تحقیق درمورد رضایت شغل، رضایت شغلی، رضایت از زندگی، فرصت طلبی

دانلود پایان نامه ارشد

معانی و تعاریف گوناگونی را به واژه های رفاه مالی اختصاص داده اند مثلا فشار مالی را به عنوان ارزیابی ذهنی شرایط مالی شخص تعریف کرده اند که شامل توانایی ادراکی فرد برای برآورده ساختن هزینه ها، رضایت از شرایط مالی و سطح پس انداز و سرمایه گذاری و نگرانی در مورد بدهی ها می باشد (کاتلین17، 2010، 64).
رفاه مالی یک ساختار چند بعدی است تا یک ساختار یک بعدی. محققین به این نتیجه رسیدند که آن هایی که سطح رفاه مالی بالاتری دارند سلامت بهتری هم دارند.بهبود نتایج رفاه مالی ، حاصل از تغییرات رفتاری است که مشکلات مالی را تسکین می بخشد. محتوای برنامه ارزیابی ، سطح معلومات ، زمانبندی و نحوه ارائه ، همگی ابعاد اثربخشی برنامه های آموزش مالی را نشان می دهند که برای تغییر رفتارهای مالی طراحی شده است. برنامه های مذکور باید قابلیت این را داشته باشند که نشان دهند رفتارهای علمی و مالی منجر به کاهش مشکلات مالی و افزایش رفاه مالی می شوند (کاتلین، 2010، 64).
رفاه ذهنی
رضایت از زندگی ارزیابی‌های فردی از زندگی کنونی و سال های قبل را در بر می‌گیرد. این ارزیابی‌ها شامل واکنش هیجانی افراد به حوادث، حالات روانی و قضاوت ‌های آنها در خصوص میزان رضایتشان از زندگی، کمال و بسندگی و رضایت از زمینه‌های خاص زندگی مانند ازدواج و کار است. رضایت از زندگی شامل مقایسه بین شرایط زندگی با ملاک های شخصی افراد هنگامی که سطوح بالای رضایت از زندگی را تجربه می‌کنند تا شرایط زندگی آنها با ملاک هایی که برای خود تعیین کرده‌اند، مطابقت داشته باشد. رضایت از زندگی را می‌توان به عنوان جامعترین ارزیابی افراد از شرایط زندگی خود در نظر گرفت (دینر و همکاران18، 2003).
رفاه ذهني به دريافت هاي شخص از خود و بينش ذهني از تجربة زندگي اش اشاره دارد رفاه ذهني، ارزيابي هاي احساسي و شناختي از زندگي افراد را در برمی گيرد و حالت پيشرفته خوشايند روان شناختي را ارائه مي كند (هزارجریبی، 1391).
رفاه ذهني به انواع ارزيابي هاي افراد از زندگي شان اعم از مثبت و منفي اطلاق مي شود. وي در مطالعات خود شاخص ها ي كيفيت زندگي، دامنه رضايت، رضايت از زندگي، شادكامي، احساس منفي و احساس مثبت را براي رفاه ذهني در نظر گرفته است (دینر19، 2003).
رفاه از مباحث مهم اخير در نیمه دوم قرن بیستم بوده است . اين مقوله نشان دهند ة توجه به شأن و انسانيت و هم بستگي اجتماعي افراد در جامعه است كه براي دست يابي فرد و گروه به حد مقبولي از زندگي وتندرستي و … به كار مي رود. اين مفهوم، در دو بعد عيني و ذهني تعريف مي شود. در گذشته بيشتر بر بعد عيني اين مفهوم تأكيد مي شده است؛ ولي ازآنجاكه ابعاد عيني مثل داشتن شغل و درآمد و … ، به تنها يي تأمين كنند ة رفاه افراد نيست، توجه به رفاه ذهني از قبيل امنيت، رضايت شغلي، احساس آرامش و … به علت تأثير مستقيم آن بر كيفيت زندگی انسان اهميت ويژه اي يافته است (الكساندوا20، 2005).
2-3-1- عوامل تاثیر گذار بر رفاه مالی
اطلاعات مربوط به تحقیقات اجتماعی نشان می دهد که چهار عامل تاثیرگذار بر رفاه در اکثر فرهنگ ها هستند: سلامت، وضعیت اقتصادی، اشتغال و روابط خانوادگی. وقتی افراد سلامت، شاغل، متاهل یا درگیر یک رابطه متعهدانه باشند و از لحاظ مالی امنیت داشته باشند، خوشحال تر هستند (باربارا21، 2005، 71).
2-4- مفهوم ماکیاولی گری
ماکیاولی یک دیپلمات و نویسنده فلورانسی بوده است که از سال 1469 تا 1527 زندگی کرد و به عنوان پدر اندیشه سیاسی غرب شناخته شده است. معروف ترین کتاب ماکیاولی (تحت عنوان شهریار22) حدود سال 1523 نوشته شد. او وقت کمی برای تدوین تئوری های دستوری و جدید داشته است و در مقابل، روی شیوه اجرای استراتژی متمرکز بوده است. ماکیاولی و نگرانی هایی که در مورد استفاده استراتژیک از قدرت داشته است. به نوعی یک انسان شناسی قدرت بوده است.
کریستی و جیس23 (1970) در تحقیقات خود بر اساس گروه های افراطی مذهبی و سیاسی، بر شیوه دستیابی رهبران این گروه ها به تمایلات و علایق خود متمرکز بوده اند. ویژگی های این رهبران در سایه تحقیقات سیاسی و ابعاد تاریخی قدرت مشخص شده است.
ماکیاولی گری باید به عنوان یکی از مفاهیم اصلی برای آموزه های مدیریت در نظر گرفته شود واین موضوع حتی در ادبیات تحقیق سازمانی اثباتی نیز به چشم می خورد. از دیدگاهی ساده تر می توان گفت که مدیران پاکدامن مثل مدیران دیگر کار و زندگی نمی کنند و در حوزه قدرت از جنبه واقعیت گرایی کار می کنند. بنابراین، آنها بر اساس محرک های قدرتی کار می کنند که گاهی باعث می شود نیاز به تصمیم گیری به شیوه ای داشته باشند که با ابعاد مثبت در ارتباط نیست. ماکیاولی نشان داده است که حتی مدیران پرهیزگار هم باید کارهایی که لازم می دانند انجام شود را انجام دهند؛ در حالی که این مدیران تلاش می کنند تا از ارزش های فردی حمایت کنند و در جهت اهداف جدید و عالی قدم بردارند.
رایبون24 (2006) بیان می کند، ماکیاولیسم به عنوان اصطلاحی برای توصیف تمایل به تقلب و گمراه کردن دیگران به منظور دستیابی به منافع شخصی، با تجاوز به حقوق دیگران مرتبط است و بخشی از ویژگی های شخصی است که بر انتخاب شغل فرد و همچنین انتخاب رویکرد مردم در حرفه خود و تعامل آنان با دیگران تاثیر می گذارد. افراد با ماکیاولیسم بالا از هنجارهای اخلاقی به منظور دستیابی به اهداف شخصی چشم پوشی می کنند. ماکیاولی گرایی با قدرت طلبی رابطه ای تنگاتنگ دارد.فردی که این ویژگی ها را دارد اهل عمل (عمل گرا) است، احساساتی نیست و بر این باور است که هدف، وسیله را توجیه می کند.

قراچه داغی (1385) عنوان می کند، اشخاص پیرو خط مشی ماکیاولی با عبارات زیر موافق نیستند:
1- وقتی از کسی می خواهید که کاری برای شما انجام دهد، بهتر این است که علت درخواست خود را با او در میان بگذارید.
2- دروغ گفتن به دیگران هرگز کار درستی نیست.
3- اغلب اشخاص ذاتا خوب و مهربان هستند.
4- تنها اگر به لحاظ اخلاقی درست باشد باید دست به کار شد و اقدامی صورت داد. اشخاص مجهز به باورهای ماکیاولی تیپ بارزی دارند. اغلب جذاب، خوش برخورد و مطمئن هستند اما در ضمن از کبر و نخوت برخوردارند، حسابگرند، شکاک و بدبین هستند و آماده برای سلطه جویی و بهره برداری می باشند.
گریفین، اولری و کلی25 )2004) ادعا می کنند که ایده ماکیاولی گری ریشه در سمت منفی مدیریت و رهبری دارد. ماکیاولی به عنوان یکی از استعاره های رایج برای مدیران و رهبران مطرح شده است (جی26 1967، مک گویر27 2006و هاچینگ28 2006). ماکیاولی معمولاً به اثربخشی قدرت بدون ارجاع به استانداردهای اخلاقی اشاره می کند. کلمه ماکیاولی گری برای توصیف افرادی استفاده می شود که برای رسیدن به اهداف خود و دستیابی به منافع خود رفتارهای غیر اخلاقی از خود بروز می دهند. از جنبه منفی، مفهوم ماکیاولی گری (جاج و همکاران29، 2009) به صورت شخصیتی تعریف شده است که با زیرکی، دستکاری اطلاعات و استفاده از ابزارهای لازم، تلاش می کند تا به اهداف فردی خود برسد.
نیکول ماکیاولی یک دستور عملی از روند استراتژیک و تاکتیکی ارائه کرده است که به رهبران اجازه می دهد تا دولت خود را به خوبی حاکمیت کنند. وی معتقد است که استراتژی موفقیت آمیز، درک مشکلات است. همانطور که دکترها میدانند، با شروع یک بیماری تصور بر این است که درمان آن آسان است اما در واقع تشخیص آن کار دشواری است؛ در حالی که وقتی یک مدت می گذرد، تشخیص آن آسان می شود اما درمان آن سخت می شود (ماکیاولی301961).
ماکیاولی از اهمیت نشان دادن خصوصیات خوب به دیگران و پنهان کردن آن از بقیه خبر داشت. از نظر ماکیاولی، قانون گذار نباید اجازه دهد که خصوصیات خوب، مانع از برقراری قوانین موفق شود. در واقع، ضوابط اخلاقی ممکن است آسیب زننده باشد. شاید به نظر برسد یک شاهزاده که خصوصیت های خوب دارد؛ اما با این وجود، به طور کلی مردم با چشم خود قضاوت می کنند نه با دستان خود.
همچنین ماکیاولی گری یکی از ویژگی های اساسی است که به نظر می رسد یکی از تفاوتهای فردی باشد که مسئول نگرش های کاری کارکنان و رفتارهای ارتباطی آنها است. برخی مطالعات نشان داده اند که تفاوتهای فردی و ماکیاولی گری می تواند مزایایی در محیط تجاری داشته باشد (اسکینر31 1983)؛ اما نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کارکنانی که رفتار ماکیاولی گری زیادی از خود نشان می دهند، نسبت به کارکنانی که رفتار ماکیاولی گری اندکی دارند، برتری ندارند (هولان32 1975؛ هانت و چونکو33 1984؛ ترنبول34 1976). در واقع، کارکنانی که خصوصیت ماکیاولی گری زیادی دارند تمایلی به کار در سازمان ندارند و به شیوه های غیر اثربخش ارتباط برقرار می کنند. به کارکنان ممکن است توصیه شده باشد که از همکارانی که ماکیاولی هستند دوری کنند چون آنها رضایت کمتری از کار خود دارند و این احتمال وجود دارد که کار خود را کمتر ارزشیابی کنند.

2-5- مروری بر تحقیقات گذشته
2-5-1- پیشینه تحقیق مرتبط با مفهوم ماکیاولی گری
2-5-1-1- تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
از دیدگاه ماکیاولی و فرصت طلبی، هارل و هاتانگل35 (1976) و همچنین فر، سامسون و پالهاس 36 (1992) دریافتند که افرادی که ماکیاولی گری بالایی دارند به احتمال زیاد از فرصتهای بیشتری برای سرقت از دیگران استفاده می کنند. علاوه بر این، تحقیق آنها نشان داده است این افراد تمایل زیادی به جلب اعتماد سرپرستان خود دارند تا بتوانند از او دزدی کنند؛ در حالی که افرادی که ماکیا ولی گری کمی دارند، تمایلی به انجام این کار ندارند.
از منظر ماکیاولی گری و رضایت شغلی گابل و توپل 37 (1987)، جمیل و هیسلر 38 (1972)، به بررسی ارتباط ماکیاولی گری و رضایت شغلی پرداخته اند و دریافته اند که رضایت شغلی دارای ارتباط منفی معناداری با ماکیاولی گری می باشد و این یافته در تحقیقات متعدد دیگری نیز اثبات شده است.
همچنین از دیدگاه ماکیاولی و رهبری، کورزین39 (1997)، به بررسی ارتباط انتخاب شغلی و ماکیاولی گری پرداخته است. وی به این نتیجه رسیده است که شغل های رهبری و مدیریتی برای آن افرادی جذابیت دارد که ماکیاولی گری بیشتری دارند؛ در حالی که افرادی که ذوق و استعداد هنری دارند، از این خاصیت کمتر بهره برده اند.دلوگا 40 (2001) ، نیز از جنبه رهبری به بررسی ماکیاولی گری پرداخته است و نتایج این مطالعه نشان داد رهبرانی که ماکیاولی گری بالایی داشته اند، سازگارتر، انطباق پذیرتر و حتی کاریزماتیک تر هستند، اما گاهی از افراد زیر دست خود حمایت نمی کنند.
مصطفی و همکاران41 (2003) به بررسی رابطه بین ماکیا ولی و رضایت شغلی پرداخته اند. در این تحقیق، 361 از 595 فیزیکدان مشغول به کار در آنکارا به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق بین ماکیاولی و رضایت شغلی رابطه ای به صورت معکوس وجود داشت.
ساکالاکی، ریچاردسون و تیپات 42 (2007) در مورد فرصت طلبی اقتصادی و ماکیاولی گری بحث کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که افرادی که ماکیاولی گری بالایی دارند، بیشتر درگیر حداکثر کردن منافع خود هستند و توجه کمتری به طرفین اقتصادی خود دارند. براساس این یافته، هرچه مدیران رفتار ماکیاولی گری بیشتری داشته باشند، رفتارهای فرصت طلبانه بیشتری از خود نشان می دهند.
از منظر ماکیاولی گری و رضایت شغلی، گود بوی و مک کروسکی 43 (2007) در مقاله ای تحت عنوان ” ارائه یک مدل نظری در مورد نقش جهت گیری های سازمانی و ماکیاولیسم در مورد رضایت شغلی ” به بررسی ارتباط بین جهت گیری های سازمانی و ماکیاولی گری با رضایت شغلی در حوزه سازمانی پرداخته است. شرکت کنندگان در این تحقیق 160 کارمند تمام وقت بودند که در سازمانهای انتفاعی و غیر انتفاعی گوناگون در منطقه آتلانیتک کار می کردند. یافته های تحقیق آنها به این ترتیب بود که جهت گیری های سازمانی و ماکیاولی گری، پیش بینی کننده های مهمی برای رفتارهای کارکنان و رضایت شغلی آنها بوده است. نتایج به دست آمده منطبق با مدل تئوریکی روابط بین این تفاوتهای فردی و نتایج سازمانی بوده است.
مطالعات دیگری نیز به

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد عوامل محیطی، صورتهای مالی، استانداردهای حسابداری، وضعیت مالی Next Entries تحقیق درمورد حسابداران، جامعه آماری، اثر میانجی، فرهنگ سازمانی