تحقیق درمورد توسل به زور، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

پیوند صلح و سازش باشد.

گفتار اول: تعریف صلح
واژه صلح به تنهایی در معنای لغوی به منظور آشتی، دوستی،… و سازش بکار می رود. ولی به صورت مرکب دارای مفاهیم مترادف بوده و نظریه های گوناگونی در خصوص صلح وجود داشته که در مقابل اندیشه نزاع و جنگ قرار گرفته است. عنوان صلح همیشه در ایام بحران و جنگ بیشتر زبانزد محافل و مجالس می شود، چون که این شاخص در مقابل و تضاد جنگ واقع شده.(رفیعی،1388،13)
نوای زیبای صلح دارای روح مهربانی و آرامش بوده که باید در مقابل خشم و خشونت قرار گیرد تا بعنوان ارزش همه جانبه، صلح را درک نمود.
باید در صلح و دوستی و مهربانی، اصل اخلاق سیاسی بین انسانها، مبتنی بر شناسائی زندگی انسان کاملاً به عنوان والاترین ارزشهای عالی اجتماعی، اخلاقی و برقراری ثبات و حفظ صلح باشد، تا اینکه آرمان صلح در روابط بین الملل در انتخاب شیوه زندگی استوار گردد.

گفتار دوم: صلح در اسلام
در فرهنگ و فقه سیاسی اسلام، دو واژه سلام و صلح در نصوص قرآنی برای بیان یک اصل حقوقی و سیاسی بکار برده شده و تأکید فراوانی بر آن دو هست. سلام که شعار و درود اسلامی است به معنی آرزوی سلامتی و به دور بودن زندگی از آفات، بلایا و خطرات میباشد. قرآن درآیات 25 و 26 سوره واقعه، سلام را درود متعارف بین بهشتیان و از خصایص زندگی بهشتی می داند.(ساعد وکیل،1391،124) سلام بر وزن عقل به معنی سازش عادلانه و همزیستی است. واژه صلح در لغت به معنی مسالمت، سازش و از بین بردن نفرت میان مردم است.1
در مساله صلح و جنگ، چند نظریه در راستای تأسیس اصل و قاعده از سوی فقها و حقوقدانان ارائه شده است.(عمید زنجانی،1377،381)
الف – برخی مستشرقین و حقوقدانان، جهاد را ملاک رابطه دارالاسلام با جهان خارج عنوان کرده و می گویند اگر اسلام از صلح سخن به میان آورده، صرفاً با استعانت از خوی جنگجوی اعراب برای راهیابی به هدف نهایی است که توسعه اسلام در جهان می باشد و این در شرایطی است که جهاد کارساز نباشد. مستند این نظریه، برداشت سطحی از آیات جهاد در قرآن است که چنین تصور شده که کلیه آیات جهاد مربوط به جهاد ابتدایی و شعله ور نگهداشتن جنگ بطور مستمر بین جهان اسلام و کفر است.
ب – تئوری استحبابی بودن جهاد و نفی وجوب آن در اسلام که به استناد آیه 191 سوره بقره و آیه 36 سوره توبه اظهار شده و مخالف اجماع فرقه هاست.
ج – جنگ، وسیله است نه هدف. زیرا هدف از جهاد، هدایت است و کشتار کفار، مقصود اصلی نیست. پس طرق دیگری برای هدایت باقی است و در جهاد باید به حداقل و مقدار مورد لزوم اکتفا شود. مستند این نظریه، روایتی است که مسلمین را از خوی جنگجویی نهی می کند. فقهای شافعیه به کمک این عقیده، عدم اصالت جنگ را ابراز داشته و مبنای جنگ را منوط به وجود انگیزه ای معقول و شرعی دانسته اند. باید گفت که هدف جهاد هدایت نیست چون جهاد، نوعی اکراه ناشی از خشونت را در بردارد که از دید اسلام، اکراه نه وسیله هدایت است و نه دین اکراه بردار می باشد.(سوره یونس آیه 99 و سوره بقره آیه 256)
د – جنبش قادیانی ها نیز قائل بر منسوخ بودن جهاد است و از آن جهت که قرآن بر فریضه بودن جهاد تصریح دارد، جایی برای بحث باقی نمی ماند.
ه – رأی اقوی این است که با توجه به آیه 29 سوره توبه، نظریه سه مرحله ایی مطرح می شود به این معنی که غیر مسلمین مکلفند به یکی از این سه امر تن در دهند، اسلام، پیمان و یا جنگ، آیه جزیه در این نظر، مبنای قرارداد دولت اسلامی با همه ملل غیر مسلمانان است.
دین اسلام با وارد ساختن همه موحدان عالم در امت واحد2، اندیشه همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان الهی را بصورت اعلان جهانی مطرح می سازد و با وجه مشترک قرار دادن کلمه «حق»، «اعتقاد به خدای یگانه» و «رد شرک»، همگان را به یک ائتلاف مطلوب دعوت می نماید.(هاشمی،1378،417)
این سیاق را می توان در آیه 64 سوره آل عمران باز یافت.

گفتار سوم: تحول تاریخی اجتناب از جنگ و تلاش برای صلح
از زمانهای بسیار دور تا کنون در رابطه با به کار بردن قدرت مسلحانه و توسل به جنگ در مناسبات بین المللی دو نظریه و یا دو رفتار کاملاً متفاوت و متضاد وجود داشته است. یکی توسل به زور و استعمال قدرت و دیگری، منع توسل به زور و تحریم جنگ. این دو روش یا دو نظریه در طول تاریخ نشیب و فرازهای بسیاری را پشت سر گذارده و هر یک در فواصلی از زمان به عنوان رفتار یا نظریه غالب، مبنای عملکرد کشورها قرار گرفته است. آنچه مسلم است مسیر این طریق همراه با تحولی از سمت توسل به زور بسوی عدم توسل به زور بوده است. تا به آنجا که امروزه در حقوق بین الملل منع توسل به زور و تحریم جنگ به منزله اصل و قاعده بنیادین تلقی شده است، هر چند رفتار کشورها در اکثر موارد با این اصل چندان هماهنگ و سازگار نیست.(ضیائی بیگدلی،1380،2)
تاریخ به ما می آموزد که تحقق قاعده ممنوعیت جنگ، یک موفقیت کاملاً جدید بوده که حاصل تحول تدریجی می باشد. اگر بخواهیم مقاطع این تحول را بطور تفکیکی شرح دهیم با توجه به تقسیم بندی های متعدد از سوی صاحبنظران حقوق بین الملل، باید دوران پیش از جامعه ملل، دوران حیات جامعه ملل، نظام سازمان ملل متحد و بالاخره نظام معاهدات بین المللی را مورد توجه و بررسی قرار داد. اما تشریح مفصل و کامل دوره های مختلف بیان شده، نه تنها در این تحقیق لازم و ضروری نمی باشد بلکه نیاز به تحقیق تخصصی در این زمینه دارد، لذا از بیان جزئیات پرهیز نموده و فقط برخی اقدامات مهم و برجسته تاریخی جهت ایجاد صلح های بنیادین به اختصار توضیح داده می شود.

بند اول: دوران باستان
صلح از قدیمی ترین آرمان های بشری است و به دلیل اینکه از هر ارزش دیگری در معرض تهدید و مخاطره بوده است همواره تلاش انسانها چه به لحاظ تئوریکی و چه به لحاظ عملی و راه حل های مقطعی نمایانگر گوشه ای از فعالیت های انسانها برای رسیدن به صلح بوده است.
در دوران باستان توسل به زور منطق تقابل بوده و تنها محدودیت وارده بر توسل به زور را می توان در یونان ملاحظه کرد که بنابر آن اعلان رسمی جنگ، پیش شرط توسل به جنگ بود.(آرتور نوس بام،1337،7)

بند دوم: قرون وسطی
از جمله اقدامات اساسی در این دوره جهت اجتناب از جنگ و حرکت به سمت صلح بنیادین، منع توسل به جنگهای نامشروع و تحریم مبادرت به جنگ های مشروع در برخی از روزهای هفته می باشد که به تدریج با گذشت زمان این ایام افزایش یافت و قاعده ی مذکور نیز به عنوان یک قانون عمومی کلیسا به رسمیت شناخته شده.(همان،3)اين نكته شايسته دقت است كه با ظهور و گسترش مسيحيّت در اروپا، ديدگاه‏هاى مختلفى درباره جنگ و صلح مطرح شد. گرچه مسيحيان در ابتدا، هرگونه جنگ را محكوم مى‏كردند، امّا اندك اندك موضوع «جنگ عادلانه و مقدّس» در زبان فيلسوفان و نظريه ‏پردازان مسيحى ظاهر گشت و همان نظريه‏ها سنگ بنا و توجيه كننده جنگ‏هاى صليبى شد. به عنوان نمونه، ريموند داجيل، اسقف كليساى قرون وسطا، وحشيانه‏ترين جنايت جنگى از طرف كليسا را مشروع مى‏داند. او درباره جنگ‏هاى صليبى براى تسخير بيت‏المقدس مى‏گويد: مناظر تحسين‏انگيزى به چشم مى‏خورد … در كوچه‏ها، در حاشيه ميادين شهر، توده‏هاى دست، سر و پا ديده مى‏شوند. مردم و سواران از هر طرف از ميان اجساد…(مسائلی و رافعی، 1373، 16)
هچنین در دین اسلام که اواخر قرن ششم میلادی به ظهور رسید توسل به زور که در واقع جنگ مقدس تلقی می شود منوط به شرایط خاصی است که در واقع محدود کننده مبادرت به آن است. از جمله این شرایط حضور و وجود امام یا نایب خاص او (طبق نظر شیعه) و دعوت به اسلام قبل از جنگ است. ضمناً اسلام جنگیدن در ماه های حرام یا ماه های مقدس را منع کرده است.(ضیائی بیگدلی،1365،131)

بند سوم: عصر جدید(از آغاز قرن 16 تا پایان قرن 18 میلادی)
در این دوره اقدام مهم و برجسته ای در جهت صلح و جنگ ستیزی صورت نگرفت پادشاه تنها فرد صالح در مورد قضاوت خصیصه مشروعیت یک جنگ بود. البته برخی از دانشمندان حقوق کلیسایی بار دیگر نظریه جنگ مشروع را بر اساس موازین دین مسیح ارائه کردند که حتی در جوامع صد در صد مسیحی با استقبال چندانی مواجه نشد.( ضیائی بیگدلی،1380،4)

بند چهارم: آغاز قرن نوزدهم میلادی تا تأسیس جامعه ملل
مهمترین و کارآمدترین اقدامات در جهت رسیدن به صلح همه جانبه اول تأسیس اتحادیه ایجاد شده در سال 1825 توسط پادشاهان اروپایی می باشد که در مدت 90 سالی که پا برجا بود در صلح عمومی بسیار موفق بود و تنها جنگ مهم بین المللی این دوره جنگ کریمه به سالهای 1854- 1856 می باشد.(بهزادی،1355،54) دوم، کنفرانس های صلح لاهه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می باشند که نقش مهمی در مورد منع توسل به زور و تحریم جنگ ایفا نمودند. یکی از مسائل اساسی مورد توافق در کنفرانس صلح اول لاهه مورخ 1899 تأسیس دیوان دائمی داوری به عنوان مرجع صلاحیت دار جهت جلوگیری از جنگ از طریق اقدامات اصلاحی، میانجیگری و حکمیت بود. دومین کنفرانس لاهه در 1907 کشورها را ملزم می ساخت که برای وصول مطالبات قراردادی خود ابتدا به کشور بدهکار پیشنهاد رجوع به داوری کنند و تنها در صورت خودداری از قبول داوری و یا خودداری از اجرای رأی داوری، توسل به زور مجاز خواهد بود. (ضیائی بیگدلی،1380،5) تا بدینجا همان گونه که به نگارش آمد اقداماتی هرچند اندک برای صلح عمومی صورت گرفت که با رجوع به تاریخ همان سالها و به خصوص با اتفاق افتادن جنگ اول جهانی در سال 1914 میلادی این نتیجه حاصل می شود که این اقدامات صلح جویانه و بر گرفته از وجدان بیدار انسانی پادشاهان و حاکمان آن سالها چندان کار آمد و اساسی نبود. بلکه فقط نطفه ای برای ایجاد صلح همگانی و بین المللی و پایدار بوده که کماکان بشریت برای رسیدن به آن در تلاش است.

بند پنجم: دوران حیات جامعه ملل
دوران حیات جامعه ملل مرحله تحول بسیار اساسی در مفهوم عدم توسل به زور و تحریم جنگ است. در اندیشه ی نویسندگان میثاق، میثاق جامعه ملل قبل از هر چیز یک سند صلح بین المللی محسوب می شد که موضوع اصلی آن لغو مبادرت به جنگ بود. اما چنین تفکری در جهت یک رفرم کامل سنجیده نمی بود و می بایست حساسیت کشورها که همواره نسبت به استقلال خود دل بسته بودند در نظر گرفته می شد. بنابراین مقرر ساختن محکومیت عام و مطلق جنگ امکان پذیر نشد، بلکه فقط غیر قانونی بودن آن در برخی حالات مشخص اعلام شد. میثاق جامعه ی ملل از ضمانت اجرای مؤثر و کافی برخوردار نبود از این رو کشورها به عملیات خصمانه و جنگی خود نام «واقعه» می دادند تا ظاهر قضیه را حفظ کنند و مشمول ممنوعیت و تحریم جنگ نشوند. اما با این حال ماده 16 میثاق ضمانت اجرای عدم توسل به زور شامل مجازات اقتصادی، مجازات نظامی و مجازات اخراج مطرح شده بود.(ذوالعین،1377،87) همچنین از دیگر اقدامات قابل بررسی صورت گرفته در این دوره برای رسیدن به صلح پایدار منطقه ای و یا جهانی می توان معاهدات لوکارنو (10 اکتبر 1925) و میثاق بریان – کلوگ را نام برد.
با اینکه در این دوره نسبت به زمانهای قبل اقدامات برای صلح بصورت عمودی و در مجامع متشکل از کشورها صورت گرفته و در روند پیشرفت به سمت تقلیل جنگ و تعدیل قدرت طلبی برای همگان جرم است ولی به نظر می رسد اوضاع بیان شده کشورها در حال تلاش جدی برای تولید هرچه بیشتر انواع سلاح های جنگی بوده و تفکر تولید سلاح های هسته ای در این سالها بوجود آمد. این تلاش ها منجر به تولید سلاح هسته ای شد که کشور آمریکا در ژاپن از این سلاح کشتار جمعی استفاده کرد.
البته در این اقدامات با نگاهی ریزبینانه در عین حسن نیت بوجود آورندگان این میثاق، و معاهدات، می توان به میل و خواسته ی آنها در مورد احتمال استفاده از زور و ابزار و تجهیزات جنگی برای اهداف سیاسی و رسیدن به منافع خود آنها پی برد. برای مثال میثاق تنها توسل به جنگ را منع کرده و ذکری از ممنوعیت توسل به زور نکرده است.

بند ششم: نظام سازمان ملل متحد
و اما اقدامات برجسته و بسیار مهم که گامی اساسی در جهت صلح بین المللی می باشد تأسیس سازمان ملل متحد

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد توسل به زور، حقوق بین الملل، جنگ جهانی دوم، جنگ جهانی اول Next Entries تحقیق درمورد توسل به زور، صلح مسلح، حقوق بشر، سازمان ملل