تحقیق درمورد حاشیه نشینی، اسکان غیررسمی، نیروی کار، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

مورد مراجعه است. عدم همکاری این سازمانها آثار نامطلوبی بر نگرش محقق خواهد گذاشت که متأسفانه در این تحقیق با چنین مشکلاتی مواجهه بودیم ولی سعی نمودیم خصوصیت یک محقق را که همانا صبر و مقاومن و تلاش برای بدست آوردن مواد خام مورد نیاز از منابع مختلف است را حفظ نمائیم. اهم مشکلات تحقیق به شرح ذیل بودهاند:
1ـ عدم وجود اطلاعات مدون و مشخص قابل جمعآوری و استناد: بدلیل عدم وجود سابقه پژوهش در خصوص ناحیه غیررسمی مورد مطالعه، اطلاعات قابل توجهای پیرامون آنها موجود نبود.
2ـ حیطه موضوعی پژوهش: گستردگی موضوعی پژوهش در وجوه مختلف تاریخی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، اجرائی و ساماندهی از عمدهترین عوامل وسعت پژوهش میباشد.
3ـ اصولاً اجتماعات اسکان غیررسمی نسبت به هرگونه اقدام و افرادی خارج از آن اجتماعات در خصوص خود حساسیت نشان میدهند. از این رو پذیرش این افراد به سختی میسر میگردد. این ویژگی در خصوص ناحیه مذکور نیز صادق بوده است. از این رو امکان ورود و ارتباط با آنها را برای نگارنده سخت کرده بود.
4ـ عدم پاسخگوئی صحیح به سوالات» معمولاً پرسششوندگان با فرهنگ شک و بدبینی با نگارنده برخورد نمودهاند. از این رو گاهاً با چهره و رفتاری کاملاً مظلومانه در ارائه اسخی درست احتیاط کرده و یا سرباز میزدهاند. از این رو بر مدت و حجم مصاحبه افزوده و روند مطالعه را کند کرده است.
5ـ عدم همکاری مسئولین بعضی از سازمانهای مختلف برای در اختیار گذاشتن آمار و اطلاعاتی از قبیل سازمان مسکن و شهرشازی، سازمان برنامه و بودجه، مرکز آمار و … که در صورت ارائه آمار نیز ملزم به پرداخت وجه نمودند (فکر کردند که ما نیز مهندسین مشاور هستیم) و در بعضی مواقع حتی با ارائه نام معتبر از دانشگاه نیز همکاری ننمودند.

مرور منابع/ ادبیات تحقیق/ پیشینه تحقیق
مفاهیم و واژگان تحقیق
ساماندهي
سامان به معني ترتيب و اسباب و آرايش و به مرور ساختن چيزها و كارهاو نظام و رواج آن و سامان دادن به معني نظم و ترتيب و سر و صورت دادن است (دهخدا، 1345: 190 و 188). در ساماندهي با يك سازمان كاركردي- فضايي سروكار داريم كه پس از شناخت اين سازمان و با توجه به اهداف مدنظر و با لحاظ نقاط ضعف و قوت و همچنين امكانات به تجديد آن پرداخته مي شود (خاکساری، 1383: 129). پس ساماندهي را مي توان به مجموعه فعاليتهايي اطلاق كرد كه منجر به ارتقا و بهبود وضعيت كالبدي و كاركردي يك محيط م ي گردد و هدف نهايي آن بهبود شرايط زيست و محيط سكونت انسانهاست.
مسكن
مسكن مكاني فيزيكي است و به عنوان سرپناه، نياز اوليه و اساسي خانوار به حساب
ميآيد. در اين سرپناه نياز هاي اوليه خانواده، مانند: خوراك، استراحت، وحفاظت در برابر شرايط جوي تأمين مي شود (اهري و ديگران، 1367: 7). مسكن معادل كلمه لاتين Housing، به عنوان يك پناهگاه است. به یک «دستاورد» و یا «فرآیند» گفته مي شود كه در برگيرنده فضاي فيزيكي درون و بيرون از ساختمانهاست كه خانواده در آن زندگي و رشد مي كنند و سپس رو به زوال میروند (سيف الديني، 1385: 165). پس، مسكن علاوه بر فضاي خانه، كل محيط سكونت را نيز در بر مي گيرد.
سكونتگاه غيررسمي
اسكان غيررسمي تاكنون در ايران با نامهاي مختلفي به كار برده شده، بويژه: حاشيهنشيني، زاغهنشيني، مسكن نابهنجار، اسكان خود انگيخته، اسكان خودجوش (حاتمي نژاد و همکاران، 1385: 133). براي درك ماهيت و مشخصات سكونتگاههاي غيررسمي برخي از ويژگيهاي آنها عبارتند از: «سكونتگاههاي غالبا واقع در خارج از عرصه قانوني شهر(كلهرنيا، 1382: 221) كه به صورت شتابان وغيرقانوني شكل گرفتهاند (سرگزي، 1386: 15) و دارای حداقل تسهيلات و ضروريات زندگي هستند (صادقي، 1385: 222) مساكن آنها با مصالح ارزان قيمت و گاه دست دوم، عمدتا يك طبقه، به وسيله خود ساكنان در بافتي فشرده با دسترسي نامناسب ساخته شدهاند (اعتماد، 1382: 4) و ساخت و ساز، تملك و تصرف زمين و تامين خدمات زيربنايي در آنها خارج از چارچوبهاي معمول و متعارف رسمي صورت میگردد (شیخی، 13824: 426)
بر اساس سند توانمندسازي و ساماندهي سكونتگاههاي غيررسمي، اين گونه سكونتگاهها در ايران داراي سه ويژگي عمده اند:
مسكن سازي شتابزده توسط استفاده كنندگان كه عمدتا به علت نداشتن پروانه ساختماني و پيروي نكردن از برنامه ريزي رسمي شهرسازي، مجموعهاي نابسامان را به وجود آورده است؛
پيوستگي عملكردي با شهر اصلي و گسست كالبدي از آن با تجمعي از اقشار عمدتا كمدرآمد و فقير؛
محيطي با كيفيت پايين زندگي و كمبود شديد خدمات و زيربناهاي شهري و تراكم بالاي جمعيتي (وزارت مسكن وشهرسازي، 1382: 2ـ1)
اسکان غیر رسمی
اسکان غیررسمی یکی از چهرههای بارز فقر شهری است که در درون یا مجاور شهرها (به ویژه شهرهای بزرگ) به شکلی خودرو، فاقد مجوز ساختمان و برنامهریزی رسمی شهرسازی، با تجمعی از اقشار کمدرآمد و سطح نازلی از کمیت و کیفیت زندگی شکل میگیرد و با عناوینی همچون حاشیهنشینی، اسکان غیررسمی، سکونتگاههای خودرو و نابسامان نامیده میشود. با توجه به نارسا بودن اصطلاح حاشیهنشینی و آلونکنشینی برای کلیه اشکال این پدیده، اصطلاح اسکان غیر رسمی، با تعبیری گستردهتر به جای حاشیه نشینی و آلونک نشینی بکار میرود. از این رو اصطلاح اسکان غیر رسمی شامل حاشیهنشینی و اشکال متعدد میباشد (کمانرودی،1377 :19).
حاشیه نشینی
مفهوم حاشیه نشینی به معنای اعم، شامل تمام کسانی است که در محدوده اقتصادی شهرساکن هستند ولی جذب اقتصاد نشدهاند. جاذبه شهرنشینی و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی قطبهای صنعتی و بازارهای کار می کشد و اکثراً مهاجرین روستایی هستند که به منظور گذراندن بهتر زندگی راهی شهرها می شوند (یاوری، 1383: 612).
حاشیهنشینان کسانی هستند که در شهر سکونت دارند ولی بنابه عللی نتواستهاند جذب نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهرشده و از خدمات شهری بهرهمند گردند (عابدینی، 1364: 137). اگرچه به نظر میرسد مهاجرت عامل اصلی شکلدهی و رشد مناطق حاشیهنشینی در شهرهاست ولی واقعیت این است که بخشی از حاشیهنشینان ساکنین همیشگی شهر می باشند که به علت فقر اقتصادی در واحدهای مسکونی غیرمتعارف، غیراستاندارد وسکونتگاههای غیر رسمی زندگی می کنند واحدهایی که بعضاً از حداقل امکانات و ملزومات بهداشتی ورفاهی محروم می باشند.
چارلز آبرامز(charles abrams) حاشیه نشینی را با این خصوصیات تعریف می کند. ساختمان واحدهای مسکونی، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی از عوارض طبیعی نظیر سیل دیده می شود و می تواند به صورت زاغه ویا منطقه زاغه نشینی معرفی گردد (شکویی، 1348، 41).
مارشال کلینارد در تعریف حاشیه نشینی چنین می گوید :
حاشیه نشینی، خردهفرهنگی با مجموعه از ارزش و هنجارهاست که در محلهایی با بهداشت کم، انحرافات اجتماعی و ویژگیهای دیگر از جمله انزوای اجتماعی همراه است .
فضای زندگی غیررسمی و نامتعارف شهری که بازتاب فضای بیمارگونه از اقتصاد مدیریت ضعیف و برنامهریزی فضایی – منطقهای و معلول بیعدالتیهای اجتماعی – اقتصادی در سطح ملی – استانی و محلی است (حاتمینژاد، 1382، 149).
اگر حاشیه نشینی را به عنوان یک مکان در نظر آوریم به دلیل پایین بودن نرخ زمین و یا عدم نیاز به اجازه ساخت و ساز و یا نبودن نظارت و کنترل دولتی راندهشدگان از متنها با هجوم به این محدودهها سبب تداعی شدن این سبک از واژه در اذهان عمومی شده اند حالتی که شخص در قالب آن فرو رفته و در حالت زندگی کردن است وهمیشه امید به فردایی بهتر دارد.
انواع حاشیهنشینی
حاشیه نشینی به سه قسمت تقسیم میشود: – حاشیهنشینی برون شهری – حاشیهنشینی
درونشهری – حاشیهگزینی.
حاشیهنشینی برون شهری
این قسم حاشیه نشینی که اکثراً در اطراف کلان شهرها ست به کرامت میتوان سخن راند: استان تهران به عنوان یک نمونه کامل از انواع مسائل اجتماعی پدیده حاشیهنشینی را به مثابه معضل اجتماعی در خود جای داده است حاشیه نشینی از نوع برون شهری بیشتر در جنوب وجنوب غرب تهران به چشم میخورد با کمی دقت در نقشه شهر تهران متوجه میشویم که وجود کوهها از شمال تا شمال شرق امکان مهاجرت این دسته از حاشیهنشینان را به این قسمت محدود کرده است. از سوی دیگر اتوبانها وبزرگ راههایی که در جنوب و غرب تهران وجود دارد حرکت به سمت مرکز را راحتتر کرده است در حالیکه به دلیل تمرکزگرائی ارگانهای دولتی و غیر دولتی و بازارها و ساختمانهای تجاری در مرکز شهر حرکت حاشیهنشینها برای کار و بسیاری جهات دیگر از جنوب و غرب به سهولت و حتی هزینههای کمتر صورت میگیرد.
حاشیهنشینی درون شهری
برخلاف حاشیهنشینی برونشهری، حاشیهنشینی درون شهری عمری بسیار طولانی دارد و پدیده تازهای نیست در تمام کشورهای دنیا چنین مناطقی را میتوان یافت چنین محدودههایی با وجود اینکه در درون کلان شهرهاست اما از سایر مناطق با خط قرمزی جدا شده است گویی ساکنین
این مناطق هم حاشیهنشین هستند با این تفاوت که با فاصله کمتری نسبت به حاشیهنشینهای
برونشهری در متن شهرها زندگی می کنند.
آنچه که حائز اهمیت است این است که این دسته را خطر بیشتری در مقابل نا امنی و بزهکاری تهدید می کند اولاً همان نزدیکی بیشتر آنها به متن حاشیه ها و الگوبرداری که آنها به خاطر این ارتباط دارند و احتمال اشتباه بودن این الگوسازی که ممکن است با آن مواجه شود علاوه براین چون آنها خود را یک متننشین میدانند خواهان همان برخورد اجتماعی و تساوی در امکانات رفاهی هستند که برای دیگر مناطق وجود دارد به همین علت در جهت رفع کمبودهای موجود دست به واکنش خود جوش می زنند.
حاشیه گزینی
افراد متمکن و ثروتمند در جامعه برای فرار از هیاهو و ترافیک همه روز و محیط تنشزا و دغدغههایی که در کلان شهر دارند اغلب مکانهایی آرام و دنج و خوش آب و هوا را برای استراحت و تفریح خود انتخاب میکنند هر از چند گاهی هم مثل آخر هفتهها در این مکان میگذرانند. اگر در تهران این مورد را بررسی کنیم مکانهایی مثل لواسانات، دیزین، کلاردشت از این جمله می باشد.
شهرنشینی و اسکان غیررسمی در کشورهای شمالی
به لحاظ تاریخی شهری شدن کشورهای شمالی به کلی جریانی متفاوت از کشورهای جنوب داشته است. در غرب همزمان با رشد صنایع، شهرها نیز گسترش یافتند و انقلاب صنعتی به این جریان موجی عظیم بخشید. گسترش سریع شهری در انتظار انقلاب صنعتی قرن 18 بود، و در خلال قرن 19 رشد صنایع نساجی، آهن، فولاد، صنایع مهندسی به گسترش کمنظیر، منچستر، گلاسکو، لیوریول، بیرمنگام و شهرهای مقر کارخانجات نساجی لانکاشایر انجامید. در فرانسه، ایالات متحده، آلمان و ژاپن نیز وضع به همین منوال بود (پیران، 1366، 58 الف).
ورود ماشین به صحنه زندگی اجتماعی اقتصادی و بهرهبرداری مادی بیجان تحولی عمیق در تمام ابعاد، مادی و غیرمادی بوجود آورد. تولیدات کارخانجات افزایش یافت. رشد جمعیت تشدید گردید. شهرنشینی سرعت گرفت و شهرهای جدید بوجود آمد.
به واقع در کشورهای شمال رشد شهرنشینی حاصل رشد پایههای تولیدی و صنعتی بود. فشار ظلم در روستاها از یکسو و نیز گسترش صنعت از سوی دیگر موجب ترویج افکار برابرطلبانه و آزادیخاهانه و بالاخره مهاجرت به شهرها گردید. صنایع به شدت به نیروی کار احتیاج داشتند، تا جایی که کارگر از آفریقا و آسیا میآوردند. بردگان نیز همزمان با رشد تکنولوژی به این خیل مهاجرین از روستا به شهر افزوده شدند.
هجوم دهقانان به شهرها با رفتن ماشینآلات و ابزار به روستا و تبدیل فعالیت روستایی به مزرعهداری سوداگرانه که طالب بازار جهانی بوده همراه گشت. لذا تعادلی بین نیروی کار و ماشین برقرار گردید (به طور مثال در ایالات متحده در سال 1910 شاغلان در بخش کشاورزی 6/31 درصد کل شاغلان بودند اما در سال 1990 سهم آنها تنها 4 درصد بوده است. در فرانسه سهم شاغلان کشاورز در سال 1991 بالغ بر 41 درصد اما در سال 1979 تنها 9 درصد بوده است. سهم اشتغال کشاورزی در ژاپن از 8/85 درصد در سال 1872 به 2/11 درصد در سال 1979 کاهش پیدا کرده است. در حالی که در کشورهای

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد حاشیه نشینی، وضعیت اجتماعی، انگیزه پیشرفت، منزلت اجتماعی Next Entries تحقیق درمورد اسکان غیررسمی، بخش کشاورزی، شبکه شهری، اصلاحات ارضی