تحقیق درمورد سلسله مراتب، فاعل شناسا، جهان اسلام، قضا و قدر

دانلود پایان نامه ارشد

است مانند تفسير سوره هاي اخلاص، ناس، اعلي و همچنين رساله هايي در مورد زيارت، قضا و قدر و معاد را مي توان به اين فهرست اضافه کرد.(30)
در زمينه جهان شناسي و طبيعيات و رياضيات مي توان به آثاري که ابن سينا در دائره المعارف بي نظير خود شفا و همچنين نجات که خلاصه همان کتاب شفا مي باشد، اشاره کرد. وي همچنين رساله هاي فراواني در مورد عقول، افلاک و مراتب هستي شناسي عالم خلقت و علومي مانند علم?النفس، علم جو، موسيقي نيز دارد. در پزشکي علاوه بر کتاب معروف قانون رساله هايي در مورد امراض گوناگون و نحوه معالجه آنها را در اختيار ما قرار داده است.
دسته چهارم از آثار ابن سينا که در اين رساله مورد توجه بيشتري قرار گرفته است مربوط به الحکمه المشرقيه مي باشد. اين کتاب که متاسفانه مفقود و يا نابود شده است با توجه به مطالبي که شيخ در کتاب منطق المشرقيين(31) آورده است و در فصل دوم همين بخش به آن اشاره شده است، اهميت مي يابد. غير از اين کتاب مفقود شده در حال حاضر سه داستان تمثيلي عرفاني به نامهاي حي بن يقظان، رساله الطير و سلامان و ابسال (با توجه به شرحي که خواجه نصير در ذيل کتاب اشارات و تنبيهات ارايه داده است) موجود مي باشد. سه نمط آخر کتاب اشارات و تنبيهات نيز که بحثهاي مفصلي در مورد عرفان انجام داده است را مي توان به اين فهرست اضافه کرد.

4- مسايل محوري عقل و عقلانيت نزد ابن سينا
عقل در انديشه ابن سينا دامنه وسيعي دارد. از يک طرف با مباحث نفس، مراتب نفس و قواي نفس مرتبط است. از طرف ديگر موضوعات متنوع علم مانند علم، علم به خداوند، اتحاد عالم و معلوم يا عاقل و معقول در علم ذات به ذات و انواع علم که شامل تصور و تصديق مي شود در آن جريان دارد. همچنين عقل جايگاه خاصي در جهان شناسي ابن سينا ايفا مي کند و سلسله مراتب هستي دارد. در حيطه عقل و نفس مباحث عقلانيت نظري و عقلانيت عملي مطرح مي شود.
هر يک از اين موضوعات را در حدي که لازم باشد و ما را در فرضيه‌هاي اين رساله ياري دهد و همچنين در وسع نگارنده باشد مورد استفاده قرار خواهيم داد.
ابن سينا ديدگاه ممتاز خود را در جهان شناسي عالم با استفاده از شرحي که در مورد ممکن‌الوجودها مي دهد، ارايه مي کند. او مي گويد جواهر بسيط به سه دسته تقسيم مي شوند:
1- جوهري که از ممکنات است و کاملاً‌ از ماده و قوه مجرد است و آن را عقل مي‌نامند.
2- جوهري که وجود واحد دارد اما صورت موجودات ديگر را مي پذيرد و آن خود به دو مقوله تقسيم مي‌شود که عبارتند از:
– جوهري که تقسيم پذير نيست و گرچه مفارق از ماده است در افعال خود محتاج به ماده است و آن را نفس مي خوانند .
– جوهري که تقسيم پذير است و داراي سه بعد طول، عرض و عمق است و آن را جسم مي نامند.(32)
در اينجا با جايگاه عقل در سلسله مراتب هستي از ديدگاه ابن سينا آشنا مي شويم. او اين جواهر غيرجسماني يا عقول را بالاترين مرتبه سلسله مراتب موجودات عالم هستي مي‌داند و آنها را بي واسطه مخلوق خداوند در نظر مي گيرد.(33)
موضوع ديگري که در مورد عقل وعقلانيت در ابن سينا اهميت دارد بحث نفس مي‌باشد. از نظر او نفس جوهري غيرجسماني و تقسيم ناپذير است که وابسته به ماده يا جسم مي باشد. نفس به واسطه قواي خود در بدن تاثير مي گذارد به علاوه نفس مي تواند خود را تعقل کند. اين تعقل حکايت از اين دارد که جوهري مجرد است ابن سينا اين برهان را روشن ترين برهان براي اثبات تجرد نفس در نظر مي گيرد.(34) از طرف ديگر نفس مي تواند حقيقت اشياء را ادارک کند. اين ادراک انواع مختلفي داردکه شامل تخيل، توهم و تعقل مي‌باشد. در اين جا نيز شيخ به طور مستوفايي به بحث ادراکات عقلي مي پردازد. از جمله مسائل مهم نفس موضوع عقل نظري و عقل عملي است. خواجه طوسي قواي نفس ناطقه را با الهام از کلام ابن سينا در اشارات در اولين تقسيم خود چنين تقسيم مي کند:
1- قوه اي که براي نفس به اعتبار تاثير و تصرف نفس در بدن وجود دارد.
2- قوه اي که به اعتبار تاثر نفس از عقل فعال در جهت تکميل استعدادهاي نفس برايش وجود دارد.(35)
اين تقسيم بندي تقريباً در اکثر آثار فلسفي ابن سينا مشهود است. از نظر او انسان اين توانايي را دارد که هر چيزي را که به صورت علم و دانش فرا مي گيرد در مرحله عمل نيز به کار گيرد. بنابراين در نفس دو مرتبه يا دو قوه اين وظيفه را انجام مي دهند. قوه اي که به درک کليات ومعقولات اقدام مي کند وديگري قوه اي مي‌باشد که مدرک جزئيات است و در تدبير اعمال انسان نقش آفريني مي کند.
عقل نظري في نفسه به چهار عقل يا چهار مرتبه تقسيم مي شود که شامل عقل هيولاني، عقل بالملکه، عقل بالفعل وعقل بالمستفاد مي شود. عقل بالمستفاد عالي ترين وکامل ترين مرتبه عقلانيت آدمي مي تواند با کسب کمالات از عالم قدس به نهايت کمال انساني نايل شود. نکته مهم در مورد سير تکاملي اين عقول چهارگانه اينست که هيچ يک از آنها در تزاحم با ديگري نيستند بلکه نفس انسان در حرکتي اشتدادي مراتب کمالي خود را از عقل هيولاني تا عقل بالمستفاد طي مي کند.
يکي ديگر از عناصر مهم عقلانيت عقل فعال مي باشد. حکما معتقدند براي اينکه هر شيئ از حالت بالقوه به سوي بالفعل خارج شود نيازمند عاملي خارجي مي باشد. به عبارت ديگر خروج شيئ از قوه به فعل، حرکت است. در هر حرکتي محرک غير از متحرک مي‌باشد. بدين سبب در مورد خروج نفس از هر يک از مراحل عقلاني‌اش يا خروج نفس از حالت بالقوه به بالفعل بايستي عاملي وجود داشته باشد که خود نيازمند عامل ديگري براي بالفعل شدنش نباشد زيرا معطي شيئ نمي تواند فاقد آن باشد. بنابراين عامل خروج نفس از قوه، عقل بالفعلي است که آن را عقل فعال مي نامند. نفس انسان در سير صعودي خود در مراحل مختلف عقل هيولاني، عقل بالملکه وعقل بالفعل به مدد عقل فعال چنين توانايي را بدست مي‌آورد.(36) بدين ترتيب لازم است در باب مقوله عقل نزد ابن سينا بحثي تفصيلي در مورد قواي نفس، عقل نظري و عملي، مراتب چهارگانه مراحل مختلف عقل نظري و عقل فعال انجام گيرد که در فصل اول دنبال خواهد شد.
يکي از بارزترين ويژگيهاي عقلانيت در فلسفه اسلامي موضوع توجيه است. اگر براي درستي يک مفهوم يا گزاره دليل کافي وجود داشته باشد يا به تعبير ديگر دلايلي کافي بر صدق گزاره‌اي وجود داشته باشد، آن گزاره را موجه و صادق مي دانند. براساس آنچه در متون گذشته و نزد فيلسوفان يوناني به ويژه افلاطون مطرح بوده است معرفت داراي سه مولفه مي‌باشد که عبارت است از “باور صادق موجه”.(37)
باور به رابطه فاعل شناسا با يک گزاره اشاره دارد. اين رابطه مي تواند شامل شک، ظن، وهم و يقين (اعتقاد جازم) باشد. اما تنها يقين يا اعتقاد جازم مي‌تواند مصداق درست باور باشد. لذا شک، ظن يا وهم از عناصر تشکيل‌دهنده معرفت نمي باشند. دومين ويژگي معرفت، صادق بودن باور است. باور به گزاره هاي کاذب نه تنها غلط است بلکه جهل مرکب مي باشد. خصوصيت سوم که دراين رساله بيشتر از بقيه در موردش سخن خواهيم گفت مربوط به داشتن دليل براي صدق يک گزاره مي‌باشد. اين خصوصيت به اين خاطر آورده مي شود تا بسياري از باورهاي تصادفي و اتفاقي را از گردونه معرفت خارج کنند. ممکن است فردي بدون توجه به دلايل، گزاره‌اي صادق را باور کند و در عين‌حال چنين فردي واجد معرفت نباشد. نظريه توجيه اين امکان را فراهم مي کند تا با استفاده از ملاکهايي نسبت به موجه بودن گزاره ها مطمئن شويم. هنگامي که از روشني و وضوح دليل براي باورهايمان سخن مي گوييم، هرگونه دليلي را نمي توان شاهد آورد. اقامه دلايل متناسب با مدعا و استفاده از روشهاي خاص استنتاجي از جمله مباحث مهم توجيه مي باشد که در فصل اول به آنها خواهيم پرداخت.
آنچه در مورد ابن?سينا در اين رساله انجام مي?دهيم تفکيک ديدگاههاي ابن سينا در موضوع عقلانيت تحت عناوين حکمت مغربيه و حکمت مشرقيه است. در حکمت مغربيه ديدگاههاي مشائي توأم با گرايشات ارسطويي و نوافلاطوني وي را دنبال مي?کنيم و بيان مي?نماييم که ابن?سينا در موضوعاتي مانند علم، باور، بديهيات، يقين و مصاديقش مواضعش از منظر يک منطق دان مواضعي متفاوت نسبت به منظر يک فيلسوف دارد. در حکمت مشرقيه نشان مي دهيم که ابن سينا در جذبه و سير و سلوک عرفاني سخناني تا حدودي متعالي تر از مواضع منطق دان و فيلسوف مطرح مي کند و در واقع اين نظر را که ابن سينا قائل به توسع در معنا و مفهوم عقلانيت است را مورد بررسي قرار مي دهيم.

يادداشتهاي کليات

1- Hacker, 1986, P.148
2- PI: 109
3- PI: 119
4- Render, 1986, PP. 139-187
5- Kessler, 1997, P.3
6- Piers, 2004, PP. 40, 41
7-Winch, 1985, P.8
8-OC: 204,205
9- OC: 383
10- افلاطون، 1367،جمهوري، شماره هاي 505، 509 و 517،صص 1117و 1123
11- همان، شماره هاي 510 و 511، صص 11228-1125
12- همو، تيمائوس، شماره هاي 92، 48-28، صص 1920، 1862-1861، 1840-1837
13 – همو، جمهوري، شماره هاي 441، صص 1031 و 1030
14- ارسطو، 1379، صص239-225؛ 288-285
15- ارسطو، 1378، کتاب ششم، فصل 2، a1139، ص208
16- همان، کتاب دهم، فصل7، b1177، صص 389 و 388
17- افلوطين، 1366، انئاد سوم، رسالة 8، فصل 10، صص 451 و 450
18- همان، انئاد پنجم، رسالة 9، فصل 6، ص 783
19- همان، انئاد دوم، رسالة 9، فصلهاي 1 و 2، صص 257و 256
20- همان، انئاد پنجم، رسالة 1، فصلهاي 6و 7، صص 670 و 669
21-همان، صص 669 و 668
22- همان، انئاد پنجم، رسالة 1، فصلهاي 3 و 4 و 5، صص667-664
23- مدکور، 1362، ص654
24- فارابي، 1955، صص83-82
25- همان
26- همان، ص7
27- فارابي، 1349، ص41
28- فارابي، 1366، صص32 و 79
29-فهرست آثار او را مي‌توان در کتاب فهرست نسخه‌هاي ابن‌سينا به قلم دکتر يحيي مهدوي يافت.(مهدوي،1333)
30- اگرچه در مورد صحت انتساب همه اين آثار به ابن سينا ترديدهايي وجود دارد و نياز است که محققان مطالعات جدي در اين زمينه انجام دهند.
31-البته در اينجا مقصود اين نيست که ابن سينا صرفاً نوعي فلسفه که در جهان مشرق زمين وجود داشته است را درمقابل فلسفه مغرب زمين يا همان فلسفه يونان بنا کرده است يا قصد داشته است آن را احيا کند. منظور اين است که ابن سينا با توجه به تغييراتي که در شرايط زندگي، تعلقات و گذر از سنين جواني مي يابد دچار تحولاتي در فلسفه و نگرشش به عالم هستي مي شود به طوري که رويکرد و تمايلي را به اشراقات و معارف محض عرفاني مي يابد.
32- الهيات دانشنامه علائي، ص115
33- ابن سينا، 1368، ص363
34- ابن سينا، 1371، صص157-155
35- طوسي، 1383، ج2، ص446
36- سعادت مصطفوي، 1387، ص175
37-Plato, 1961, 91d-98b

بخش اول:
ابن سينا

فصل 1: عقلانيت در فلسفه مغربي ابن سينا

در اين بخش جهت‌گيري ابن سينا را در بحث عقلانيت از مسير موضوعاتي مثل علم، باور، تعريف و بديهيات آغاز مي‌کنيم و سپس در موضوعات برهان و توجيه به پايان مي‌رسانيم. بديهيات، برهان و توجيه مقوله‌هايي هستند که ما را وارد دنياي بحثهاي دقيق و حساب شده، منطقي و فلسفي مبناگرايان سنتي در فلسفه اسلامي مي‌نمايند. قصد ما اينست که نشان دهيم حتي در اين قلمرو به ظاهر غيرقابل نفوذ که همه سخنان، تعاليم و بحثها از صلابت، استحکام و قطعيت زيادي برخوردارند، مي‌توان روزنه‌هايي براي مشرب ذوقي، عرفاني و حکيمانه اين فيلسوف جهان اسلام يافت. اين فصل به ما کمک مي کند با استفاده از تعاريف و جملات ابن سينا هر يک از مصاديق مربوط به اعتقادات قطعي و جازم را رديابي کنيم و آنها را با نگاهي متفاوت مورد ارزيابي قرار دهيم. اين موضوع را تحت عنوان دو رويکرد متفاوت ايده‌آل‌گرايانه و واقع‌گرايانه مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

1-1- ماهيت علم و باور

از ديدگاه ابن سينا بشر در ابتداي تولد خالي از هرگونه اطلاعات، آگاهي و معلومات بوده است. ذهن او همچون لوح سفيدي با جهان هستي مواجه شده است. به تعبير ديگر انسان در مراحل آغازين حياتش بالقوه صاحب تعقل و تفکر مي باشد در عين حال که هيچ صورتي برايش متصور نيست اما اين استعداد را دارد تا هر صورتي را بپذيرد. بدين

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد شناخت انسان، سلسله مراتب Next Entries تحقیق درمورد متعلق علم