تحقیق درمورد طبقات اجتماعی، کشورهای آفریقایی، امنیت عمومی، الگو برداری

دانلود پایان نامه ارشد

مختصرا درباره او اشاره خواهیم کرد.
شاخه شرنوبیه نیز در ابتدای دهه هشتاد قرن بیستم زمانی که «محمد السنباطی» شیخ شرنوبیه شد، توانست از برهامیه، شاخه مادر، استقلال یابد.140 در تمام این دوره مشخص نیست تا چه اندازه این شاخه از شاخه مادر که رهبری آن از سوی خانواده عاشوراست، مستقلا فعالیت کرده است. در اوایل قرن 19 قرینههایی وجود دارد که نشان میدهد این شاخه به صورت یک طریقت مستقل عمل کرده است. اما با وجود این، شیوخ شرنوبیه همان جایگاه شیوخ برهامیه را نداشته است. اگر چنین بود در نیمه دوم قرن 19 شاخه شرنوبیه نیز جز اختیارات رهبران برهامیه قرار نمیگرفت و به عنوان بیت برهامیه به شمار نمیآمد. این مسئله شاید به خاطر ضعف در اختیارات مرکزی شرنوبیه باشد. هر چند در دهه هفتاد قرن بیستم، مقامات عالی شرنوبیه به وسیله خلفای آنها مستقل شده و این خلفا سعی داشتند حاکمیت رهبران برهامیه را بر خود کاهش دهند.141
«محمد السنباطی» توانست در این شاخه به جایگاه برتری دست یابد. درباره او اطلاعات مبسوطی در دست نیست. بعد از او یکی از خلفای اصلی طریقت، «یوسف البسیونی» (وفات1953م) به عنوان وکیل طریقت انتخاب شد زیرا که تنها پسر محمد السنباطی در آن زمان کودکی بیش نبود. پسر او نیز در همان سال 1919م در سن کم فوت کرد و یوسف البسیونی توانست مقام شیخ السجاده را به دست آورد.142 شیخ بعد از او، ادعای برتری بر یوسف البسیونی را داشت و خود را به عنوان مقام عالی رهبری طریقت معرفی کرد. دی یونگ معتقد است که این اطلاعات را از شخصی به نام عبدالله محمد شبیر143 الشرنوبی، خلیفة‌الخلفا این طریقت به دست آورده است.144 شیخ فعلی این طریقت، محمد عبدالمجید شرنویی است.

شاخه برهانیه
موسس این شاخه، شخصی به نام محمدعثمان عبده است. ظهور محمدعثمان عبده، ملقب به فخرالدین به عنوان نماینده رسمی طریقت برهانیه در سودان، نقطه عطفی در تاریخ طریقت دسوقیه پدید آمد. محمدعثمان عبده در سال 1320ه‌ق در سودان به دنیا آمد. وی تعالیم خود را که تلفیقی از تعالیم ابراهیم دسوقی، ابوالحسن شاذلی و عقاید شخصی خود او بود، در سال 1930م در مصر رواج داد و سعی کرد از تمام طبقات اجتماعی پیروانی به دست بیاورد.145 او شیخی سودانی به نام جمال الدین سنهوری را در سال 1953م به نمایندگی خود در مصر منصوب کرد. سنهوری تحصیل کرده و کارشناس مسائل سیاسی بود و با بسیاری از سیاستمداران مصر مناسبات نزدیکی داشت.146
این طریقت در مصر شناخته شده نبود تا زمانی که محمد عثمان آن را از سودان به مصر آورد، به همین دلیل اغلب مصریان محمد عثمان را به عنوان موسس طریقت شناختند.147 اما شکل‌گیری این طریقت به این شیوه بوده است که بعد از ابراهیم دسوقی ابوالمواهب شاذلی، نوه ابوالحسن شاذلی، ظهور کرد و طریقت را اخذ کرده به مغرب رفت. در آنجا با شیخ احمد زروق ملاقات کرده و اول کسی است که طریقت ممزوج برهانیه دسوقیه شاذلیه را اخذ کرد. او سپس به سودان رفت و طریقت را با خود در آنجا انتشار داد. در سودان ابودنانه طریقت را از او اخذ کرد و پس از او طریقت تا محمد عثمان عبده ادامه یافت و از طریق اجدادش به او رسید و او این طریقت را احیاء کرد.148
شیخ محمد عثمان طریقت را در موطن خود، حلفا انتشار داد سپس به شهر عطبرة رفت و در آنجا مقامی برای او وجود داشت. طریقت در این شهر گسترش یافت و مرکزی برای گردهمایی مریدان طریقت بود. در اوایل دهه چهل میلادی، محمد عثمان به خارطوم رفت و از همان زمان، این شهر به عنوان مقر اصلی طریقت به شمار میآید.149
همانطور که اشاره شد این طریقت در مصر نیز رواج گستردهای یافت و به لحاظ اجتماعی در مصر جایگاه خاصی پیدا کرد. از آنجایی که مردم مصر از اصلاحات اساسی در این کشور ناراضی بودند، به خاطر استقامت و روشنفکری این شاخه جذب آن شدند.150 پس از محمد عثمان پسرش ابراهیم محمد عثمان شیخ طریقت شد و در حال حاضر پسر ابراهیم، محمد ابراهیم محمد عثمان عبده شیخ طریقت است.151
محمد عثمان عبده که در اصل نائب برهامیه در سودان بود، در زمان حیات به همین جایگاه رضایت داشت و هرگز به فکر تاسیس طریقت جدید نبود. اما در زمان ابراهیم ـ پسر و جانشین محمد عثمان ـ این شاخه سعی کرد تا از برهامیه مستقل شود. او حتی تلاش کرد مجلس صوفی اعلی را در سودان همانند همان مجلسی که در مصر است، تاسیس کند اما موفق نشد. همین موضوع باعث نقدهای زیاد به این شاخه شد و نزاعی نیز میان او و شیخ محمد علی عاشور، شیخ برهامیه شکل گرفت. و حتی این اختلافات پای آنها را به محکمه قضاوت نیز باز کرد152.
در محکمه قضاوت برهانیه محکوم به این شد که از نص قرآن و سنت پیامبر خروج کرده است، به ویژه کتابهای شراب الوصل یا بطائن الاسرار و تبرئة الذمة فی نصح الامة انتقادات زیادی را در برداشت. اختلاف میان این دو شاخه روز به روز بالا میگرفت. همین امر باعث شد از سنهوری رد صلاحیت شود و به جای او سید حمدی الجندی انتخاب شود. مشکل اصلی در سال 1990م میان ابراهیم عثمان و مشیخة العامة للطرق الصوفیة و سید محمد علی عاشور از طرف دیگر رخ داد. این مشکل از آنجا ناشی می‌شد که ابراهیم عثمان نزد ابوالوفا تفتازانی شیخ المشایخ وقت رفته از او تقاضای تاسیس طریقت جدیدی به نام «البرهانیة الدسوقیة الشاذلیة» کرد ولی این درخواست با مخالفت شدید روبرو شد زیرا که با قانون «118»* مخالف بود. طبق این قانون شیخ سودانی نمی‌توانست شیخ طریقت صوفی مصری شود. برای رفع این مشکل ابراهیم عثمان پیشنهاد تاسیس مجلس صوفی در مصر را داد که ریاست آن را خود بر عهده داشته باشد و صوفیان مصری منتسب به بیت برهانی نیز از این مجلس تبعیت کنند. این پیشنهاد نیز با مخالفت روبرو شد. از همین زمان رفتارهای ابراهیم عثمان مورد شک و تردید بود. طبق حکمی از سوی مشیخه قرار بر این شد که برهانیه به مدت 6 ماه فعالیت خود را در مصر متوقف کنند اما ابراهیم عثمان توجهی به این حکم نکرد. در ادامه این حکم قرار شد که برهانیه به مدت یکسال دیگر در مصر فعالیت نداشته باشند. رفتار دیگری که انتقادات زیادی را به خود جلب کرد، اینکه ابراهیم عثمان دیوان شعری را با عنوان شراب الوصل یا بطائن الاسرار به مریدان خود عرضه کرد و مدعی بود که پدرش محمدعثمان آن را بر یکی از مریدان خود از عالم برزخ املا کرده است.
همهی این عوامل باعث شد در سال 1994م مجلس اعلی طرق صوفیه حکمی برای متوقف ساختن فعالیتهای صوفیانه ابراهیم در مصر صادر کند و علت نیز بر هم خوردن امنیت عمومی مصر به وسیله تبلیغات ابراهیم اعلام شد. بعد از این اتفاق، حمدی الجندی و مریدانش از ابراهیم جدا شدند و اعلام کردند که ولایت آنها با محمدعلی عاشور، شیخ برهامیه است واز همین زمان بود که مقر بیت برهانیه از باب الاخضر در نزدیکی مسجدالحسین با گرفتن جایی در منطقه تعلیمی الازهر به الازهر منتقل شد که تحت تابلویی با نام طریقه برهامیه-پیروان شیخ محمد عثمان قرار داشت153.
طبق حکم صادره، فعالیتهای ابراهیم و مریدانش در تمام نقاط مصر ممنوع بود و دادگاه اداری قوانین مجلس اعلای صوفیه در مورد محدود کردن شیخ ابراهیم عثمان و پیروانش در داخل مصر مصوبات مجلس اعلا را تایید کرد و پایان یافتن این جماعت که از برهامیه جدا شده بود را اعلام نمود. دلایلی که شیخ المشایخ وقت احمد القصبی برای صدور این حکم اقامه کرد موارد زیر بود:154
1- مجلس اعلی بر همه طرق در داخل مصر مسلط است و هر گونه خروجی از نظام و قوانین آن مخالفت با قانون محسوب میشود.
2- ابراهیم و مریدان او تلاش مجدانهای برای تحصیل مال داشتند و کتابهایی نوشتند که مخالف شریعت اسلامی است و این مسئله باعث فتنه و آشوب شده است. این کتابها مورد تایید مجلس اعلی و الازهر نیست.
3- ابراهیم و اتباع او اتهاماتی را متوجه محمدعلی عاشور کردند و ادلهای در اثبات آن ارائه نکردند. دادگاه ابراهیم عثمان را از ورود به مصر منع کرد و هشدار داد که کتابهای شراب الوصل و تبرئه الذمه فی نصح الامه نباید چاپ و منتشر شود.
برخی از مخالفتهایی که برهانیه با قوانین طرق صوفیه داشته به شرح زیر است:155
1- برهانیه سعی کردند مقابل طرق صوفیه درمناسبات دینی قدرت خود خود را به نمایش بگذارند. معمولا در مناسبات از مسیرهای تعیین شده برای طریقت‌ها خارج میشدند که این باعث خشم اعضای مجلس اعلی طرق می‌شد.
2- عنوانی که برای تابلوی مربوط به بیت برهانی قانونا وضع شده، برهامیه است اما ابراهیم و اتباع او تابلویی را نصب کردند که بیان میکند این مکان تابع طریقت دسوقیه شاذلیه است چیزی که مخالف قانون است. زیرا که این طریقت قانونا تابع برهامیه است و طریقت مستقلی به شمار نمیآید.
3- بزرگترین مشکل آنها از نظر مجلس اعلی طرق، چاپ کتاب شراب الوصل و تبرئة الذمة است.
4- انجام اعمالی که با آداب منافات دارد.
با توجه به موارد ذکر شده، مشکل برهانیه را می‌توان از دو جهت مطالعه نمود؛ از یک طرف باید به ارتباط ظاهر دین و ظاهر سیاسی اشاره کرد و در طرف دیگر باید به عدم اجرای قانون مجلس اعلاء توجه نمود. از جهت اول تلاش مستمر شیخ ابراهیم عثمان بر ارتباط مصر و سودان تاثیر گذاشت مخصوصا آنجا که شیخ عثمان پس از شکل‌گیری اختلاف بین برهانیه و بین مشیخه عامه، تلاش نمود تا مجلس اعلای صوفیه سودان را از طریق الگو برداری از مجلس صوفیه مصر راه اندازی کند. از جانب دوم نیز به سست شدن و عدم نفوذ مصوبات مجلس اعلای صوفیه مصر در مورد برهانیه مربوط بود، این در حالی است مقررات و قوانین مجلس الزامآور است. وقتی دادگاه قانون اداری نیز این تصمیمات تایید کرد، مشکل حل نشد.
با وجود قرار مجلس اعلی و حکم القضاء، هنوز اتباع ابراهیم متمسک به اعتقادات قدیم بوده و بعضی از آنها در قاهره زندگی میکنند156. در مراسمهایی که صوفیان در مصر به مناسبات مختلف انجام میدهند این طریقت نیز حضور باشکوهی دارد به گونهای که در برگزاري حضرات و حلقههاي ذکر یکی از طرق بسیار فعال در مصر است و در این احتفالات شبانه روز بدون خستگی مراسم را برگزار می‌کنند. به عنوان مثال، در مراسمی که در سال 2013م براي حضرت زینب برگزار شد، این طریقت و طریقت خلیلیه مشهورترین طرق در این مراسم بودند157در موالید ابراهیم دسوقی در شهر دسوق نیز مشارکت باشکوهی دارند.158
همانگونه که اشاره شد انتشار طریقت دسوقیه بیشتر از طریق این طریقت بوده است. انتشار طریقت بیشتر در زمان شیخ ابراهیم محمد عثمان عبده بود که در شرق و غرب انتشار یافت و به بیش از 37 کشور در قاره آسیا، آفریقا و اروپا انتشار یافت. هماکنون این طریقت به دست محمد ابراهیم محمد عثمان عبده است.159 اعتقاد بر این است که علت انتشار زیاد این طریقت به خاطر این بوده است که محمد عثمان اجازه تعلیم اوراد طریقت های دیگر را نیز داشته است و هرکس از هر طریقتی با مشکلی روبرو میشد برای حل آن نزد محمدعثمان میآمد و او ورد مخصوص طریقت او را به او آموزش میداد.160
در دهه هفتاد که بسیاری از طریقتها با رکود مواجه بودند این طریقت توانست جایگاه خاصی را در میان مصریان باز کند. همچنین در جذب مسلمانان مدرن و تحصیل کرده نیز موفق بوده و از میان طبقات تحصیل کرده افراد زیادی را جذب کرده است.161
این طریقت اکنون در بسیاری از کشورهای جهان دارای زاویههایی است که مراسم و آداب طریقت در آنجا انجام میشود. علاوه بر مصر و سودان مریدانی در سایر کشورهای آفریقایی اروپا و آمریکا و آسیا دارد. این کشورها عبارت است از: لیبی، تونس، الجزایر، مغرب، سوریه، اردن، حجاز، امارات، یمن، پاکستان، روسیه، امریکا، کانادا، آلمان، ایتالیا، سوئد، نروژ، هلند، سوئیس، بریتانیا، دانمارک.162
مرکز فعالیت این طریقت در اروپا، در آلمان قرار دارد.163 آلمان اولین کشور اروپایی است که طریقت به آن وارد شد. در حال حاضر زوایای زیادی از طریقت در آنجا وجود دارد164. قصر شنیدا165 نزدیک هامبورگ خانهی مجللی است که از آن به عنوان زاویه استفاده می‌شود و از بزرگترین زاویهها در اروپا به شمار میآید.166 این زاویه آدرس اینترنتی به نشانی http://www.haus-schnede.de دارد که در آن اطلاعاتی از این زاویه به

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد جمال الدین، سیر تاریخی، منابع محدود، همبستگی اجتماعی Next Entries تحقیق درمورد حقیقت محمدیه، انسان کامل، عرفان اسلامی، فلسفه اسلامی