تحقیق درمورد تعلل ورزی، میزان سازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

د تحصيلي، توجيه موفقيت و نيز مطالعه در نظر گرفته شده است (به نقل از مصطفوي، 1389).
هر پنج نوع تعلل ورزي به صورت منفي بر مديريت فرد، بر روابط دروني و روابط متقابل با ديگران تاثير ميگذارند (فرير39، 1995، به نقل از مصطفوی، 1389).
2-1-1-2 انواع افراد تعلل ورز
لی40(1687) افراد تعللورز را به دو دسته تعللورزان خوشبین و تعللورزان بدبین تقسیم کرده است:

تعللورزان خوشبین
تعللورزان خوشبین مقاصد خود را به تعویق میاندازند؛ اما در مورد آن نگران نیستند. آنها مطمئن هستند که در پایان موفق خواهند بود یا صرف نظر از اینکه کارشان هماکنون انجام شود یا بعد. علاوه بر این، آنها در پیشرفت و شانس خود برای موفقیت اغراق میکنند و زمان مورد نیاز برای رسیدن به اهدافشان را دست کم میگیرند.

تعللورزان بدبین
تعللورزان بدبین در مورد تاخیر در رفتارشان نگران هستند. آنها از این واقعیت آگاهاند که عقبتر از برنامه هستند. با این حال آنها هنوز تعلل میکنند زیرا نمیدانند چگونه با وظایفشان برخورد کنند. آنها احساس بیکفایتی میکنند و هراسان هستند که مشارکت آنها در کار، بیکفایتیشان را ثابت خواهد کرد. بنابراین آنها برای اجتناب از تجربیات ناخوشایند تعلل میکنند. در مجموع، اختلاف عمده میان این دو نوع تعللورزان ممکن است در میزان سازگاریشان باشد ( دویت و لنز41، 200، به نقل ازبهشتیفر و حسینیفر، 1390).
آزر42(2010) تعللورزان را در دو دسته زیر قرار میدهد:

تعلل ورزان فعال
افرادي هستند كه عمدتاً كارهاي خود را به تاخير مياندازند زيرا بهترين كارها را زماني انجام ميدهند كه تحت فشار باشند و قادر به اتمام تكاليف با نتايج رضايت بخش هستند (چو و چویي، 2005) اين تعريف شبيه آنچه فراري (1994) به عنوان «تعلل ورزي عملكردي» تعريف كرده، كه نشان دهنده رفتار قابل قبول از جمله تاكتيكهاي جهتگيري هدف عمدي، (هدفمند) است كه در نهايت منجر به موفقيت ميشود. به ويژه تعلل ورزان فعال زماني كه با فشارهای لحظات آخر مواجه میشود، از احساسات به چالش کشیده شده لذت میبرند و این نیز باعث افزایش انگیزه در آنها میشود ( به نقل از خانی، 1391).

تعللورزان منفعل
افرادی هستند که به دلیل ناتوانی در تصمیمگیری برای انجام به موقع کارها، انها به تاخیر میاندازند (چو و چوی، 2005). فراری (1994) از این نوع تعللورزی به عنوان«تعللورزی ناکارآمد» تعریف کرده است. این افراد ممکن است کاری را شروع کنند اما هیچ وقت آن به پابان نمیرسانند. آنها در اتمام به موقع کارها، به دلیل دست کم گرفتن زمان مورد نیاز برای تکمیل ان شکست میخورند، برخلاف تعللورزان فعال، تعللورزان منفعل بر روی استراتژیهای مقابله اجتنابی یا عاطفی تکیه میکنند. این افراد به طور کلی شکست در کنترل تکلیف تمرکز میکنند و به سمت فعالیتهای لذتبخش کشیده میشوند. همچنین تمایل دارند نیازهای خود را بلافاصله ارضا کنند (خانی، 1391).

2-1-1-3 حوزههاي اصلي تعلل ورزي
تعلل ورزي ميتواند در حوزههاي مختلف زندگي هر فرد اتفاق بيفتد. افرادي كه در يكي از حوزههاي تعلل ميكنند، ممكن است در حطيههاي ديگر نيز تعلل داشته باشند. به طور كلي تعلل ورزي در سه حوزه اصلي قابل دستهبندي است (ناس، 1998؛ به نقل از فیاضی و کاوه، 1388).
الف) محافظت شخصي43
شامل تاخير در كارهاي مرتبط با سلامتي، نظافت شخصي، كارهاي منزل، امور مالي، رسيدگي شخصي و نگهداري از اموال.
ب) خود شكوفايي44
شامل تاخير در امور مرتبط با شغل، فرصتهاي اجتماعي، علائق فردي، پيشرفت آموزشي و يافتن همسر و همكار.
ج) احترام گذاشتن و پايبندي به تعهدات نسبت به ديگران45
به گونهاي كه اميدوار هستيم قولهايي كه به ديگران دادهايم فراموش كنند و پذيرفتن قولهايي كه قبلاً دادهايم، اكنون آزار دهنده است و براي ما تكليفي سنگين محسوب ميشود.
2-1-1-4 علل تعللورزی
هلیر، رابینسون و شرودد معتقدند، اگر چه دلايل زيادي براي تعلل وجود دارد، اما چهار علت بسيار كلي را در كلمهي «فتور» ميتوان ديد.
ف= فقدان انگيزه
ت= ترس از شكست
و= واهمه از شروع كردن
ر= روبه رو شدن با مسائل بسيار دشوار

ف= فقدان انگيزه
يكي از دلايل مهمي كه بعضي از دانشجويان دچار تعلل ميشوند. فقدان انگيزهي اساسي براي كنترل اهداف و زندگي خود ميباشد. انگيزه ميتواند نيروي محرك براي فعاليت باشد. اگر انگيزهي فردی ضعيف باشد و يا فاقد انگيزه باشد، قادر به عملكرد در سطح بالا نخواهد بود.
يكي از دلايل فقدان انگيزه ممكن است عدم فرمولبندي اهداف و يا عدم وضوح اين فرمولبندي باشد. اگر افراد اهداف خود را واقعي نمي‌بينند، دلايل آمدن به دانشگاه خود را مجدد بررسي كنند. چنانچه اهدافشان كاملاً روشن باشد، ميتوانند تنها نظري بر اهداف درازمدت خود (مثلاً مدرك گرفتن) بيفكنند و معناداري تمركز و اهداف كوتاه مدت گوناگون (مانند خواندن و نوشتن به موقع يا انجام بيست مسئلهي رياضي) را فراموش كنند. اهداف كوتاه بسيار قابل رويتتر و آسانتر از اهداف دراز مدت به نظر ميرسند، در واقع آنها مراحلي كوچكاند كه افراد را به مراحل بزرگتر و اهداف درازمدت، نائل ميسازند.
فقدان انگيزه به نوبهي خود ميتواند ناشي از عدم كانون كنترل دروني باشد. براي مثال، اگرفردی تنها به اين خاطر به دانشگاه آمده باشد كه والدينش اين گونه خواستهاند و يا دوستانش به دانشگاه رفتهاند، نمي‌تواند مسئوليتي براي يادگيري خود به عهده بگيرد. به عنوان مثالي ديگر، اگر استاد تكليفي تعيين كند و فرد آن را بيهوده و خسته كننده بداند و براي انجام آن تلاش نكند، كانون كنترل به جاي آنكه دروني باشد، بيروني باشد. فرد دليلي براي انجام تكليف نميبيند و به همين خاطر آنها را به تعويق انداخته يا با بيميلي انجام مي‌دهد و آن چه را كه واقعاً بايد بياموزد، ياد نخواهد گرفت. فرد بايد بار ديگر علت آمدن به دانشگاه، اهداف خود و چگونگي مسئوليتپذيري براي رسيدن به اين اهداف را ارزيابي كند. خلاصه اين كه، بايد اهداف شخصي و مالكيت تحصيل خود را روشن ساخت.

ت= ترس از شكست
دومين دليل مهم تعلل، ترس از شكست است. تعلل به علت ترس از شكست، اشتغال روانشناختي اكثر مردم است. علت اين امر عدم اطمينان به خود يا كمالطلبي آنها است. در واقع كمال طلبها به طور شگفتانگيزي گاهي اوقات به خود اطمينان ندارند، زيرا آنها موفقيت را با خود ارزشي برابر ميسازند و هر چيزي را كه به آساني انجام پذير باشد پذيرفته و وظايف چالش انگيز را به بعد موكول ميكنند. خواه ترس از شكست، ريشه در كمال طلبي داشته باشد و يا به طور ساده ناشي از دست كم گرفتن وظايف باشد، نتايج يكساني در پي دارد: دانشجويان تكاليف را آن قدر عقب مياندازند كه ديگر خيلي دير ميشود و يا حتي اصلاً آن را انجام نميدهند. چنين افرادي قادر به روبه رو شدن با اين حقيقت نيستند مبني بر اينكه آنان نخواهند توانست شغل قابل قبولي، اختيار كنند. آنها در برابر اين واقعيت عنوان ميكنند كه: «من ميتوانم به خوبي از پس اين كار برآيم، به شرط آن كه به اندازهي كافي وقت داشته باشم.»
اگر از چنين بهانهاي استفاده كنيد، ترس بيشتري براي خود ايجاد كرده و دست به خلق پيشگويي كام بخش ميزنيد، به عبارت ديگر شكست ميخوريد و دليل آن هم روي گرداني از معيارهاي خود يا معيارهايي است كه ديگران برايتان تعيين كردهايد.
براي غلبه بر تعللي كه ريشه در ترس از شكست دارد، بايد به خاطر داشته باشيد كه شما يك انسان هستيد و قادر به انجام تمام كارها نيستيد، بلكه بايد تلاشهاي صادقانهاي را براي برنامه‌ريزي منطقي وقت خود به كار ببنديد تا طرحي را بدون احتياج به بهانهاي مانند «اگر وقت كافي داشته باشم.» به اتمام برسانيد. با استفاده از تلاشهاي فاصلهدار براي انجام به موقع تكاليف خود، در اين مسير گام برداريد.

و= واهمه از شروع كردن
دليل سوم تعلل، مشكل شروع كردن است. چنانچه خود را با فهرست بلندي از بهانهها مشغول كنيد، آمادگي شروع طرح يا تكاليف خود را از دست داده و به احتمال زياد در طبقهي تعلل ميافتيد.
يكي از دلايل استفاده از تاكتيك طفره رفتن، عدم اطمينان به نحويي انجام وظيفه است. اگر دربارهي آنچه براي عمل نياز داريد به يقين نرسيدهايد، بار ديگر تكليف را با دقت خوانده و ايرادها را تجربه و تحليل كنيد. پرسشهاي مشخصي در مورد آنچه براي واضح ساختن مساله نياز داريد، يادداشت نماييد، آنگاه در اولين فرصت ممكن با حدس خود تماس گرفته و پرسشهايتان را با وي در ميان بگذاريد. متناوباً تكليف خود را براي هم كلاسانتان هم مطرح كنيد و يا با مركز يادگيري يا ديگر مراكز خدماتي دانشگاه مانند آزمايشگاه رياضي، آزمايشگاه نگارش، سرويسهاي تدريس خصوصي و غيره، تماس حاصل كنيد و بدين طريق پاسخ به پرسشهاي خود و عمل كردن را ميآموزيد.
يكي ديگر از دلايلي كه موجب عدم شروع كار در دانشجويان ميگردد، انتظار «لحظهي جادويي» است و اين، يكي ديگر از تاكتيكهاي طفره رفتن است مثلاً دانشجويي ميگويد: «تا زماني كه به من الهام نشود، نميتوانم چيزي بنويسم، البته، الهام شدن 90 درصد انجام كار است، صحيح است، به عبارت ديگر شروع ميتواند مشكلترين مرحلهي كار باشد. هر چند وقتي كه به ما الهام ميشود بايد از آن بهره جست، اما انتظار براي آمدنش مانند بُرد در بخت آزمايي است. به جاي نشستن و منتظر الهام شدن، از برنامهي زماني، در برنامهريز و فهرست كارهاي روزانهي خود استفاده كنيد.

ر= روبه رو شدن با مسائل بسيار دشوار
چهارمين دليل تعلل در كارها، شامل اندازه و اهميت مسئله ميشود. كليد كنترل وظيفههاي بسيار دشوار، تقسيم آن به بخشهاي قابل كنترل است. يك تكليف بزرگ را نميتوان يك باره تمام كرد، بلكه بايد قسمت، قسمت انجام داد. براي مثال ممكن است هنگام نوشتن يك گزارش تحقيقي يا حتي يك مقاله احساس كنيد كه با تكليفي بسيار دشوار روبرو شدهايد. براي فائق آمدن بر احساس وحشت، ميتوانيد ابتدا نظرات خود را يادداشت كنيد و يا قبل از نوشتن، كارهاي ديگري انجام دهيد. با اين كار شما ديگر با يك كاغذ سفيد روبه رو نيستند. در گام بعدي، ميتوانيد به جاي تلاش براي نوشتن مقدمه كه اغلب دشوار است. پاراگراف اصلي موضوع با مضموني راجع به چيزي بنويسيد كه در مورد آن اطمينان زيادي داريد. وقتي كه يك پيشنويس ناهماهنگ نوشته شد، دست به جمعبندي مطالب بزنيد. وقتي پيشنويس ناهماهنگ تحت كنترل درآمد، در خواهيد يافت كه تجديد نظر و پرداختن به كارتان نتايجي طبيعي دارد. همچنين هر كدام از اين مراحل را هم بايد در جدول زماني خود مد نظر داشت.
يك پروژه خواه خواندن فصلي از كتاب باشد يا حل چند مسالهي رياضي و يا انجام تكليفي بزرگتر، به وسيلهي ردهبندي برحسب اندازه، قابل كنترل خواهد شد. خواندن يك فصل سي صفحهاي ممكن است دشوار به نظر بيايد، اما هر بار پنج صفحه خواندن بسيار آسانتر خواهد بود (هلیر، رابینسون و شرودد، 1388).

افکار منفی + واکنش هیجانی
تعلل ورزی یک فعالیت است. در واقع آنچه شما را به تعلل ورزی برمیانگیزد ترکیب دو چیز است، یکی باور شما، مبنی بر اینکه همین حالا دست به کار شدن، به نوعی ناخوشایند خواهد بود. دومی هیجانهای شما، یعنی احساساتی که به محض فکر کردن به انجام کاری که ترجیح میدهید آن را انجام ندهید، در درونتان برانگیخته میشوند (باسکو46، 2010).

ترس از موفقيت
موفقيت در كل، تعاريف گوناگوني دارد، ولي از نظر محققان آكادمي تعلل ورزي، موفقيت، پيگيري به هنگام اهداف و ثبات تعريف شده است. طبق اين تعريف، هر شخصي زماني احساس موفقيت خواهد كرد كه آنچه را كه ميگويد قصد انجام دادنش را دارد انجام دهد. پيگيري به هنگام اهداف، به تدريج افراد را به سوي ديگر معيارهاي موفقيت سوق خواهد داد و در همان زمان، اين موضوع به آنها اجازه را ميدهد كه فقط به دليل تلاش، احساس موفقيت كنند. افراد تعلل ورز در پيگيري اهدافشان در طول زمان مشكل دارند. از اين رو هر زمان كه دوباره احساس ياس و نااميدي ميكند احساس شبيه به شكست را تجربه ميكند. خود را به خاطر عدم موفقيت مورد انتقاد

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد تعلل ورزی، ارزش تکلیف، رزش تکلیف، رشته تحصیلی Next Entries تحقیق درمورد رزش تکلیف، ارزش تکلیف، مدارس راهنمایی، تعلل ورزی