تحقیق درمورد تعلل ورزی، عزت نفس، مسئولیت پذیری، عوامل بیرونی

دانلود پایان نامه ارشد

قرار ميدهند و آرزو دارند از زنجيرههاي تعلل ورزي رها شوند. خود را مورد سرزنش قرار ميدهند. اما واقعيت اين است كه آنها از موفق بودن ميترسند و تعلل ورزي را براي پرهيز از خطرهاي موفقيت، به كار ميبرند. (الیس و کناوس، 2002).

ترس از دست دادن كنترل
براي همه ما اين حس كه بر زندگي مان كنترل داريم، مهم است. همچنين، اينكه قادر به پيروي از قوانين ديگران باشيم و بتوانيم هماهنگ و سازگار با خواستههاي ديگران رفتار كنيم نيز اهميت دارد. افرادي هستند كه به صورت خاصي، نسبت به داشتن حس كنترل حساسند و ممكن است عليه هر قانوني واكنش نشان داده و در برابر هر درخواستي مقاومت نشان دهند، براي اين افراد تعلل ورزي روشي براي داشتن و حفظ حس كنترل است و اين ميتواند هوشيارانه يا به صورت ناخودآگاه انجام گيرد تعلل ورزي روشي ميشود براي گفتن اين جمله «نه! شما نمي‌توانيد مرا مجبور به انجام اين كار كنيد!» (الیس و کناوس، 2002).

خودمختاري
تعلل ورزي ميتواند نمودي از استقلال فرد باشد و روشي براي ادا كردن اين جمله كه «من شخصي هستم كه به روش خودم عمل ميكنم» افرادي كه تعلل ورزي را براي حفظ كنترل به كار ميبرند شايد براي حفظ حس فرديت تلاش نموده و از اين راه ميخواهند به خود اين اطمينان خاطر را بدهند كه به شيوهي خود و براساس معيارهاي خود عمل ميكنند. وقتي كه افراد تعلل ورز، ارزش خود را براساس تجربهي خود از موفقيت يا شكست ميسنجند، براحساس خود مختاري به عنوان معيار خود- ارزشمندي تكيه ميكنند، و همچنين خود ارزشمندي را براساس عملكرد تعريف ميكنند، اما در اين مورد، عملكرد را، انجام دادن نمي‌دانند، بلكه تعلل ورزيدن ميدانند، كه خود ارزشمندي را بالا ميبرد. انجام دادن، نشاني از توانايي تعلل ورزيدن نيست بلكه راهي است براي اجتناب از تجربهي آن.
براي افرادي كه از قضاوت مي‌ترسد، توانايي به اين معني است كه آنها چگونه قادر به انجام دادن يك تكليف ارايه شده هستند، در صورتي كه افرادي كه از عدم استقلال ميترسند، توانايي به اين معني است كه آنها چگونه قادر به حفظ كنترل شخصي بوده و از نفوذ ديگران به خود جلوگيري ميكنند.
(از راه تعلل ورزي، به روش خودم) عملكرد (خود مختار بودن) توانايي = خود – ارزشمندي دليل اينكه افراد تعلل ورز به صورت پايدار و سرسختانه در مقابل هر گونه تغييري مقاومت نشان ميدهند و از دست دادن كنترل، تنشها و ترسهاي قدرتمندي را براي آنها فرا ميخواند، اين است كه تعلل ورزي براي آنها فقط نبردي براي حفظ كنترل نيست، بلكه بيشتر از آن، براي خود- ارزشمندي و احترام به خود به كار برده ميشود. (بوركا47، 2008، به نقل از مصطفوی، 1389).

استرس
در موقعيتهاي مشخصي، تعلل ورزي ميتواند، مكانيسمي تقليدي براي حفظ سطوح استرس تحت كنترل عمل كند. تعلل ورزي از طريق مشغوليت مداوم، راه حلي براي كاهش ميزان استرس در زندگي ميشود گاهي اوقات در ليست كارهايي كه فرد از عهده انجام آن بر ميآيد، ممكن است آيتمهاي خيلي زيادي وجود داشته باشد، در نتيجه فرد چون از عهده انجام همه آنها بر نميآيد، لذا گيج شده و گرايش بيشتري به توقف و تعلل ورزي پيدا ميكند.

عدم انضباط
گاهي اوقات انگيزش بالاست ولي فرد نمي‌خواهد تكليفي را كه با آن مواجه شده است، انجام دهد. در اين موقعيتها خود – نظم دهي همانند يك سيستم پشتيبان انگيزشي عمل ميكند. وقتي فرد احساس انگيختگي كند نياز به نظر زيادي ندارد، اما وقتي نياز به انجام كاري هست ولي فرد نميخواهد آن را انجام دهد، بينظمي به آساني روي ميدهد. زماني كه خود نظم دهي ضعيف باشد تعلل ورزي بيشتر منجر به ماندگاري تمايل دارد.

فاقد دانش و مهارت بودن
هنگامي كه فرد فاقد دانش و مهارت كافي براي تكميل يك تكليف در سطح قابل قبولي از لحاظ كيفيت باشد، احتمال بيشتري دارد. براي پرهيز از شكست تعلل بورزد.

كمال گرايي
يك فرد رايج و معمول اشتباه انديشيدن، داشتن معيارها و انتظارات غير واقع بينانه است، اينكه همه چيز بايد كاملاً درست و بيعيب و نقص باشد و اين نسخهاي براي استرس ميشود و اين استرس با تكليف تداعي ميشود به اين ترتيب فرد به صورت شرطي از تكليفي كه استرس را تداعي ميكند، دوري ميكند. فرد كمالگرا انجام تكليف را به تعويق مياندارد تا در وقت بيشتري كه فكر ميكند دارد، تكليف را كاملتر انجام دهد، و هم راهي براي رهايي از استرس بيابد (فلت48 و همكاران، 1992، به نقل از مصطفوی، 1389).

خشونت
گاهي اوقات برخي افراد به دليل داشتن خصومت با فرد خاصي، براي انجام يك تكليف، بهترين تلاشهايشان را به كار نميبرند، به عنوان مثال اگر دانشجويي با استادش ناراحتي داشته باشد، به عنوان راهي براي تلافي كردن، شروع يك پروژه را به تاخير مياندازد.

تحمل پايين ناكامي
برخي افراد به آساني تحت تاثير شرايط قرار ميگيرند و براي آنها موقعيتهايي كه به طور اساسي غير قابل تحملاند زياد اتفاق ميافتد و در اين موقعيتها به تعلل ورزي روي ميآورند تا زماني كه احساس بهتري در مورد انجام عمل داشته باشند. با اين حال اين افراد هميشه احساس ناكامي و تحمل پايين را تجربه ميكنند.

خود كم بيني
خود كم بيني موقعي اتفاق ميافتد كه فرد به صورت مداوم مهارتها و تواناييهاي خود را كم و ناچيز بداند و در مورد تواناييهاي خود براي موفقيت شك داشته باشد. فردي كه عادتاً خود را كم ميپندارد زماني هم كه موفق است خود را باور نميكند. حتي ممكن است قبول پاداش و تحسين براي كار انجام گرفته برايش سخت باشد، پيامد خود كم بيني تعلل ورزي است زيرا فردي كه با موقعيت راحت نيست دنبال راهي براي كمتر موفق بودن يا كمتر ديده شدن ميگردد (مصطفوی، 1389).

2-1-1-5 فاكتورهاي موثر در پاسخ فرد به تعلل ورزي
استیل(2007) در بررسیهای خود عوامل زیر را فاکتورهای موثری در پاسخ فرد به تعللورزی در تکلیف میداند:

فاكتورهاي موثر در پاسخ فرد به تعلل ورزي

2-1-1-6 پیامدهای تعللورزی
فراری و امونس49 (1995) دریافتند که تعللورز عزت نفس پایینی دارد و در تکمیل وظایفش تاخیر میکند؛ زیرا باور دارد که فاقد توانایی برای انجام موفقیتآمیز وظایفش است. با این حال پوپولا50(2005) بیشتر تاکید میکند که فرد، انجام کارهایی را به تعویق میاندازد که او را مضطرب و نگران یا احتمالا وجهه او را در میان دوستانش مخدوش میکند (آکینسولا51، 2007). افرت52 و فراری (1989) نیز نشان دادند که تعللورزان فاقد خود کفایتی و عزت نفس هستند و عموماّ خودآگاهی و خودانتقادی بالایی دارند. این محققان اضافه کردند که تعللورزان اغلب انتظارات کمالگرایانه دارند. آنها ترسی غیرمنطقی از موفقیت یا شکست را در خود نشان میدهند. آنها ممکن است همچنین احساساتی، شکستخورده و نگران باشند، نیاز کمتری به پیچیدگی شناختی داشته باشند و احتمالا موفقیت را به عوامل بیرونی و بیثبات نسبت دهند (آکینسولا، 2007). از سایر پیامدهای تعلورزان میتوان به نظر آجایا (2007) اشاره کرد که بر این باور است که تعللورزی ممکن است به عدم تمرکز، ترس و نگرانی، مشکلات ارتباطی و انجام امور به طور ضعیف منجر شود (به نقل از بهشتیفر و حسینیفر، 1390).
باسکو(2010)، معتقد است که تعلل ورزی دیگران را خشمگین میکند: یعنی اگر در عمل به قولهایی که به دیگران دادهایم، تعلل ورزی کنیم و این عمل را چندین بار تکرار کنیم، سرانجام سبب عصبانیت و خشم دیگران میشود. که باعث رنج فرد تعللکار میشود. و دوم اینکه دیگران انتظار تعللورزی را از شما خواهند داشت: گاهی ممکن است در نگاه اول هیچ پیامد منفی برای تعلل ورزی پیدا نکنیم، بویژه اگر شخص دوستداشتنی باشیم و بیشتر افراد برای انجام کارهای ما برنامه خود را کنار بگذارند و ما هم هیچ احساس گناهی از تعلل ورزی خود نداشته باشیم. اما اگر تعلل ورزی ما مزمن شود دیگران ما را نسبت به افراد غیر تعللکار، کمتر جدی میگیرند. به دلیل اینکه ما به طور غیر عمد به دیگران القا کردهایم که آدم مسئولیت پذیری نیستیم (باسکو، 2010).

2-1-1-7 تفاوت تعللورزی با تنبلی
برخی تعلل را به اشتباه معادل تنبلی میدانند؛ در حالیکه این دو باهم متفاوتند؛ زیرا در تنبلی فرد خودش میلی برای انجام کار ندارد، در حالیکه در تعلل فرد غالبا کاری را انجام میدهد و خودش را مشغول نگه میدارد تا از انجام تکلیفی که باید در آن زمان انجام شود و اولویت دارد، اجتناب کند (فیاضی و کاوه، 1388).

2-1-1-8 علایم ونشانههای تعللورزی
1) رفتار وقتکشی و هدر دادن وقت،
2) احساس غرق شدن در مسئولیتها،
3) ناتوانی در رسیدن به هدفهای مهم زندگی،
4) انجام کارها باسرعت زیاد،
5) خیالبافی و آرزو به جای انجام کارها،
6) نداشتن برنامهریزی مداوم برای زندگی،
7) دادن شعارهایی که هیچگاه انجام نمیشوند (آتشپور و امیری، 1378).

2-1-1-9 راهکارهایی برای مقابله با تعللورزی
هر چند که همه به نوبه خود در به تعویق انداختن کارها مقصرند. با این وصف، همه واقعا برای تعلل برنامهریزی میکنند. هلیر، رابینسون و شرودد (2010) تکنیکهای زیر را برای غلبه بر تعللورزی استفاده میکنند، یعنی پیشنهاد میکنند به جای «فتور» که در بالا اشاره شد میتوانید، «مبارزه» کنید.

2-1-1-9-1 مبارزه
م = محکم و قطعی ساختن اهداف؛
ب = برگرداندن کانون کنترل از بیرون به درون؛
الف = استفاده از خودگفتوگویی مثبت به جای نوع منفی آن؛
ر = ریز کردن کارها؛
ز = زمان و اداره آن را مهم دانستن؛
ه = هماوردخواهی مبارزه رمز پیروزی است (هلیر، رابینسون و شروددٰ، 1388).

2-1-1-10 تعللورزی راهی برای مقابله
تعللورزی چیزی بسیار فراتر از تنبلی است. پشت بیشتر تعلل ورزیها تکلیفی یا فعالیتی است فرد دوست دارد تا جایی که میتواند از انجام آن فرار کند. اغلب فرد اعتقاد دارد که انجام چنین کاری دشوار، ناخوشایند و یا حتی به نوعی عذابآور است. صرف فکر کردن به این موضوع، احساسات ناخوشایندی همچون اضطراب، ترس و یا خشم را برمیانگیزد. تعلل ورزی شیوهای برای خاموش کردن این احساسات بد است. از این منظر، تعلل ورزی یک شیوه محافظت از خود و یا یک شیوه مقابله است (باسکو، 2010).

2-1-1-11 نظريههاي تعلل ورزي

نظريهي اسناد
يكي از نظريههاي انگيزشي در مورد تعلل ورزي، نظريهی اسنادها است. تحقيق پاور (1985) نشان داد كه افرادي كه تعلل ورزي ندارند نسبت به افراد تعلل ورز از اسنادهاي دروني استفاده ميكنند. تعللورزها موفقيت خود را به عوامل بيروني و عوامل متغير نسبت ميدهند (راثبوم، سولومون و موراكامي، 1986، به نقل از حسيني و خير، 1388).

رويكرد فراشناختي
رويكرد فراشناختي تعلل ورزي را به عنوان يك راهبرد، براي تنظيم شناختها و عواطف منفي در نظر ميگيرد. بوميستر، هيدرتون و تايس (1994، به نقل از حسيني و خير، 1388). تعلل ورزي را يك راهبرد ميدانند كه افراد براي تنظيم هيجانهاي منفي به كار ميبرند.

نظريههاي رفتار طرحريزي شده
براساس نظريهي رفتار طرح ريزي شده (آجزن53 به نقل از سيرويس54، 2004) قصد و تصميم براي رفتار يكي از شاخصهاي بسيار كوچك نزديك به انجام رفتارها هستند و تاثير نگرشها و افكار و عقايد را بر رفتار ميانجيگري ميكنند، افرادي كه دچار تعلل ورزي هستند به افرادي كه اين مشكل را ندارند از لحاظ تصميمات گرفته شده براي اجرا با يكديگر تفاوتي ندارند، بلكه اين تفاوت در فاصله ميان تصميم و اجرا مشخص ميگردد (حسینی و خیر، 1388).

نظريهي رفتاري
نظريههاي رفتاري تعلل ورزي را برحسب نظريهي تقويت تبيين ميكنند، يعني به تعويق انداختن كار براي فرد، اثر تقويتي بيشتري از انجام آن دارد. (بريودي55، 1980؛ به نقل از حسینی وخیر، 1388).

رويكرد روان تحليلگري
رويكرد روان تحليلگري تعلل ورزي را به عنوان يك رفتار مسالهدار كه نشان دهندهي هيجانهاي رواني زير بنايي است و بيشتر در برگيرنده احساسهايي نسبت به خانواده فرد ميباشند، شناسايي ميكند. رويكردهاي شناختي نيز بر نقش

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد تعلل ورزی، ارزش تکلیف، رزش تکلیف، رشته تحصیلی Next Entries تحقیق درمورد رزش تکلیف، ارزش تکلیف، مدارس راهنمایی، تعلل ورزی