تحقیق درمورد بیت‌المال

دانلود پایان نامه ارشد

را به واسطه‌ی صفاتی که دارد به خود می‌بالد و با توجه به تفاسیر مردم را باز می‌دارد از این که به او تهمت بزنند. در نتیجه ویژگی‌های خوب خود را بر می‌شمارد و خود را می‌ستاید.
وَبِمَا فِي الصُّدُورِ تُجَازَى الْعِبَادُ. غرض تنبیه است. امام‌(ع) مردم را به خود می‌آورد و متنبه باشند که خداوند به آنچه درون آن‌هاست آگاه است و با توجه به درونشان به آنها اجر می‌دهد.
4-28 0خطبه 76:
رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَدُعِيَ إِلَى رَشَادٍ فَدَنَا. وَأَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا. رَاقَبَ رَبَّهُ. وَخَافَ ذَنْبَهُ. قَدَّمَ خَالِصاً وَعَمِلَ صَالِحاً. اكْتَسَبَ مَذْخُوراً. وَاجْتَنَبَ مَحْذُوراً. وَرَمَى غَرَضاً وَأَحْرَزَ عِوَضاً. كَابَرَ هَوَاهُ. وَكَذَّبَ مُنَاهُ. جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجَاتِهِ وَالتَّقْوَى عُدَّةَ وَفَاتِهِ. رَكِبَ الطَّرِيقَةَ الْغَرَّاءَ وَلَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَيْضَاءَ. اغْتَنَمَ الْمَهَلَ وَبَادَرَ الْأَجَلَ وَتَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ.
خداوند بنده‌ای را که گفتار حکمت‌امیزی را شنید و آن را حفظ کرد بیامرزد. بنده‌ای که دارای این خصوصیات باشد اگر به سوی رشد و صلاح و هدایت دعوت شد به آن نزدیک شود و کمر راهنما را محکم گرفته، خود را نجات دهد. همواره مراقب فرامین واجب حق تعالی باشد و از گناهش فراروی خود بترسد، اعمال خالص و بی‌عیب خود را قبل از وفات به دنیای دیگر ذخیره بفرستد. کارهای شایسته را مرتب انجام دهد آنچه از کارهای نیک، قابل اندوخته کردن است برای خود اندوخته نماید و از اعمالی که اجتناب از آن لازم است پرهیز کند. خواسته‌های دنیایی خود را رها کرده و به عوض آن‌ها آخرت را بگیرد. با هوای نفسش مخالفت کرده، آرزوهایش را تکذیب کند. صبر و شکیبایی را مرکب نجات خود قرار دهد، زاد و توشه‌ی مرگش را تقوی بداند. در راه روشن شریعت گام بردارد و ملازم و همراه طریق درخشان هدایت باشد، این مهلت و مدت چند روزه عمر را غنیمت دانسته و بر اجل پیش‌دستی کرده، برای آخرت توشه نیک برگیرد.‌(بحرانی؛ 1375: 2/449-448)
خطبه با دعا در حق گروهی که به ترتیب نام برده می‌شود آغاز شده و چون حالت دعائی دارد پس انشائی است. و به نظر می‌رسد امام‌(ع) قصد دارد الگویی از انسان‌های صالح را ارائه دهند. و گویی این که امام‌(ع) قصد دارند مردم را به چنین اعمال صالحی تشویق می‌کنند یا به عبارت دیگر‌(تحریک‌الهمۀ الی ما یلزم تحصیله) می‌باشد.

4-29 0خطبه 77:
إِنَّ بَنِي أُمَيَّةَ لَيُفَوِّقُونَنِي تُرَاثَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وآله تَفْوِيقاً. وَاللَّهِ لَئِنْ بَقِيتُ لَهُمْ لَأَنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحَّامِ الْوِذَامَ التَّرِبَةَ.
 قال الشريف: وَ يُروَى «التُّرابَ الوذمةَ» وَ هُو على القَلبِ، قولُهُ عليهِ‌السلامُ «لَيُفَوِّقونَني» أَي يُعطُونَني مِن المالِ قليلاً كَفَواق النَّاقَةِ وَ هُوَ الحَلبَةُ الواحِدَةُ مِن لَبَنِهَا، والوِذامُ جمعُ و ذَمةٍ وَ هي الحُزَةُ مِن الكَرِشِ أَوِ الكَبِدِ تَقَعُ في التُّرابِ فَتُنفَضُ.
چون سعید بن العاص که از جانب عثمان فرماندار کوفه بود برای حضرت در مدینه هدیه و نامه‌ای فرستاد و در آن نامه بدین امر اشاره نمود و نوشت به جز عثمان، من تاکنون برای هیچ کس هدایایی به این مقدار و با چنین بزرگداشتی نفرستاده‌ام، حضرت چون نامه‌ی او را خواند برآشفت و چنین گفت:
بنی امیه از میراث محمد صلی‌الله علیه و آله‌(که خود وارث آن حضرتم) چیزی بس اندک به من می‌دهند، مانند شیری که به بچه شتر در وقت دوشیدن مادرش داده می‌شود. سوگند به خدا اگر زنده مانم و بر آنان دست یابم چنان آنها را دور بریزم که گوشت فروشان روده و شکنبه خاک آلود را دور می‌اندازد. سید رضی فرماید: و در روایت دیگر است که التراب الوذمه و آن بر عکس الواذم التربه می‌باشد. و معنی لیفوقوننی فرمایش آن حضرت‌(ع) این است که از بیت‌المال اندکی به من می‌دهند مانند فواق شتر و فواق به معنی یک بار شیر دادن بچه شتر است از شیر مادرش، و ذام جمع وذمه است و به معنی پاره‌ی شکنبه یا جگر می‌باشد که در خاک افتاده خاک آلود گردد.‌(بهشتی؛ بی تا: 64-63).
إِنَّ بَنِي أُمَيَّةَ لَيُفَوِّقُونَنِي تُرَاثَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وآله تَفْوِيقاً. غرض فائدۀ‌الخبراست. همچنین می‌توان گفت که غرض اظهار حسرت است. امام‌(ع) از این عمل بنی امیه اظهار حسرت و اندوه می‌نمایند.
وَاللَّهِ لَئِنْ بَقِيتُ لَهُمْ لَأَنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحَّامِ الْوِذَامَ التَّرِبَةَ. غرض تحقیر است. امام‌(ع) با بیان این تشبیه قصد دارد بنی امیه را تحقیر کند و پستی و حقارت آن‌ها را نشان دهد.(بیان کند)

4-30 0خطبه 78:
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي. فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَة. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا وَأَيْتُ مِنْ نَفْسِي وَلَمْ تَجِدْ لَهُ وَفَاءً عِنْدِي. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَيْكَ بِلِسَانِي ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِي. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي رَمَزَاتِ الْأَلْحَاظِ. وَسَقَطَاتِ الْأَلْفَاظِ وَشَهَوَاتِ الْجَنَانِ. وَهَفَوَاتِ اللِّسَانِ.
پروردگارا بر من ببخش آنچه را که درباره من بدان داناتری و اگر دوباره مرتکب آن کارها شدم تو نیز دوباره مرا ببخش. پروردگارا آنچه وعده دادم و بدان عمل نکردم بر من عفو فرما و آنچه را که با زبان به تو تقرب جستم ولی در دل با گفته‌هایم مخالفت کردم بر من ببخش. پروردگارا آنچه که با اشاره‌های چشم کردم و کلماتی که بیهوده بر زبان راندم و خواهش‌های دل و لغزش‌های زبانم را بر من بیامرز.‌(ارفع؛ 1379: 237).
این خطبه به صورت دعائی و امری می‌باشد پس انشاء است و گویی که امام‌(ع) می‌خواهد در این خطبه شیوه‌ی صحبت کردن با خدا و دعا نمودن را آموزش دهد.

4-31 0خطبه 79:
قَالَهُ لِبَعضِ أَصحَابِهِ لَما عَزَمَ علَى المَسیرِ إلَى الخَوارجِ و فَقالَ لَهُ یَا أمیرالمُؤمِنینَ إِن سِرتَ فِی هذا الوَقتِ خَشیتُ أن لا تَظفَرَ بِمُرادِكَ مِن طَرِیقِ عِلمِ النُّجومِ فَقالَ علیهِ السَّلامُ:
أَتَزْعُمُ أَنَّكَ تَهْدِي إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ. وَتُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ؟ فَمَنْ صَدَّقَكَ بِهَذَا فَقَدْ كَذَّبَ الْقُرْآنَ وَاسْتَغْنَى عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ فِي نَيْلِ الْمَحْبُوبِ وَدَفْعِ الْمَكْرُوهِ. وَتَبْتَغِي فِي قَوْلِكَ لِلْعَامِلِ بِأَمْرِكَ أَنْ يُولِيَكَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّكَ بِزَعْمِكَ أَنْتَ هَدَيْتَهُ إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي نَالَ فِيهَا النَّفْعَ وَأَمِنَ الضُّرَّ! ثم أقبل عليه السلام على الناس فقال:
أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَتَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْكَهَانَةِ وَالْمُنَجِّمُ كَالْكَاهِنِ وَالْكَاهِنُ كَالسَّاحِرِ وَالسَّاحِرُ كَالْكَافِرِ وَالْكَافِرُ فِي النَّارِ سِيرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ.
چون آهنگ جنگ خوارج کرد یکی از اصحاب گفت: «ای امیر مؤمنان از راه علم ستارگان گویم که اگر در این هنگام به راه افتی، ترسم به مراد خود نرسی» امام‌(ع) فرمود:
پنداری تو ساعتی را نشان می‌دهی که هر که در آن به سفر رود بدی به وی نرسد، و از ساعتی می‌ترسانی که اگر در آن، راه سفر پیش بگیرد، زیان وی را در میان خویش گیرد هر که تو را در این سخن راستگو پندارد، قرآن را دروغ انگارد، و در رسیدن به مطلوب و دور کردن آنچه ناخوش است و نامحبوب، خود را از خدا بی‌نیاز شمارد. تو، از آن که سخنت را کار بندد، چشم داری که تو را سپاس دارد و پروردگارش را به حساب نیارد، چه به گمان خویش، ساعتی را بدو نشان داده‌ای که در آن به سودی رسیده و از زیانی رهیده است. سپس روی به مردم کرد و فرمود:
ای مردم از اخترشناسی روی بتابید، جز آنچه بدان راه دریا و بیابان را یابید، که این دانش به غیب‌گویی می‌کشاند- وغیب را جز خدا نداند- منجم چون غیب گوست و غیبگو چون جادوگر و جادوگر چون کافر است و کافر در آذر، به نام خدا به راه بیفتید.‌(شهیدی؛ 1378: 58)
وَتَبْتَغِي فِي قَوْلِكَ لِلْعَامِلِ بِأَمْرِكَ أَنْ يُولِيَكَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّكَ بِزَعْمِكَ أَنْتَ هَدَيْتَهُ إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي نَالَ فِيهَا النَّفْعَ وَأَمِنَ الضُّرَّ.
غرض لازم الفائده است. امام‌(ع) می‌خواهد به آن شخص که ادعای ستاره‌شناسی کرده بگوید من از نیت تو و قصد و فکر تو آگاهی دارم.
أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَتَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْكَهَانَةِ وَالْمُنَجِّمُ كَالْكَاهِنِ وَالْكَاهِنُ كَالسَّاحِرِ وَالسَّاحِرُ كَالْكَافِرِ وَالْكَافِرُ فِي النَّارِ. غرض تحذیر است. امام‌(ع) مردم بر حذر می‌دارد از این که به دنبال ستاره‌شناسی باشند و بخواهند به وسیله‌ی آن راه خود را بیابند و آن را مبنای عمل خود قرار دهند.
سِيرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ. جمله امری است. پس انشایی است.
4-32 0خطبه 80:
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ. فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَالصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ. وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَكُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَلَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ.
ای مردم بدانید که زن‌ها از نظر ایمان بهره و نصیب و خرد دارای نقصند دلیل نقص ایمانشان معاف بودن آن‌ها از نماز و روزه به هنگام عادت ماهانه‌ی آن‌هاست و دلیل نقص خردشان این است که شهادت دو زن ارزش شهادت یک مرد را دارد و دلیل بهره کم آنها این است که میراثشان نصف میراث یک مرد است. از زنان بد دوری گزینید و از خوبشان بر حذر باشید در کارهای مشروع و معروف از آنها فرمان نبرید، تا در انجام کارهای منکر از شما انتظاری نداشته باشند.(بحرانی؛ 1375: 2/480).
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَالصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ. غرض فائدۀ‌الخبراست. امام قصد دارد مردم را از این موضوع آگاه کند. و این خطبه را امام بنا به تفاسیر بعد از جنگ جمل ایراد فرمودند که به رهبری عایشه صورت گرفت و در این جنگ بسیاری از مسلمانان کشته شدند. و شاید امام‌(ع) می‌خواهد به مردم هشدار دهد و آن ها را از این زن و پیروی از او بر حذر دارد.
فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَكُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ. جملات امری هستند پس انشایی هستند.
وَلَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ. جمله اول نهی است و انشائی- جمله نهی طلبی است و جمله دوم جواب طلب است.
4-33 0خطبه 81:
أَيُّهَا النَّاسُ الزَّهَادَةُ قِصَرُ الْأَمَلِ وَالشُّكْرُ عِنْدَ النِّعَمِ وَالتَّوَرُّعُ عِنْدَ الْمَحَارِمِ. فَإِنْ عَزَبَ ذَلِكَ عَنْكُمْ فَلَا يَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَكُمْ وَلَا تَنْسَوْا عِنْدَ النِّعَمِ شُكْرَكُمْ فَقَدْ أَعْذَرَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ بِحُجَجٍ مُسْفِرَةٍ ظَاهِرَةٍ وَكُتُبٍ بَارِزَةِ الْعُذْرِ وَاضِحَةٍ.
ای مردم‌(از آثار) زهد و دل نبستن به دنیا کم کردن آرزوها و سپاسگزاری از نعمت ها‌(ی حق‌تعالی) و اجتناب و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد امام‌(ع)، بيعت، اللَّهُمَّ، تحقیر Next Entries تحقیق درمورد انسان کامل