تحقیق درمورد جهان اسلام، خلافت عباسی، بحران مشروعیت، نظام سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

ص دربارهی یک موضوع خاص دارد که موجب سامان یابی آگاهیهای جدید وی میگردد. در جهان اهل سنت نیز فضای سیاسی و اجتماعی گونهای خاص از ذهنیت و طرح واره سیاسی را برای عموم مردم و نخبگان جامعه پدید آورد که نظم سیاسی را بر پایه این طرحواره تصور میکنند28. در ادامه تلاش خواهد شد عناصر اصلی طرح واره سیاسی حاکم بر صوفیان مصر طراحی شود.
الف) غلبه اشعریگری: در دوران میانه، از مکاتب مختلف کلامی، مکتب اشعری اهمیت ویژهای دارد. این مکتب هنوز هم برتری خود را در میان اهل سنت، و به ویژه در خاورمیانه حفظ کرده است. علت عمده این توفیق را می‌بایست در محافظه کاری سیاسی و راه حلهای قاطعی دانست که در مسئله ضرورت پیامبر شناسی و رابطه عقل و شرع ارائه دادهاند29.
ب) نظریه استیلا: دوران میانه جهان اسلام به ویژه در دوران عباسی و توسط نویسندگان و فقهایی چون ماوردی و ابنفراء چند نظریه اساسی در باب اندیشه سیاسی ارائه گردید: نظریه استخلاف، شورا، وراثت و استیلا. نظریه استیلا ریشه در واقعیات سیاسی داشت. نظریه استیلا که در دوره میانه مطرح شده بر دو پایه استوار است: اول به کارگیری شمشیر و نیروی نظامی برای تصرف قدرت؛ دوم پذیرش اطاعت مردم30.
ج) اقتدارگرایی: وجه اقتدارگرایی از ویژگیهای بارز نظام سیاسی سنتی در جهان اسلام بوده است. نظریه سنتی سیاسی در سایه دعوت به اقتدار، دو روند معکوس را در ساختار عمومی نظام سیاسی اسلام تکامل بخشید؛ نخست، سلسلهای از تنازعهای متوالی در شرایط و شیوه استقرار حاکم اسلامی که منتهی به چشمپوشی از همه شروط از جمله عدالت، علم و التزام به ظواهر شریعت در حاکم گردید؛ و دوم، سیر تصاعدی زورمداری و تغلب و حضور قهرامیز صاحبان شوکت و غلبه در زندگی سیاسی مسلمانان31.
د) شخص محوری: شخص محوری و کردار فراقانونی حاکم از دیگر ویژگیهای نظام سنتی مسلمانان محسوب میشود. جالب آنکه در نظریههای اهل سنت، همواره به قدرت و ولایت اصالت داده شده و شرایطی مثل عدالت، دانش و اجتهاد حاکم را از اوصاف مکمل قدرت میدانستند که در صورت تعارض با آن، به ضرورت حذف میشدند. اوصافی چون علم و اجتهاد فقط شأن توسعه در وجود قدرت و حکومت را دارند و اصل خود وجود حاکم است32.
چهار عناصر ذکر شده در نظام سیاسی قدیم اهل سنت ایجاد شد و در دوران مدرن باز تولید شد. در کشور مصر با حکومت پادشاهی محمدعلی و اخلافش ساختار اقتدارگرای شخصی با پشتوانه ساختار مذهبی که از الازهر حمایت میشد و کاملا اقتدارگرا و شخص محور بود، حاکم بود. با انقلاب 1952 نیز ناصر با مشی چپ در مصر به قدرت رسید و در ساختار جمهوری شاهد بازتولید عناصر یاد شده هستیم که توضیحات آن در فصل انتهایی این رساله بحث خواهد شد و سعی خواهد شد کنش سیاسی پیروان طریقت بر اساس آن تحلیل گردد.

فصل دوم: تاریخ تصوف در مصر

مقدمه
هر پدیده انسانی را باید متاثر از عوامل متعدد درونی و برونی دانست که موجب رشد و بالندگی آن می‌شود. بر همین اساس نویسنده معتقد است که مطالعه طریقت دسوقیه در مصر را باید از ریشههای تاریخی آن مطالعه نمود و در ضمن آن در هر دوره مباحث اجتماعی آن را مورد مداقه قرار داد. با توجه به همین دیدگاه است که فصل حاضر تهیه شده است که در ابتدا مروری تاریخی بر رشد تصوف در مصر خواهیم داشت و در بخش بعد سعی خواهد شد در حد مقدورات، تصویری از مسائل سیاسی و اجتماعی قرن هفتم که قرن تاسیس طریقت دسوقیه میباشد ارائه شود.
آنچه كه در مسلمان شمال آفريقا جلب توجه مي‌كند، نقش مهم و پررنگ طريقت‌ها در ميان آنهاست؛ طریقت‌ها نقش بسیار مهمی نه تنها در پذیرش اسلام در بستری آفریقایی بلکه در ایجاد آگاهی سیاسی هم در دورهی استعمار و هم پس از استقلال کشورهای این قاره داشتهاند و همچنان کارکرد مهمی در حیات سیاسی و دینی بسیاری از کشورهای آفریقایی جنوب صحرا دارند33. مصر از جمله کشورهای آفریقایی است که طریقتهای صوفیانه نقش پررنگی در بعد دینی، اجتماعی و گاهی سیاسی دارد.

بخش اول: ورود اسلام و تصوف به مصر تا قرن 7هق
از نظر تاريخي، هجرت جماعتي از مسلمانان در اوايل دعوت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از مكه به حبشه به رهبری جعفر بن ابی طالب نخستين گام نفوذ اسلام به آفريقا محسوب مي‌شود34. مصر نیز درسال 21، زمان خلافت عمر بن خطاب توسط مسلمانان فتح شد و سوابق دینی مصر از جمله آمدن نام آن در قرآن و برخی روایات در مورد آن سبب شد برخی از فرزندان ائمه (علیهم السلام) و بسیاری از صحابه و تابعین به این سرزمین سفر کردند. با گذشت زمان، مقبره برخی از این بزرگان به زیارتگاه تبدیل شده و بسیاری را برای تبرک جستن، عبادت و خلوت گزینی به خود جلب کرد که پایهگذاران گرایش زهد آمیز در مصر بودند.35
ظهور ابتدایی تصوف تقریبا سال 200 ه‌ق بود، زمانیکه مصر مهد رهبانیت مسیحی بود. در این زمان گروهی در اسکندریه ظهور کردند که صوفیه نام داشتند. این گروه به امر به معروف و نهی از منکر بسیار مشغول بودند و با سلاطین وقت مخالفت می‌کردند.36 ذوالنون مصری (در گذشت 245هق) از شاخصترین صوفیان این دوران است که نخستین اشارات و عقاید صوفی را تفسیر و در تبین مبانی توحید و معرفت و نیز احوال و مقامات عرفانی کوشید. پس از او کسانی چون ابوبکر الدقاق المصری و ابوالحسن بن نبان الحلال راهش را ادامه دادند.37 هرچند که در این زمان تصوف در مصر به عنوان سنتی معنوی، توسط مرشدان به حلقه‌های مریدان سالک آموزش داده میشد و به صورت شفاهی و گاهی کتبی به دیگران منتقل میگشت اما هنوز از نمودهای جمعی تصوف خبری نبود و این پدیده از مرزهای سلوک فردی فراتر نمیرفت.38
از هنگام به حکومت رسیدن فاطمیان در مصر (395ق) تا زمان سقوط دولت آنان ( 576ق) جریان تصوف نیز دچار تحولاتی شد که برخی از آنها با گرایشهای این حکومت پیوندی آشکار داشت.39 دوران فاطمیان، عصرطلایی برای تصوف بود. مذهب وسیلهای کارآمد برای حفظ نظم و امنیت به شمار میآمد. تکیه بر مذهب و استفاده ابزاری از آن برای مشروعیت بخشیدن به دعاوی ائمه فاطمی و نیز تحکیم بنیاد حکومت ایشان یکی از رمزهای موفقیت ایشان بود.40 فاطمیان به خاطر اهداف سیاسی از تصوف حمایت کرده سعی میکردند مردم را با دعوت به زهد و تصوف از ورود به سیاست دور کنند. به این منظور و اهداف دیگر، در مناسبات مختلف با اهداء هدایا، مبالغ زیادی را برای جذب مردم خرج میکردند.41حاکمان فاطمی، در پی گسترش مظاهر شیعی در مصر، به احداث مزارها روی آوردند. وجود این مزارها که با گذشت زمان باعث برپایی آئینهای گوناگون تصوف شد، از جمله عواملی بود که محبت اهل بیت (علیهم السلام) را یکی از اصول پذیرفته شده تصوف مصر و حتی فراتر از آن جزء باورهای عامه مردم مصر نمود.
با درگذشت آخرین خلیفه فاطمی در مصر ( 567ه‌ق) حکومت ایوبیان (1171م-1250م) با صلاح الدین ایوبی آغاز شد.42 بدین گونه مرحله جدیدی در مصر آغاز شد و این سرزمین به جهان اهل سنت بازگشت.43 در زمان فاطمیان به دلیل تسامح دینی و بی‌تعصبی، عالمان مذاهب مختلف در مصر به خصوص در قاهره گرد هم میآمدند و به تحصیل و تدریس میپرداختند.44 شاید این مسئله در کنار علل دیگر، شرایط را برای تغییر مذهب در مصر هموار ساخت. صلاح الدین هر چند سعی کرد تمام شعائر شیعی را نابود سازد اما ارزشهای تصوف در این دوره دوباره رونق یافت.45 صلاح الدین خانه سعید السعداء، خادم قصر خلیفه مستنصر را وقف صوفیانی کرد که از دیگر سرزمین‌ها به مصر میآمدند. این نخستین مکانی بود که در مصر به خانقاه معروف شد و «صلاحیه» نام گرفت. صلاح الدین ایوبی، صدر الدین محمد جوینی (م617ه‌ق) را شیخالشیوخ این خانقاه کرد. برپایی چنین خانقاهی از یک سو آغاز رسمیت تصوف جمعی در مصر بود و از سوی دیگر جریان کلی تصوف را زیر سایه حکومت میبرد و به آن وجهه سیاسی میداد به ویژه آنکه شیخالشیوخ آن را امیر منسوب میکرد.46 این امر نقطه شروعی بود که نهادهای دینی زیر نظر حکومت قرار گرفت.
آشفتگیهای سیاسی سدههای 6و 7 هق، نقش مهمی در گسترش تصوف در مصر داشت. حمله مغولان به شرق جهان اسلام و دست اندازیهای صلیبیان به غرب آن، مصر را در موقعیت نسبتا امنی قرار داده بود. از اینرو صوفیان از سرزمینهای دیگر به مصر میآمدند و در خانقاههای در حال افزایش و برخوردار از حمایت‌های مالی و سیاسی حکومت، ساکن میشدند. از این زمان به بعد نقش خانقاهها و صوفیان در زندگی اجتماعی و سیاسی مردم مصر روز به روز افزایش یافت و تصوف نیز بیش از آنکه جریانی معنوی و سلوکی باشد، به سوی جریانی اجتماعی با نمودهای مردمی و عامه پسند تغییر جهت داد.47 در زمان صلاح الدین ایوبی امکانات مادی زیادی برای خانقاهها به فضل اوقافی که برای آنها در نظر گرفته شده بود، فراهم شد. در این عصر خانقاه‌ها بسیار مجهز شده بود.48 بعد از ایوبیان، ممالیک (1250م-1517م) نیز مانند ایوبیان به ساختن خانقاه ادامه دادند.49

بخش دوم: قرن 7هق؛ بحران در جهان اسلام
در سالهای میانی قرن هفتم هجری قمری/ سیزدهم میلادی طریقت دسوقیه توسط ابراهیم دسوقی تاسیس گردید. برای بررسی زمان تاسیس این طریقت در این بخش به بازکاوی فضای سیاسی و اجتماعی جهان اسلام و کشور مصر در این قرن میپردازیم و عناصر اصلی و تاثیرگذار آن را برمی‌شمریم.
حمله مغولان و سقوط بغداد و اضمحلال خلافت: مغولان از 603-648/ 1206-1250 به سرزمینهای اسلامی هجوم آوردند که سرانجام به سقوط بغداد و خلافت عباسی انجامید50. سقوط خلافت عباسی دو تاثیر عمده در جهان اسلام بر جای گذاشت؛ از طرفی سقوط بغداد و کشته شدن خلیفه که آن را باید عامل موثری در تحولات اجتماعی و اقتصادی دانست که موجب شکلگیری حکومتهای کوچک در جهان اسلام شد و به نوعی تکه تکه شدن جهان اسلام را تداعی میکرد51 چنان که پس از فروپاشی بیش از چهل و چهار دولت و تعدادی حکومت مستقل و نیمه مستقل در جهان اسلام پدیدار شد52 و از طرف دیگر نبود خلیفه خلاء نظری در جامعه اهل سنت پدید آورده بود. این خلاء همراه شد با تسلط کفار بتپرست بر جامعه اسلامی که چالش نظریه پردازان جهان اسلام را دو چندان میکرد و تداوم اندیشه سیاسی ـ مذهبی را به چالش کشیده بود53.
تکه تکه شدن جهان اسلام و خلاء نظری که در بالا شرح شد موجب بحران مشروعیت برای دولتهای کوچک و بزرگ تازه تاسیس شده جهان اسلام گردید و برای جبران آن به لطایف الحیل شرعی متعددی از جمله کسب مشروعیت از خلفای اسمی عباسی در مصر و یا تقدیر الهی تمسک میکردند. مهم نبود که خلیفه کیست و کجاست؛ مهم آن بود که فردی از بنی عباس سلطه مطلقه حاکمی را که نمیدانست حتی در کجای جغرافیای جهان اسلام است، تنفیذ کند و تصرفات او را در جان و مال مردم مشروع نماید54. در این میان حکومتهایی مانند حکومت ممالیک مصر به دنبال مشروعیت حکومت خویش بودند. هنگامی که سلطان مملوکی، ظاهر بیبرس، در مصر به قدرت رسید، به دنبال یکی از افراد خاندان عباسی گشت و در سال 659ه‌ق او را به عنوان خلیفه در مصر منصوب کرد. وی دارای قدرت شبه معنوی در شهر قاهره بود55. علت این حرکت بیبرس را باید در بحران مشروعیت حکومت وی جستجو کرد که سعی نمود با آوردن خلافت عباسی به قاهره بر بحران مشروعیت غالب شود که تاریخ موفقیت این ایده را تایید میکند چنان که خلافت عباسی در قاهره تا سال 923هق که مصر توسط عثمانیها تسخیر شد ادامه داشت56.
سقوط ایوبیان در مصر: صلاح الدین ایوبی بنیانگذار سلسله ایوبیان در دوران حیات سیاسی خود سرزمینهای تحت سیطرهاش را میان افراد خانوادهاش تقسیم کرد. پس از فوت صلاحالدین، بازماندگانش در پرتو جنگها و توطئههای متقابل که میانشان در گرفت، قدرت را با یکدیگر تقسیم کردند که منجر به تشتت در حکومت ایوبیان گردید. ضعف حاصل از این تشت موجب شد که ایوبیان نتوانند در برابر صلیبیها مقاومت کنند و سرانجام نیز با کشته شدن توران شاه آخرین پادشاه ایوبی در سال 648هق/1250م به دست بیبرس سلسله ایوبیان به پایان رسید57.
ممالیک و جنگ با مغولان و صلیبیها و حفظ خلافت اسلامی: پس از کشتن توران شاه، ممالیک جلسه صاحبان حل و عقد را تشکیل دادند و پس از مباحثی عزالدین ایبک

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد عرفان نظری، اخوان المسلمین، رفتار سیاسی، عرفان عملی Next Entries تحقیق درمورد جهان اسلام، بحران مشروعیت، سیره سیاسی، مذهب شافعی