تحقیق درمورد شعر فارسی، تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد

از تطور را پیموده است:
مرحله ی اول مکتب وقوع است که بعد از بابافغانی شیرازی ظهور و بروز کرد. دوره ی رواج و شروع آن یکصد سال به طول انجامید.
مرحله ی دوم مکتبی است علمی، یعنی شعری که از فرهنگ عامه بارور شده و به طور کلی مشتمل است بر کنایات، مجازات، استعارات، تمثیلات، تشبیهات، اصطلاحات و امثال و حکم. در نتیجه بر غنای زبان فارسی افزوده است. این مکتب در اصفهان نشأت یافته و پس از نشر و اشاعه هم در آن سامان به نیروی خلاقه طبع صائب تبریزی و افکار بلند آسمانی او به معراج کمال رسیده است. مرحله ی سوم که دوره ی پیچیدگی و بغرنجی شعر فارسی است، در واقع دنباله ی همان مکتب است، ولی از آن جا که صائب جای خالی باقی نگذاشته و عرصه را بر دنباله روان تنگ کرده بود، پیروان او، که اکثرشان هندی بودند، ناچار به خیال بافی های پیچیده و دور از ذهن و پرتعقید و اغلاق پرداختند و به جای شعر معما ساختند، با این تفاوت که در معما، کسی که به قواعد آن آشنا باشد معنی پوشیده یا نام نهفته ای را ظاهر تواند ساخت، اما از معنی این نوع شعر، با الفاظ سست و سخیفی که لازمهی آناست، کمتر کسی سر در میآورد.
(صائب تبریزی، شاعر وسیع مشرب، 1388: 20 و 21)
در این دوره کمتر شاعری را می توان یافت که قصیده یا ترکیب و ترجیعی در ستایش پیامبر اسلام و امامان شیعه نسروده باشد. چنین به نظر می آید که شاعران این کار را زکات طبع و قریحه ی خود به شمار می آورند و از گزاردن آن بعنوان یک وظیفه ی محتوم دینی، غفلت نداشتند، اما نباید چنانکه بعضی پنداشته اند، منقب گویی را ویژه ی شعر عهد صفوی و یا ابتکاری از شاعران آن دوره دانست چه این کار سابقه ی طولانی در شعر فارسی دارد و علی الخصوص در سده های هشتم و نهم که مصادف با نیرو گرفتن فرقه ی شیعه اثنی عشری بود، شاعران متعدد و منقب گوی باز می خوریم. چنانکه منقب گویان دوران صفوی را باید به منزله ی دنبال کنندگان کار آنان به حساب آوریم.
پیداست که غلبه ی نهایی تشیع و رسمی شدن ان می توانست در مرثیه سرایی شاعران تأثیر تازه ای داشته باشد و چنین نیز بود.
بویژه که پس از شاه اسماعیل رسمی کننده ی کیش دوازده امامی در ایران، پادشاه توبه کاری مثل شاه تهماسب با سلطنت طولانی خود روی کار آمد و سیاست دینی پدر را به اضافه ی تظاهری عابدانه و همکاری نزدیک با عالمان مذهبی شیعه دنبال نمود، و اگرچه در سلطنت یکساله ی پسرش شاه اسماعیل دوم اندک فترتی در این شیوه از روش حکم گذاری حاصل گردید لیکن بعد از آن، خاصه در عهد پادشاهی «کلب آستان شاه ولایت عبّاس» و جانشینانش تا به آخر عهد صفوی همان سیاست با قوت تمام دنبال شد و کار ایرانیان در این راه به سختگیریها و تعصبهای معروف و مشهور کشید.
معلوم است که در بحبوحه ی چنین سیاست مذهبی کار منقب گویی هم به همراه هر گونه تظاهر مذهبی دیگر شیعه رونقی بیش از پیش می یافت و چنین نیز شد. (تاریخ ادبیات ایران، ج 1/ 5، 1382: 622 و 623)
به هر ترتیب قصاید و ترکیب ها و ترجیع های فراوان در تمام سده های دهم، یازدهم و دوازدهم در این راه ساخته و پرداخته گردیده است و تمام شاعران نام آور به نوعی در این وادی طبع آزمایی کرده اند. ما در بخش های بعدی این فصل به بررسی اشعار عاشورایی برخی از شاعران برجسته ی این عهد خواهیم پرداخت. شاعرانی از جمله: محتشم کاشانی، صائب تبریزی، وحشی بافقی، نظیری نیشابوری و بابا فغانی شیرازی.
2- 3.سبک شعر دوره صفویه
در عهد صفویه تعدد و تنوع سبکها از مطلب هاییست که نباید از نظر دور بماند. این عهد نه دوره ای کوتاه است و نه محیط شاعری آن منحصر به یک یا دو موضوع محدود. دوره ایست که دو قرن و نیم زمان گرفت و در این زمان طولانی از روم تا دکن شاعرانی ظهور کردند و سخنوری نمودند.
چگونه ممکن است شاعرانی که در اوائل این دوره می زیستند، مثلاً محتشم و وحشی را با شاعرانی از اواخر این عهد مثلاً صائب یکسان دانست و درباره ی همه به یک حکم اکتفاء نمود. به عبارت دیگر در این دوره ی طولانی و در آن محیط های مختلف شیوه های مختلف وجود داشت نه یک شیوه که علی الرسم به سبک هندی مشهور شده است. به فرض آنکه در این عهد ممتد تنها یک سبک سخنوری می داشتیم، آیا درست بود که آن را هندی بنامیم؟ در چنین حال تکلیف آن همه شاعر که در ایران تربیت شده و بعضی از آنان حتی هند را در عالم رؤیا هم ندیده بودند چه می شود؟ و اینکه بعضی نوشته اند که چون بیشتر طرفداران این شیوه به هند رفته و آنجا قصیده و غزل ساخته اند، باید سبکشان را هندی گفت، بدنبال نوعی سفسطه و تخلیط در استدلال خود رفته اند، زیرا اگر قرار بر اقامت چند ساله ی کسی در محلی باشد چرا محل تربیت او از این حیث معتبر نباشد ولی محل سیاحت و انتجاع وی در این راه به حساب آید، آن هم هند. یعنی دربار گورکانیان و شاهان دکن، که از مهم ترین جایهای اجتماع عالمان و ادیبان ایرانی و پایگاه بزرگ فرهنگ ایرانی در عهد صفویه بوده است. (تاریخ ادبیات ایران، ج 1/ 5، 1382: 523)
درباره ی اینکه مولد این سبک کجا بوده است، در شعر کدام شاعر نخستین جرقه های آن درخشیده است؟
این سبک در کجا بالیده و رشد کرده است؟ ویژگی های آن کدام است؟
نظرات متعددی وجود دارد که در یک دسته بندی کلی به سه مورد می توان اشاره کرد:
1.نظری که محل تولید و رشد این سبک را ایران و در اصفهان می داند و به این خاطر آنرا سبک اصفهانی می نامند. بر طبق این نظر سبک هندی دنباله ی سیر طبیعی کلام و پیدا شدن چندین نوع اصطلاح و لغت تازه و ذوق مردم به دریافت معانی غریب و غیر بدیهی بود. منتهی در این سبک قوه ی تخیل شاعر و استغراق او در رؤیای اندیشه و حرص یافتن جواهر نامکشوف مضامین و تفنن به انواع مطالب، از محسوس و معقول، و یافتن تعبیرات غیر متداول در شعر و بیان حالات و احساسات و عواطف و سعی او در ادای معانی افزونتر از دقت وی در جلای الفاظ و روانی آن است و حق این است که هر یک از این سبک ها دنباله ی سبک قبلی و مکمل است نه چیز دیگری سوای ماقبل و گسیخته از آن. (دیوان صائب، 1345: 30)
2.نظری که محل تولد و رشد این سبک را هندوستان دانسته و بدین سبب آن را سبک هندی می نامند.
یحیی آرین پور از مدافعان این نظریه است که می گوید: به دلیل بی اعتنایی سلاطین صفوی به شعر و شاعری شعر از محیط دربار قدم بیرون نهاده و به دست عامه افتاده و گویندگان غزل سرا و مثنوی سازان از ایران دوری جستند و به دربار سلاطین عثمانی، و بیشتر بارگاه شاهان گورکانی هند، روی آوردند و به تشویق آنان سبک هندی، که آوردن مضامین بدیع و باریک و بیان معنی بسیار در لفظ اندک بود، در شعر فارسی رسوخ یافت، سبک گویندگی که در سرزمین های غیر ایرانی به وجود آمد و در محیط نامساعدی رشد و نما یافته بود روز به روز به سستی و پستی افتاد. (از صبا تا نیما، ج اول، 1355: 8)
3.نظری که این سبک را نه برآمده از یک شهر و سرزمین بلکه برآیند تاریخی شعر فارسی و زیبایی شناسی هندی می داند.
بر اساس این نظر در دوره ی تیموری و صفوی بیشتر انظار متوجه کثرت کنایات و استعارات بود و همگان مجاز و کنایه و ابهام در سخن را می پسندیدند چون دربار آل تیمور در هند و بزرگان آن دیار به تبعیت از شاهان خویش اعتنایی کامل به شعر و ادب فارسی داشتند و خود نیز غالباً به فارسی شعر می سرودند، عده ی بسیاری از شعرای ایران به هندوستان مهاجرت کردند، این مهاجرت باعث شد باریک بینی و دقت فلسفه ی مذهبی هند و ریزه کاری ها و خیال بندی هنرمندان هندی در شعر فارسی راه یافته و مضامینی از این سنخ به وجود آید.
سبک اصفهانی نسبت به هندوستان حکم گیاه و درختی را پیدا کرد که جهت رشد خویش بومی مناسب یافته باشد و رشدش بیش از اصل گردد، به همین جهت این شیوه ی متداول هندوستان شد و به سبک هندی معروف گردید. (سبک اصفهانی در شعر فارسی، 1350: 33- 32)
جسته گریخته از سخنان موافقین و مخالفین ایرانی بودن و هندی بودن سبک هندی بر می آید که سبک هندی نه مکتبی صرفاً ایرانی و نه اصولاً مکتبی هندی است، بلکه مکتبی ادبی است که حتماً یک پروسه تاریخی با تلفیق ادبیات فارسی و زیبایی شناسی هنر هندی شکل گرفته و در عصر صفویه بنا به ضرورت تاریخی، فشار داخلی و آزادی نسبی در هند و پیدایش شهر نشینی، بروز کرد و به خاطر آشنایی قبلی مردم با این پدیده بود که بلافاصله بعد از تولد مورد قبول عموم مردم واقع شد. (سبک هند و کلیم کاشانی، 1372: 47)
آری سبک هندی درست است، ولی برای آن دسته از سخنوران بزرگ هند که با آموختن فارسی و قرار داشتن زیر تأثیر محیط و داشتن لهجه معینی از فارسی که در آن سرزمین رایج شده بود، شعر فارسی نوعی خاص و با زبانی ویژه ی خود به تعبیرهای سازگار با آن سرودند، به نحوی که سخنانشان با گویندگان هم عهدشان در ایران بسیار تفاوت یافته است.
پس می توان گفت این سبک هندی می تواند شیوه ی سخنوری شاعران پارسی گوی از سرزمین هند باشد که از اواخر سده ی یازدهم به بعد در هند ظهور کرده اند. (تاریخ ادبیات در ایران، ج 1/ 5، 1382: 524)
شاعران سبک هندی دو گونه اند: یکی امثال صائب و کلیم بزرگان سبک هندی که اولاً ادبیات آنها قابل فهم است یعنی رابطه ی تشبیهی بین مصراع معقول و محسوس (تبدیل موضوع به مضمون) معتدل و لطیف است و ثانیاً بین ادبیات آنان به سبک قدما ارتباط است و شعر کم و بیش وحدت موضوعی یا ارتباط عمودی دارد.
دوم، شاعرانی که با آنان خیال بند و به آنان رهروان طرز (سبک) خیال می گویند که معمولاً معروف نیستند و سبک هندی را به سوی افول بردند.
اولاً بنای شعر آنان بر تک بیت است و ثانیاً بسامد ابیات هندی در آنها بسیار زیاد است و ثالثاً فهم رابطه ی دو مصراع آنان دشوار است و رابعاً در زبان سهل انگارند. (سبک شناسی شعر، 1379: 292 و 293)
در اشعار شاعران سبک هندی اغراق و ادعاهای عجیب فراوان به چشم می خورد و این نتیجه ی تلاش شاعران مزبور برای دست یابی به مفاهیم و تصاویر تازه و نیز جستجوی معانی بیگانه است. (سبک هندی و کلیم کاشانی، 1372: 72)
آن عنصر از کلام شاعران این عهد که بیشتر از همه در تغییر سبکشان مؤثر افتاده معنی و مضمون است. مقصود آن نیست که توجه به معنی و مضمون یا بهتر بگوییم نکته سنجی و مضمون آفرینی پیش از این دوره ی پر تحول در شعر فارسی معمول نبود، چنین نیست ولی می توان گفت از آغاز کار میانه ی معنی و لفظ شعر رعایت نوعی مساوات مبنی و اساس کار بود، ولی هرچه بر عمر شعر فارسی افزوده شد کفه ی معنی بر لفظ چربید زیرا توسعه ی دانش ها و ذوقیّات و سنتهای شعری در ازای زمان باعث شد که معنی های گوناگون و پر دامنه به ذهن شاعران متأخر هجوم آورد و دایره ی لفظ را به هنگام سخنوری بر آنان تنگ سازد. هرچه هجوم این معنی های شاعرانه سخت تر و پردامنه تر می شد به همان نسبت بیان آنها نیز دشوارتر می گردید، زیرا وقتی که گوینده در سنگلاخ تصورها و خیال های دور و دراز افتد بیرون آمدن از آن دشوار می گردد و یا به بیان ساده تر وقتی خیال پردامنه با معنی ها ملازم و همدوش باشد اظهار معانی در لفظ کم امکان نمی یابد، اما شاعران عهدی که بدان پرداخته ایم به پیروی از سرمشق هایی که تا آن وقت به دستشان رسیده بود عادت یافته بودند که تا ممکن است معنی های بلند را در کلام کوتاه بیاورند و آنها را تا می توان در یک بیت و گاه در یک مصراع چنان بگنجانند که قابل گردش در افواه گردد، زود به یاد سپرده و اینجا و آنجا نقل شود. مضمون باشد، مضمونی که از زبانی به زبان دیگر راه جوید و در نزد خواننده و شنونده تخیل انگیز و اعجاب آمیز افتد. (تاریخ ادبیات ایران، 1382: 530 و 531)
شعر قریب به اتفاق شاعران سبک هندی مملوء از یأس و ناامیدی است و از این نظر شباهت زیادی به شعر رمانتیکهای اروپا دارد. شعر رمانتیک نیز پر از یأس، شکست، ناکامی و رنج بود. و علت این شباهت، شباهت زندگی این دو گروه از شاعران جهان است؛ شاعران سبک هندی و رمانتیک ها هر دو زاییده ی نخستین مرحله ی شهرنشینی جامعه ی بازرگانی و متمرکز بودند و به همین سبب هر دو گرایشهای فرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی صنایع دستی Next Entries تحقیق درمورد امام حسین (ع)، امام حسین، شاه طهماسب