تحقیق درمورد جهان اسلام، بحران مشروعیت، سیره سیاسی، مذهب شافعی

دانلود پایان نامه ارشد

اجازه از طرف چه کسی بوده است.89 البته خود ابراهیم دسوقی در سخنان خود بیان می‌کند که طریقت را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اخذ کرده است:
« قیل انه رحمة الله علیه کان اذا البس اصحابه خرقة الفقر یقول تلقیتها عن سید الاولین و الاخرین: اعلموا البسنا الله و ایاکم لباس حبه و الحقنا و انتم بموجبات قربة، ان العارف قد یجذبه الله الیه فلا یجعل علیه منة لاستاذ، و قد یجمع شمله بالنبی صلی الله علیه و سلم فیکون آخذا عنه و کفی بهذا منة.»
«گفته میشد او زمانی که خرقهای را بر مریدان خود میپوشاند، می‌گفت: «این خرقه را پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به من داده است؛ بدانید خداوند جامه محبت خود را بر ما و شما پوشاند و و راه قرب را به ما و شما نشان داد؛ همانا عارف گاهی ممکن است خدا خود، عارف را جذب کند که در این صورت، دیگر منت استاد بر او نیست و ممکن است خدا حلقه او را به پیامبر پیوند زند که در این صورت، خرقه را از او گرفته و این خود منت بزرگی است».90
این مسئله را از صحبتهای خود شیخ نیز میتوان استنباط کرد. مشهور است که هر زمان مطلبی را می‌خواست بنویسد میگفت: این دریچه‌ای است که خدا از روضة جان در بارگاه قدس بر من گشوده‌ است91.
در کتاب الجوهره درباره خود می‌نویسد:
« لقد اخذنی حبیبی من ایای، و سلبنی عن معنای، و افنانی عن فناء، فتلقیته لا من تلقای، و استجلیته لا بمرای، و خاطبته لا بایای، و ناجیته لا باصغای، و اجلسنی علی سریر الصفا و سقانی بکاس الوفا، و عقد لی لواء الولا فاستعذبت فیه الیم العذاب و البلا، و رضیت فیه بقدیم القضا: فلو جرعنی کووس المنیة لشربتها، و لو عذبنی بفنون الرزیة لاستعذبتها، و لو اوردنی موارد الهلکة لوردتها، فانا معه کما یرید لا کما ارید فهو المراد و انا المرید».
«یار، مرا از خویشتن خویش ستانده، از معنای خود، تهی و چنان فانی‌ام کرده است که این خود نیستم که از او الهام می‌گیرم؛ و این دریچة چشم من نیست که روشنی می‌جوید؛ این من نیستم که با او سخن می‌گویم؛ و این گوش من نیست که نجوای او را درمی‌یابد؛ اوست که مرا بر جایگاه صفا نشانده و از جام وفا نوشانده است؛ اوست که با من، پیمان ولایت بسته است؛ از این روست که دریای رنج و عذاب را گوارا یافته‌ام و به تقدیر دیرین خود، خشنودم؛ جام مرگ، چنان‌چه از سوی او باشد، گواراست و چنان‌چه در رنجم افکند و اگر وارد مهلکههای سهمگینم کند، پس من با اویم آنچنان که او میخواهد و میپسندد نه آنچنان که خود اراده میکنم چرا که او مراد است و من مرید».92
در کتاب الحقائق نیز میگوید:
«اعلموا وفقکم الله: ان الفقیرـ یعنی نفسه ـ کان بقریة لا بها فقیه و لا معلم، و لکن ذلک بما فتح الله به من فتوح الغیب من برکة سید الانبیاء و المرسلین خیر الانام و مصباح الظلام و رسول الملک العلام علی قلب عبده ابراهیم الدسوقی القریشی الصوفی المقتدی بالقرآن.»
«بدانید: این فقیرـ یعنی خود شیخ ابراهیم ـ در روستایی بود که هیچ فقیه و عالمی نبود، اما با وجود این خداوند به برکت سید انبیاء و مرسلین، بهترین نورها و چراغ تاریکیها و رسول الملک العلام، از عالم غیب بر قلب ابراهیم دسوقی قریشی صوفی مقتدی به قرآن باز کرد.» 93
و در جای دیگر از کتاب الحقایق می‌گوید:
«ان النبی صلی الله علیه و سلم اخذ علی العهد بیمینه و صار یکشف لی عن الامور و یفتح لی اقفال الحجب.»
«همانا نبی خدا صلی الله علیه و سلم، دست راست مرا گرفت پس امور برایم کشف شد و قفل ها و حجابها برایم برداشته شد.»94
این مقام تنها مختص قطب دسوقی نیست بلکه بسیاری از اقطاب طرق صوفیه به رسیدن به چنین مقامی اذعان داشتهاند. روایتهای زیادی از عرفا است که بیان میکند آنها مرشدی غیر از رسول اکرم را نمی‌شناختند. مثل عبدالقادر گیلانی، احمد رفاعی، عبدالرحیم قنائی، و از معاصرین او میتوان به سید احمد بدوی، ابوالعباس احمد بن عمر المرسی (ت686هق)، عبدالله بن منصور الاسکندری (610 ـ692ه‌ق)، و الحافظ الامام عبدالله بن ابی جمره (ت699هق) اشاره کرد.95
با توجه به این اعتقاد که علم ابراهیم دسوقی وهبی بوده است، در هیچ کتابی از اساتید وی سخنی به میان نیامده است. همانطور که بیان شد مشهور آن است که طریقت صوفی را از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کسب نموده است. اما در کتاب مناقب الاقطاب الاربعه آمده است که او طریق صوفی را از عارف عبدالرزاق بن محمود الجزولی، نجم الدین البکری و نور الدین الطوسی و آنها از رجال طریقت سهروردیه کسب کردند.96

گفتار چهارم: تالیفات
ابراهیم دسوقی تالیفات زیادی نداشته است.97 تالیفاتی در فقه، توحید، و تفسیر دارد که متاسفانه برخی از آنها در طول زمان حفظ نشده و تعداد کمی از آنها به دست ما رسیده است. برخی از مستشرقان بعضی از تالیفات شیخ را به آلمان انتقال دادهاند و یکی از قصاید ایشان در موزه بریتانیا در لندن نگهداری میشود و دانشگاه لیدن نیز بسیاری از پندها و اقوال ایشان را منتشر کرده است.98 آثاری که به دست ما رسیده موارد زیر است:
• “الجوهره الدسوقی”99
کتاب الجواهر یا الجوهرة مشهورترین اثر منتسب به اوست که شامل تعالیم و مواعظ قطب به مریدان و شاگردان اوست. دارای نسخه خطی و چاپی است که نسخه چاپی بر اساس نسخه خطی است اما اختلافات جزئی نیز با هم دارند.100 یک نسخه از آن که گفته میشود به دست خط اوست، در دانشگاه لیدن هلند و نسخه دیگر در دارالکتب المصریة نگهداری میشود.101 این کتاب با دو عنوان جوهرة المضیئة و جوهره الدسوقی در میان اقوال دیده شده است. جوهرة المضیئة همان چاپ رفاعی است که در دسترس میباشد.
به طور کل دربارهی این کتاب دو روایت وجود دارد. برخی میگویند که این کتاب مجموع اقوال ابراهیم دسوقی است نه تالیف خود او، و روایت دیگر اینکه کتاب اصلی به دست ما نرسیده است. البته به نظر میرسد تمام آنچه در این کتاب ذکر شده است را نمیتوان به قطب دسوقی منتسب کرد زیرا که برخی از این عبارات از رتبه عرفانی و علمی و ادبی دسوقی میکاهد، به گونهای که اگر کسی با اسلوب سخنان شیخ دسوقی آشنا باشد، متوجه این اشتباه میشود.102 حتی اسلوب کتب او نشان میدهد که اینها املائات است نه تالیفات، که مریدان و شاگردان در مجالس علمی مجموعه ارشادات، اشارات و توجیهات او را یادداشت کردهاند.103 به این موارد اضافه کنید در ابتدا و انتهای کتاب عباراتی آمده است که نشان میدهد بعضی از مریدان اقوال شیخ را جمع آوری کردهاند. به عنوان مثال در ابتدای کتاب جوهرة المضیئة چاپ رفاعی، مقدمهای از شیخ محي الدین صفوری آمده است104 و یا در پایان کتاب «جوهرة الدسوقی » عبارات زیر آمده است: « تا اینجا به اتمام رسید آنچه که ما جمع کردیم از کلام شیخ و استاد ما مطالبی که فایده داشت و سود میبخشید»105 از طرف دیگر اسلوب عناوین نیز نشان میدهد شخصی این اقوال را جمع آوری کرده است؛ مثلا از واژه های « من کلامه» و «قال عفاالله عنه» و «من کلام سیدنا و شیخنا» استفاده شده است.106
• مجموعه احزاب که مشهورترین آنها حزب کبیر و حزب صغیر است.107
• مجموعه اوراد متداولی که بین مریدان و اصحاب طریقت است.108
• شرح او بر متن الغایة و التقریب برای قاضی «ابی الشجاع» در فقه بر مذهب امام شافعی.109الغایة و التقریب معروف به متن ابی‌شجاع، تألیف ابوشجاع اصفهانی است که یکی از منابع مهم مذهب شافعی است.
• قصیده‌ای در تصوف؛110 در کتاب الجوهره ابیات زیادی از ابراهیم دسوقی آمده است اما درباره این قصیده مطلبی در منابع به دست نیامده است.

گفتار پنجم: وفات موسس طریقت
وفات شیخ ابراهیم در سال 696 ه‌ق در همان زاویهای است که با مریدان خود ملاقات میکرد و مشغول تعلیم آنها بود. ایشان وقتی احساس کرد زمان سفر ابدی نزدیک است، نقیب خود را به نزد برادرش «ابوالعمران موسی» فرستاد که در مسجد فیلة مصر زندگی میکرد و گفت که سلام مرا به او برسان و از او بخواه که باطنش را زودتر از ظاهرش تطهیر کند. او که مشغول خواندن کتاب طهاره بر مریدانش بود، وقتی این نامه را از نقیب دریافت کرد، فورا به دسوق رفت. وقتی به آنجا رسید دید که قطب در زاویهای که برای خلوت او ساخته شده بود در حال نشسته قبض روح شده است. ابراهیم دسوقی را در همان حجرهای که مشغول عبادت بود دفن کردند. برادر شیخ، «سید شرف الدین موسی بن العمران » نیز در همانجا مدفون است.در همان ناحیه ضریح های دیگری برای برخی از مریدان و محبین و اصحاب او از جمله: «ابی النصر عز الدین»، «جلال الدین کرکی»، «شیخ اسماعیل ابی راس»، «شیخ احمد ربیع»، «شیخ فرطای» بنا شده است.111 قبر دسوقی از جمله مزارهایی که مردم به آن تبرک جسته و نذر میکنند.112

گفتار ششم: سیره سیاسی ـ اجتماعی شیخ ابراهیم دسوقی
در این بخش پس از آشنایی مختصر از زندگینامه موسس، سعی داریم به بررسی سیره سیاسی ـاجتماعی ایشان بپردازیم. همانطور که اشاره شد تولد شیخ در قرن 7 هق است که جهان اسلام از شرق و غرب مورد هجوم قرار گرفته است. در فصل قبل تصویری از این قرن و تحولات آن ارائه شد که با نگاه به آن میتوان برخی کنشهای سیاسی و اجتماعی شیخ ابراهیم دسوقی را تحلیل نمود.
با توجه به تحولات قرن 7هق چند مسئله اساسی ذیل را میتوان موضوعاتی دانست که به قطع ذهن هر مسلمانی را در آن دوره به خود مشغول میکند که شیخ ابراهیم دسوقی نیز از آن مستثنی نیست:
الف) تسلط کفار بر جهان اسلام و تکه تکه شدن جهان اسلام: همانگونه که توضیح داده شد، در این قرن جهان اسلام از شرق توسط مغولان بت‌پرست و از غرب توسط صلیبیون مورد هجوم قرار گرفت و در طی سالهای همین قرن، سرزمینهای اسلامی به تسخیر آنها در آمد. به تحقیق مسئله تسلط کفار بر سرزمینهای اسلامی و اهمیت جهاد علیه آنها عمدهترین تفکر نخبگان جهان اسلام است. شیخ ابراهیم دسوقی نیز به این مسئله واکنش نشان داده و به جهاد علیه این دشمنان اهتمام ویژه داشت و مردم را به جهاد دعوت می کرد تا بر دشمنان فائق بیایند و از دیار اسلامی دفاع کنند.113
آنچنان که تاریخ نویسان گزارش میکنند، شیخ ابراهیم نقش مهمی در آزادی سرزمینهای اسلامی و بیت المقدس از دست صلیبیها داشت و به وحدت مسلمانان علیه آنها کمک شایانی نمود. ایشان مسلمانان را به جهاد در راه خدا و آزادسازی وطنشان و بیرون راندن دشمن از اولین قبله مسلمین دعوت میکرد. دائم به پیروان خود می‌گفت: «یا ابنایی…قاتلوا اعداءکم الذین خربوا مساجدکم.. و اغلقوا معاهدکم… و دنسوا دیارکم، و کونوا عبادالله خوانا و لا تکونوا للمستعمرین خداما اذلاء». از مریدان و شاگردان می خواست در صف جنگجویان قرار بگیرند و آنها را در میدانهای جنگ ملاقات کنند که این مساله در آنها روحیه حماس و جهاد ایجاد میکرد و نیروهای آنها را تقویت میکرد. همین امر تاثیر بسیاری در پیروزی نیروهای مسلمان داشت. 114
ب) بحران مشروعیت حکومت در خلاء خلافت اسلامی: سقوط حکومت عباسی و کشته شدن خلیفه بحران بزرگی در جهان اسلام ایجاد نمود که تا سالها جریانهای سیاسی و اجتماعی را در جهان اسلام شکل داد. حکومت مصر نیز از این قاعده مستثنی نبود که به دلیل این بحران و البته بحرانهای داخلی آن به دلیل زوال حکومت ایوبیان و شکل گیری حکومت تازه تاسیس ممالیک ایجاد شده بود، به دنبال راه حلی برای بحران مشروعیت خود بود.
یکی از راههایی که ممالیک در پیش گرفتند، حمایت حکام از تصوف بود. در این دوران شاهد هستیم که حکام، به برآورده کردن نیازهای مشایخ توجه زیادی میکردند. در میان ظاهر بیبرس توجه زیادی به تصوف داشت و تبرک خود به مشایخ طرق را به وضوح نشان میداد.115 ظاهر بیبرس زمانی که از علم و فقاهت و کثرت مریدان شیخ دسوقیه باخبر شد تصمیم گرفت او را به منصب شیخ الاسلامی تعیین کند. ابراهیم دسوقی این منصب را پذیرفت بدون اینکه اجری را درخواست کند. سلطان نیز زاویهای را برای او بنا نمود تا در آن به تعیلم در اصول دین بپردازد. قطب دسوقی تا زمان وفات سلطان در این منصب بود اما بعد از آن برای پرداختن به تعلیم مریدان از این منصب کناره گیری کرد.116 در این حادثه تاریخی از طرفی بیبرس برای کسب مشروعیت و حفظ پایههای حکومت به شیخ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد جهان اسلام، خلافت عباسی، بحران مشروعیت، نظام سیاسی Next Entries تحقیق درمورد جمال الدین، سیر تاریخی، منابع محدود، همبستگی اجتماعی