيات و روايات ضعيف ) بايد هم? ايات قران به روايات عرضه شود ، با ان که روايات را بايد به قران عرضه داشت و بايد پيش از صدور اين روايات ، مدت ها هدايت به قران متوقف شده باشد…150 ”
نگاه اولي? مرحوم طالقاني به قران ، نگاه حداکثري نيست و در پي اين نيست که حل ّ همه مسائل بشري را از قران بجويد . به نظر مي رسد با چنين نگاهي قران کتاب قانون هم نمي تواند باشد و اگر قوانيني در قران امده جنبه هاي هدايتي ان و يا جنب? ادّعايي آن منظور است . يعني آيات جزايي و حقوقي قران نخست ناظر به اين است که آدميان را به خدا توجه دهد و اجراي اين حدود جنب? هرضي دارد .
لذا به گفته مرحوم طالقاني :به شهادت تاريخ ، در تمام دوران پيامبر (ص ) و خلفا شايد يکي دو مورد بريدن دست دزد پيش آمده باشد، زيرا تأمين اجتماعي وجود داشته است 151
يکي از آسيب هاي دين پژوهي معاصر در جهان اسلام ، اين است که پاره اي از انديشه وران اسلامي در مقام تفسير متون ديني ، ضوابط و شرايط تفسير را رعايت نکرده ، پيش فرض ها و پيش دانسته هاي خود را بر متون ديني،يعني آيات و روايات تحميل و تطبيق مي کردند .152
علامه طباطبايي (ره) در اين خصوص مي نگارد : ” متکلّمان در أثر اختلاف مسلک ، گرفتار آراي مختلف در تفسير و فهم معاني آيات قراني شدند و اگر آيه اي با آراي آن ها مخالف بود ، به تأويل آن مي پرداختند و اين کار ، به تطبيق شباهت بيشتري دارد تا تفسير ؛ زيرا وقتي ذهن آدمي مشوب و پايبند نظريه هاي خاصي باشد ، در حقيقت عينک رنگين به چشم دارد که قران را با آن تطبيق دهد . فرق است بين اين که يک دانشمند، وقتي درباره ي آيه اي از آيات فکر و بحث مي کند ، با خود بگويد : ببينم قران چه مي گويد يا بگويد : اين آيه را به چه معنايي حمل کنيم . اولي که مي خواهد بفهمد آيه ي قران چه مي گويد ، بايد تمام معلومات و نظريه هاي علمي خود را به طور موقت فراموش کند و به هيچ نظريه ي علمي تکيه نکند ، ولي دومي نظريات خود را در مسأله دخالت مي دهد و اما فيلسوفان نيز به همان دچار شدند که متکلمان شدند . وقتي به بحث درباره قران پرداختند سر از تطبيق و تأويل آيات مخالف با آراي مسلّم شان در آوردند مشّائيان وقتي به تحقيق در قران پرداختند ، هرچه از آيات قران درباره حقايق ماوراي طبيعت و نيز درباره ي خلقت و حدوث آسمان ها و زمين و برزخ و معاد بود همه را تأويل کردند ، حتي آياتي که با نظام افلاک و تئوري ها و فرضيه ها و اصول موضوعي ثابت نشده ناسازگار بود ، گرفتار تاويل مي شد.
اگر گفته شود قران ظاهري دارد و باطني ، پاسخ مي گوييم : البته اين سخن درستي است ، ولي پيامبر و ائمه اطهار (عليهم السلام) نيز به ظاهر قران پرداخته و هم به باطنش ؛ هم به تنزيل و هم به تاويلش . نه اين که ظاهر قران را رهاکنند ؛ افزون بر اين که معناي تاويل در لسان پيامبر و ائمه (ع) به معناي مخالفت ظاهر کلام نيست و اصولا تأويل در قران از مقوله معنا و مفهوم نيست ، و اما در اعصار حاضر نيز مسلک تازه اي در تفسير پيدا شده است و آن فرو رفتن در علوم طبيعي و مسائل اجتماعي است که اساسش حسّ و تجربه و آمار گيري است . اين روحيه حسّ گرايي سبب شد تا کساني بگويند: معارف ديني نمي تواند مخالف با علم باشد . علم مي گويد : اصالت وجود فقط مربوط به مادّه و خواصّ محسوس آن است ؛ پس کلمات عرش ، کرسي ، لوح و امثال آن را بايد تاويل برد . اشکالي که بر مفسّران گذشته بود و به جاي تفسير به تطبيق مي پرداختند ، بر اين گروه نيز وارد است ؛ زيرا آن چه از ابحاث علمي يا فاسفي به دست آوردند بر قران تحميل کرده اند ، بدون اين که مدلول هاي آيات بر آن ها دلالت داشته باشد ، درنتيجه ، تفسير اينان نيز تطبيق شده و تطبيق خود را تفسير نام نهادند.153
يکي از مهم ترين عوامل انحطاط که در طول تاريخ مسلمين بوجود آمدند ، افراط و تفريط مسلمين بود ؛ گروهي بودند که با اکتفا به قران ، از سنّت و احاديث پيامبر و ائمّه اطهار “عليهم السلام” اعراض کردند ، جمود گراياني هستند که با ” خشک مقدّسي ” خود به لفظ و کتابت و جلد قران تمسّک جسته و به محتواي آن توجهي نکردند .
بهترين نمونه ي تاريخي جمودگرايي فکري و عملي ، خوارج بوده اند . آن ها از صحابه ي حضرت علي (ع) بودند . معاويه وقتي ديد حضرت در شرف پيروزي است ، با نيرنگ به عمرو بن عاص دستور داد که قران ها را بر سر نيزه ها قرار دهند ، تا به اصحاب حضرت ، نشان دهند که مسلمان و اهل قران اند . حضرت علي (ع) به حيله و مکر آن ها اعتنا نکردو فرمود : اين ها بهانه مي آورند ولي عده اي از نادانان و مقدس نماها با حضرت مخالفت نمودند و گفتند ما با قران نمي جنگيم .حضرت فرمود من هم با قران نمي جنگم . از روز اول نيز ، دشمن را به قران دعوت کرد و فرمود : ” ألا و إنّي أدعُوکم إلي کتابِ الله و سُنّه نبيِّه و حُقنِ دماء هذه الامّه ” آگاه باشيد که من شما را به کتاب خدا و سنت رسول او و حفظ خون اين امّت دعوت مي کنم .
زماني که حضرت گفتار خوارج را شنيد که مي گفتند ” لا حُکم إلّا لله ” به نهروان رفت و با آن ها به گفتگو و نصيحت پرداختند .و آن ها را از انحرافات اعتقادي و عملي شان آگاه ساخت . ايشان فرمودند : کَلمه حقٍّ يُرادُ بها الباطل
آيت الله طالقاني نيز جمود فکري را يکي از عوامل عقب ماندگي و انحطاط مسلمين مي داند و البته ايشان زمان شناس بوده و در همه عرصه ها حضور فعال داشته و با انحراف هاي عقيدتي و فکري مبارزه کرد .154

جمع بندي فصل دوم:
در تبيين و بررسي احياي تفکر ديني در جهان اسلام و بالخصوص در انقلاب اسلامي ايران، بايد به پشت صحنه هاي معرفتي و انقلابي اين جنبش ها نيز اشاره کرد که در فضاي موجودآن، چه بزرگ مرداني و با چه رويکرد و مباني توانستند در جامعه تحوّل اساسي ايجاد کنند . انقلابي اسلامي رخ نمي دهد جز اين که افکارو بينش ها احيا شود و مردم جامعه بسوي معرفت ديني گرايش پيدا کنند. در ايران نيز شخصيت هاي هم چون آيت الله طالقاني از سال 1320شروع به فعاليت هاي فرهنگي، انقلابي کرده بودند. با جلسات تفسير قران دنبال روشنفکري جوانان و ارائه اسلام اصيل و معرفت ديني بودند و دنبال اين بودند که قران به متن جامعه برگردد .
در اين راستا شاگردان بسياري را تحويل جامعه داد که ثمرة بازپيرايي و واخواني گزاره ها و آموزه هاي ديني ايشان شخصيت هايي هم چون دکتر چمران ، دکتر شريعتي و … شد که در حد توان خودشان از کيان انقلاب و اسلام دفاع کردند.
آيت الله طالقاني نسبت به دين، بيشترعمل گرا و انقلابي حرکت مي کرد تا اينکه تئوريک و بنيادين وارد عرصه دين شود ، البته اين خلأ را نيز استاد مطهري در فضاي موجود در آن زمان پر ميکرد. روش ايشان در تبيين گزاره هاي ديني بيشتري نقلي بوده و علمي گرچه از ساير روش هاي معرفتي نيز استفاده نمودند و آن چه از تفسير پرتوي از قرآن و ساير آثارشان نمايان است اينکه روش علمي و نقلي جايگاه بيشتري داشته به نسبت روش فلسفي و شهودي .

فصل سوم :
مباني معرفت شناختي ديني در انديشه استاد مطهري(ره)

3-1. بررسي با رويکرد روش شناختي
3-1-1. جايگاه روش علمي تجربي استاد در معرفت شناختي ديني
با پيدايش نهضت فکري و فرهنگي رنسانس در پهنه اروپا و ظهور دانشمندان علوم تجربي ، توجه و دقت به ” طبيعت ” اذهان و انديشه ها را به خود جلب کرد ، و در اثر بررسي هاي علمي که در نوشته هاي ” کپرينک ” ، مطالعات ” گاليله ” و تحقيقات ” نيوتن ” ظاهر شد ، معيار بررسي مسائل و رخدادها ، از روش ” قياسي ” به روش ” تجربي ” تحول يافت و قواي حسي و نيروهاي عقل طبيعي بشر ، مناط سنجش و ارزيابي وقايع و پديده ها قرار گرفت و ملاک هاي فوق طبيعي و معرفت هايي که از مجراي غير عادي به دست مي آيند ، مورد بي اعتنايي واقع شد و نا کارامد قلمداد گرديد.155
از منظر فلسفي نيز ، دو گرايش عمده و مؤثر چون ” حسّ گرايي ” و ” عقل باوري ” در تفکر جديد ظاهر مي شوند ، تاکيد فيلسوفان تجربي بر ” منشائيت حواس ” و محدود ساختن هرگونه شناسايي به قواي حسي از يک طرف و تکيه خرد گرايان بر ” عقل ابزاري ” و ” عرفي ” که منحصراً متوجه مقاصد دنيوي بوده است . از سوي ديگر ، شرايطي را در افق حيات علمي و فلسفي غرب پديد مي آورد ، که باعث گرايش متفکران سده هاي پسين به انديشه هاي ” ماترياليستي ” و” پوزيتيويستي ” مي گردد . و انسان جديد ، آن جنبه از دين را بيشتر مورد توجه و دقت نظر قرار مي دهد که با احساسات ، عواطف و تمايلات وي در آميخته و جنبه شخصي و خصوصي داشته باشد.156
پيدايش فلسفه طبيعي در سده هفدهم ميلادي و ظهور نوعي ” معرفت شناسي ” مبتني بر ” عقل ” و به کارگيري آن به عنوان تنها ابزار مطمئن شناخت جهان و انسان ، امکان دستيابي آدمي به قضايايي که بخش تجربه ناپذير جهان را تشکيل مي دهد ، مورد ترديد قرار گرفته و مقولاتي چون : نفس ، اختيار و خدا ، از دايره تفحّص و تحقق بيرون مي مانند . ( نصر ، سيد حسين (1380) ، معرفت و معنويت ، ترجمه انشالله رحمتي ، دفتر پژوهش و نشر سهروردي و در حقيقت عصر جديد آن گاه که قدم به عرصه وجود نهاد ، منبع معرفتي تازه اي به نام ” روش علمي ” کشف شد. واين در حالي است که اندک بررسي ميان روش هاي علم و مقايسهآن ها با روش هاي دين ، به وضوح نشان مي دهد که از نظر رهبرد ” معرفت شناختي ” وجوه اتفاق و افتراق بارزي بين دو حوزه علم و دين برقرار است .
از اين رو ، مهم ترين مشکلي که در بحث روابط متقابل بين معرفت علمي و معرفت ديني در عالم جديد خود را ظاهر مي سازد ، انحصار شناخت جهان به روش تجربي است و اصولا روش علمي را تنها طريق نيل به ” معرفت ” تلقي کرد ، از آسيب هاي جبران ناپذير در جهان بيني علمي به شمار مي رود. چرا که روش تجربي ، يکي از راه هاي شناخت عالم واقع است ، هرگاه روش مزبور يگانه راه شناسي جهان قلمداد شود ، در آن صورت ، چنين “حصرگرايي ” چشم انداز آدمي را بر محدوديت هاي گريز ناپذير علم مسدود مي کند . و “علم زدگي ” که خود موضعي معرفت شناسانه است ، با گذر روان شناختي و غير منطقي به “ماده انگاري ” منجر مي شود که رأيي هستي شناسانه و مابعدالطبيعي است.
جهان بيني ديني از نگاه استاد مطهري ، بازتاباننده سه سطح معرفت يعني : ” حسّي ” “عقلي ” و ” شهودي ” است و دين اسلام به مثابه يک مکتب ، درباره خود شناخت ، ابزار شناخت ، منابع شناخت و کيفيت آن ، ديدگاه خاص خود را دارد . حال اگر واژه هايي چون : حکمت ، فقه ، فکر ، تعقل ، تدبر ، تذکر ، تبيين ، رؤيت ، بصيرت و … که در کتاب و سنت به طور مکرر به کار رفته ، به دقت مطالعه و کاوش قرار گيرد ، نگرش دين اسلام را به ” مساله شناخت ” در زواياي گوناگون آن روشن خواهد ساخت .157
دين سان ، جهان بيني اسلامي در قلمرو معرفت شناسي نه مبتني بر ” حس گرايي ” صرف است ، نه ” خرد گرايي ” محض ، و نه ” شهود گرايي ” خالص ، بلکه آميزه اي از سه طريق ياد شده است چون ، قران به همان اندازه که آدميان را به برخورد حسي يا طبيعت فرا مي خواند ، انان را به “برهان” نيز توجه مي دهد ، و به همان مقدار به دريافت دروني و شهودي دعوت کند . چرا که در قران ، تفکر معنوي که همان ” ژرفياب ” است ، سه مرحله ادراک انسان مانند : ” ادراک حسي ” ، ” ادراک عقلي ” و ” ادراک شهودي ” را در بر مي گيرد که نتيجه ملازمت اين سه طريق ، شکوفايي و ظهور ” تفکر ثانوي ” است که جهان بيني اسلامي برآن مبتني است .
جهان بيني مذهبي ، بويژه در وجه “شيعي ” آن از منظر استاد مطهري فراتر از راه هاي عادي کسب معرفت بشري که عموما قلمرو هاي ” حسّ “و ” عقل ” را در بر مي گيرد ، بر معرفت ” قلب ” و ” تجربه دروني ” که گاهي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد سوره بقره Next Entries تحقیق درمورد منطق ارسطو، روش شناسى