تحقیق درمورد رساله دکتری، دانشگاه تهران، سیستان و بلوچستان، تأمین کننده

دانلود پایان نامه ارشد

عناصر فرهنگي‏اي كه در معرض فرآيندهاي قدرت، مقاومت و تفاوت قرار دارند از توان هويّت‏سازي بالايي برخوردارند.
آموسی (1384) به برّرسي موضوع احساس تعلّق به هويّت ملّي و هويّت قومي در بين جوانان شهر پيران شهر مي‏پردازد. محقّق از تئوري‏هاي مختلفي استفاده کرده است: الف) ريچارد جنكينز، ب) نظريه مقوله‏بندي هنری تاجفل؛ هويّت دراين نظريه براساس احساس تعلّق تعريف مي‏شود. بدين معني كه فرد آنهايي راكه به آن تعلّق دارد به عنوان درون گروه و مقولة مثبت وآنهايي را كه به آنها متعلق نيست، تحت عنوان برون‏گروه مي‏شناسد. اين نظريه به طور عمده به منظوردرک پايه‏هاي روانشناختي تمايزبين گروه‏ها به كاررفته است.تاجفل تلاش كرده شرايط حداقلي را تعيين كندكه براساس آن اعضاي يك گروه، درونگروهي را كه به آن متعلق هستند و در مقابل برونگروه قرار مي‏گيرد متمايز سازد. همچنين اين مقاله از نظریه‌های قومیت (رویکرد کهن‌گرایان، رویکرد ابزارگرایانه، رویکرد ساختارگرایان) و ملیت (رویکرد کهن‌گرایان، رویکرد نوگرایی یا ابزارگرایی) نیز استفاده کرده است. اين تحقيق، ازآنجاکه درحوزه‏انسان‏شناسي است بر روش كيفي(مصاحبه ومشاهده) متكي است. محقّق دراين مقاله از دو روش مصاحبه و مشاهده مشاركتي استفاده كرده است. جامعه آماري اين پژوهش جوانان 15 ساله تا 35 ساله مرزبزرگسالي مي‏باشند كه به طور عمده فعاليت اقتصادي آنها به نحوي در ارتباط با مرز و امور مرتبط آن است. نمونه آماري اين پژوهش شامل 70 نفراست. سؤالات مربوط به اين تحقيق در دو سطح: 1- بين‏المللي و ملّي، 2- نگرش‏ها و بينش‏ها مطرح شده است. در سطح اوّل موارد زیر مطرح است: 1) چه عواملي در داخل مرزهاي ايران باعث تقويت هويّت ملّي مي‏شود. نقش رسانه‏ها وابزارهاي تبليغاتي در اين زمينه تا چه حد است؟ 2) شرايط جهاني شدن به چه ميزان باعث خودآگاهي مي‏شود؟ و 3)تحوّلات كشور كردستان عراق، چه تأثيري بربينش قوميّت‏خواهي جوانان كرد داشته است؟درسطح دوم سؤالات موارد زیر مدنظر آموسی بوده است: 1) جوانان كردبه عنوان يك ايراني چگونه خودراتعريف مي‏كنندودراين تعريف برچه ملاك‏هايي تأكيد مي‏نمايند؟ 2) يك جوان كرد نسبت به كارمندان غير بومي چگونه فكر مي‏كند؟ 3) چه اندازه يك جوان كرد برنامه‏هاي صدا‏وسيما را در شكل‏گيري هويّت خود مؤثّر مي‏داند؟ 4) در موقعيت‏هاي گوناگون، يك جوان كرد داراي چه هويّتي است؟ 5) آيا جوانان كرد هويّت قومي را در راستاي هويّت ملّي مي‏دانند يا اينكه آنها را درمقابل هم فرض مي‏كنند؟ ازمهمترين نتايج تحقيق اين بود، كه جوانان كرد شهر پيرانشهر طي سال‏هاي اخير به واسطه تقويت خودآگاهي سياسي منتج از تحولات منطقه‏اي، شرايط جهاني شدن، بالا رفتن ميزان سواد عمومي، رواج گستردة رسانه‏هاي كردي زبان مثل ماهواره، آگاهي به مسئله تبعيض سياسي، حقوقي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي،هويّت كردی خود راتقويت كرده‏اند.
تحقيقگودرزی (1383) درپي آن است كه رابطه بين نابرابري اجتماعي وهويّت قومي را در استان سيستان و بلوچستان مورد برّرسي قرار دهد. همچنين اين تحقيق برآن است كه اشكال متمايز هويّتي در صحنه نظام اجتماعي و سياسي در حال رقابت با يكديگرند. مسأله مورد توجّه در اين برّرسي اين است كه «سياست قومي»درايران براساس اعطاي نامتوازن منابع و فرصت‏ها در بين گروه‏هاي قومي، موجب شكل‏گيري دو نوع هويّت رسمي (محوري) برتر از يك سو و هويّت غيررسمي (حاشيه)نازلترازسوي ديگر شده است. هويّت مقاومت به دليل موقعيت در حاشيه ‏بودن، از درون انسجام يافته و وفاداري‏هاي بيشتري را در ميان اعضاي خود برانگيخته است. موقعيت‏ حاشيه‏اي، شيوه‏هاي اززندگي را حول ارزش‏هاي جمع‏گرايانه، قوم‏مدار و نگرش‏هاي سنتي به خانواده موجب شده است. رويكرد نظري اين رساله در مبحث هویّت نظريات تاجفل(مادرارتباطات خود، شباهت‏هاي درونگروهي رادر برابر تمايز و تفاوت با ديگر گروه‏ها افزايش مي‏دهيم) وايساجيو (هويّت پديده‏اي اجتماعي‌ـ‌روانشناختي است كه ازعضويت دریك گروه قومي برمي‏خيزد) میباشد. روش تحقیق این پژوهش پیمایشی وجامعه آماري آن افراد 15 سال به بالاي شهرهاي استان سیستان و بلوچستان (خاش، زاهدان، زابل و چاه بهار) بوده است که تعداد 3913 نفر از ساکنان این چهار شهر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سؤالات پژوهش به شرح زیراست:1- هويِّت در دوگروه بلوچ و غير بلوچ چگونه است؟ 2-انواع صورت‏هاي هويّتي درميان بلوچ‏ها و غيربلوچ‏ها چگونه است؟ 3- انسجام هويّتي در كدام گروه بيشتر است؟ 4- تحوّلات هويّتي گروه‏هاي بلوچ و غيربلوچ بر اساس توزيع صورت‏هاي هويّتي در نسل‏ها و گروه‏هاي تحصيلي وزنان چگونه است و چه مسيرهاي احتمالي را مي‏توان براي آن برآوردكرد؟ نتایج مرتبط با پروژه حاضر نشان می‌دهد که ميل به مهاجرت و ترك منطقه به سبب پذيرش ارزش‏هاي فردگرايانه توجّه به رشد فردي در بين غير بلوچ‏ها بيشتر است گرايش به هويّت سياسي در بين تحصيلکردگان گروه قومي بلوچ بيشتر از ديگر گروه‏ها مي‏باشد.
هدف مطالعه آرمي (1383) تعيين ميزان هويّت محلي و هويّت جهاني دانشجويان و شناخت و تعيين نوع و شدّت رابطهي بين هويّت بومیو هويّت جهاني دانشجويان است. فرضيه اصلي اواین است كه علاقه و تمايل به هويّت محلي و هويّت جهاني براساس ويژگيهاي دانشجويان (جنسيت، زبان، دين، مذهب، قوميت، رشته تحصيلي و…. ) تفاوت معنادار وجود دارد و سؤال اصلي‌اش این است: آياميزان علاقه به هويّت بومی وهويّت جهاني براساس ويژگيهاي دموگرافيكي دانشجوايان متفاوت است؟ نتايج به دست آمده حاكي از آن است كه ميانگين كل هويّت بومی دانشجويان بالاترازميانگين هويّت جهاني آنان است و در برخي متغيرها مانند مذهب، قوميت، زبان، شدّت هويّت محلّي بيش از متغيرهاي ديگر است.
نصرتی(1384)درپژوهش خود تلاش برآن بوده است كه به رابطه ميان الگوهاي هويّتي در سه سطح محلي، ملّي وجهاني در ميان دانشجويان گروه‏هاي قومي كردزبان وترك آذري زبان بپردازد. الگوهاي هويّتي محلي (قومي) وملّي درپژوهش نصرتی به عنوان چارچوب‏هاي سنتي هويّت‏سازي درنظر گرفته شده‏اند كه در درون چارچوب زماني و مكاني مشخص و با مكانيسم فرهنگ انجام مي‏گيرد. بنابراين مهمترين ضرورت اين پژوهش روشن كردن ناسازگاري ميان سه سطح تعلّق و سه الگوي ذهني و رفتاري محلّي، ملّي و جهاني در يك پهنه اجتماعي است. در نتيجه هدف كلّي اين رساله اين است، كه به اين سؤال پاسخ دهد: درمواجه با نظام جهاني شدن، بازسازي هويّت درچه سطحي انجام مي‏گيرد و چه نوع هويّتي بازسازي مي‏شود.در اين رساله، محقّق براي ارائه چارچوب تئوريك در ابتدا هويّت را در سه سطح خردوكلان و تلفيقي مورد برّرسي قرار داده است:
1-هويّت در سطح خرد: دراين رويكرد دوديدگاه وجود دارد؛ يكي ديدگاه‏ها و منابعي كه در آنها هويّت درارتباط باويژگي‏هاي زيستي رواني افراد مورد توجّه قرارگرفته است و ديگري ديدگاه‏ها و منابع كه درآنهاهوّيت در رابطه با ويژگي‏هاي ذهنی شخصيّتي افرادبرّرسي شده است.
2- هويّت درسطح كلان: دراين رويكرد هويّت خصلتي تاريخي دارد، در طي تاريخ شكل مي‏گيرد و قطع پيوند تاريخي منجر به بحران هويّت مي‏شود.
3- هويّت در ديدگاه‏هاي نظري تلفيقي: دراين رويكرد هويّت امري اجتماعي است. شكل‏گيري و تغييرپذيري انواع وسطوح آن در نزد فرد، در فرايند تعامل خود با جامعه و تحت تأثير دو دسته از عوامل خرد و كلان از جمله ويژگي‏هاي فردي و نظام شخصيتي و ويژگي‏هاي ساختاري و نظام اجتماعي صورت مي‏گيرد.
این مطالعه با سه روش اسنادي، تحليل محتواي نشريات دانشجويي كيفي و كمّي انجام گرفته است. از روش اسنادي براي تدوين بخش پيشينه تحقيق وادبيّات نظري استفاده شده است. روش كيفي كه بابكار‏گيري ابزارهايي چون مصاحبه، مشاهده، مشاهده مشاركتي و تحليل گفتگو انجام گرفته است. همچنين يكي ازروش‏هاي به كارگرفته شده در اين تحقيق، بكارگيري بحث گروهي متمركزاست. دراين روش اطلاعات موردنظر از طريقت عامل افرادبايكديگر به دست آمده است. جامعه مورد مطالعه دانشجويان دو گروه قومي آذري و كرد دانشگاه تهران (دانشكده علوم اجتماعي و فني) انتخاب بوده است. فرض اصلی این پژوهش اين بوده است كه بنابه سبك زندگي متفاوت و نوع محتوا وآموزه‏اي علمي در محيط‏هاي دانشگاهي ميزان همگرايي وواگرايي سطوح هويّتي باهم تفاوت دارند و درجه سازگاري و ناسازگاري با الگوهاي جديد فرق مي‏كند. براساس این فرض سؤالات این تحقيق به شرح زیراست:
1. آيا ميان سه الگوي محلّي (قومي)، ملّي، جهاني درميان دانشجويان دو گروه قومي ترك و كرد تقابل و تضادي وجوددارد؟
2. آيا ما مي‏توانيم الگوهاي محلّي را همچون ابزاري براي هويّت بخشي دربرابرالگوهاي ملّي وجهاني دربين دوگروه قومي بدانيم؟
3. هويّت‏يابي فرهنگ (بازسازي هويّت) دانشجويان دوگروه قومي آذري و كرد در دانشگاه منطبق با كدام الگوي محلّي، ملّي، جهاني است و تفاوت گروه‏ها به تفكيك قوميّت، ورود به دانشگاه و جنسيت چيست؟
4. تعارض وتضادسه الگوي هويّتي دركدام يك از گروه‏هاي قومي به تفكيك جنسيت و ورود به دانشگاه ورشته تحصيلي نمودبيشتري دارد؟
5. تفاوت ميان گروه‏هاي قومي از لحاظ تعلّق به هويّت محلّي، ملّی وجهاني چيست؟
6. آيا تفاوتي ميان دوگروه قومي آذري و كرد ازلحاظ جنسيت و ميزان تعلّق به سه الگوي محلّي، ملّي وجهاني وجوددارد؟
مؤلفههای مورد برّرسی در این مطالعه عبارتنداز: 1- غذا، 2- خانواده، 3- پوشاك، 4- تزيين منزل يااتاق بااشياء، 5- موسيقي، 6- رسانـه، 7- مطبوعات، 8- مشاركت سياسي، 9- مشاركت فرهنگي، 10-مشاركت اجتماعي، 11-حافظه تاريخي، 12-زبان. يافته‏هاي تجربي تحقيق نشان مي‏دهد در شاخص سبك زندگي که شامل تغذيه، پوشاك، موسيقي، تزيين منزل ومديريت بدن است، تقابل وتضادي بين سه الگو دربين هيچكدام از دانشجويان گروه‏هاي قومي نيست. امادرمؤلفه‏هاي زمينه‏اي هويّت مثل مشاركت، رسانه، تاريخ، زبان زمينه‏هاي تقابل ديده مي‏شود وتفاوت بارزي بين دانشجويان كردزبان و ترك آذري زبان وجود دارد. مهمترين تقابل دراين زمينه ميان الگوهاي هويّتي محلّي و ملّي است و تأكيد بر هويّت محلّي به مثابه مقاومت در مقابل الگوي هويّتي ملّي است. به طور كلي بايد اذعان كرد كه هويّت دانشجويان كرد زبان به شدّت آغشته به مباحث سياسي است و سياست‏زدگي هويّتي را درتمام عرصه‏هاي هويّتي مثل عرصه‏هاي نمادين و فرهنگي گرفته تا عرصه‏هاي اجتماعي و سياسي مي‏توانيم ببينيم.
مریم رفعت جاه در رساله دکتری خود (1383) به مطالعه عوامل فردی و ساختاری مؤثّر در بازتعریف هویّت اجتماعی پرداخته است. رویکرد نظری این رساله ملهم از نظریات آنتونی گیدنز و ریچارد جنکینز است. اين دو متفكر در مورد هويّت‌شخصي و اجتماعي نظريه‌پردازي كرده و تلاش كرده‌اند در تحليل هويّت بر شكاف ميان فرد و جامعه و كنش و ساختار پل بزنند و فرايندهاي هويّت‌يابي و هويّت‌سازي در دوران مدرن را با در نظر گرفتن تأثيرات دوسويه افراد و ساختارهاي اجتماعي تبيين كنند.در این پژوهش محقق با این استدلال که هویّت اجتماعی موضوعی چند بعدی است برای شناخت ابعاد مختلف هویّت از ترکیب دو روش کمّی(پیمایش) و کیفی(مصاحبه نیمه ساختیافته) استفاده کرده و مطالعه بر روی زنان تهرانی 25 تا 45 ساله انجام شده است.سؤال اصلی محقّق هم در بخش کمّی و هم در بخش کیفی این بوده که در بازتعریف هویّت اجتماعی زنان، منابع فرهنگی نقش بیشتری دارد یا منابع مادی؟ بر اساس نتایج بخش کمّی از میان کل عوامل مورد مطالعه، تحصیلات عالی بیشترین تأثیر را در بازتعریف هویّت اجتماعی زنان داشته و پس از آن ارزشها و نگرش، سبک زندگی و هویّت نقشی مسلط به ترتیب تأثیر بیشتری در بازتعریف هویّت اجتماعی زنان داشتهاند. به علاوه موقعیت ساختاری در مقایسه با هویّت شخصی تأثیر بیشتری در بازتعریف هویّت اجتماعی زنان داشته است. از میان دو عامل اشتغال و تحصیلات، تحصیلات که زنان را به منابع فرهنگی هویّت سازی مجهز میکند از اشتغال که تأمین کننده منابع مادی است، تأثیری بیشتر بر بازتعریف هویّت اجتماعی زنان و مقاومت آنان در برابر کلیشههای جنسیتی داشته است.
بر اساس نتایج

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد تضاد و تقابل، دوران مدرن، روش پژوهش، عزت نفس Next Entries تحقیق درمورد پایگاه اجتماعی، سبک زندگی، دانشگاه تهران، مشاهده مشارکتی