تحقیق درمورد زنجیره تامین، عدم قطعیت، مدیریت زنجیره تامین

دانلود پایان نامه ارشد

صحیح برای مساله ذکر شده
• ارائه روش بهینه سازی چند هدفه فازی بر پایه فاصله چبیشف
4-1- تبیین اهداف عمده تحقیق
هدف اصلی تحقیق، بررسی مساله مهم و استراتژیک پیکر بندی زنجیره تامین در فضای عدم قطعیت و گسترش مدل های موجود در ادبیات موضوع برای ارائه یک مدل جامع می باشد که تصمیمات لجستیکی را نیز از طریق وارد کردن توابع هف مخصوص به خود به طور صریح در نظر بگیرد. علاوه بر آن به دنبال یافتن یک تکنیک کارا در بهینه سازی چند هدفه می باشیم که مساله مذبور بتوسط کاربرد آن جواب هایی قابل قبول و بهتر از روش های موجود تولید بنماید.
5-1- مشخص کردن روش تحقیق
پس از مرور ادبیات موضوع و بررسی کاستی های مدل های موجود ، یک مدل مختلط عدد صحیح برای مساله مورد بررسی که در بخش قبل بدان اشاره گردید ارائه دادیم. سپس به بررسی مناسب ترین روش های در نظر گرفتن عدم قطعیت در یک مدل پیکر بندی زنجیره تامین پرداختیم و نهایتا روش در نظر گرفتن عدم قطعیت با لحاظ کردن پارامترهای مبهم فازی را انتخاب نمودیم. سپس روش های رفع و رجوع عدم قطعیت در مسائل برنامه ریزی ریاضی فازی مورد بررسی قرار گرفت. روش های بهینه سازی چند هدفه در دو حالت فازی و غیر فازی مورد بررسی قرار گرفته و معایب و مزایای هرکدام بررسی شد. نهایتا تکنیکی کارا به عنوان بهینه سازی چند هدفه فازی با استفاده از فاصله چبیشف که حد واسط دو رویکرد فوق بوده و معایب هر دو را رفع و مزایای آنها را جمع می نماید ارائه گردید. نتایج محاسبات موید عملکرد موفق زنجیره تامین و روش بهینه سازی پیشنهادی می باشد.
6-1- تکنیک های جمع آوری داده های تحقیق
داده های استفاده شده در بخش آنالیز نهایی تاحد امکان واقع گرایانه می باشد بدین معنی که از توابع توزیع احتمالی پیشنهادی در مقالاتی که از کیس های واقعی استفاده نموده اند بهره برده ایم. بدین ترتیب نتایج محاسبات به واقعیت نزدیکتر می گردد.
7-1- تحلیل خروجی های تحقیق
برای تحلیل خروجی های تحقیق از مقایسه پاسخ های حاصل شده از روش پیشنهادی با روش های موجود استفاده گردیده است که نتایج محاسبات بر کارا بودن روش پیشنهادی تاکید می نماید.

فصل دوم- مرور ادبیات
1-2- مقدمه
تصمیمات راجع به پیکر بندی زنجیره تامین مساله ای استراتژیک برای هر شرکتی می باشد. مساله جایابی تجهیزات و تخصیص مشتریان به آنها هسته اصلی یک سیستم تولیدی است. شرکت های تولیدی می بایست کارخانجات تولید / مونتاژ محصولات و همچنین انبارها و مراکز توزیع خود را به شکلی کارا جایابی نمایند تا بتوانند در بازار رقابتی امروز حاشیه سود خود را در حداکثر مقدار خود نگاه داشته و بهترین سطح سرویس دهی ممکن را با کمترین هزینه مهیا نمایند تا جایگاه رقابتی خود را در برابر سایر شرکت ها حفظ نمایند. علاوه بر تصمیمات راجع به مکان قرارگیری تجهیزات در فضای دردسترس، مشخص کردن نحوه تعامل این تجهیزات و چگونگی نقل و انتقال مواد اولیه و محصولات تکمیل شده یا نشده بین تجهیزات مبدا و مقصد، همگام با تصمیمات راجع به مکان های قرارگیری تجهیزات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با مکان یابی مناسب می توان، در عین حفظ سطح سرویس دهی به مشتریان در هر طبقه از زنجیره تامین، هزینه حمل و نقل سیستم لجستیک را به حداقل ممکن رساند(چاندرا و گرابیس1،2007) .
یکی از عاملهای مهم جهت افزایش سطح رضایت مشتری، خدمات پس از فروش می باشد. مطمئنا شرکتی که با دادن گارانتی های معتبر، اقدام به تعویض یا تعمیر محصولات معیوب و صدمه دیده خود می کند می تواند به راغب بودن مشتریان به خرید محصولات خود در مقایسه با رقبایی که این فرایند را در نظر نگرفته اند خوشبین تر باشد. اما در نظر گرفتن این فرایند امری هزینه بر بوده و نیازمند تلاشی مضاعف در هنگام طراحی سیستم لجستیک می باشد. در صورتی که یک سیستم لجستیک علاوه بر جریان های رو به جلو محصولات تا زمان رسیدن به دست مشتری ، جریان های برگشتی مواد را نیز در نظر بگیرد، یک سیستم لجستیک معکوس خواهیم داشت. اگر یک سیستم لجستیک معکوس به درستی طراحی و مدیریت شود، می تواند یک منبع درآمد زا برای بهبود سوددهی و رضایت مشتری باشد. توانایی رفع و رجوع سریع و موثر محصولات برگشتی برای تعمیرات لازم می تواند برای افزایش رضایت مشتری امری حیاتی باشد (مییر2، 1999)
عدم قطعیت از دیگر عاملهای مهم در طراحی زنجیره تامین می باشد که می تواند اثربخشی پیکربندی و هماهنگی حلقه های زنجیره تامین را برهم بزند و تمایل به انتشار در همه جای زنجیره تامین و تحت تاثیر قرار دادن عملکرد آن دارد. زنجیره تامین یک شبکه پویا شامل چندین نهاد مختلف می باشد که عدم قطعیت بر تمام آنها اثر می گذارد. عدم قطعیت در سیستم می تواند از تامین کنندگان به مشتریان انتشار یابد و کل زنجیره را با عدم قطعیت مواجه نماید.(بهاتناگار و سوهال3، 2005)
روش های مختلفی در ادبیات زنجیره تامین برای در نظر گرفتن عدم قطعیت به کار رفته است. اکثر این روش ها بر پایه روش های احتمالی و یا شبیه سازی استوار می باشند. (سیندر4،2006) و (پیدرو و همکاران5، 2009). مدل هایی که بدین طریق طراحی می شوند نیازمند دارا بودن توابع عضویت مشخص برای پارامترهای زنجیره تامین خود می باشند که این توابع عموما از داده های تاریخی در دسترس استخراج می شوند. با وجود این، هرگاه داده های آماری در دسترس نباشند و یا غیر معتبر باشند، مدل هایی که بر پایه این توابع توزیع احتمال بنا شده اند کارایی خود را از دست می دهند (ونگ و شو6، 2005) . در این موقعیت ها، تئوری مجموعه های فازی7 می توانند رویکردهای متفاوتی برای رفع و رجوع این نوع عدم قطعیت در زنجیره تامین مهیا نمایند. در ادامه این فصل، به بررسی مقالات منتشره در حوزه پیکربندی پویای زنجیره تامین، لجستیک معکوس و کاربرد منطق فازی در مدلسازی زنجیره تامین می پردازیم اما پیش از آن آشنائی با برخی مفاهیم پایه ای در رابطه با موارد ذکر شده لازم بنظر می رسد.
2-2- تعاریف پایه
1-2-2-زنجیره تامین

زنجیره تامین شبکه ای از تامین کنندگان، تولید کنندگان، توزیع کنندگان و فروشندگان می باشد که از طریق یک سری فرایندهای های هماهنگ سازی شده ، مواد اولیه را به محصولات نهائی تبدیل نموده و این محصولات را به مشتریان خود تحویل می دهند. در این فرایند، مواد ، پول و اطلاعات بین تجهیزات مبادله می گردد. بدین شکل شبکه زنجیره تامین به عنوان یک واحد یکپارچه با نهادهای تجاری مختلف عمل می نماید. (چاندرا و گرابیس8، 2007) . روابط بین نهادهای زنجیره تامین با توجه به توابع هدف و محدودیت های سیستم شکل می گیرد. در تعریفی مشابه، مین و ملاکرینودیس9 (1999) زنجیره تامین را یک سیستم یکپارچه با هدف هماهنگ سازی یک سری فرایندهای با ارتباط درونی به منظور حصول به موارد زیر می دانند.
1. بدست آوردن محصولات و قطعات اولیه
2. تبدیل این مواد و قطعات به محصولات نهائی
3. توزیع این محصولات به فروشندگان یا مشتریان
4. تسهیل تبادل اطلاعات بین نهادهای مختلف زنجیره (برای مثال تامین کنندگان، تولید کنندگان، توزیع کنندگان و فروشندگان).

واترز10(2003) در تعریفی کلی نگر زنجیره تامین را یک سری از فعالیت ها و ارگان ها می داند که مواد – هم ملموس و هم غیر ملموس- در آن از تامین کنندگان اولیه تا مشتریان نهائی جریان می یابند. همچنین طبق تعریف انستیتوی لجستیک و حمل و نقل، زنجیره تامین یک توالی از رخداد هاست که سعی بر برآورده سازی نیاز یک مشتری دارد. این رخدادها می تواند شامل خرید، تولید، توزیع و دفع مواد زائد به همراه حمل و نقل ها، انبارگردانی ها و کاربرد تکنولوژی اطلاعات مربوطه باشد.

2-2-2-طبقات زنجیره تامین
معمولا زنجیره تامین را به طبقات11 مختلف تقسیم بندی می نمایند. هر طبقه شامل واحدهایی با کارکرد کلی یکسانی می باشد. عموما طبقات یک زنجیره تامین به چهار دسته تقسیم بندی می شود

1. طبقه تامین کنندگان
2. طبقه تولید کنندگان
3. طبقه توزیع کنندگان
4. طبقه مشتریان
طبقه تامین کنندگان مواد اولیه را با توجه به تقاضاهای رسیده به آن تامین می نماید. این طبقه را می توان به زیر طبقات کوچکتری شامل تامین کنندگان مواد خام، تامین کنندگان میانی و تامین کنندگان مستقیم تقسیم بندی نمود. طبقه تولید کنندگان شامل کارخانه های تولیدی می باشد که با دریافت سفارش کالا از مشتریان یا توزیع کنندگان و دریافت مواد اولیه از تامین کنندگان به تولید محصول مورد نظر می پردازند. طبقه توزیع کنندگان محصولاتی را که مشتریان سفارش داده اند از تولید کنندگان دریافت و به مشتریان تحویل می دهند. این طبقه شامل واحدهای کلی مانند انبارها و مراکز توزیع و تبادل می باشند. تقاضا برای محصولات نهایی یا خدمات مورد نیاز در طبقه مشتریان شکل می گیرد. در بسیاری از مواقع ، تقاضای مشتریان مربوط به یک منطقه جغرافیایی با هم ادغام گردیده و آن منطقه به عنوان یک عضو از طبقه مشتریان در نظر گرفته می شود. در شکل زیر نمای کلی یک شبکه زنجیره تامین را ملاحظه می فرمایید.

3-2-2-مدیریت زنجیره تامین
مدیریت زنجیره تامین شامل رویکردهای مختلف برای یکپارچه سازی موثر تامین کنندگان، تولید کنندگان و توزیع کنندگان در عمل کردن به فعالیت های خرید مواد، تبدیل آنها به محصولات میانی و نهائی و در آخر توزیع این محصولات به مشتریان در مقادیر، مکان ها و زمان های مورد نظر به منظور رسیدن به سطح سرویس دهی لازم با کمترین هزینه ممکن می باشد. (چاندرا و گرابیس،2007). مدیریت زنجیره تامین همچنین شامل یک سری از فعالیت های مرتبط با برنامه ریزی، هماهنگ سازی و کنترل نقل و انتقالات مواد، قطعات و محصولات نهائی از تامین کنندگان تا مشتریان می گردد. هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود کارایی عملیاتی، سودآوری و حفظ موقعیت رقابتی بین دیگر شرکت ها می باشد.(کوپر و همکاران، 1997)

تصمیمات مدیریتی زنجیره تامین با توجه به افق زمانی مورد نظر به سه زیربخش استراتژیک12، تاکتیکی13 و عملیاتی14 تقسیم بندی می گردد (گوپتا و ماراناس15، 2003) و (چاندرا و گرابیس، 2007)

1. تصمیمات استراتژیک
تصمیمات مدیریتی زنجیره تامین که افق زمانی آن بین 3 تا 10 سال باشد در این دسته قرار می گیرد . فعالیت هایی مانند سرمایه گذاری روی کارخانه ها و ظرفیت ها، معرفی محصولات جدید، ایجاد شبکه حمل و نقل، مشخص کردن تعداد، مکان ها و ظرفیت های تجهیزات طبقات زنجیره اعم از انبارها، مراکز توزیع و کارخانه ها در این دسته قرار می گیرند.

2. تصمیمات تاکتیکی
افق زمانی مورد نظر بین 3 ماه تا 3 سال می باشد. سیاست های موجودی شامل مقدار، مکان و کیفیت موجودی، سیاست های خرید و سیاست های حمل و نقل شامل مسیرها و تناوب رفت و برگشت ها، بستن قراردادها، تصمیمات تولیدی شامل برنامه ریزی و طراحی فرایندها، مقایسه تمامی فعالیت ها با فعالیت های رقبا در این محدوده قرار می گیرند.

3. تصمیمات عملیاتی
این دسته از تصمیمات در مدیریت زنجیره تامین روزانه گرفته می شوند. برنامه ریزی منابع، مسیریابی مواد اولیه و محصولات نهایی، فعالیت های درونی شامل حمل و نقل ها از تامین کنندگان و دریاقت موجودی شامل این دسته می گردند.

4-2-2-پیکر بندی زنجیره تامین

پیکر بندی زنجیره تامین به دسته ای از مهمترین تصمیمات مدیریت زنجیره تامین اطلاق می گردد که در یک دید کلی می تواند شامل شامل طراحی و اصلاح سیستم های ساختاری، کنترلی ، اطلاعاتی و سازمانی زنجیره تامین باشد . پیکر بندی یعنی یک ترتیب مناسب از قطعات یا اجزائی که به یک سیستم شکل کلی آن را می دهد. این تعریف به این واقعیت اشاره دارد که پیکربندی از طریق جابجائی با قاعده عناصر یک سیستم به منظور رسیدن به یک مجموعه نیازمندی های عملکردی و اهداف از پیش تعیین شده صورت می گیرد. پیکربندی زنجیره تامین عمدتا در دسته تصمیمات استراتژیک مدیریت زنجیره تامین قرار گرفته و تاثیر آن بر رو

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد زنجیره تامین، مجموعه های فازی، بهینه سازی چند هدفه Next Entries تحقیق درمورد زنجیره تامین، مدیریت زنجیره تامین، محدودیت ها