تحقیق درمورد علی بن الحسین، مقتضای حال، عینیت گرا، تیراندازی

دانلود پایان نامه ارشد

روی زمین حرم و شریف‌ترین موضع حرم، مسجدالحرام و شریف‌ترین محل مسجدالحرام کعبه است، و از شریف‌ترین ماه‌ها که خدایش ماه حرام شمرد، ماه رجب و از شریف‌ترین روزهای روزگار روز جمعه می‌باشد.
فاطمه بنت اسد او را حیدر‌(اسد) نامید اما پدرش ابوطالب اسم علی را جایگزین آن کرد. پس از رحلت رسول اکرم‌(ص) به او وصی رسول الله‌(ص) گفته می‌شد و اغلب کنیه‌اش ابوالحسن و ابوالحسنین بود. پیغمبر‌(ص) او را با القاب یعسوب الدین، قائد الغر المحجلین می‌خواند. و به او لقب ابوتراب داده بود و این لقب در نظر خود امام علی(ع)خوشایندترین لقبی بود که به آن شاد می‌شد. وقتی حضرت چهار سال داشت محمد بن عبدالله او را در آغوش گرفت و صیغه‌ی برادری با او خواند.
علی(ع)شش ساله بود که قریش دچار سختی معیشت شد رسول الله‌(ص) خواست که از رنج عایلمندی ابوطالب بکاهد، به عم خود، عباس پیشنهاد کرد که بعضی از فرزندان ابوطالب را نگهداری کنند و خود،
علی(ع)را برگزید و عباس، جعفر را. از این زمان علی(ع)در حجر تربیت پیامبر‌(ص) قرار گرفت.‌(آیتی؛ 1378: 1)

به این ترتیب علی(ع)زیر دست پسرعمویش محمد بن عبدالله پرورش یافت و با توجه و عنایت او خواندن و نوشتن آموخت و به فراگرفتن دانش و ادب و تاریخ پرداخت و هنرهای دیگر مانند اسب‌سواری و شمشیر زدن و تیراندازی و رشته‌های گوناگون جنگ‌آوری را آموخت و چون دارای استعداد خارق‌العاده‌ای خدادادی بود در همه‌ی کارها نبوغ داشت. هنگامی که در غار حراء از سوی خدا وحی به محمد بن عبدا… رسید و به پیغمبری مبعوث گردید نخستین کسانی که به وسیله‌ی او اسلام آوردند همسرش خدیجه و پسرعموی خردسالش علی بودند.(فارسی؛ 1376: 17)
دلاوری‌ها و رشادت‌های علی(ع) در پیشرفت اسلام بسیار مؤثر بود بنابراین به حق می‌توان گفت که علی یگانه قهرمان بی همال و شهسوار یکه تاز اسلام است. علی(ع)هنوز، در عنفوان جوانی بود که آن عمل قهرمانانه و حیرت‌انگیز از او سر زد. حادثه لیلۀ المبیت، شبی که مشرکان اهریمن خوی، تیغ جانشکار به کف از در و دیوار به خانه پیامبر‌(ص) ریختند. پنداشته بودند آن که در بستر خوابیده، رسول ا…‌(ص) است در حالی که، او کسی جز علی(ع)نبود. علی در یک لحظه خود را در میان شمیرهای آهخته محصور دید. این جانبازی و فداکاری او را خدای تعالی ستوده است:﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللهِ و اللهُ رءُفُ بِالْعِبَادِ﴾. از مردم، کسی است که برای خشنودی خدا جان خود را فدا می‌کند و خدا به این بندگان مهربان است.‌(بقره/ 207).
علی(ع)به مدینه آمد و از آن زمان غزوات آغاز شد و او در غزوات بدر و احد و خیبر و حنین و خندق در صف اول مجاهدان می‌جنگید.
پیغمبر‌(ص) پس از بازگشت از حجۀ‌الوداع در روز هجدم ذیحجه در سرزمینی به نام غدیر خم توقف فرمودند زیرا امر مهمی از جانب خداوند به حضرتش وحی شده بود که بایستی به عموم مردم آن را ابلاغ نماید و آن ولایت و خلافت علی(ع)بود که بنا به مفاد و مضمون آیه شریفه زیر رسول خدا‌(ص) مأمور تبلیغ آن بود:
﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ﴾. ای پیغمبر آنچه از خدا بر تو نازل شد‌(به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء فریضه نکرده‌ای، و خدا تو را از‌(شر) مردمان محفوظ خواهد داشت.‌(مائده/ 67)
با این وصف همین که پیغمبر راستین از دنیا رحلت فرمود و علی(ع)مشغول غسل و کفن و دفن او شد، اعراب زیر سقیفه‌ی بنی ساعده در مدینه گرد هم آمدند و بر سر خلافت با یکدیگر به کشمکش پرداختند. عمر
پیش از آن که بگذارد بر سر خلافت بگو و مگو روی دهد جلو آمد و دست ابوبکر را گرفت و خلیفه‌اش خواند و با او بیعت کرد. خلافت ابوبکر بیش از دو سال و نیم طول نکشید وی پیش از وفاتش عمر بن الخطاب را جانشین بالفصل خود معرفی کرد و با این زمینه سازی عمر به خلافت رسید. او پیش از آن که به دست هرمزان با دشنه کشته شود مسأله خلافت را در اختیار شورایی مرکب از شش نفر از سرشناسان اسلام‌(علی بن ابی طالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، طلحه و زبیر) که به زهد و پرهیزکاری معروف بودند گذاشت. ولی بنی‌امیه با توطئه و وعده و عید توانستند عثمان بن عفان را که از بزرگان خودشان بود به خلافت بگمارند و برای سومین بار در صدر اسلام حق علی بن ابی طالب‌(ع) پایمال گردید. وقتی عثمان به دست مخالفانش کشته شد مردم به علی(ع)روی آوردند و با التماس و درخواست او را وادار ساختند که خلافت را بپذیرد آن حضرت بیعت مسلمانان را پذیرفت و زمام کارها را در دست گرفت. اما خلافت علی(ع)با مخالفت عایشه دختر ابوبکر و همسر پیغمبر و طلحه و زبیر در مدینه از یک طرف و معاویه و دار و دسته‌اش در دمشق از طرفی دیگر روبرو گردید. و این مخالفت‌ها باعث ایجاد جنگ‌های جمل، صفین و خوارج گردید.
اما دریغ که دست جنایتکار یکی از خوارج به نام عبدالرحمن بن ملجم مرادی در بامداد روز جمعه نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجری هنگام نماز صبح در مسجد کوفه شمشیر زهرآلودی بر سر آن حضرت زد که دو روز پس از آن یعنی شب یک شنبه بیست و یک رمضان بر اثر آن، چشم از دنیا فرو بست و بدین گونه ستاره‌ی درخشان اسلام افول کرد‌(فارسی؛ 1376: 29)
آری چشمی که در خانه خدا به صفحه‌ی گیتی گشوده شده بود، در خانه‌ی خدا نیز بسته شده و میان این دو حد، فاصله‌ی زندگی او بود که همچون فروغی که از خاور الوهیت بتابد، دایم متوجه مبدأ لایزال بود، تا در دامن باختر ابدیت فرو رفت.

2-2-0 فضایل امام علی(ع)
فضایل و مناقب آن حضرت لا تحصی و لا تناهی است و حصر آن میسر نیست. اما به جهت تیمن و تبرک چند موردی از آن در این پژوهش مسطور می‌شود.
از فضایل آن حضرت است که حق سبحانه و تعالی فرمود:﴿إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ‌﴾.(مائده/ 55) ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول و مؤمنانی خواهند بود که نماز به پا داشته و به فقرا در حال رکوع زکات می دهند»‌
علمای تفسیر متفقند که این آیه در شأن حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)نازل شد. و همچنین از فضایل حضرت این آیه است که: ﴿وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً﴾.(الإنسان‏، 8)
«و هم بر دوستی او‌(یعنی خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام می دهند.»‌
و باز اهل تفسیر متفقند در این که این آیه در حق امیرالمؤمنین نازل شد و قصه مشهور است. آیات دیگری وجود دارد که در آن به حضرت اشاره شده که تنها به ذکر همین دو آیه اکتفا می‌شود.
اما این اعجوبه خلقت علی(ع) هر فضیلتی را در حد کمال ممکن که بالاتر از آن را نمی‌توان تصور نمود را دارا بوده و در عین حال صفات مزبور با همدیگر تنافی و تضاد هم داشته‌اند. در صورتی که به ظاهر از نظر منطق، اجتماع ضدین و نقیضین نیز محال است. او در کمال قدرت و شجاعت، نهایت حلم و صبر را داشته و در حالی که در صحنه‌های پرخروش نبرد فرماندهی می‌کرد دریای علم و حکم در سینه‌اش متموج بود و نکات دقیق فلسفی و لطیف ادبی را چنان بیان فرموده که همه‌ی متخصصین و اهل فن را به تحیر و شگفتی وا داشته است، اگر در محراب عبادت می ایستاد رعشه و لرزه اندامش را فراه می گرفت و از خوف عظمت الهی اشک چشمانش بر محاسن مبارکش جاری می‌شد و مانند اشخاص مارگزیده به خود می‌پیچید و چه بسا که بیهوش می‌گردید. اما همین موجود نازنین هنگامی که پا به میدان‌های نبرد می‌گذاشت با قلبی محکم‌تر از پولاد در برابر سیل دشمن ایستادگی می‌کرد و تمام شجاعان و قهرمانان نامی نه تنها از دیدن وی بلکه از شنیدن نامش دچار اضطراب و حشت گشته و کسی را تصور مقابله با او در اندیشه‌اش راه نمی‌یافت.‌(کمپانی؛ 1358: 5)
پیامبر‌(ص) درباره‌ی امام علی(ع)می‌فرمودند: والله ادر الحق مع علی حیث دار» «یعنی بار خدایا بگردان حق را با علی هر جا که گردد یعنی حق را مصاحب علی گردان هر جا که باشد، حق با او باشد»‌(آملی؛ 1355: 37)
از فضایل آن حضرت است که جمیع علوم مسند به آن حضرت است و جمیع فرق اسلامیه در علوم خود منتهی به آن حضرت می‌شوند و دلیل بر این مدعی آن است که حضرت پیغمبر‌(ص) فرموده: «أنَا مَدینَةُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها» «یعنی من شهر علمم و علی در آن است.»
هنگامی که از زهد و عبادت صحبتی شود امام چهارم حضرت علی بن الحسین‌(ع) که از کثرت عبادت به کلمه‌ی سجاد و زین‌العابدین ملقب گشته وقتی از فرط عبادت و سجود او می‌پرسند می‌فرماید کو عبادت جدم علی(ع). (همان: 11).
این اشتباه است که علی و عدالت را به صورت دو کلمه جدا از هم بنویسیم، زیرا عدالت و علی هر دو یکی هستند این از نارسائی لفظ و نوشته است که تاب گنجایش هر دو معنی را در یک صورت ندارد. و اگر عدالت از مفهوم ذهنی خود به عینیت گراید و جان گیرد و تجسم یابد علی می‌شود و ذات علی هم اگر گسترش معنوی و ذهنی یابد باز همان عدالت می‌شود.‌(جرداق؛ 1373: 89-88)
معاویه هم که دشمن سرسخت امام بود می‌گفت: «اگر علی انباری از طلا و انباری از کاه داشته باشد طلا را زودتر از کاه می‌بخشد»‌(کمپانی؛ 1358: 9)
کارلایل فیلسوف بزرگ انگلیسی با صدای بلند می‌گوید: «امام‌علی، ما را نمی‌رسد، جز آن که او را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، چه او جوانمردی بس عالیقدر و بزرگ نفس بود. از سرچشمه‌ی وجدانش خیر و نیکی می‌جوشید، از دلش شعله‌های شور و حماسه زبانه می‌زد، شجاعتر از شیر ژیان بود ولی شجاعتی ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رأفت.»‌(بحرانی؛ 1375: 1/12)
میخائیل نعیمه که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه‌ای که بر کتاب صوت العدالۀ الانسانیۀ نوشته درباره‌ی حضرت علی(ع)چنین می‌گوید: «پهلوانی امام‌(ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن‌بینی، پاکدلی، بلاغت، سحربیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همت همه‌ی صفات پهلوانی بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هرگاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم.» www.roshd.ir

2-3- 0 بلاغت امام علی(ع)
در تعریف بلاغت گفته‌اند، متناسب بودن سخن فصیح است با مقتضای حال، یعنی رعایت کردن وضع شنونده و یا خواننده از جهت میزان دریافت و مقدار اطلاع وی، نیز رعایت موقعیت زمان و مکان و دیگر خصوصیت‌ها که موجب شود سخن یا نوشته، در شنونده و یا خواننده اثری مطلوب به جا نهد. به تعبیر کوتاه‌تر بلیغ کسی است که سخن را پیرایه بندد و دراز گوید آنجا که باید و کوتاه سازد و لفظ وی ساده بود آنجا که دراز گفتن و پیرایه بستن لفظ را نشاید. دقت در مجموعه‌ی فراهم آورده‌ی سید رضی روشن می‌سازد که خطبه‌ها، نامه‌ها و گفتارهای کوتاه امام‌(ع) مصداق درست چنین تعریفی است. هنگامی که خطبه می‌خواند و باید شنوندگان را از آنچه به سود دین و دنیای آنان است آگاه کند گفته‌اش به تفصیل است و آن جا که شاید و سزاست و باید که سخن در دل شنونده نشیند، و جای گیرد و او از آن سخن پند پذیرد، معنی را در عبارت‌های گونه گون نشاند، چنان که هر عبارت نکته‌ای نو را رساند، هر فقره درس را آموزد و چراغ راه شنوده را بیشتر برافروزد.‌(شهیدی؛ 1376: 5)
امام علی(ع)امام همه‌ی فصیحان و سرور همه بلیغان است. ابن ابی الحدید، شارح بزرگ نهج‌البلاغه در قرن هفتم درباره‌ی سخن او گفته است:«دُونَ کَلامِ الْخالِقِ وَ فَوْقَ کَلامِ الْمَخْلوقین وَ مِنْهُ تَعَلَّمَ النّاسُ الْخِطابَةَ وَ الْکِتابَةَ»‌ (فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن همه‌ی خلق است و مردم آئین سخنوری را از او فرا گرفته‌اند).‌(ابن ابی الحدید؛ 1337: 1/24)
آن حضرت علوم گوناگون را به طرز زیبا و با زبانی فنی و هنرمندانه در کتاب نهج‌البلاغه بیان فرموده است. جرح جرداق درباره‌ی بلاغت امام علی(ع) می‌گوید: بزرگ‌ترین خطیب نامور، شخص پیامبر بود که شکی در اعجاز سخن او نیست اما در روزگار خلفاء و پس از آن در هم

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد علم معانی، روش تحقیق، اغراض ثانوی، قرآن کریم Next Entries تحقیق درمورد امام حسین(ع)، احادیث نبوی، فرهنگ اسلامی، تعلیم و تربیت