تحقیق درمورد صفات خداوند، ترس از خدا، عدل و داد

دانلود پایان نامه ارشد

مَغْرُورٌ.
خداوند جهان، نهان‌ها را می‌داند و از باطن‌ها آگاه است، زیرا او بر همه چیز احاطه کامل دارد و بر تمام اشیاء چیرگی دارد و بر تغییر و تبدیل آن‌ها تواناست. پس هر عمل‌کننده‌ای از شما مادامی که در این دنیا فرصت دارد و قبل از آن که مرگش فرا رسد باید به عمل پردازد، و در زمانی که آسودگی خاطر دارد، پیش از آن که گرفتار شود به کارهای خیر بپردازد و تا هنگامی که راه نفسش بند نیامده است عبادت و ستایش کند و برای آسودگی خویش و استواری قدمش آمادگی فراهم کند و از این جهان فانی برای سرای باقی خود توشه بیندوزد. مردم از خدا بترسید آنچه را که خداوند در کتابش به شما دستور داده و حقوقی که در نزد شما به ودیعت نهاده است حفظ کنید و رعایت اوامر و نواهی او را داشته باشید زیرا خداوند پاک و منزه شما را بیهوده نیافریده و به خود وا نگذاشته، در نادانی و بدون راهنما، رهایتان نکرده است، بلکه حدود اعمالتان را یقین و وظیفه‌ای که باید انجام دهید به شما آموخت و زمان مرگتان را در لوح محفوظ نوشت، و کتابی که بیان کننده همه چیز است برایتان فرو فرستاد و پیامبرش را زمانی طولانی در میان شما به ارشاد و هدایت مأمور کرد تا آن گاه چنان که قرآن حکایت می‌کند دین پیامبر و شامل را کامل کرد، همان دینی که مورد رضای اوست و به زبان رسولش به شما اعلام کرد و آنچه را دوست یا دشمن می‌داشت به وسیله‌ی وحی و قرآن برای شما توضیح داد، بدون آن که راه عذر و بهانه‌ای را باقی بگذارد حجت را بر شما تمام کرد. شما را از عذاب و کیفر خود، قبل از آن که عقاب سخت قیامت فرا رسد بترسانید. بنابراین این چند روزه باقی مانده از عمر و دنیایتان را دریابید به این منظور نفس خود را به زحمت انداخته صبر پیشه کنید، چه مقدار زمانی که از عمر شما باقی مانده نسبت به مقداری که از زندگی خود، بیهوده از دست داده‌اید بسیار اندک و ناچیز است. پس به نفس خود اجازه ندهید که وارد گناه و معصیت شود، چه اگر نفس اجازه گناه یابد، شما را به راه ستمکاری و ظلمت و تاریکی می‌کشاند و در جلوگیری نفس سهل‌انگاری نکنید، که گناهان هجوم کرده شما را به مصیبت دوزخ گرفتار می‌سازند، ای بندگان خدا، پند دهنده‌ترین مردمان به خودش کسی است که فرمانبردار‌ترین آن‌ها نسبت به دستورات پروردگارش باشد و فریب‌دهنده‌ترین انسان‌ها به خودش آن انسانی است که مصیبت‌کارترین آنها نسبت به پروردگارش باشد، بنابراین گول‌خورده کسی است که خود را فریب دهد. و خوشحال و سود برنده شخصی است که خود را فریب ندهد و دینش را سالم نگاه دارد. خوشبخت کسی است که از دیگری پند گیرد، و بدبخت کسی است که فریب هوای نفسش را بخورد. بدانید که کمترین ریا‌(در عمل) شرک شمرده می‌شود و همنشینی با هواپرستان فراموشی از ایمان و حضور شیطان را در پی دارد. از دروغ بپرهیزید که انسان را از داشتن ایمان دور می‌کند. راستگو، بر کرانه نجات و رستگاری قرار دارد و دروغگو بر پرتگاه‌خواری و هلاکت ایستاده است. بر یکدیگر حسد نورزید، زیرا حسد و بدخواهی‌(چنان که آتش هیزم را سوخته و از بین برد) ایمان انسان را خورده و نابود می‌کند. با یکدیگر دشمنی نکرده و نسبت به هم خشمناک نباشید، زیرا دشمنی مانند تیغ سلمانی که موها را می‌تراشد، خیرات و صله رحم را زدوده و از بین می‌برد. بدانید که آرزوی طولانی، عقل را دچار اشتباه و یاد خدا را به فراموشی می‌سپارد پس آرزوهای طولانی دنیا را دروغ پندارید، زیرا آرزو و فریب و آرزومند فریب‌خورده بیش نیست.‌(بحرانی، نوایی یحیی‌زاده، 1375، 2/596، 595، 594)
غرض از دو خط اول «قَدْ عَلِمَ السَّرَائِرَ وَخَبَرَ الضَّمَائِرَ لَهُ الْإِحَاطَةُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَالْغَلَبَةُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَالْقُوَّةُ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ» تنبیه است. امام‌(ع) با بیان صفات خداوند همچون احاطه کامل بر همه چیز مردم را هشیار و آگاه می‌دهند که مراقب و مواظب اعمال خود باشند چرا که خداوند بر همه چیز چیرگی کامل دارد و از باطن‌ها آگاه است.
و غرض از بقیه یعنی«فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ وَفِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ وَفِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ وَلْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَقَدَمِهِ وَلْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ فَاللَّهَ اللَّهَ أَيُّهَا النَّاسُ فِيمَا اسْتَحْفَظَكُمْ مِنْ كِتَابِهِ وَاسْتَوْدَعَكُمْ مِنْ حُقُوقِهِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَلَمْ يَتْرُكْكُمْ سُدًى وَلَمْ يَدَعْكُمْ فِي جَهَالَةٍ وَلَا عَمًى قَدْ سَمَّى آثَارَكُمْ وَعَلِمَ أَعْمَالَكُمْ وَكَتَبَ آجَالَكُمْ وَأَنْزَلَ عَلَيْكُمُ الْكِتَابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَعَمَّرَ فِيكُمْ نَبِيَّهُ أَزْمَاناً حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ وَلَكُمْ فِيمَا أَنْزَلَ مِنْ كِتَابِهِ دِينَهُ الَّذِي رَضِيَ لِنَفْسِهِ وَأَنْهَى إِلَيْكُمْ عَلَى لِسَانِهِ مَحَابَّهُ مِنَ الْأَعْمَالِ وَمَكَارِهَهُ وَنَوَاهِيَهُ وَأَوَامِرَهُ وَأَلْقَى إِلَيْكُمُ الْمَعْذِرَةَ وَاتَّخَذَ عَلَيْكُمُ الْحُجَّةَ وَقَدَّمَ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ وَأَنْذَرَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ فَاسْتَدْرِكُوا بَقِيَّةَ أَيَّامِكُمْ وَاصْبِرُوا لَهَا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّهَا قَلِيلٌ فِي كَثِيرِ الْأَيَّامِ الَّتِي تَكُونُ مِنْكُمْ فِيهَا الْغَفْلَةُ وَالتَّشَاغُلُ عَنِ الْمَوْعِظَةِ وَلَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَةِ وَلَا تُدَاهِنُوا فَيَهْجُمَ بِكُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ أَنْصَحَ النَّاسِ لِنَفْسِهِ أَطْوَعُهُمْ لِرَبِّهِ وَإِنَّ أَغَشَّهُمْ لِنَفْسِهِ أَعْصَاهُمْ لِرَبِّهِ وَالْمَغْبُونُ مَنْ غَبَنَ نَفْسَهُ وَالْمَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِينُهُ وَالسَّعِيدُ مَنْ وُعِظَ بِغَيْرِهِ وَالشَّقِيُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَغُرُورِهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ يَسِيرَ الرِّيَاءِ شِرْكٌ وَمُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلْإِيمَانِ وَمَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَانِ جَانِبُوا الْكَذِبَ فَإِنَّهُ مُجَانِبٌ لِلْإِيمَانِ الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَكَرَامَةٍ وَالْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَمَهَانَةٍ وَلَا تَحَاسَدُوا فَإِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ وَلَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَةُ وَاعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ يُسْهِي الْعَقْلَ وَيُنْسِي الذِّكْرَ فَأَكْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَصَاحِبُهُ مَغْرُورٌ.» خطبه نصیحت و ارشاد است. امام‌(ع) مردم را نصیحت می‌کنند به انجام دادن فرمان خدا، کارهای شایسته انجام دهند به وظایف دینی خود عمل کنند و فرصت را از دست ندهند چرا که بعد از مرگ امکان عمل نیست و انسان گرفتار عقوبت اعمال خود می‌شود. به اوامر و نواهی قرآن عمل کنند چرا که خداوند انسان را بیهوده نیافریده و به وسیله‌ی پیامبر زندگی انسان را نظم بخشیده و توسط او‌(پیامبر) تمام اموری که برای سعادت مفید است بیان کرده. فریب دنیا را نخورند و از دینشان محافظت کنند و از دروغ و حسد بپرهیزند و با یکدیگر دشمنی نکنند و آرزوهای طولانی را دروغ پندارند.
4-39 0 خطبه 87:
به منظور درک بهتر این خطبه در چند بخش جداگانه بررسی می‌شود.
بخش اول خطبه:
عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَتَجَلْبَبَ الْخَوْفَ فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِي قَلْبِهِ وَأَعَدَّ الْقِرَى لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِيدَ وَهَوَّنَ الشَّدِيدَ. نَظَرَ فَأَبْصَرَ. وَذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ وَارْتَوَى مِنْ عَذْبٍ فُرَاتٍ سُهِّلَتْ لَهُ مَوَارِدُهُ فَشَرِبَ نَهَلاً وَسَلَكَ سَبِيلاً جَدَداً. قَدْ خَلَعَ سَرَابِيلَ الشَّهَوَاتِ وَتَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ. فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمَى وَمُشَارَكَةِ أَهْلِ الْهَوَى، وَصَارَ مِنْ مَفَاتِيحِ أَبْوَابِ الْهُدَى وَمَغَالِيقِ أَبْوَابِ الرَّدَى قَدْ أَبْصَرَ طَرِيقَهُ. وَسَلَكَ سَبِيلَهُ. وَعَرَفَ مَنَارَهُ. وَقَطَعَ غِمَارَهُ وَاسْتَمْسَكَ مِنَ الْعُرَى بِأَوْثَقِهَا. وَمِنَ الْحِبَالِ بِأَمْتَنِهَا فَهُوَمِنَ الْيَقِينِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ فِي أَرْفَعِ الْأُمُورِ مِنْ إِصْدَارِ كُلِّ وَارِدٍ عَلَيْهِ. وَتَصْيِيرِ كُلِّ فَرْعٍ إِلَى أَصْلِهِ. مِصْبَاحُ ظُلُمَاتٍ. كَشَّافُ عَشَوَاتٍ. مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ. دَفَّاعُ مُعْضِلَاتٍ دَلِيلُ فَلَوَاتٍ يَقُولُ فَيُفْهِمُ وَيَسْكُتُ فَيَسْلَمُ. قَدْ أَخْلَصَ لِلَّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ. فَهُوَمِنْ مَعَادِنِ دِينِهِ. وَأَوْتَادِ أَرْضِهِ. قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ. الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ يَصِفُ الْحَقَّ وَيَعْمَلُ بِهِ. لَا يَدَعُ لِلْخَيْرِ غَايَةً إِلَّا أَمَّهَا وَلَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا. قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ فَهُوَقَائِدُهُ وَإِمَامُهُ. يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ وَيَنْزِلُ حَيْثُ كَانَ مَنْزِلُهُ.
ای بندگان خدا، محققاً دوست‌ترین بنده، در نزد خدا، آن بنده‌ای است که پروردگار او را در مبارزه با هوای نفس یاری کرده، پس حزن و اندوه را به دلیل دور ماندن از اصل خویش شعار خود کرده است و ردای ترس از خداوند را بر تن کرده است. بدین سبب چراغ هدایت و رستگاری در قلبش روشن شده است. جایگاه ضیافت و مهمانی را برای روزی که بدان جایگاه وارد شود آماده کرده روز قیامت را که دور پنداشته می‌شد، نزدیک و سختی‌های دنیا را آسان می‌دانست، چون به دیده عبرت در همه چیز می‌نگریست بینا شد و بدین سبب که فراوان به یاد خدا بود، و جز او مؤثری را در عالم وجود باور نداشت. از آب گوارای معرفت سیراب شد و راه رسیدن به سرچشمه فضیلت بر او آسان گردید از شراب شوق خدا سرمست و از آب شیرین و خوشگوار و مناجاتش شاداب گردید و راه مستقیم هدایت را در پیش گرفت هواهای نفسانی را که همچون پیراهن، تن او را فرا گرفته بود کند و بدور افکند و به جز اندوه وصال محبوب‌(خدا) همه‌ی غم‌ها را از خود دور کرد. از کوری جهل و نادانی بیرون آمد و از رفاقت اهل هوا و هوس دوری کرد. بدین سبب راهنما و کلید درهای هدایت و سدّکننده‌ی درهای گمراهی شد. راه حقیقت را شناخت و آن را به خوبی پیمود، نشانه‌های حقیقت را به وضوح دریافت، و از بدی‌ها و مشکلاتی که بدان‌ها گرفتار آمده بود بیرون رفت. به استوارترین حلقه‌ها و محکم‌ترین ریسمان‌ها‌(قرآن و عترت) چنگ زد. بنابراین نور یقین وحقیقت مانند روشنایی خورشید بر او نمایان و آشکار است. نفس و جان خود را در مهم‌ترین کارها وقف راه خدای سبحان کرده است هر فرعی را به سوی اصلش باز می‌گرداند، چراغ تاریکی‌ها، برطرف‌کننده‌ی پرده‌ها، کلید و باز کننده‌ی شبهه‌ها رفع کننده مشکل‌ها و راهنمای بیابان‌ها است. سخن می‌گوید تا بفهماند و سکوت می‌کند تا سالم ماند‌(یعنی گفتار و خاموشی چنین شخصی از روی حکمت است) خود را برای خدا وارسته است و خداوند وارستگی وی را مورد قبول قرار داد بنابراین او از معادن آیین الهی و پایه‌های استوار زمین اوست. عدل و دادگری را بر خود لازم می‌شمارد و اولین نشانه‌ی دادگری وی این است که هوای نفس را از خود، دور ساخته است. حق را چنان که بایسته است توصیف، و بدان عمل می‌کند. هیچ خیر و نیکی را تا به نهایت نرساند رها نمی‌کند، و هر کاری که گمان خیر در آن باشد، به دنبالش می‌رود، زمام امور خود را به دست کتاب خدا سپرده است، بنابراین قرآن پیشوا و جلودار اوست پس هر کجا که قرآن باز گشود. فرود می‌آید و هرجا که قرآن منزل قرار داد آن را به عنوان مسکن می‌پذیرد.‌(بحرانی؛ 1375: 2/612-611).
امام‌(ع) در این بخش از خطبه چهل صفت از صفات پرهیزکران را همچون «فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمَى

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد ترس از خدا Next Entries تحقیق درمورد امام‌(ع)، پیامبرتان، وَلَيْسَ، الْحَقِّ