تحقیق درمورد ديني، مطهري، “

دانلود پایان نامه ارشد

تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
مهم ترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اسلامي از طريق درس و سخنراني و تاليف کتاب بود ، اين امر خصوصا در سال هاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروه هاي چپ و پديد آمدن گروه هاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد.
دکتر سروش مي گويد: “مرحوم مرتضي مطهري بر نسل جوان اين مرز و بوم حقي و منّتي عظيم دارد و هيچ درد آشناي فهيمي سهم موثر او را در گره گشايي هاي فکري و سامان بخشي هاي عقيدتي انکار نمي کند. وي در انديشه هاي زمان و به ريشه هاي اين انديشه ها آشنايي نزديک و عميق داشت و آنچه راکه جوانان در آينده نمي بينند در خشت خام مي ديد و از اين رو سوخته وار و دردمند ، در تب وتاب روشنگري و ابهام زدايي و ارشاد و افاده بود.
عمر او يکسره در انديشه احياءِ انديشه اسلامي سپري شد و سرانجام جان خود را نيز بر سر آن کرد. آثار و افکارش همه حکايت از همين انديشه شعله ور در ضمير و سينه او مي کند. مطهري در اين روزگار ، خلف کساني چون امام غزالي ، سيد جمال الدين اسد آبادي ، اقبال لاهوري ، و همروزگار و همرزم کساني چون دکترشريعتي و مهدي بازرگان بود. همه اين بزرگان با تلقي و استنباطي که از اسلام و از انديشه و روح مذهبي داشتند دردمندانه و سوخته ِ دل بر سر پي افکندن نظامي جامع و مانع بودند ، که به اعتقاد ايشان همه اسلام و ارکان منيع و رفيع آن را در برگيرد ، و هرچه را بيگانه ونا آشناو دشمن کيش است بيرون کند و از هر چه زشتي و نابه ساماني و کژوارگي ست پيراسته ماند.” 39
“مطهري جز در يک سال آخر حياتش ، که در سازمان دهي روحانيت مبارز فعال بود هرگزدر يک ماجراي پر خروش سياسي وارد نشد. اگرچه عزم وتصميم او بر عدم اشتغال سياسي ، خود يک امر و عزم سياسي محض است. اساسا اهل بحث و تدبر بود، تيز هوش و و مسأله ياب بود و از همان ابتدا که به کار ارشاد و تبليغ پرداخت به فکر احياء دين بود. احاطه اش بر مباني فقهي و فلسفي شريعت او را از شتاب زدگي و دلبستگي هاي سست و فريب خوردن هاي زود باورانه مصون مي داشت. نوشته هاي حزب توده از همان اغاز جواني ، چشمان او را به دنياي الحادي اطرافش باز کرد و از ان جا بود که به شناختن محيط فکري پرداخت. به فلسفه مادي و الحادي بسنده نکرد. به جامعه شناسي و روان شناسي هم روي آورد. مارکسيسم را نيز بخوبي ملاحظه کرد، فلسفه فيلسوفان غربي را نيز تا آنجاکه سدّ زبان به او اجازه مي داد درک و هضم کرد.اين ها همه غذاي هاضمه انديشه نيرومند او بود. او چنين دريافته بود که دوره معارضه علوم طبيعي با شريعت سپري يا ميرا شده است. حال جامعه شناسي و مارکسيسم و امثال اينها هستند که به ميدان آمده اند و مبارزه مي طلبند فلذا از وقتي که از قم به تهران آمد و حتي قبل از آن ، تااخر عمر در کار تطبيق و مقايسه مکاتب مختلف با معارف اسلامي بود..40”
يکي از تلاش هاي جدي شهيد مطهري اصلاح و احياي معارف و مفاهيمي بود که در باور ايشان مسخ شده بودند، ايشان بر اين باور بودند که بسياري از مفاهيم ديني معناي درست و حقيقي خود را از دست داده و معناي ديگري به خود گرفته اند. مرحوم مطهري بيشترين فعاليت احيا گرانه خويش را در اين حوزه انجام داد و در تمام عمر کوشش کرد تا مفاهيم و معارف ديني را بازسازي کرده و انها را از شکل مسخ شده در آورده و به شکل درست و معقولي به جامعه عرضه کند؛ ” توحيد ما مسخ شده است، نبوت و امامت و ولايت ما مسخ شده است ، اعتقاد به قيامت کم و بيش مسخ شده است ، تمام دستور هاي اصولي اسلام در فکر ما همه تغيير شکل داده است ، در دين صبر هست ، زهد ، تقوي ، توکل هست، تمام اين ها بدون استثنا به صورت مسخ شده در ذهن ما موجود است.
استاد مطهري از دين به مکتب تعبير نموده و آن را طرحي جامع و منسجم مي داند که هدف اساسي آن ، کمال و سعادت انسان است . ” منظور از مکتب يک تئوري کلي ، يک طرح جامع و هماهنگ و منسجم که هدف اصلي آن ، کمال انسان و تامين سعادت همگاني است ، و در ان خطوط اصلي و روش ها، بايدها و نبايدها ، هدف ها ، وسيله ها ، نيازها ، دردها و درمان ها ، مسئوليت ها و تکليف ها مشخص شده باشد و منبع الهام تکليف ها و مسئوليت ها براي همه افراد باشد.”41 بنابراين هر دين و مکتبي دو بخش دارد: جهان بيني و ايدئولوژي
جهان بيني عبارت است از : نوع برداشت و ديدگاهي که يک مکتب در باره جهان هستي ارائه مي کند. جهان بيني به مسأله معروف ” شناخت ” مربوط مي شود، لذا از مختصات انسان بوده و به نيروي انديشه و تفکر و قدرت ارزيابي از مجموع هستي بستگي دارد.42
جهان بيني هر مکتبي ، زير ساز و تکيه گاه آن مکتب به شمار مي رود. “همه دين ها و آيين ها و مکتب ها و فلسفه هاي اجتماعي متکي به نوعي جهان بيني بوده است ” هدف هايي که يک مکتب عرضه مي دارد و به تعقيب ان ها دعوت مي کند و راه و روش هايي که تعيين مي کند و بايد و نبايد هايي که انتشار مي کند و مسئوليت هايي که به وجود مي اورد همه به منزله نتايج لازم و ضروري جهان بيني است که عرضه شده است.43
وجود او و شخصيت او مشعلي بود که مسلمين بايد به او نظر کنند و نور و حرارت از او طلب کنند و راه تفکر عميق را از او بياموزند . مرحوم مطهري يک شخصيت چند بُعدي بود ـ در عين اين که بعد فلسفي در وجود او قوي تر بود و خود ايشان هم در کتاب عدل الهي اين نکته را متذکر شده اند: ” از همان دوره جواني وقتي که نظر مي کردم مي ديدم که در ميان شخصيت ها که در تاريخ بوده اند شخصيت فيلسوفانِ بزرگ مرا بيشتر جذب مي کرد و مي پنداشتم اينان انسان هايي هستندکه از ديگران بلندتر و ارجمندتراند .” به هر روي ايشان راه فيلسوفان را در زندگي خود برگزيد و بخت هم يار او بود و از درس استاداني مثل مرحوم امام خميني “ره”و علامه طباطبايي “ره”بهره مند شد، در زمينه تفکر فلسفي استعداد خارق العاده اي داشت 44.
مقام معظم انقلاب اسلامي درباره ايشان مي گويد: ” استاد مطهري به حق يکي از بزرگترين معماران بناي فکري نظام اسلامي به حساب مي آيد آثاراستاد شهيد مطهري مبناي فکري نظام جهوري اسلامي است. استاد مطهري با صراحت ايدئولوژي اسلامي رامتکي به متون اسلامي وبدون هيچ گونه گرايش انحرافي مطرح مينمود.” 45
استاد مطهري پس از احساس مسئوليت نسبت به جامعه خود ، نخست به تحليل اوضاع و مشکلات موجود نشست و سپس به ارائه راه حل ها پرداخت. از نوشته هاي استاد چنان به دست مي آيد که دغدغه اصلي ايشان بررسي عوامل انحطاط مسلمين است و سه عامل اصلي اين مهم را واژگوني حقايق ديني در نظر مردم ، و ضربه و زيان جمود انديشي و تحجّر مدّعيان حمايت دين ، و هجوم عوامل بيگانه که مهم ترين آن ها استعمار غربي است مي شناسند.
شهيد مطهري در ريشه يابي خود راه حلّ اين مشکل را آگاهي بخشي فرهنگي و اجتماعي تشخيص داده و همه تلاش خود را و رسالت خويش را در همين راه به کار بسته و تفسير موضوعي و ترتيبي استاد در راستاي همين رسالت است .
1ـ 3 .تبار شناسي مسأله [ از سلسله احياگران تفکر ديني و انديشه احيايي از سيد جمال تا مرحوم طالقاني و استاد مطهري ]
باز سازي و احياي تفکر ديني ، يکي از مقوله هاي اساسي است که از گذشته هاي دور مورد توجه احياگران ديني بوده و هست. اين مقوله از حيث غايتي که دنبال مي کند امري شريف وستودني است، چرا که در پي صيانت از دين و دين داري در جوامع ديني است ؛ يعني از آن جايي که احياگري ديني در پي کالبد شکافي دين از حيث شناخت و رفع چالش ها و موانعي هست که رشد و بالندگي دين را به مخاطره مي اندازد و در واقع حفظ و بازسازي دين را مقطعي که دچار آسيب ها و تحريف هايي در عرصه نظري و عملي مي گردد، به عهده دارد؛ از توجه خاص شرع مقدس برخوردار بوده و امري ضروري مي نمايد.
به گفتة استاد مطهري : ” اصلاح و مصلح و نهضت اصلاحي و تجدّد فکر ديني که اخيرا مصطلح شده است يک آهنگ آشنا به گوش مسلمانان است ، بررسي دقيق نهضت هاي اصلاحي دورة اسلام و تحليل علمي آن ها بسيار مفيد و حياتي است . همة اين نهضت ها ، اعمّ از فکري و عملي و اعمّ از پيشرو و ارتجاعي ، نيازمند به بررسي و تحليل وسيعي است ، خصوصا با توجه به اينکه اخيرا عده اي فرصت طلب از خلأ موجود سوء استفاده کرده و طبق دستور و بطور دلبخواه نهضت هاي دورة اسلامي را تحليل مي کنند و در اختيار تودة بي خبر مي گذارند . 46
مسأله احياگري در تفکر ديني مهم ترين مشکل فکري نسل حاضر است که مي خواهد به هويّت خويش باز گردد . او تشنة مباحث علمي و گره گشا در پيرامون اين موضوع است . بدينسان اگر عالمان فرزانه و مکتب شناس و عارف به زمان به اين مهم همت نگمارند ، مکتب ناشناسان زمان شناس يا زمان ناشناسان به اين امر همت خواهند گماشت ، آن گاه نسل تشنه را به جاي سرچشمه آب به سمت سراب خواهند برد و بدعت ها را به عنوان احياگري به کرسي خواهند نشاند و گمراه گران وادي فکر ديني را به عنوان احيا گران معرفي خواهند کرد . 47
با يک نگاه تاريخ گرايانه به گذشته ، در مي يابيم که تاريخ معرِّف افراد بزرگي است که در برهه هاي مختلف به احياي تفکر ديني و اصلاح جامعه پرداخته اند. از سيد جمال الدين اسد ابادي و اقبال و علامه طباطبايي “ره” وآيت الله طالقاني و شهيد مطهري و… گرفته تا بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني “ره” را مي توان نام برد.
” احياء ” : زنده کردن درمقابل” اماته ” ا ست . حيات که ريشة آن مي باشد به مفهوم پديده ي قابل رشد و صاحب ادراک به کار مي رود ، و موت که نقيض آن به شمار مي رود ؛ به معني پديدة غير قابل رشد و عاجز از ادراک مي باشد . اين واژه در قران در معاني متعددي چون : استعداد رشد در گياهان ، استعداد ادراک حسّي ، استعداد عقلاني ، زندگي معنوي منطبق با وحي و فطرت الهي ، زندگي جاودانة اخروي و … به کار رفته است .48
احياء به معناي زنده کردن چيزي است که از بين رفته است . و در آيات و روايات عديده اي احيا جان دادن به کالبد بي جان و روح بخشيدن به موجود بي روح تلقّي شده است. ( وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها) 49
1-3-1. چيستي احياگري ديني
احياگري ديني عبارت است از باز پيرايي و واخواني گزاره ها و آموزه هاي ديني ، در جهت مهجوريت زدايي از آن و رفع اجمال و اهمال از آن ، و تصحيح سير دين داري و مسير دين داران براساس انگيزه ، رهيافت و روشي معين.50
احياگري ؛ يعني تحريف زدايي و کشف افق هاي نوين و حقايق تازه در حوزة معارف ديني توأم با مکتب شناسي اجتهادي و نگرشي زمان شناسانه.51
شخصيت هايي که منجي جوامع انساني هستند جنبه هاي فراموش شده يک مکتب فکري را احيا کرده و شکلي جديد به آن مي بخشند و به جامعه مرده خود روح تازه اعطا مي کنند.52
بنابراين احياي دين عبارت است از فعال کردن دين در قلمرو حيات انساني ( چه در حوزه فردي و چه در حوزه اجتماعي ) ، نقش آفريني دين در فکر و فعل و حرکت انسان مي شود حيات دين و احياي دين به اصطلاح دين داري و احياي دين دار تحليل مي شود.
آن گاه که دين دار در مقام فهم و و فکر يا اقدام و حرکت دچار بد فهمي دين، التقاط دين با غير دين يا تبعيض و تجزيه در اجزاي دين مي شود و در مقام فهم يا عمل، دين متروک يا بد اجرا مي شود و طبعا نامطبوع يا نامطلوب جلوه مي کند ، در نتيجه اماته ي دين اتفاق ميفتد.
1-3-2. ويژگي احياگر تفکّر ديني
درک صحيح اصول و مباني دين ، آشنايي کامل به موقعيت زماني و مکاني احکام ، و نيز شبهات و بدعت هاي زمانه که برساحت دين وارد مي شود ، قدرت تشخيص حقيقت از باطل از شرايط احياگري ديني است. احياگر ديني زماني مي تواند غبار تحريف را از چهره دين بزدايد که به

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد مهاجرت علما Next Entries تحقیق درمورد انسان کامل، شرق شناسان، قبض و بسط